تبليغاتX
گؤزو ياشلي آراز
گونئ آذربايجانا دوشونجه وئرن سوزلر
اخيرا اطلسي در جمهوري آذربايجان منتشر شده است که خاک پاک آذربايجان و سرزمينهايي که از دست داده است را با دقت و جزئيات بيشتري نشان ميدهد. اين اطلس توسط آکادمي ملي علوم آذربايجان تهيه شده و قرار است به زبانهاي مختلف ترجمه و منتشر شود.

چاپ و انتشار نقشه هاي جعلي توسط شوونيسم فارس و ادعاهاي بي اساس آنها٫ يکي از آشکارترين اقداماتي است که در چند دهه اخير شدت بيشتري يافته اند.

چاپ نقشه هاي امپراطوري دروغين پارس که از آن سوي دنيا به اين سوي دنيا گسترده شده است! يکي از افتخارات شوونيستهاي خيال پرداز ميباشد.

اما٫ آذربايجان به گواه تاريخ و با داشتن دلايل محکم و انکار ناپذير داراي سرزمينهايي بوده است که در حال حاضر تنها بخش کوچکي از آن به عنوان جمهوري آذربايجان استقلال خود را بدست آورده است. سرزمينهاي گسترده آذربايجان در نوشته ها و اسناد بيشماري نامبرده شده اند.

اعتراضاتي که کم کم به مقامات بالاي شوونيسم نيز سرايت ميکند حاکي از اين است که سيستم حکومتي ايران مايل نيست ملت آذربايجان با گذشته خود آشنا شوند. اما چاپ چنين نقشه هايي٫ با در دست داشتن دلايل علمي و تاريخي٫ خواهد توانست ملت آذربايجان را با گذشته واقعي خود آشنا نموده و کمکي براي رهايي از سلطه کثيف فارسها باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 9:2  توسط آراز  | 

شانلي قيام !

حسن جداري

ظلم اليندن چون گليب دور جانه، آذربايجان

ال ويريب دور، شانلي بير عصيانه ،آذربايجان

بير نظر قيل تبريزه،سولدوزا يا اورميهّ يه

گور نئجه غلطان اولوبدور قانه، آذربايجان

توکدي خلقين قانيني بير ييرتيجي دوشمن،يره

گلمه سون بولمم نيه،افغانه ،آذربايجان؟

ظلم و استبداده قارشي،ائتدي يوز مين لر،قيام

قووزادي باشين گينه، طغيانه،آذربايجان

چوخ شرفلي نامورلر، حق يولوندا ئولدولر

چوخ ايگيت لر، دوشدولرزندانه ،آذربايجان

بو رشادت، بو شهامت، بيله بير شانلي قيام

زلزله سالدي،بوتون ايرانه ،آذربايجان

غم گونونده تا گله، ائل لر اونون امدادينه

گوز تيکيب هر گوشيه، هر يانه،آذربايجان

ظلمه قارشي،مين دويوشده،گوستريب اوز قدرتين

اگميوب باش، شيخه يا سلطانه،آذربايجان

قهرمان بير ئولکه دور،غيرتلي بابک لر دوغوب

آفرين، بابک ده کي ايمانه،آذربايجان

دور اياغه،باش گوزوندن سيل، توکولموش قانلاري

چاره يوخدور، جومگيلن طوفانه،آذربايجان

ايستير آذربايجان اولادي، ئوز ترکي ديلين

ئوزگه بير ديل، زور گلير انسانه،آذربايجان

ايليه تا خلقه، بو محنت لي گونده، باشچيليق

احتياجي واردي ستارخانه،آذربايجان

سويليون او قورخي بيلمز قهرمان حيدرخانا

وقتي دور، چيخسين گينه ميدانه،آذربايجان

ثروتي سايسيز حساب سيز، بوللي سل لي نعمتي

بس نچون، اولموش بئله ويرانه ،آذربايجان؟

فقر الينده ايشچيسي،زحمتکشي قالميش اسير

وار يوخي گتميش بوتون تالانه ،آذربايجان

بير بئله تبعيضه،استثماره، ظلمه ،کيم دوزر؟

ظلم اليندن، ياپ گليب دور جانه،آذربايجان

سس وئرين فرياديمه، اي آذري يولداشلاريم

گورموسوز غلطان اولوبدور قانه ،آذربايجان؟

 

خرداد آيي،  1385

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 8:29  توسط آراز  | 

بای بک | آنناآخشامي, ۲۶-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اينجی ايل, چولا ۱۹:۲۱ | تورکجه, خبرلر

تورکييه بؤيوک ميللت مجليسي قوزئي عيراق حربي عمليياتي قراريني تصديق ائتمه‌سي آردينجا، قوزئي عيراق کوردلري، پ.ک.ک‌ليلارلا بيرليکده گؤستريلر يولا ساليبلار ([1] Peşmerge PKK el ele mitingde).

گؤستريلرين [2] حوررييتده‌کي شکيللرينده ايلگينج گؤرونتولر واردير. بيري تورکييه‌لي کوردلرين تورکجه يازيلاري و او بيري کورد قيزلارين الينده‌کي پلاکارددا ديياربکر، سويوق‌بولاق، اربيل(دياربکر،مهاباد،هولئر) يازيسي.

سويوق‌بولاق، آدي فارس ديلي آکادئميسي (فرهنگستان زبان فارسي) طرفيندن مهابادا چئوريلن باتي آزربايجان ويلايتيميزين اؤنملي شهرلريندندير. نه يازيق کي، کورد ياييلماچيليغي و آخيني نتيجه‌سينده، بو شهرده‌کي تورکلرين ساييسي يوخ دئييله‌جک درجه‌ده آزالميشدير.

ايران سيياسي کوردچولوگونون مرکزي سنندج‌مي، سويوق‌بولاق مي؟

طبيعي کي، ايران کوردچولوگونون و کوردلوگونون مرکزي سنندج اولمالي، آمما کوردلر بو مرکزي داها قوزئيه(آزربايجان تورپاقلارينا ياييلماقلا) و تورکييه سينيرينا داها ياخينا داشيماق ايسته‌ييرلر.
+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 8:27  توسط آراز  | 

بای بک | آننا, ۲۷-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۱:۱۳ | فارسجا, خبرلر

سرپرست هيات كاوش، بررسي و شناسايي منطقه‌ي سد “گلابر” زنجان، از كشف هفت اسكلت انسان متعلق به دوران “مس و سنگ” در اين منطقه خبر داد.

كارشناس باستانشناسي سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري استان زنجان بابيان اينكه عمليات كاوش در اين‌منطقه به‌پايان رسيده است افزود: در جريان اين كاوش، يك قلعه متعلق به‌دوره اشكاني و اسلامي در بالاي تپه تاريخي شناسايي و مورد مطالعه قرار گرفت.

“ابوالفضل عالي” روز پنجشنبه به‌خبرنگار ايرنا گفت: اسكلت‌هاي كشف شده از اين محوطه‌ي تاريخي مربوط به كودك و نوزاد مي‌باشد.

وي افزود:اين اسكلت‌هااز داخل فضاهاي مسكوني اين محوطه‌ي تاريخي كه قدمت آن به شش‌هزار سال مي‌رسد، كشف شده است.

به گزارش خبرنگار ايرنا، عالي، اظهار داشت: نمونه‌اي از اسكلت‌هاي مكشوفه جهت مطالعه و بررسي علل مرگ اين افراد، در اختيار يك انسان‌شناس قرار داده خواهد شد.

به‌گفته‌ي وي، اين قلعه و تپه تاريخي پس‌از آبگيري سد گلابر به‌صورت جزيره‌اي حفظ خواهد آمد.

مسوول روابط عمومي سازمان “ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري” استان زنجان نيز گفت: كاوش در اين محوطه‌ي تاريخي از ‪ ۲۰‬ارديبهشت ماه امسال آغاز شد و ‪ ۱۵‬مهرماه‌جاري نيز خاتمه يافت.

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 8:23  توسط آراز  | 

اؤيدو (ماهواره): Hellas Sat 2
فرکانس: 11512
اس.آر: 30000
اف.ئي.سي: 7/8 39 derece sherq (east)
Horizontal
+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 8:20  توسط آراز  | 

بای بک | آننا, ۲۷-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۸:۱۶ | فارسجا, خبرلر 

در روزنامه های خود توهین به هویت ملی، ملت آذربایجان و حمایت از گروه های تروریستی را متوقف کنید

مسئول روزنامه جام جم
سردبیر روزنامه جام جم
سرپرست بخش آنلاین روزنامه جام جم

روز سه شنبه مورخه ۲۴/۰۷/۱۳۸۶ بخش آنلاین روزنامه جام جم مطلبی از آسوشيتدپرس با ترجمه علي كسمايی با عنوان مجوز پارلمان ترکیه برای حمله به شمال عراق ([1] www.jamejamonl…) به سایت خود اضافه نمود.

متاسفانه گردانندگان سایت اینترنتی روزنامه جام جم در اقدامی شیطنت آمیز و هدفدار نقشه تخیلی طراحی شده از سوی گروه های تروریستی کرد را به عنوان عکس تزئینی مطلب مطرح برگزیده اند.

این اقدام گردانندگان بخش آنلاین روزنامه جام جم که وابسته به صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران بوده و از چندین فیلتر سیاسی گذشته و تحت نظارت دائمی مسئولان روزنامه می باشد، امری غیر معمول به نظر می رسد.

در حالی که هر روز در غرب آذربایجان، جنوب ترکیه و شمال عراق انسان های بی گناه قربانی عملیات تروریستی گروه های PKK- PJAK می شوند و منطقه به دلیل آماده شدن نیروهای نظامی ترکیه برای سرکوب گروه های تروریستی حالت بحرانی به خود گرفته است، درج نقشه تخیلی گروه های تروریستی کرد که اراضی غرب آذربایجان را ضمیمه خود کرده است چه معنایی می تواند داشته باشد؟

ما به آقایان مسئول روزنامه جام جم و سایر مسئولین سیاسی که در تهران جا خوش کرده اند، یاد آور می شویم که غرب آذربایجان هر روز شاهد به خاک سپاری پیکر سربازان وافسران شهید ترک سپاهی، نیروی انتظامی، اطلاعاتی و ارتشی می باشد و اشك اندوه و حسرت مادران و پدران داغ دیده که فرزندانشان قربانی تروریسم شده اند هنوز خشک نشده است. باید به شما متذکر شویم که ملت ترک آذربایجان هم چنان که در قضیه کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران از هویت ملی خود دفاع و شهیدانی نیز تقدیم مام میهن کرد، اگر ضرورتی احساس نماید صد برابر جدی تر از آن به دفاع از اراضی تاریخی آذربایجان خواهد پرداخت.

ملت آذربایجان به خوبی آگاهند که در زمان های نه چندان دور همان رهبران سیاسی تهران نشین چگونه به خاطر منافع مقطعی خود مار را در آستین و خانه ملت آذربایجان پروراندند و امروز این مار بلای جان مردم ترک غرب آذربایجان شده است . این جنایتکاران ناقض حقوق بشربا عملیات های تروریستی سعی در به دست آوردن اراضی دیگر ملت هستند و شما نیز با درج نقشه های ساخته و پرداخته ذهن این تروریست ها به تبلیغ آن می پردازید. آیا برخورد شما در مورد چاپ نقشه خلیج عرب نیز این گونه بود؟ اگر جوابی ندارید بهتر است به آرشیو های روزنامه خودتان و صدا و سیمای جمهوری مراجعه کنید. به گمان، این اقدامات هدفدار که چندین بار نیز در روزنامه های آفتاب یزد و اعتماد منعکس شده، اگر چه با ظرافت های ژورنالیستی صورت می پذیرد ولی با سیاست های پشت پرده شومي اجین است.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با محکوم کردن این اقدام بخش آنلاین روزنامه جام جم به مسئولان این روزنامه هشدارمی دهد، تکرار این گونه اقدامات بر انگیختن احساسات ملت آذربایجان محسوب گردیده و یقینا ملت آذربایجان نیز از یک وجب خاک مام میهن نگذشته و حق اعتراض را بر خود محفوظ می داند.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
۲۶/۰۷/۲۰۰۷

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 8:18  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۲۸-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۵:۴۱ | فارسجا, خبرلر 

روند مهاجرت پرندگان مهاجر از مرزهاي شمالي به استان آذربايجان شرقي آغاز شده است.

کيومرث کلانتري، مديرکل حفاظت محيط زيست استان آذربايجان شرقي در گفتگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي گفت:« سالانه 120 هزار پرنده مهاجر از اروپا و سيبري به زيستگاه هاي استان مهاجرت مي کنند. چندروزي است که مهاجرت اين پرندگان آغاز شده و درحال ورود به استان هستند.»

وي در ادامه افزود:« زيستگاه‌هاي آبي استان آذربايجان شرقي بهترين فرودگاه براي پرندگان آبزي و کنارآبزي مهاجر است. بخشي از اين 120 هزار پرنده پس از تجيديقوا به جنوب مهاجرت مي کنند و بخشي هم به خاطر زمستان گذري در زيستگاه هاي استان مي مانند.»

کلانتري افزود:« خوشبختانه تاکنون هيچ رفتار غيرعادي يا تلفات در بين آنها مشاهده نشده و همه آنها از سلامت جسمي برخوردارند.»

وي درباره صدور مجوز شکار در اين استان توضيح داد:« بنابه احتمال شيوع آنفلوآنزاي فوق حاد پرندگان، شکارچيان تنها مي توانند پرندگان خشکزي را شکار کنند.»

رئيس اداره کل حفاظت محيط زيست استان آذربايجان شرقي در ادامه افزود:« در استان ما حدود 6000 هزار نفر شکارچي قانوني وجود دارد که هرساله از دفتر اداره کل محيط زيست دفترچه و پروانه شکار مي گيرند. بعد از 2 سال منع شکار، امسال اقدام به صدور پروانه شکار کرده ايم اما شکارچيان حق شکار پرندگان آبزي و مهاجر را ندارند»

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 8:14  توسط آراز  | 

باي بک | اودگؤن, ۲۵-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اينجي ايل, چولا ۲۱:۴۵ | تورکجه, خبرلر

تورکيه بؤيوک ميلت مجليسي (ت.ب.م.م) اؤلکه سيلاهلي قوووه لرينه عراقين شيماليندا پ.ک.ک ترور تشکيلاتينا قارشي حربي عمليات کئچيرمک ايجازه سي وئرن قرار لاييهه سيني قبول ائديب. آپا-نين تورکييه بوروسونون خبرينه گؤره، قرار لاييهه سي نين لئهينه ۵۰۷، علئيه اينه ايسه ۱۹ ميلت وکيلي سس وئريب.

متبوعاتا آچيق کئچيريلن موزاکيره لرده بوتون پارلامئنت فراکسييالاري نين نوماينده لري سؤز آلاراق تمسيل ائتديکلري سياسي قوووه نين مؤوقئييني آچيقلاييبلار. کوردلردن عيبارت دئموکراتيک توپلوم (جميت) پارتيياسي نين (دتپ) نوماينده سي صلاحددين دميرتاش ايندييه ده ک عراقين شيماليندا ۲۴ دفعه حربي عمليات کئچيريلديگيني، آما بونون پروبلئمين هللينه گتيريب چيخارماديغيني بيلديريب.

او، قانين آخماسي نين يالنيز ديالوق يولو ايله دايانديريلا بيله جگيني سؤيله ييب. جومهوريت خالق پارتيياسي (جخپ) آديندان چيخيش ائدن سابيق ديپلومات شوکرو الکداغ قرار لاييهه سينه جاني-کؤنولدن دستک وئره جکلريني بيان ائده رک تورکييه نين پارچالانماسينا يؤنلن پلانلارا ديقت چکيب. پ.ک.ک-نين ” بؤيوک کوردوستان ” خياليني حياتا کئچيرمک ايسته ديگيني وورغولايان ش.

الکداغ آبش-اي سرت تنقيد ائديب. او، آبش-اين هم پکک، هم ده ايرانا قارشي فعاليت گؤسترن پ.ژ.ا.ک ترور تشکيلاتيندان سياسي کارت کيمي ايستيفاده ائتديگيني دئييب. ميلليتچي هرکات پارتيياسي (مهپ) آديندان چيخيش ائدن سابيق ديپلومات دنيز بؤلوکباشي اردوغان هؤکومتيني تنقيد آتشينه توتاراق ايراقا حربي موداخيله نين گئجيکميش قرار اولدوغونو بيلديريب.

او، قرار لاييهه سي نين لئهينه سس وئره جکلريني آچيقلاياراق اوردونو سونا قدر دستکليه جکلريني وورغولاييب. عدالت و اينکيشاف پارتيياسي (اکپ) آديندان نيهات ارگونون چيخيشيندان سونرا عدليييه نازيري جمعيل چيچک سؤز آلاراق هؤکومتين مؤوقئييني ايفاده ائديب. اونون سؤزلرينه گؤره، خاريجي دستک اولمادان هئچ بير تئررور تشکيلاتي اوزون مودت ياشايا بيلمز.

پ.ک.ک.-يا دا محض اؤلکه خاريجيندن دستک وئريلديگيني وورغولايان نازير تورکييه نين تئررورلا موباريزه ده ايندييه ده ک ۳۲۰ ميليارد دلار ماددي ايتکييه معروض قالديغيني آچيقلاييب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 18:49  توسط آراز  | 

 

كورد لره آذربايجان يئرلرين ساتمياق 

 

به كردها زمين و ملك آذربايجان را نفروشيم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 18:47  توسط آراز  | 

باي بک | اودگؤن, ۲۵-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اينجي ايل, چولا ۱۶:۰۶ | فارسجا, خبرلر 

در راستاي افشاي ماهيت توطئه تروريسم کرد جهت اشغال تدريجي اراضي غرب آذربايجان و با توجه به اهميت بنگاه هاي معاملاتي املاک در اين رابطه، کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان صد ها نامه افشا گرانه به بنگاه هاي معاملاتي املاک در شهرهاي غرب آذربايجان ارسال کرد. در اين نامه افشا گرانه ضمن اشاره به تاريخ سياه جنايت هاي تروريست هاي کرد در غرب آذربايجان، به بخش هايي از سياست هاي پيدا و پنهان گروه هاي تروريستي کرد در غرب آذربايجان پرداخته شده است. کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان در اين نامه تلاش نموده که با تشريح نقش مهم بنگاه هاي معاملاتي املاک در خنثي سازي توطئه تروريسم کرد، صاحبان بنگاه هاي معاملاتي املاک را از خطري که در آينده مي تواند گريبان گير مردم ترک غرب آذربايجان شود آگاه سازد. کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان از فعالين آذربايجان و هواداران کميته مي خواهد که با کپي گرفتن و ارسال متن زير به بنگاه هاي معاملاتي املاک منطقه خود، کميته را ياري رسانند.

کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان

۲۵/۰۷/۱۳۸۷

متن نامه ارسالي:

قابل توجه بنگاه هاي معاملاتي املاک

توجه مديران محترم بنگاه هاي معاملاتي املاک را به مطالب ذيل جلب مي نمائيم.

غرب آذربايجان به دليل قرار گرفتن در نقطه سوق الجيشي و استراتژيک، در طول تاريخ خصوصا در قرن اخير بار ها مورد هجوم و تاخت گروه هاي تروريستي کرد قرار گرفته است. در اين حوادث تلخ تاريخي هزاران انسان بي گناه تورک در شهر هاي ماکي،سلماس، خوي،اورمو، سولدوز،قوشاچاي قرباني افکار و اعمال پليد اشخاصي مانند اسماعيل سيمتکو و عبدالرحمان قاسملو و غير شده اند. پدران و مادران پير ما که بعضي از آنها هنوز در قيد حيات هستند آن روزهاي تلخ را به خوبي به ياد داشته و شاهد عيني کشتار کودکان معصوم و تجاوز به زنان بي دفاع در اورمو و سلماس هستند و خود ما هنوز زخم هاي التيام نيافته اخراج خانواده هاي تورک از شهرهاي اشنو، خانا (پيرانشهر) و سويوق بولاغ (مهاباد) و کشتار مردم مظلوم سولدوز(نقده) بدست عناصر تروريست حزب دمکرات کردستان به رهبري عبدالرحمان قاسملو را بر پيکره آذربايجان غربي مي بينيم.

متاسفانه بايد اعتراف کنيم که بستر اين حوادث تلخ تاريخي با سياست هاي عمدي شونيسم فارس، انسان دوستي، سهل انگاري، ساده انديشي، دست و دلبازي هاي بي مورد مردم تورک غرب آذربايجان و بي لياقتي هاي مسئولان تورک منطقه و… آماده و مهيا تر شده است.

در حالي که قريب به ۸۰ سال از جنايات تروريست هاي اسماعيل سميتکو و ۲۸ سال از جنايات حزب دمکرات کردستان مي گذرد، آذربايجان غربي با پديده جديد تروريستي بنام PKK-PJAK که صد بار درنده خو تر از اسلافشان هستند روبرو مي باشد. اين تروريست هاي جديد عملا و آشکارا غرب آذربايجان را جولانگاه خود کرده و براي اشغال اراضي تاريخي ملت آذربايجان از هيچ عمل تروريستي ابا ندارند. اين تروريست ها در سايه سياست هاي عمدي شونيزم فارس و منابع کلان مالي شان که از راه قاچاق انسان، اسلحه، فحشا، مواد مخدر و… به دست مي آورند در کنار عمليات هاي تروريستي، فعاليت هاي سياسي( انتخابات) در سکوت کامل به خريد زمين، املاک و کارخانجات مشغول و در حال اجراي پروژه اشغال آرام اراضي غرب آذربايجان هستند. با کمال تاسف تعدادي از تورک هاي بي غيرت و مسئولان خود فروخته تورک منطقه با لاقيدي به دلالي اين تروريست ها پرداخته و شرافت خود را به پشيزي پول مي فروشند. اين دلالان رو سياه تاريخ، تبديل به جاده صاف کن تروريست هاي کرد در غرب آذربايجان شده اند.

مدير محترم بنگاه معاملاتي:

آن گونه که اشاره شد تروريست هاي کرد در کنار فعاليت هاي سياسي ونظامي خود سياست خريد اراضي و انتقال مهاجرين کرد به شهرهاي غرب آذربايجان را به صورت جدي دنبال مي کنند و اصلي ترين نقطه گذر آنها براي رسيدن به اهداف شوم خود بنگاه هاي معاملاتي در شهرهاي غرب آذربايجان است. تاسف آور اين است که بسياري از هموطنان تورک ما در غرب آذربايجان که به شغل مشاوره املاک مشغول هستند يا به حساسيت موضوع آگاه نبوده و يا در مقابل مقدار بسيار اندکي پول تمطيع مي شوند و ناخواسته تبديل به ابزار فروش اراضي و اسکان مهاجرين کرد در غرب آذربايجان مي گرددند.

“کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان” و مردم غرب آذربايجان از شما برادر هم وطن تورک که براي کسب در آمد و گذران زندگي در بنگاه معاملاتي مشغول هستيد انتظار دارد که با آگاهي يافتن از خطر بزرگي که در آينده منطقه غرب آذربايجان را تهديد مي کند به ممانعت محسوس و غير محسوس ازاجاره، رهن، فروختن زمين، مسکن، باغ، مغازه، کارخانجات و… به عناصر وابسته به تروريسم کرد پرداخته و گامي به ظاهر کوچک ولي بسيار موثر در مقابله با پروژه کردستان سازي، غرب آذربايجان بر داريد.

تاريخ گواه آن است کساني که به طمع پول به ملت خود پشت کرده اند رو سياه هميشگي خواهند بود و “کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان” عملکرد امروزي کساني را که به ابزار تروريسم کرد تبديل شده اند به ياد خواهد سپرده و اينان در فردايي بهتر جواب گوي ملت آذربايجان خواهند بود .

کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 18:42  توسط آراز  | 

پارلمان ترکيه با اکثريت قابل توجهي مجوز حمله به پايگاه هاي جدايي فعالين کرد ترکيه، پ ک ک، در داخل خاک عراق را صادر کرد. به گزارش بي بي سي از ۵۵۰ نماينده پارلمان ترکيه تنها ۱۹ نماينده با طرحي که به دولت ترکيه اجازه دستور حمله به شمال عراق را براي يک سال مي دهد، مخالفت کردند. مجوز عمليات فرامرزي ترکيه در حالي داده شده که جورج بوش، رئيس جمهوري آمريکا گفته است آمريکا اين نکته را روشن کرده که حمله به داخل عراق به نفع ترکيه نيست. پيشتر، تلويزيون دولتي عراق اعلام داشته بود که نوري المالکي، نخست وزير عراق در گفتگوي تلفني با رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه به تعهد عراق به متوقف ساختن حمله به ترکيه از داخل خاک عراق، تاکيد کرده است. طارق الهاشمي، معاون رئيس جمهور عراق، نيز پس از گفتگو با رهبران ترکيه در آنکارا، گفته بود او چيزي را که خواستار آن بوده بدست آورده است. وي همچنين گفته بود که جو تازه اي ايجاد شده و بهتر است دو کشور عراق و ترکيه از اين فرصت استفاده کنند. در همين حال، رجب طيب اردوغان، گفته است موافقت پارلمان ترکيه با ورود نيروهاي اين کشور به شمال عراق به اين معني نخواهد بود که حمله به پايگاه هاي حزب کارگران کرد ترکيه، قريب الوقوع است. طرح پارلمان ترکيه، در پي اوجگيري حملاتي در داخل ترکيه است که به حزب کارگران کرد ترکيه، نسبت داده مي شود. اين طرح تصريح مي کند که ترکيه چندين بار به عراق هشدار داده است پ ک ک، را سرکوب کند که فايده اي نداشته است و اکنون ترکيه عمليات نظامي را جزو گزينه هاي خود مي داند. خبرنگار بي بي سي مي گويد مرگ ۱٣ سرباز ترکيه در هفته قبل در حمله غافلگيرانه اي که به پ ک ک، نسبت داده شد دولت اين کشور را براي واکنش نظامي تحت فشار قرار داده است. عراق و آمريکا خواستار خويشتنداري ترکيه شده اند چرا که نگرانند اقدام نظامي از سوي ترکيه باعث هرج و مرج در تنها منطقه آرام عراق شود. آنچه آنکارا مي خواهد اقدام جدي و ملموس عليه پ ک ک، براي جلوگيري از درگيري نظامي است. آنکارا مي گويد حدود سه هزار نيروي مسلح حزب غيرقانوني پ ک ک، در کردستان عراق مستقرند. ماه گذشته عراق به ترکيه اجازه نداد جدايي طلبان مسلح را در داخل خاک اين کشور تعقيب کند. در عوض دو کشور قراردادي امنيتي امضا کردند که از جمله بر اساس آن حمايت مالي و تدارکاتي و يا تبليغ سياسي براي پ ک ک، ممنوع مي شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 18:24  توسط آراز  | 

بای بک | آراگؤن, ۲۴-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۷:۱۵ | فارسجا, مقاله مقاله زير در سايت ايران ديپلوماسي منتشر شده است. در اين مقاله نويسنده شوونيست بدون هيچ گونه شرمي دهان به بدگوئي و توهين به ملتي کرده است که داراي يک تمدن و امپراطوري مهم در تاريخ بوده است. خزرها که در مناطق اطراف درياي خزر يکي از درخشان ترين تمدنها را به وجود آورده اند در افکار شوونيستي نويسنده مقاله وحشي و بيابانگرد معرفي ميشوند! اين مقاله که بدون معرفي هيچ منبعي نوشته شده است٫ نشاندهنده اميال کثيف شوونيستهاي فارس براي مصادره افتخارات و ثروتهاي ميباشد. مقاله کذائي را ببينيد: درياى مازندران بزرگ ترين درياچه ى جهان در شمالى ترين بخش خاک ایران ما قراردارد. درياچه اى با پيرامون ٧٠٠٠ کيلومتر وپهنه ى ٣٩٤٢٠٠ کيلومتر مربع . اين درياچه ى پهناور که روزگارى بخشى از درياى بزرگ تيتيوس بود حدود ٢٥٠ ميليون سال پيش از اعضا خانواده اش ، دريا هاى آرال ، مديترانه ، سياه و درياى پارس جدا افتاد و به پهناور ترين درياچه ى گيتى بدل شد. درياى مازندران در طول تاريخ رخ دادهاى بزرگى را در پيرامون خود شاهد بوده و در هر برهه اى از تاريخ مردمان اين کشور کهن نامى بر آن نهادند. نام ان دريا در نقشه هاى مورد تاييد موسسه ى گيتا شناسى و ژئوفيزيک ايران خزر ذکر شده و نامى که در جهان به آن شهرت دارد کاسپين است. اما اينکه اين دو نام از کجا آمده و چرا من آن را درياى مازندران مى نامم ، موضوغى است که سبب نگارش اين نوشتار شد. همان گونه که پيش از اين گفته شد ، درياى مازندران نام هاى بسيرى را در تاريخ بر خود ديد چون درياى هيرکانيان، ساکازنه، کاسپين، خزر، طبرستان، درياى خراسان، اکفوده دريا، قزوين ، گيلان، سارى، باکو، ديلم، خوالينسک،تنگيز و… اما آنچه اينجا به آن پرداخته مى شود سه نام اخير است که همچنان مورد استفاده قرار مى گيرند. خزر : خزرهاى ترک نژاد ، نزديک به ٢٠ سده پيش از بيابان هاى بى آب آسياى ميانه به سوى سرزمين هاى باخترى کوچ کرده و سرانجام در کرانه هاى باخترى درياى مازندران ساکن شدند. اين قوم که در طول تاريخ به قومى وحشى مشهورند ، در حدود سده ى ششم ميلادى ، حکومت مستقلى به وجود آوردند وکشور خود را خاقانات خزر ناميدند. خزرها در همان سال ها اندک اندک به دين يهود در آمدند ، و اين دين در خاقانات خزر به رسميت شناخته شد.آنان پس از تشکيل حکومت مستقل و تثبيت آن، هجوم به اقوام همسايه را که اغلب مردمان اسلاو بودند ، آغاز کردند. هر از گاهى نيز خساراتى به بخش هاى شمالى امپراطورى ساسانى وارد مى آوردند، تا آنکه براى جلوگيرى از هجوم گاه به گاه اين اقوام نيمه وحشى به دستور کيخسروَ اَنوشِ رَوان ديوارى بزرگى در شهر دربند ساخته شد، که سنگ نبشته ى اين دستور نيز همچنان بر جاست. تا آنکه در سده هاى ٩و١٠ ميلادى با حمله ى اقوام روس خزرها سرزمين هايشان را از دست دادند و به سوى اروپاى شرقى گريختند. کاسپين: کاسپين،کاسپيا، کاسپيانا ، کاسپى،که شکل نخستين اين نام ها، نام شناخته شده ى کنونى درياى مازندران در جهان است از نام قومى ايرانى نژاد گرفته شده که تا ٢٠٠٠ سال پيش از ميلاد ساکنان جنوب قفقاز بودند و آغاز هزاره نخست پيش از ميلاد به سوى سرزمين هاى جنوبى کوچانده شدند . کاسپ ها مردمانى با پوست سپيد، موهاى روشن و چشمانى کبود بودند. آنان با گذر از منطق کوهستانى شمال گيلان کنونى وارد ايران شدند. کاسپ ها به آئين ميترا ايمان داشتند. تنديس هاى بيشمارى از خود بر جاى گذاشتند که شمار زيادى از آنها در حفارى هاى تپه هاى املش يافت شده است. مازندران: درباره ى نام مازندران و معناى آن عقايد بسيارى وجود دارد. که شمارى از آنها را بر مى شمرم . عده اى ”موز“ را نام کوهى گرفته اند که در دل البرز واقع است ، وبا گشايش پاره ى نخست، پاره ى دوم را ” اندر آن “ پنداشتند .که در تاريخ تبرستان ابن اسفنديار ، نيز به اين نکته اشاره شده است . عده اى نيز واژه ى ”ماز “ را به معناى دژ گرفتند و ترکيب واژگانى را به معناى جايى که دژهاى بسيارى در آن واقع است ترجمه کردند. مى گويند مازيار پور قارن، سردار مشهور تبرى ، دستور ساخت دژ ها مستحکمى را در دل البرز داد تا از ورود تازيان جلوگيرى کند . اما نظريه ى ديگرى نيز وجود دارد که ديدگاه زبان شناسانه بسيار قابل توجه است . يکى از خدايان هندو-ايرانى با نام ”ايندرا“ که خداى جنگاورى و طبقه ى جنگاور بوده سبب پديد آمدن اين نام است . آرياييان که به ايزدان متعدد ايمان داشتند پنج ايزد را برتر مى شمردند ١.ميترا ٢. ايندرا ٣. وَرونا ٤.نَساتيا بدين ترتيب از آن رو که مردمان شمال فلات ايران بر اين اعتقاد بودند و نيز مردمانى تنومند و جنگ آورنام اين ايزد را بر سر زمين خود نهادند . پاره نخست به صورت مز ، مها ، مهى ، مزى ، که همگى به معناى بزرگ اند ، پاره ى دوم ايندرا يا ايندر که از آن سخن رفت ، و پاره ى سوم پسوند ”ان“ است که موقعيت مکانى را نشان ميدهد . پس ”مز ايندرا ان “ يا مازندران به معناى سرزمين ايندراى بزرگ است . اما در پايان سوالى مطرح مى شود ، جامعه جهانى اين درياچه پهناور را با نام قومى ايرانى نژاد به نام کاسپین مى شناسد و ما به عنوان نگاهبان اين فرهنگ کهن آن را با نامى به رسميت مى شناسيم ، که از اقوامى نه چندان متمدن بر جاى مانده است. کدام يک به نظر صحيح تر مى رسند ؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 9:24  توسط آراز  | 

به گزارش خبرگزاری تومروس : نزديك به دو قرن از انعقاد دو قرارداد ننگين “گلستان” و “تركمانچای” می‌گذرد. در اين مدت هيچ دولتی (قاجار، مشروطه‌‌خواهان، پهلوی و جمهوری اسلامی) خواهان الحاق مجدد سرزمين‌های از دست رفته طبق دو قرارداد مذكور نشده است. علت روشن است، طرح چنين تقاضايی به معنای آغاز جنگی بوده است كه نه تنها گرجستان و قفقاز و … را به ايران برنمی‌گرداند، بلكه احتمال داده می‌شد قسمت ديگری از خاك ايران از آن جدا شود. عقلانی آن است هر ملت مطابق با شرايط داخلی و واقعيات بين‌المللی تصميم بگيرد و رفتار كند. عقلانيتی كه فتحعلی شاه و درباره قاجار پيش از جنگ دوم با روسيه كه به تركمانچای ختم شد از آن بی‌بهر‌ه بودند. آنان به ضعف مفرط و عقب ماندگی آشكار ايران از يك سو و قدرت نظامی برتر تزارها در ابتدای قرن نوزدهم توجه نداشتند و به جای تلاش برای پيشرفت ايران، همپا با تحولات منطقه‌ای و جهانی، به رمل و اسطرلاب چشم دوختند و در دريای تملق‌ و چاپلوسی اطرافيان مدهوش شدند و غيرت ايمانی مردم را برای پيروزی بر خصم كافر و آزادسازی شهرهای از دست رفته اسلام كافی دانستند. اگر بعد از شكست اول ايران در جنگ‌های سيزده ساله با روسيه و از دست دادن تعدادی از شهرهای كشورمان در قرارداد گلستان، شاه و دربار قاجار به جای تحريك عواطف مردم برای آغاز دوباره جنگ، به نوسازی كشور، از جمله ارتش و ايجاد صنايع نظامی می‌پرداختند، كاری كه سه دهه بعد اميركبير آغاز كرد، و سپس با اقتدار كافی از مرزهای خود حراست می‌كردند، آيا تركمان چای به ايران تحميل می‌شد؟ آيا ايرانيان نمی‌توانستند با توسعه اقتصادی و سياسی و نظامی ميهن خويش، خسارات عهدنامه گلستان را نيز جبران كنند؟ با كمال تاسف بی‌توجهی به واقعيات و روند تحولات، از جمله اوضاع بد كشور و موقعيت برتر روسيه چنان ضربه‌ای به كشور وارد كرد كه امضا و پذيرش “تركمان‌چای” كه مظهر تحقير و ضعف ملی بود، لازم قلمداد شد و در زمان خود اعتراضی برنيانگيخت. زيرا انتخاب ديگر آن بود كه جنگ ادامه يابد و بسياری از شهرهای ديگر ايران در آذربايجان، از جمله تبريز، در دست روس‌ها باقی بماند. تفاوت تركمان چای با قرارداد 1919 ، كاپيتولاسيون و تنباكو در اين است كه قراردادهای اخيرالذكر به دليل دريافت رشوه يا به علت سرسپردگی امضاكنندگان به بيگانگان منعقد شدند ولی كشور در موقعيتی قرار نداشت كه جز انعقاد آن موافقتنامه‌ها انتخاب ديگری وجود نداشته باشد. در تركمانچای وضع فرق می‌كرد. پيروزی نظامی در جنگ، روسيه را در جايگاه فاتح قرار داده بود و می‌توانست اراده خود را بر دولت و ملت ايران تحميل كند كه كرد. به علت همين تفاوت امضاكنندگان قرارداد 1919 ميلادی در ايران بدنامند اما عباس ميرزا، كه در رأس مذاكره‌كنندگان با روس‌ها بود و در نهايت عهدنامه تركمان‌چای را امضا كرد، خوشنام‌ترين رجل قاجار به شمار می‌رود. پيش از آغاز جنگ عباس ميرزا تلاش كرد با ديپلماسی و تداوم مذاكرات مانع آغاز جنگ و بروز فاجعه شود اما گوش شنوايی نيافت. دربار را چاپلوسان و چپاولگران محاصره كرده بودند و پيشوايان بزرگ مذهبی، همچون طباطبايی اصفهانی (معروف به سيد محمد مجاهد) و ملا احمد نراقی نيز تحت تأثير جوی كه جنگ‌طلبان بی‌فكر و ناآگاه ايجاد كرده بودند و از جمله در “مجمع بزرگ ملی ايران” كه قبل از جنگ تشكيل شد، تجلی كرد، به جای دعوت دربار به تدبير و تأمل و حمايت از عباس ميرزا و قائم مقام در پيشگيری از وقوع جنگ، فتوا دادند “دولت ايران با دولت روسيه ترك مصالحه و مدارا كند و لازم است و واجب شرعی كه عداوت و منازعت آشكار سازد”. به عبارت روشن دولت ايران به روس‌ها اعلان جنگ كند، آن هم پس از آنكه فرستاده ويژه دربار روس، بعد از مرگ الكساندر اول و به قدرت رسيدن نيكلای اول به تهران آمده بود تا شاه ايران را قانع كند هيأتی برای “تهنيت جلوس امپراتور جديد” و “تعزيت امپراتور متوفی” به سن پترزبورگ اعزام كند و مذاكرات را از سر گيرند. علما در “مجمع بزرگ” خود، ضمن رد درخواست ملاقات نماينده اعزامی دولت روسيه، اعلان كردند: “مهربانی با كفار بنابر نص كلام ايزد جبار حرام است“. تصميم‌گيری براساس احساسات و نه عقلانيت و همه‌جانبه‌نگری موجب شد نه تنها ايران ولاياتی را كه طبق پيمان‌نامه گلستان در سال 1813 ميلادی (1192 ه. ش.) از دست داده بود، از جمله گرجستان و شيروان و باكو و قراباغ و گنجه و … را پس نگيرد، بلكه به موجب معاهده “تركمان‌چای” (1828 ميلادی ، 1207 ه.ش.) تسلط روس‌ها بر قفقاز كامل شد و ايروان و نخجوان نيز به آنان واگذار گرديد. طبق قرارداد تركمانچای حقوق ايران در دريای خزر سلب، حاكميت قضايی ايران نقض و كاپيتولاسيون به ما تحميل شد. چه كسانی در تحميل قرارداد تركمانچای به ايران مقصرند؟ آيا اعضای هيأتی كه به سرپرستی عباس ميرزا با روس‌ها مذاكره و نهايتاً قرارداد را امضا كردند بايد محكوم شوند، يا آن گروهی كه با بی‌تدبيری و بی‌مسئوليتی بر طبل جنگ كوبيدند و علاوه بر خسارات انسانی و اقتصادی، موجب شدند ارتش روس‌ به تبريز وارد شود و با اشغال “وليعهد نشين قاجار” ملت ايران را تحقير كند؟ آيا جنگ‌طلبان اعم از درباريان، نظاميان و آن دسته از روحانيون كه بی‌توجه به شرايط ملی و بين‌المللی فتوا و حكم جهاد صادر كردند و موجب شكست ننگين و خفت‌باری شدند، مقصرند يا كسانی كه برای خروج روس‌ها از تبريز و خاتمه جنگ آن عهدنامه را امضا كردند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 9:23  توسط آراز  | 

مطلب فوق از سايت پيك نت كه متعلق به يكي از شاخه هاي حزب توده ايران است برداشته شده است . اين مطلب ذر سايتهاي ديگر منتشر نشده است . با توجه به سابقه اي كه از فعاليتهاي اين حزب داريم ، مسائل مطروحه در آن بي حساب و كتاب نميباشد . لذا در اين مورد نيز نميتوان بي تامل و بي توجه از كنار آن گذشت.پس مجبور به پرداخت موضوع هستيم . واقعيت اين است كه ما قبل از خواندن اين مطلب به فكرمان نميرسيد كه در مورد آذربايجان چنين ذهنيتهايي موجود باشد ، يا اينكه چنين جو سازيهايي صورت بگيرد . بعد از خواندن اين مطلب هم كنجكاو و هم ناچار از تحقيق شديم. تحقيقاتي كه از طرف ما و دوستانمان در اين مورد صورت گرفت، مسئله را بكلي متفاوت از ادعاهاي گزارش كذائي مطروحه نشان داد. در آذربايجان چنين جوي حاكم نيست . در آذربايجان در هيچ نقطه اي مردم براي مبارزه با دولت دست به سنگر بندي نزده اند. در آذربايجان در هيچ جائي بمبي منفجر نشده است . در آذربايجان علاوه بر اينكه هيچ كدام از خطرات مطروحه در گزارش كذائي فوق صادق نيست ، بلكه از نظر ضريب امنيت، آذربايجان در شرايط فعلي از هر نقطه ديگر كشور امن تر است. در آذربايجان همه فعالين و رهبران حركت از روش مدني و از فعاليت در چارچوب قانون حمايت ميكنند. همه آنان مخالف روشهاي خشونت آميز و برانداز هستند. حال تعجب ما در اين است كه چرا چنين گزارشي در هيئت دولت مطرح شده است. آيا سايت پيك نت اين مسائل را هدفمند و مغرضانه مطرح ميكند ؟ آيا براستي اين گزارش در جلسه هيئت دولت مطرح شده است؟ اگر سايت پيك نت اين گزارش را بدروغ مطرح كرده است، منظورش چيست؟ و اگر اين گزارش در جلسه هيئت دولت مطرح شده است از طرف چه كساني بوده است و منظورشان از طرح اين مسائل دروغ چيسيت و چرا ميخواهند به دروغ وضع آذربايجان را بحراني نشان بدهند؟ اينكه سايت پيك نت اين گزارش را بدروغ داده باشد، براي ما ،نه قابل هضم است و نه در شرايط فعلي براي ما قابل تحليل . پس اين گزينه را براي زماني ميگذاريم كه اطلاعاتمان تكميل شود. ولي اينكه اين گزارش جعلي بدروغ در هيئت دولت مطرح شده است ، ميتوان گمانه هائي را مطرح كرد. يكي از اين گمانه ها اين ميتواند باشد كه عناصر استبدادگرا كه در داخل دستگاه اجرائي كشور نفوذ كرده اند ،براي غير عادي و امنيتي نشان دادن وضع كلي كشور دست به جعل اين گزارش زده اند تا دستشان در وادار به سكوت كردن مخالفان و منتقدان هر چه بازتر باشد. آنان از آنجا كه در اداره امور كشور ناكارآمد بوده اند ، هم اكنون در زير فشار شديد منتقدان درون جناحي و برون جناحي خود هستند. آنان هيچ توجيهي در دفاع از اشتباهات خود ندارند . آنان هيچ برنامه اي براي جبران اشتباهات خود ندارند . هر روز كه ميگذرد وضعشان وخيمتر از روز پيش ميشود . پس چاره را در آن ميبينند كه وضعيت را بحراني نشان بدهند.اين بحران بايد بگونه اي باشد كه آنان خود مقصر ديده نشوند . بحراني نشان دادن وضع آذربايجان بهترين گزينه است . آنان بدين وسيله هم وضع سياسي مملكت را غير عادي و امنيتي نشان ميدهند وهم خود را بيگناه جلوه ميدهند ، حتي بسياري از ناكارامديهاي خود را نيز ناشي از وضع غير عادي آذربايجان جلوه ميدهند. در چنين حالتي دستشان براي سركوب هاي غير قانوني كه امروزه هر همه جاي كشور و مخصوصا در آذربايجان مد شده است ،بازتر خواهد شد و هم منتقدان درون و برون جناحي خود را از وضع غير عادي كذائي ميترسانند كه آنان دست از انتقاد و مخالفت با سياستهاي غلط حاكم بردارند. البته آنان نميدانند كه با اين كار دارند با آتش بازي ميكنند. آذربايجان جائي نيست كه بتوان چنين بازيهائي با آن كرد . نمونه آن،جريان و حوادث خرداد ماه سال 85 است كه در آذربايجان تبديل به حماسه شد. اما ميتوان گمانه ديگري را نيز مطرح كرد .ميتوان حدس زد كه عوامل شوونيست فارس كه در قدرت حاكم دزدكي نفوذ كرده اند و دلشان از هژموني قدرتمند حركت ملي آذربايجان خون است ، خارج از ساستهاي فعلي دولت ، به بگيروببندهاي غير قانوني فعلي در آذربايجان راضي نيستند و ميخواهند با غير عادي نشان دادن وضع آذربايجان اجازه سركوبهاي هر چه بيشتر را نيز بگيرند. تا بدين وسيله بلكه بتوانند عقده هاي فرو خورده خود را بگشايند . اگر چنين باشد بايد به حال دولت فعلي افسوس خورد كه اين چنين محل تاخت و تاز شوونيستهاي فارس شده است. شوونيستها بدين وسيله هم دولت را به مسخره گرفته اند و هم مملكت را به پرتگاه سياسي رهنمون ميشوند . آنان بايد بدانند كه آذربايجان جائي نيست كه بتوان در آن اينگونه جولان داد . آنان بايد بدانند كه در زبان محلي به آذربايجان "اودلار يوردي " يعني سرزمين آتش ميگويند. عقلا هرگز با آتش بازي نميكنند. آنهم در اين شرايط كه دلاوران آذربايجان هر چه آگاهتر و بيدار تر شده اند .در شرايطي كه حناي شوونيسم ديگر در آذربايجان رنگي ندارد ،نبايد دست به اين حماقتها زد. شوونيسم بايد عاقلانه تر از اين بينديشد. اما ميتوان گمانه ديگري را نيز مطرح كرد . شايد براستي مقامات محلي كه مسئوليت امورات اطلاعاتي و امنيتي آذربايجان را در دست دارند، اشتباه كرده اند و تحت تاثير اطلاعات غلطي كه احتمالا به دستشان رسيبده است به چنين تحليل غلطي رسيده اند كه وضع آذربايجان بحراني است. در چنين صورتي بايد از آنان پرسيد براستي در كجاي آذربايجان مردم دست به سنگر بندي زده اند ؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 9:19  توسط آراز  | 

اخيرا ً در آذربايجان از طرف تفكر شوونيستي ضد تورك، سياستهاي تورك زدايانه در حال تشديد است . اين سياستها با مواضع اعلام شده و علني حكومت مغاير است . 1- اجبار نشريات در نپرداختن به موضوعات هويتي و مجبور بودن آنها در چاپ مطالب به زبان فارسي و خودداري آنان از چاپ مطالب به زبان توركي . 2- ممنوع القلم و ممنوع التريبون بودن بسياري از نويسندگان و شخصيتهاي هويت گرا كه در جهت رشد و شكوفائي فرهنگ و زبان آذربايجان عزيز قلم مي زنند و سخن مي گويند . 3- ممانعت غير قانوني از برگزاري هر گونه گردهم آئي و سيمنار و كنفرانس و سخن راني كه در موافقت با فرهنگ و زبان و هويت ملي و فرهنگي آذربايجان باشد. 4- مجبور نمودن چاپخانه ها به خود داري از چاپ مطلب به زبان توركي و هر گونه مطلبي كه در جهت هويت گرائي آذربايجان مي باشد . 5- نظامي و امنيتي نمودن فضاي سياسي حاكم بر آذربايجان و جلوگيري غير قانوني از هر گونه عمل و اقدامي كه نشان از هويت گرائي و دموكراسي دارد . 6- مسدود نمودن فضاي دانشگاهها و تعطيل و توقيف نمودن تمامي نشريات دانشجوئي كه گرايشي هر چند جزئي نسبت به هويت گرائي و دموكراسي دارند. در دانشگاهها دانشجويان تورك از برگزاري هر گونه جلسه شعر خواني و داستان نويسي و سخنراني كه ماهيت هويت گرايانه و دموكراسي خواهانه داشته باشد ، محرومند . شنيده ها حاكي از آن است كه برخي از كلاسهاي درسي دانشجوئي به محلي براي توهين و اهانت به فعالين حركت ملي آذربايجان تبديل شده است و هيچ دانشجوئي از حق اعتراض برخوردار نيست . 7- دستگيريهاي غير قانوني و بازجوئي هاي خود سرانه از كساني كه مظنون به فعاليتهاي هويت گرائي و دموكراسي خواهي هستند . 8- جمع آوري تابلو ها و لوحه ها ئي كه به زبان توانمند توركي در كوچه و خيابان و معابر و ميدان ها عمومي و دولتي، شهرهاي آذربايجان نصب شده بودند و تعويض شتابزده آن با تابلوهاي فارسي زبان. در اين مورد برخي ار عوامل خود سر ، زور گوئي را به جاي رسانده اند كه مغازه ها و موسسات غير دولتي و خصوصي شهروندان را نيز مورد تعرض قرار مي دهند . آنان ضمن آنكه به هيچ موسسه و مغازه تازه تأسيس، اجازه انتخاب عنوان و اسم توركي را نمي دهند ، بلكه انتظار دارند تمامي مغازه ها و موسسات خصوصي كه اسامي و عنوان هاي توركي داشته اند، عنوان و اسم خود را به زبان فارسي تغيير دهند . جالب است كه در اجرا نمودن اين تفكر شوونيستي ضد توركي از امكانات صدا و سيما نيز سو استفاده مي كنند. اخيرآً يكي از نمايندگان تبريز كه برخلاف سايرين ، نسبت به وظايف نمايندگي خود ، پايبند است ، نسبت به اعمال و اقدامات غير قانوني تفكر شوونيستي اعتراض نموده است . اقاي اكبر اعلمي با طرح سوالي از وزير كشور نسبت به اين اعمال ضد توركي و غير قانوني اعتراض نموده است . از نظر هويت گرايان و دموكراسي خواهان آذربايجان، واكنش آقاي اعلمي قابل تقدير و تشكر است . اين در حالي است كه سايرين كه با عنوان نماينده مردم آذربايجان به مجلس راه يافته اند، در قبال اين اعمال غير قانوني كه در آذربايجان صورت مي گيرد ، مهر سكوت بر لب زده اند . متأسفانه در برخي موارد شنيده ها حاكي از آن است كه بعضي از اين نمايندگان نيز با اين اعمال غير قانوني همسو و همجهت هستند . برخلاف آنان اقاي دكتر اعلمي با مردم آذربايجان همراهي نشان مي دهد . ايشان يك بار در مراسم قلعه بابك حضور يافته اند و همچينين در جريان دستگيري هاي غير قانوني كه در حماسه خرداد 85 صورت گرفت ، از زندانيان حركت ملي آذربايجان در زندان تبريز ديدن نمودند. ايشان بنا بر وظايف نمايندگي خود برخلاف سايرين ، اين مشكلات را در مجلس مطرح نمودند. دكتر اعلمي در جريان توهين ناشرافتمندانه شوونيسم ضد تورك كه در نشريه دولتي ايران بر عليه توركها و آذربايجانيها صورت گرفته بود ، در صحن علني مجلس طي يك سخنراني تاريخي به اعتراض برخاستند . آقاي دكتر اعلمي در چند روز اخير نسبت به اعمال سياست هويت زدائي در آذربايجان اعتراض نموده است . اين اقدام انساني و منطقي و قانوني و غيرتمندانه وي كه در راستاي اجراي قانوني و ظايف نمايندگي خود انجام مي گيرد،موجبات خشم و عصيان سران شوونيسم را فراهم آورده است . همچنين مصداق آن مثل قديمي توركي كه ميگويد "آغانين مالي چيخار ، نوكرين جاني" يكي از نشريات وابسته به محافل شوونيستي و استبدادي نيز از اقدامات آقاي اعلمي خشمگين و عصباني شده است .نشريه ميثاق كه سابقه زشت و چركيني در رابطه با آذربايجان ستيزي در پشت سر خود دارد، در شماره اخير خود نسبت به اعتراضات قانوني دكتر اعلمي خشمگين شده است . اين نشريه طبق معمول، از اقدامات غير قانوني و خود سرانه تفكر شوونيستي ضد تورك ، دفاع كرده است و همچنين اعتراض قانوني آقاي اعلمي را ،تفرقه افكني و بحران سازي قلمداد نموده است . اين نشريه ضد تورك و ضد آذربايجان با اينكه ،خود را نشريه اي توركي و فارسي معرفي مي كند ، از چاپ مطالب توركي خودداري مي كند و در ستايش از فارس گرائي مقدار زيادي كاغذ، سياه مي كند . به همين دليل نيز اقدامات شرافتمندانه آقاي اعلمي را زير سوال برده است و شرافتمندي وي را دليل بر عدم صلاحيت نمايندگي وي دانسته است . از نظر اين نشريه حال كه آقاي اعلمي شرافتمند است و نسبت به وظايف نمايندگي خود احساس مسئوليت مي نمايد ، پس جاي او در مجلس نيست . مجلس كه جاي اين حرفها نيست . اين نشريه توهين و اهانت هاي زيادي درحق دكتر اعلمي انجام داده است . در اين مورد حقي را براي دكتر اعلمي ايجاد كرده است . آقاي دكتر اعلمي هم اكنون مي تواند از توهين ها و اهانتها و اتهاماتي كه اين نشريه در حق وي انجام داده است ، به دادگاه صالحه شكايت كند ، و اگر دادگاه صالحه اي پيدا نشد كه به شكايت وي برسد، البته كه وجدان بيدار ملت غيور آذربايجان ، در دادگاه خلقي و ملي خود به اين اهانتها رسيدگي خواهد كرد.دادگاه وجدان ملت شريف آذزبايجان دادگاهي است كه مي توان به آن شكايت كرد و حكم لازم را نيز از آن گرفت . از نظر ملت غيور آذربايجان آقاي دكتر اعلمي نماينده اي است كه نسبت به حق و حقوق ضايع شده مردم آذربايجان احساس مسئوليت مي كند . ايشان گناهي ندارند كه او را به اين راحتي متهم به تجزيه طلبي و بيگانه گرائي و بحران سازي نمود . مولكين آقاي دكتر اعلمي حق دارند، نشريه ميثاق را در دادگاه وجدان ملي خود محاكمه نمايند و حكم لازم را در مورد آن صادر نمايند .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 9:12  توسط آراز  | 

تومروس به نقل از خبرگزاری دانشجویان آذربایجان مخابره می کند:آخوند باقرزاده عضو شورای اسلامی شهرستان نقده در جلسه ی معارفه ی شهردار جدید سولدوز در حضور مهمانان ، مسئولین ارگانها و ادارات ، سران شهر ، عمال رژیم آپارتایدی ایران در سولدوز و سایر حضار به سخنرانی پرداخت . وی در حین سخنان خود با اشاره به تجمعات نگران کننده ! و تظاهرات پان تورکیست ها !! این گونه فعالیتها را غیر قانونی و خلاف دین و شریعت دانسته و حرکتی تجزیه طلبانه خواند و خواستار سعی مضاعف حضار در ریشه کن کردن فعالیتهای عناصر بیگانگان و شیاطین در سولدوز شد . او در ادامه تمامی فعالین حرکت ملی آذربایجان را مزدور خطاب کرد که تحریک کننده ی اراذل و اوباش و باعث شرارت آنان در سطح شهر هستند . او درانتهای حرفهای خود و به هنگام ترک تریبون در نهایت بی شرمی و در حالی که لبخند می زد اینگونه گفت : به حول و قوه ی الهی تنی چند از این اشرار و مزدوران را در آشوبهای خرداد پارسال به درک واصل کردیم .
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 13:31  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۲۲-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۱:۰۵ | تورکجه, خبرلر نئچه گون اؤنجه باي بک سيته سينده يايينلانان ويديودا، تبريزين باغمئشه قاپيسي و سماورچيلر بازاري نين داغيتيلماسي گؤستريلدي. تبريز بلدييه سي تاريخي اثرلري قورويان تشکيلاتلاردان ايجازه آلمادان اوراني داغيتماغ اوچون ته له سير. اينديه قدر بير چوخلو يئري داغيتان بلدييه، اعتيراضلارا باخمادان اؤز باشيناليغا دوام ائدير. تاريخي اثرلري قورويان تشکيلات (ميراسئ فرهنگي) يئتکيليلري بو باره ده بلدييه نين ايشينه اعتيراض ائديبلر و بلدييه باشخانيندان اوراني قوروماغ و تعمير ائتمک ايجازه سي ايسته ييبلر. آنجا بلدييه باشخاني اورانين ده يه رسيز اولدوغونو دئييب و اوراني داغيتماغي دوردورماياجاغيني بيلديريب. دونياجا اونلو، ان اوزون تاريخي بازار، تبريز اوستؤرتولو بازاري داغيتيلير. بو اينانيلماز خيانتين اؤنون آلماق اؤچون٫ ساباح گئج اولاجاق.
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 13:25  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۲۱-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۸:۰۴ | فارسجا, خبرلر تجاوز سه مأمور نيروي انتظامي در حالي اتفاق افتاده بود كه او براي نجات خودش به آنها پناه برده بوده است. خودتان قضاوت كنيد. دختري 16 ساله در شهرستان ورامين از خانه فرار مي كند و به خانه دوستش پناه مي برد. دوست هم سن و سالش بعد از صحبت فراوان دخترك را راضي مي كند كه به خانه برگردد. اما پدر و مادر دخترك از پذيرشش سر باز مي زنند. دخترك به پليس پناه مي برد و به آنها زنگ مي زند. ماموران پليس بجاي پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز مي كنند. و اما بشنويد از دلايل قاضي. يكي از اين سه نفر مامور مجرد بوده و چون مجرد بوده نمي توان موضوع تجاوز او به دخترک را اثبات كرد! يكي ديگر از آنها اگر چه متأهل بوده اما چون همسرش آن شب مسافرت بوده پس جرمش محرز نيست. نفر سوم را هم با چنين دلايلي تبرئه كرده اند. اين در شرايطي است كه دخترک مدعي است تجاوز سه مأمور نيروي انتظامي در حالي اتفاق افتاده بود كه او براي نجات خودش به آنها پناه برده بوده است. خودتان قضاوت كنيد. دختري 16 ساله در شهرستان ورامين از خانه فرار مي كند و به خانه دوستش پناه مي برد. دوست هم سن و سالش بعد از صحبت فراوان دخترك را راضي مي كند كه به خانه برگردد. اما پدر و مادر دخترك از پذيرشش سر باز مي زنند. دخترك به پليس پناه مي برد و به آنها زنگ مي زند. ماموران پليس بجاي پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز مي كنند. حالا بعد از گذشت 5 ماه قاضي پرونده هر سه متهم را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه مي كند و پرونده را به دادسراي عمومي ارجاع مي دهد. يعني چي؟ يعني اينكه دخترك با ميل خودش تن به اين كار داده است و تجاوزي در كار نبوده. در مورد اتهام آدم ربایی هم چون دخترک سوار خودروی نیروی انتظامی شده است، هر سه مامور تبرئه شده اند. به اين ترتيب براي شاكي ( دخترك 16 ساله ) ضربه شلاق بريده خواهد شد و براي هر سه مامور مذكور كه در حال حاضر به قيد وثيقه 20 ميليون توماني آزاد شده اند، جريمه نقدي بدل از 100 ضربه شلاق خواهند بريد. ديگر چيزي نمي نويسم. خفقان مي گيرم و قضاوت را به خودتان واگذار مي كنم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 13:20  توسط آراز  | 

اين دستگاه كه مراحل اوليه ساخت آن از حدود 2 سال پيش آغاز شده بود با اتمام مراحل ساخت، در سال‌جاري آماده بهره‌برداري شد.
دستگاه ساخته شده در شركت تراكتورسازي در 3 فاز طراحي شده است كه در فاز اول ساچمه‌ها توسط يك تسمه مرتب شده و از طريق شلنگي به عنوان ورودي براي فاز دوم مهيا مي‌شوند، در فاز دوم، ست كردن خروجي فاز اول با فيكسچر انجام مي‌پذيرد و حذف كامل گريز از چرخه كاري در فاز سوم عملياتي مي‌شود.
براساس اين گزارش، اين دستگاه كه مراحل ساخت آزمايشي آن با موفقيت در سال 85 به پايان رسيده بود، جايگزين دستگاه وارداتي از كشور انگليس شده است.
همچنين كم بودن حجم و بي‌ صدا بودن دستگاه پايين بودن مصرف انرژي، متنوع بودن خروجي دستگاه، دارا بودن امكان سرعت قابل تنظيم و كم هزينه بودن ساخت از جمله ويژ‌گي‌هاي دستگاه طراحي شده توسط رضا بازيار، محمد عبديان، سعيد زيادي، محمد علمي و كاوه اصلاني‌نيا مي‌باشد.
دستگاه طراحي شده همچنين قابليت بهبود مستمر ورژن‌هاي بعدي را دارا بوده و بي‌نيازي به كارهاي اضافه انجام گرفته بر روي دنده‌ها را با ايجاد امكان افزايش كارايي ميسر مي‌سازد در صورتي كه نمونه خارجي آن فاقد امكان بهينه‌سازي بوده و علاوه بر بالا بودن صدا از مصرف انرژي و هزينه بالايي برخوردار بود.
ساخت دستگاه ساچمه‌ چين براي دنده‌هاي گيربكس و اكسل حاصل تلاش‌هاي مستمر و فعاليت‌هاي گروهي جوانان شاغل در سنگر توليد شركت تراكتورسازي بود كه توسط سعيد زيادي، محمد عبديان و محمد علمي از قسمت مونتاژ 285، رضا پوربازيار و عليرضا كنگري از قسمت ابزار تيزكني، عليرضا توحيدي، ميرمحسن قاري قرآن، كاوه اصلاني‌نيا و علي خردمند از قسمت تعميرات و حسين فتحي از قسمت انبار و عبادي از قسمت تعميرات برق اجرا شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 8:29  توسط آراز  | 

دیلماجین دیلی باغلاندی

خبر مهم

در یک حکم یک‌جانبه و بدون ذکر هیچ دلیل مشخصی از انتشار ماهنامه‌ی دیلماج جلوگیری شد.

بنا به گزارش‌های موثق دریافتی تصمیم مزبور که به امضای دبیر هیات نظارت بر مطبوعات رسیده، ظاهراً در یک جلسه‌ی دربسته اتخاذ شده و ابلاغیه‌ی رسمی آن چندروز پیش (سوم مهرماه) به مدیر مسئول ماهنامه ارائه شده‌است.

مدیران  ماهنامه می‌گویند نسبت به مضمون و نحوه‌ی ابلاغ چنین حکمی اعتراض نموده‌اند و تا رفع سوء تفاهم پیش‌آمده و اعمال تجدید نظر در حکم مزبور مراتب را جدا پیگیری خواهد نمود.

 

دیلماجین دیلی باغلاندی

در پی انتشار خبر جلوگیری از انتشار ماهنامه‌ی دیلماج، آقای مهندس علیرضا صرافی، صاحب امتیاز و مدیرمسئول ماهنامه دیلماج اظهار داشتند، تا کنون تنها سه مورد ایراد از سوی اداره‌ی ارشاد اسلامی به دفتر نشریه رسیده بود که مربوط به شماره‌ی 17 (مربوط به ویژه‌نامه‌ی زبان مادری) و شماره‌های 14 و 30-31 (مربوط به ویژه‌نامه‌های مسئله‌ی زن)  بوده است. 

ایرادات مربوط به شماره‌های 14 و 17 که از سوی اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی ارسال شده بود در واقع توصیه‌هایی در عدم استفاده از یک اصطلاح معین و یا دقت در رعایت حجاب اسلامی بود که نیازی به پاسخگوئی خاصی نداشت و عملا در شماره‌های بعدی رعایت شد.

ایرادات مربوط به شماره‌ی 30-31 که از سوی اداره‌ی ارشاد مرکز مطرح شده بود، نیز در واقع سوءتفاهماتی بود که به متن یکی دو نوشته در مورد حقوق زن و شرح مشکلات آنها اختصاص داشت که به‌موقع پاسخ مناسب و کافی به موارد مطروحه ارائه شد و نشریه کماکان در تفاهم و تعامل کافی با مسئولین مطبوعاتی کشور به کار خویش ادامه می‌داد.

مهندس صرافی اضافه کرد که تا کنون هیچگونه نامه‌ای که حاکی از نوعی تخلف که موجب لغو آن شود دریافت ننموده است و لذا از دریافت چنین حکمی که بدون هیچگونه پیش‌زمینه قبلی صادر شده جدا اظهار شگفتی نمودند.

دیلماجین دیلی باغلاندی

خبرهای دریافتی حاکی است که اغلب خوانندگان دیلماج نیز که عموما از اقشار فرهیخته‌ی جامعه‌ی ما هستند از صدور چنین حکم بی‌ماخذی جدا اظهار تاسف نموده و این تصمیم را اشتباه بزرگی در سیاست‌گذاریهای فرهنگی حاکمیت قلمداد میکنند که مسلما سابقه‌ی  خوبی در پرونده‌ی آن نخواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 8:20  توسط آراز  | 

 

ديلماج باغلاندي

 

 ديلماج توقيف شد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 8:6  توسط آراز  | 

مرکز تجارت و وليعهدنشين دوره قاجار و پيشتاز انقلاب مشروطيت بود و تحقير زبان و فرهنگ غني مردم آذربايجان، زخمي عميق بر پيکر اجتماع آذربايجان نهاده است 

 

تارنماي «براي يک ايران» در ادامه‌ي گفت‌وگوي خود با صاحب‌نظران در باره مسائل قومي در ايران، اين‌بار پاي صحبت مهندس حسن شريعتمداري نشسته است.
مهندس شريعتمداري زاده‌ي تبريز و فرزند آيت‌الله سيدکاظم شريعتمداري، از مراجع تقليد سرشناس ايران در دهه‌هاي ٤٠ و ٥٠ است. مهندس شريعتمداري سال‌هاي پس از انقلاب را عمدتا در خارج از کشور و در آلمان بسر برده است. او از پايه‌گذاران «سازمان ملي جمهوري‌خواهان ايران» و «اتحاد جمهوري‌خواهان ايران» است و از رهبران اين دو سازمان بشمار مي‌رود.
گفت‌وگو با مهندس شريعتمداري به‌صورت مکتوب صورت گرفته است. با تشکر از ايشان که دعوت به اين گفت‌وگو را پذيرفتند.

براي يک ايران: آقاي شريعتمداري، در آذربايجان در سالهاي اخير با يک نوع فزوني و حتي برآمد در گرايش به هويتخواهي و قومگرايي روبرو بوديم. در حالي که از بعد از سالهاي ١٣٢٥ تقريبا ميشود گفت گرايش قومگرايي در آذربايجان در يک فرايند تدريجي در حال فروکش بود. سئوال اين است که در آذربايجان چه خبر است؟ و علت و ريشه‌هاي اين برآمد تازه چه‌ها هستند؟

حسن شريعتمداري: واقعيت اين است پاسخ سئوالات شما ميتواند هر کدام موضوع تحقيق و مطالعه عميقي باشد که نتيجه آن کتابها و مقالههاي تخصصي فراوان است و از عهده يک تن و آن هم در فشردگي يک مصاحبه نخواهد آمد که حق مطلب ادا شود. شايد فقط بتوان در مورد بعضي از وجوه مهم چنين سئوالاتي پاسخي اجمالي داد. با توجه به اين مقدمه نظرات خود را تقديم مي‌کنم.
براي بررسي دقيق‌تر علل تاثيرگذار در روند هويت طلبي ميتوان بطور خلاصه اين عوامل را بصورت زير دسته بندي کرد:

عوامل جهاني
1- جهاني شدن و عکس‌العمل آن يعني منطقه‌گرايي و هويت‌گرايي: جهاني شدن هرچند آثار تند و پردامنه‌ي آن در کشورهاي کمتر توسعه‌يافته و توسعه‌نيافته با شدت و حدت کمتري تاثيرگذار است ولي به علت بسته‌ بودن جوامع اين کشورها عکس‌العمل اين تاثيرات از کشورهاي پيشرفته که روند جهاني شدن در آنها سريعتر است، به مراتب تندتر مي‌باشد. جهاني شدن انسانها را به جهت يکسان شدن بيشتر نرمهاي فرهنگي و اجتماعي و کمرنگ شدن هويت ملي و محلي سوق ميدهد. عکس‌العمل اين جبر عصر جديد دو مولفه‌ي مهم ديني و هويتي دارد. يعني حس ديني و تعلق قومي عکس‌العمل همه انسان‌هايي است که به نوعي آشفتگي دوران گذار را برنمي‌تابند و ترس از دست دادن تشخص ناشي از تعلقات ديني و قومي آنان را در حول اين جريانات بيشتر متشکل و فشرده مي‌کند. اين عامل عمومي در ايران نيز اثر خود را داشته است و اين شرايط فقط محدود به سطح عمومي کشور نيست بلکه در واحدهاي کوچکتر از جمله آذربايجان نيز اثر آن قابل مطالعه است.

2- فروکش کردن دوران رمانتيسم انقلابي و ايدئولوژيهاي جهانشمول در بين نخبگان اجتماعي: عصر جديد را شايد بتوان عصر افول ايدئولوژيهاي جهانشمول دانست. افول تب انقلابيگري و سوسياليسم در سطح جهاني و اسلامگرايي چپ انقلابي در ايران پس از انقلاب، فعالين سياسي و اجتماعي و نخبگان ايراني را که بتدريج قبله‌هاي آرماني خود را از دست ميدادند به فعاليتهاي جديد سوق داد و اغلب نخبگان آذربايجان نيز مساله زبان و هويت ملي را در مرکز توجه خود قرار دادند و در نتيجه کادر فکري و عملي لازم براي تحرک قومي اين مساله فراهم شد.

امروز شما در بين فعالين هويت‌طلب آذربايجان بسياري از کوشندگان چپ سابق و مذهبيهاي انقلابي گذشته را مي‌بينيد که در سازماندهي اين حرکت بسيار کوشا و موثرند. هم چنين شالوده اين طرز تفکر که بخاطر مسائل مهم سراسري ديگري چون پيروزي اسلام و يا مارکسيسم فعلا نبايد مطالبات ديگر را عمده کرد بشدت ضربه خورده است و در بين فعالين سياسي و اجتماعي و توده مردم طرفدار ندارد و به علت افول تفکر جهان شمول نيروي جاذبه بين مردم اقوام مختلف نيز به قوت سابق نيست.

عوامل در سطح ملي

1- عکس العمل سانتراليسم و حامي گرايي حکومتي: کافيست نگاهي به رشد بي‌رويه و روزافزون جمعيت تهران در پس از انقلاب اسلامي بيافکنيم تا مارا از ارائه هر استدلالي در زمينه مرکزگرايي بي‌برنامه و بي‌رويه حکومت پس از انقلاب بي‌نياز سازد. اگر رشد جمعيت را پس از انقلاب تاکنون حدودا دو برابر بگيريم رشد جمعيت پايتخت در اين عرض مدت حداقل ٤ تا ٥ برابر بوده است. (تقريب در محاسبه به اين علت است که آمار دقيقي از جمعيت تهران در دست نيست) بنابراين با يک نگاه ساده ميتوان قضاوت کرد که مرکزگرايي رشدي بين ٢ تا ٥/٢ برابر نسبت به دوره قبل از انقلاب داشته است.

حامي گرايي حکومتي نيز باعث شده که علاوه بر تهران چند مرکز استان به نسبت مرفه مانند اصفهان، مشهد، شيراز، کرمان و... ايجاد شود.

مردم مناطق ديگر به خصوص آذربايجان که بهترين نيروي انساني‌شان را به علت کوچ به مرکز و ديگر استانها از دست مي‌دهند و شاهد هزينه شدن حداکثر درآمد ملي در اين نقاط هستند، از لحاظ انساني و مالي از جمله بازندگان اين سيستم متمرکز سياسي هستند و آنها که به هر علتي در محل خود مانده‌اند طبيعي است که معترض به اين وضع باشند و ريشه‌هاي اين تبعيض را در تبعيض نژادي و فرهنگي بدانند. هرچند اين قضاوت عمومي از لحاظ علمي دقيق نيست ولي پاره‌اي از عوامل قوي حقيقي و تاريخي را به همراه دارد که آسان از کنار آنها نمي‌توان گذشت.

2- عدم سرمايه گذاري و پايين بودن سطح اشتغال: شکاف مرکز و حاشيه يکي از چند شکاف مهمي است که سيستم سياسي موجود باعث تعميق بيش از حد آن شده است و من در چند مقاله به اين شکافها و ديناميسم آنها در سياستگذاري آينده ايران اشاره کرده‌ام و شايد بي مورد نباشد که اينجا اشاره کنم اين شکاف از جمله تعيين کننده‌ترين آنها خواهد بود. نتيجه طبيعي اين واقعيت که ايران را يک ابرشهر بنام پايتخت و چند کلانشهر مرفه‌تر بنام مراکز استانهاي داراي حامي در نظام سياسي ايران تشکيل مي‌دهند اين است که اغلب بودجه مملکتي در اين شهرها بلعيده شده و يا سرمايه گذاري ميشود و بقيه مناطق کشور درحالتي بشدت تبعيض‌آميز از نظر سرمايه‌گذاري مي‌باشند و در نتيجه ايجاد اشتغال بشدت پايينتري برخوردار هستند. اين تبعيض بوسيله نخبگان آذربايجان و توده مردم مشاهده شده و باعث رنجش دائمي آنها مي‌شود.

3- عدم برابري شانس ترقي اجتماعي: شانس ترقي اجتماعي در حاشيه نسبت به مرکز بسيار پايين است. يک معلم، يک مهندس يک پزشک با مراتب علمي و کارداني معادل، صرفاً با قرار گرفتن در حاشيه مملکت بکلي ارزش اجتماعي پايينتري خواهند داشت و از مزاياي مالي و امکانات ترقي بمراتب پايينتري برخوردار خواهند بود. اين وضعيت چکيده نظام سياسي موجود و حاصل طبيعي آن است. بنابراين هرکس امکان کوچ داشته باشد، اگر نه براي خود، دستکم براي ترقي فرزندان خويش مي‌کوشد به مرکز کوچ کند. اين کوچ، مرکز را به تورم نيروي کارآمد و حاشيه را به از دست دادن بهترين نيروهاي متخصص دچار ميکند و در نتيجه فاصله بين امکانات مرکز و حاشيه روزبروز بيشتر و شکاف حاصل عميقتر مي‌شود. سرمايه‌داران محلي نيز در کنار متخصصين همراه با سرمايه خود به مرکز کوچ مي‌کنند و حاشيه علاوه بر فقر سرمايهگذاري دولتي، به از دست دادن روزافزون سرمايه عمومي و محلي خود نيز دچار ميشود و اين دور باطل هميشه ادامه دارد.

عوامل محلي خاص آذربايجان

1- زخم تحقير فرهنگي: رفتار نسنجيده، تبعيض‌آميز و همراه با تحقير دوران پهلوي نسبت به آذربايجان که مرکز تجارت و وليعهدنشين دوره قاجار و پيشتاز انقلاب مشروطيت بود و تحقير زبان و فرهنگ غني مردم آذربايجان، زخمي عميق بر پيکر اجتماع آذربايجان نهاده است که متاسفانه با ادامه اين تحقيرها در قالب جوکها، سريالها و کاريکاتورها در دوره جمهوري اسلامي اين پندار را دامن زده که اين رفتار فراتر از سيستم سياسي حاکم و ريشه در فرهنگ فارسي‌زبانان دارد و نوعي تحقير و تبعيض خودآگاه و سيستماتيک قومي براي پايين نگاه داشتن آذربايجانيان مستعد و فعال و فرادستي بناحق فارسيزبانان در عرصه‌هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بر آنان اعمال ميشود. اين تصور هرچند گستردگي کامل و شاملي در عموم آذربايجان ندارد و مخالفين بسياري در بين مردم آذربايجان و نخبگان آنان دارد، ولي چون شواهدي در تاريخ معاصر در تقويت چنين ظني در دسترس است پارهاي از فعالين جداييطلب ميکوشند از آن يک ايدئولوژي مهاجم قومگرا بسازند و اين زخم را التيام ناپذير کنند.

2- زخم حذف و طرد: آذربايجان شاهد حذف و طرد بزرگان خود از نظام سياسي مملکت بوده است. البته آذربايجان در همه شئون سياسي، نظامي، اجتماعي، علمي و اقتصادي مملکت دخالتي انکارناپذير داشته و بسياري از نخبگان اين نمادها را به جامعه تحويل داده است ولي اين نخبگان بيشتر آناني بودند که ويژگي خاصي در تعلق قومي و حمايت از آذربايجان و آذربايجاني از خودشان نشان نداده و فقط در سطح ملي به ايفاي نقش پرداخته‌اند. آذربايجاني از رفتاري که نظام سياسي با ستارخان، با خياباني، با پيشه‌وري و بخصوص پس از انقلاب با آيتالله شريعتمداري صورت گرفت، به اين جمعبندي کلي رسيده است که در سطح سياسي و اجتماعي و اقتصادي و در همه شئون جامعه مکانيسمي وجود دارد که نخبگاني را که آذربايجان خود را به آنان و آنان را به خود وابسته ميداند حذف مي‌کند. با هرکدام از شخصيتهاي فوق عدهاي از ما و عدهاي از آذربايجانيها مي‌توانند موافق يا مخالف باشند ولي اين مساله قضاوت کلي را در مورد اين مکانيسم حذف عوض نمي‌کند. نتيجهاي که از اين رفتار سياسي گرفته ميشود حذف حامي در نظام سياسي به معني حذف آدربايجان از مرکز توجه و قرار دادن آن به عنوان موضوع تبعيض تلقي ميشود.

3- خودآگاهي عمومي نسبت به اهميت زبان مادري: جهاني شدن ارتباطات و امکان دسترسي به رسانه‌هاي عمومي ترکزبان کشورهاي همسايه ايران و بالاتر بودن سطح آنها، باعث خودآگاهي آذربايجانيان در مورد قدرت زبان مادري و درجه انکشاف و پيشرفتگي آن در اقوام متناظر شده است. زبان ترکي که در آذربايجان يک زبان صرفاً شفاهي بود حال چون يک زبان پيشرفته و بالنده که داراي گرامر منظم، خط، گويش و گنجينه لغات روزآمد و همه عوامل يک زبان پوياست در دسترس عموم قرار دارد و اين باعث ايجاد اطمينان به نفس و خودآگاهي عمومي نسبت به زبان مادري مي‌باشد. اختلاف در گويش و يا لغات و گرامر زبانهاي نزديک به ترکي آذري، هيچ کدام نقش عمدهاي در کاهش اين خودآگهي بازي نمي‌کنند بلکه حتي در بسياري موارد باعث تغيير در گويش و لهجه بسياري از نخبگان فرهنگي و اجتماعي در آذربايجان شده‌اند. اين خودآگاهي نسبت به زبان مادري و قدرت آن تبديل به يک خواست عمومي براي برسميت شناخته شدن اين زبان شده است. اين خواست فرهنگي در آذربايجان از هر خواست سياسي و اجتماعي ديگري قويتر است و بيشتر عموميت دارد. در حقيقت اين خواست چنان عمومي است که حتي کارگزاران آذربايجاني نظام اسلامي نيز خود را با آن وفق داده و مروج و مبلغ آنند.

عوامل سياسي
1- رشد روزافزون ترکيه به عنوان کشور مدل: ترکيه کشور همسايه ما هميشه در تاريخ سياسي معاصر ايران نقش بخصوص و ويژهاي ايفاء کرده است. از زمان امپراطوري عثماني تا ظهور آتاتورک و سپس شکوفايي اين کشور پس از انقلاب و مقايسه ناگزير آن با کشور ما... به عبارت ديگر ترکيه نوعي کشور مدل براي ما بوده است و امروزه اين کشور مدل اثر خاص خود را در افزايش اعتماد به نفس آذربايجاني در اتکا به کارداني، درايت و سختکوشي خود بازي مي‌کند.

امکان آمدوشد بدون تشريفات و پرواز مستقيم بين ترکيه و آذربايجان و مسافرت فراوان و تجارت و سرمايه‌گذاري با توجه به همزباني و سهولت مقررات آمد و شد تاثير ويژهاي را در محيط آذربايجان سبب شده است. بويزه که افکار پان‌ترکيستي در ترکيه بتدريج رو به افول است و ترس مردم آذربايجان از اين بابت کاهش يافته است. ترکيه مدرن بيشتر رو به اروپا دارد تا رو به شرق و اين وجههاي مترقي و ايده‌آل به ترکيه داده است.

2- استقلال جمهوري آذربايجان: جدايي اذربايجان و استقلال آن پس از فروپاشي شوروي تاثير مهمي در توده مردم آذربايجان نداشت ولي روشنفکران آذربايجاني، بخصوص گروههاي افراطي آنان را شديداً تحت تاثير قرار داد. عدم وجود يک سيستم پيشرفته سياسي در آذربايجان و گستردگي فقر و نابساماني اجتماعي باعث شده اين کشور نتواند رل يک کشور مدل را براي آذربايجانيان ايفا کند ولي اين واقعيت که همزباني باعث همدلي است را نميتوان انکار کرد. ممکن است موافقين و مخالفين بسياري از هر دو سوي قضيه در يکساني و يا تفاوت نژادي آذربايجان ايران با جمهوري آذربايجان قلم‌فرسايي کنند ولي در مورد همزباني زبانهاي رايج کنوني و اشتراک لفظي و گويشي در سطح بسيار بالا نميتوان شک کرد و اين باعث نوعي احساس نزديکي است که هرچند در وضعيت عادي نميتواند ديناميسم کافي براي خواست بهم پيوستگي ايجاد کند و آن را در سطح فعالان افراطي محدود مي‌کند، ولي در حالتهاي بحراني ميتواند توان لازم براي ايجاد تغييرات سياسي داشته باشد.

3- دخالت ايران در مسائل کشورهاي همسايه و عکس العمل آن: ايران از ابتداي انقلاب بي‌پروا و بدون محاسبه‌ي عکس‌ا‌لعملهاي خطرناک به دخالتي بي‌مهابا در کشورهاي هم‌مرز دست زده است. امروز دخالت ايران در افغانستان، عراق و نفوذ در شيخنشين‌ها، بحرين و حتي شيعيان طائف در عربستان سعودي و سرمايه‌گذاري در گروههاي مذهبي راديکال در لبنان و فلسطين امر پنهاني نيست. ايران در آذربايجان و ترکيه نيز البته در سطح محدودتري مشابه همين رفتار را داشته است و در مورد آذربايجان با ارتباط صميمانه و استراتژيک با خصم تاريخي آنان يعني جمهوري ارمنستان، آنان را بيشتر تحريک به عکس‌العمل نموده است. نتيجه اين سياستهاي نسنجيده باعث تحرک آشکار کشورهاي همسايه در تقويت گرايشهاي قومي در ايران شده است. اين مشکل در سراسر ايران وجود دارد و مختص آذربايجان نيست از اعراب جنوب گرفته تا بلوچها و ترکمنها تا آذربايجانيها و کردها و ... متاسفانه روزبروز شکل حادتري بخود مي‌گيرد.
4- ناسازگاري جمهوري اسلامي با قدرتهاي بزرگ جهان: جمهوري اسلامي خود را يک جايگزين نظري در مقابل قدرتهاي بزرگ جهان و يک نامزد طبيعي و بدون چون و چرا براي پر کردن خلاء قدرت در منطقه خاورميانه ميداند و اين خواست خود را با اقدامات مداوم نظامي، سياسي، فرهنگي و دخالت در کشورهاي ديگر ابراز مي‌کند. عکس‌العمل نظام جهاني در ابتدا سعي در به انزوا کشاندن ايران و سپس ايجاد بحران اقتصادي از طريق تحريمهاي اقتصادي و ايجاد بحرانهاي مختلف اجتماعي بر حول گسلهاي مهم اجتماعي در ايران است. از جمله مهمترين گسلهاي اجتماعي گسل مرکز و حاشيه و يا گسل وحدت ملي و مساله قومي است. اين سرمايه‌گذاري در سطح محدود و آزمايشي انجام ميشود ولي در شدت تاثير آن در کنار عوامل ديگر در حال حاضر نبايد مبالغه کرد.

در يک حالت بحراني فرضي مانند رودررويي آشکار نظامي البته تجزيه ايران نيز ميتواند در دستور قرار گيرد. بخصوص که برخي از نيروهاي منطقه اين تئوري را عرضه ميکنند که ايران با وسعت کنوني صرف نظر از نظام سياسي حاکم بر آن، عامل عدم تعادل پايدار در منطقه است. اين تئوري خطرناک ميتواند در يک حالت بحراني مفروض خريداران خود را در روابط جهاني داشته باشد.

 

براي يک ايران: هم در زمان شاه و هم در دورهي حکومت جمهوري اسلامي ايران، نگاه و توجه به مناطق مختلف ايران هيچگاه يکسان و بدون تبعيض نبوده است. بنظر مي‌رسد آذربايجان در قياس با دو‌‌رهي حاکميت پهلويها خيلي بيشتر مورد بي‌توجهي مسئولان حکومت قرار گرفته است. اولا دليل اين بي‌توجهي چيست؟ ثانيا اين امر تا چه حد در تقويت گرايشهاي قومي در آذربايجان نقش داشته است؟

حسن شريعتمداري: حکومتهاي متمرکز اصولا بر اساس تبعيض بين مرکز و حاشيه بنا شده‌اند. با گسترش امکانات حمل و نقل و گردش سرمايه و پول و تبادل اطلاعات، کارايي اين نوع حکومتها روز بروز بيشتر زير سئوال مي‌رود. آگاهي عمومي نسبت به دهه‌هاي قبل بالا رفته و حاشيه ممالک مختلف نيز از قيد زندگي روستايي رها شده و در نتيجه خواستار امکاناتي برابر با مرکز مي‌باشد. ايران نيز از اين امر مستثني نيست. هر چند حکومت پهلوي نيز يک حکومت تمرکزگرا و ايدئولوژي آن مبني بر ديکتاتوري ناسيوناليستي بود ولي اکثريت مردم ايران در آن دوره روستانشين و در نتيجه نسبتاً داراي توقعات پائين‌تر بودند و در برآورد خواستهايشان کم و بيش خودکفا. پس از انقلاب روزبروز نسبت شهرنشينان به روستائيان فزوني گرفته، درصد جمعيت جوان مملکت بالا رفته ، جمعيت فزوني يافته و در نتيجه سطح توقعات بالا رفته است. دسترسي بيشتر به رسانه‌ها و اطلاعات و آگاهي از رفاه مردم ممالک مترقي خواسته‌ها را به نحو تصاعدي فزوني داده است. از ديگر سو، رفاه نسبي در دوره پهلوي دوم و مدرنيزاسيون نسبي توقعات را تعديل مي‌کرد. اکنون فقر و عقب‌ماندگي فرهنگي و تبعيض که هم در نتيجه تمرکز بي‌برنامه است و هم در نتيجه نداشتن سيستم مديريتي صحيح حتي در درون يک نظام متمرکز، فاصله مرکز و حاشيه را وحشتناک و گسل ناشي از آن را عميقتر و اوضاع را بحراني‌تر کرده است.

در مورد آذربايجان علاوه بر عوامل فوق، مخالفت آذربايجانيان با ولايت فقيه و ترس حکومت از اين سرزمين به علت اشتهار به انقلابي بودن و مبارز بودنشان و هم چنين عدم وجود روحانيون برجسته آذربايجاني در دورن سيستم حکومتي به عنوان حامي، باعث گسترش نگاه تبعض‌آميز و همراه با کينه و حقد حکومت نسبت به اين سرزمين است. اين امري است که مردم آذربايجان از آن رنج مي‌برند و تبعيض در امکانات را با گوشت و پوست خود لمس مي‌کنند.

براي يک ايران: از اينجا مي‌رسيم به يک سئوال ديگر: رابطه توسعه و قوميت‌خواهي و هويت‌طلبي و يا به نوعي مرکزگريزي. در اين باره چه ميتوان گفت؟

حسن شريعتمداري: مسلماً در کشورهاي توسعه يافته و در نظامهاي غيرمتمرکز که داراي مديريتي صحيح در اداره امور کشور باشند اين احساس تبعض و يا مرکزگريزي بسيار کمتر است. اصولا در پاره‌اي از نظامها مراکز چنان کمرنگند و با بقيه فرق ندارند که مرکزگريزي معني پيدا مي‌کند. البته هويت خواهي يک بعد معنوي هم دارد که در پاسخ به پرسش نخست شرح داده شد و عوامل آن ربط چنداني به توسعه ندارند و حتي در بسياري از کشورهاي توسعه يافته نيز بچشم مي‌خورند. در حالت عادي اين تنوع هويتي نه تنها خطر نيست بلکه باعث باروري و غناي فرهنگي هر مملکتي مي‌باشد.

براي يک ايران: رابطه دموکراسي و قوميت‌خواهي، برخي براين نظرند که مطالبات قومي در امتداد دموکراسي است و با تعميق و گسترش آن قابل دسترسي است و نگرانند که در اين دورهي گذار و پيشادموکراسي، جنبش دموکراسي‌خواهي در ايران زير آوار مطالبات قومي خفه شود. آيا اين نگراني بجاست؟

حسن شريعتمداري: اين نگراني بجاست زيرا مطالبات قومي ميتواند تبديل به يک ايدئولوژي ناسيوناليستي شود که براساس کينه قومي و برتريجويي بنا ميشود که ربطي به دموکراسي ندارد. ولي بايد توجه داشت که عدم توجه عاطفي به مطالبات قومي و درگيري منفي و سلبي با آن و سعي در انکار اين مطالبات، خود مناسبترين زمينه را در اختيار گروههاي جدايي‌طلب قرار مي‌دهد که مطالبات قومي را تبديل به يک ايدئولوژي خطرناک قبيله‌گرا و شووينيستي نمايند و کينه قومي را اساس سياستورزي خود قرار دهند. نيروهاي سياسي و متفکرين اجتماعي در ايران بايد خواستهاي اقوام و عدم تمرکز و آزادي فرهنگي و ديني را در مرکز توجهات خود قرار دهند و نسبت به آن حداقل به اندازه خواستهاي دموکراتيک سراسري حساس باشند. اکثريت اقوام افرادي معتدل و ميانه‌رو هستند. نيروهاي سياسي معتدل و معتقد به دموکراسي بايد با توجه به خواستهاي منطقي آنان، آنان را جذب نمايند و وارد گفتگويي سازنده با آنان شوند. ترس از تجزيه و جدايي نميتواند اساس سياستهاي اپوزيسيون را تعيين کند. اپوزيسيون دموکرات ايران بايد سياستي ايجابي و همراه با برنامه عملي در جهت خواسته‌هاي قومي داشته باشد.

براي يک ايران: تقويت گرايش هويت‌طلبي در آذربايجان ما عمدتاً به دورهي پس از پيدايي جمهوري آذربايجان مربوط مي‌شود. تاثير تشکيل جمهوري مستقل آذربايجان در رشد هويت‌طلبي ميان آذربايجان ايران چگونه بوده است. آيا گرايش هويت‌طلبي در آذربايجان از خارج هم نيرو مي‌گيرد؟

حسن شريعتمداري: هويت‌طلبي در همه منطقه ما از اواخر جنگ اول و شايد کمي قبل از آن پاگرفت و انعکاس ناسيوناليسم اروپايي بود. فرضيه‌هايي وجود دارد که اصولا قفقاز و ارامانات در دوره استالين جمهوري آذربايجان ناميده ميشد تا مقدمه تجزيه آذربايجان ما فراهم شود. ولي بايد توجه داشت که در خود جمهوري آذربايجان آن موقع نيز احساسات ناسيوناليستي حادي جريان داشت که در قالب اعتقاد به مارکسيسم خود را پوشانده بود. ارتباط معنوي بين مردم اين مناطق هميشه و بطور بسيار قوي وجود داشته است. فراموش نکنيم که در صدر مشروطيت متجاوز از دوازده هزار تبعه ايراني ترک زبان در ممالک قفقاز مي‌زيست و باکو از مراکز فعاليتهاي روشنفکرانه به نفع دموکراسي و مشروطيت در ايران بود. تاثير نشريات منتشر شده در باکو، گنجه و نخجوان و فعاليتهاي سياسي آنها در اوضاع ايران در اواخر قاجار بسيار برجسته است. ورود ناسيوناليسم به شرق احساس مليتگرايي را در درون اقوام مختلف برجسته کرد. اين احساس عمومي مورد بهره‌برداري حکومت وقت شوروي و باقراف شد تا در ايران نيز اعمال نفوذ نمايند ولي زمينه اين احساس عاطفي اگر وجود نداشت مسلماً استفاده سياسي نيز از آن بي‌ثمر بود. در شرايط عادي آذربايجانيها نشان داده‌اند که خود را از هر ايراني ايرانيتر ميدانند. آذربايجاني به قدري در همه ايران براي خود منافع و پايگاه ايجاد کرده که بسيار بعيد و در شرايط استثنايي است که بتوان تصور کرد انديشه جدايي در بين آذربايجانيها پايگاه اجتماعي پيدا کند. اين نوع افکار هميشه در گروههاي کوچک سياسي مطرح شده و از حدود فعالين سياسي به بيرون تجاوز نکرده است. آنچه در آذربايجان امروز مطرح است خودآگاهي نسبت به هويت و زبان مادري است که عموميت يافته است. آذربايجاني خود را کمتر از هيچ قومي نميبيند و بدنبال يافتن سيستمي است که اين يکساني و مساوات حقوقي و برابري شانس اجتماعي و احترام به فرهنگ و زبان خود را در آن تامين نمايد. با جمهوري آذربايجان نيز ميتوان بدون ترس و واهمه مراودات سازندهاي برقرار کرد. پيش شرط اين کار تنش‌زدايي از روابط حکومتي است که البته در دست دولتمردان طرفين است. يک رابطه متوازن و معقول بين سياستهاي ايران نسبت به ارمنستان و آذربايجان ميتواند اثر بسيار مثبتي در اين امر داشته باشد.

براي يک ايران: "دموکراسي براي ايران، خودمختاري براي کردستان" شعار ساليان دراز حزب دموکرات کردستان ايران بود. اين شعار اما چند سالي است که محو شده، حتي حذف شده. اين، همزمان است با تحولات حاد در منطقه‌ي ما. آيا شما تحولي در سمتگيري عمومي احزاب قومي ميبينيد؟

حسن شريعتمداري: احزاب قومي خود را در موقعيت ويژه‌اي مييابند. از يکسو چالش ايران با غرب و تحولات منطقه فرصتهايي در اختيار آنها نهاده است، از سوي ديگر تجربيات تاريخي مختلف و عدم اقبال گسترده‌ي مردم از شعار جداسري در اين مناطق و حساسيت اکثر کشورهاي بزرگ منطقه نسبت به موضوع جدايي باعث شده تا رفتاري توام با احتياط داشته باشند. تا آنجا که به حزب دموکرات مربوط است آنها خواست يک ايالت قومي کرد و خودمختار را صراحتاً مطرح مي‌کنند اما تاکيد دارند که همهي اين امتيازات را در داخل مرزهاي ايران مي‌خواهند. همه احزاب کرد، کردها را صرفنظر از اينکه در کدام کشور ساکناند يک ملت بزرگ ولي چندپارچه مي‌دانند اما خواست يکي شدن را در نزديک‌مدت به مصلحت خود و عملي نمي‌بينند. آنان براي رسيدن به اين آرزو حتي با احزاب همتاي خود در منطقه منافع مشترک نداشته و استراتژي واحدي را نمي‌توانند تعقيب کنند.

آنچه به ما ايرانيان مربوط است، ما فقط با جذابتر کردن زندگي در ايران براي اقليتهاي قومي و افزودن شانس ترقي و امکانات و رفاه و دموکراسي و اشتغال حداقل نسبت به همسايگان ميتوانيم اطمينان داشته باشيم که نه تنها آنان خود را از ما جدا نخواهند کرد بلکه جاذبه فرهنگي ما نسبت به آن سوي مرزها بيشتر خواهد بود و ما در سراسر مرزهاي خود همونداني را خواهيم داشت که روابط عاطفي مثبتي با ايران خواهند داشت. در صورت عکس، يعني شگوفايي بيشتر فرهنگ و اقتصاد و سياست در کشورهاي همسايه، بديهي است جهت جاذبه‌ي قومي نيز معکوس خواهد بود.

براي يک ايران: به نظر شما اجزاء يک سياست درست از سوي دولت مرکزي در برابر مناطق قومي و مطالبات قومي چه مي‌تواند باشد؟

حسن شريعتمداري: يک سياست صحيح از سوي دولت مرکزي در کوتاه مدت، يک سياست بين‌المللي و منطقه‌ا‌ي عاقلانه است که محيط ملتهب و تنشهاي حاد را آرام نمايد و اين چيزي است که از چنين نظامي متاسفتانه بعيد است و مستلزم بازنگريهاي اصولي و اساسي در سياست خارجي و انتظارات و اميدها و جاه‌طلبي‌هايي است که نتيجه آنها افزودن ناآرامي در منطقه و رويارويي با غرب و در نتيجه عدم تعادل داخلي است. ولي در ميان مدت و درازمدت راهي جز تمکين به و پذيرفتن حقوق يکسان براي ايرانيان از هر نژاد و قوم و آئين و مذهب و استقرار يک نظام مبتني بر حقوق بشر و دموکراسي و حرکت به سمت عدم تمرکز اداري نيست. در درازمدت اين نظام غيرمتمرکز اداري بايد به سمت يک نظام غير متمرکز حقوقي و اداري يعني يک فدراليسم ارتقاء يابد.

مساله اقوام فقط مساله حکومت ايران نيست. همه اقوام ايراني بايد يکساني با ديگران را تمرين کنند و بپذيرند. تبديل مساله قومي به يک ايدئولوژي ناسيوناليستي از طرف اقوام مختلف در حقيقت در بطن خود نپذيرفتن برابري با ديگران و قائل شدن ويژگي و برتري براي خود و نژاد خود است. تقسيمات تاريخي و فدراليسم قومي مي‌تواند شامل چنين نگاه عقب‌مانده‌اي باشد. فدراليسم آينده ايران بايد براساس کارايي واحدهاي جغرافيايي تنظيم شود. خوشبختانه استانهاي ايران از لحاظ تاريخي خود بنام اقوام ساکن در آن نامگذاري شده‌اند و ما در ايران احتياج نداريم تا از خود تقسيمات کشوري مجعولي بسازيم. کافي است استانهايي را که در طول حکومت پهلوي و جمهوري اسلامي به چند پاره تقسيم شده‌اند دوباره به وضعيت تاريخي آنها برگردانيم. در نقاط مورد اختلاف دو قوم ميتوان از طريق رفراندوم در شهرها تعيين نمود که اکثريت ساکنين مثلاً مهاباد ميخواهند در استان آذربايجان بمانند يا به کردستان ملحق شوند. به هر صورت اين پروسه درازمدت و متعلق به زماني است که در ايران يک دموکراسي جاافتاده‌اي با نظام اداري غيرمتمرکز حاکم باشد. اگر شرايط بطور پيشرس به ما تحميل کند که با عجله به اين کار اقدام کنيم معلوم نيست نتيجه مطلوب باشد.

آنچه که مهم است ايجاد يک وفاق ملي و بستر فرهنگي مناسب براي پذيرش چنين برابري اصولي و اساسي بين افراد مرکز و حاشيه است. به گمان من مانع اين برابري فقط حکومتها نيستند. حکومتها خود از فرهنگ عمومي فرمان مي‌برند و زائيده آنند. اين فرهنگ ملي است که قبل از هر چيز بايد مورد بازگشايي و مداقه و تغيير و بازبيني قرار گيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 7:41  توسط آراز  | 

 

كورد لره آذربايجان يئرلرين ساتمياق

 

به كردها زمين و ملك آذربايجان را نفروشيم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 7:32  توسط آراز  | 

يولداشلار و سيرداشلار سيزه من سلام سويلورم

بير سوز ياديما دوشموشدي ايسترديم سيزده بيلرسيز. گلين اوز تانيشلار و قوهوم لاريميزا تاپيشيراق كوردلره قوري يئر و ملك ساتماسينلار. كورد تروريست لري ايستيرلر كي آذربايجان شهرلرينده بير تا اسرائيل قورسونلار. همت ائدين اولارين قاباغين آلاق

كورد ميلتينه يئر ساتميين

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 7:28  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۱۶-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۸:۴۴ | فارسجا, خبرلر در حكم سيد احمد نصري خطاب به معصومه معصومي‌فر آمده است : “نظر به سوابق ارزنده جنابعالي درامور فرهنگي و مديريت آموزشي و آشنايي با مسايل در بخش بانوان بموجب اين حكم شما را بعنوان مشاور استاندار و مدير كل دفتر امور خانواده و بانوان منصوب مي نمايم. اميداست در راستاي رسيدن به اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي موفق و مويد باشيد”. براساس اين گزارش، استاندار قزوين در ابتداي مسووليت خود پس از مدتي در ارديبهشت 1385 فاطمه رزازيان را به عنوان مشاور خود در امور بانوان منصوب كرد كه وي پس از حدود چهار ماه در اول شهريور ماه به دليل مشكلات شخصي استعفاء داد. شايان ذكر است، هم اكنون اكبر نعمتي داماد خواهر استاندار مديركل دفتر امور شهري و روستايي استان را برعهده دارد. ابوالفضل معصومي فر برادر همسر استاندار قزوين نیز مدیر کل صداو سیمای این استان را بر عهده دارد. قبلا منوچهر متکی وزیر امور خارجه نیز طی حکمی به همسر خود، وی را به سمت مدیر کل حقوق بشر و زنان وزارت خارجه منصوب نموده بود. فاطمه واعظ جوادی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت از محیط ‌زیست نیز قبلا طی حکمی از همسر خود برای مشاورت و بازرسی در این سازمان دعوت به همکاری کرده بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386ساعت 17:33  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۱۴-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۷:۰۷ | فارسجا, خبرلر اخيرا اطلسي در جمهوري آذربايجان منتشر شده است که خاک پاک آذربايجان و سرزمينهايي که از دست داده است را با دقت و جزئيات بيشتري نشان ميدهد. اين اطلس توسط آکادمي ملي علوم آذربايجان تهيه شده و قرار است به زبانهاي مختلف ترجمه و منتشر شود. چاپ و انتشار نقشه هاي جعلي توسط شوونيسم فارس و ادعاهاي بي اساس آنها٫ يکي از آشکارترين اقداماتي است که در چند دهه اخير شدت بيشتري يافته اند. چاپ نقشه هاي امپراطوري دروغين پارس که از آن سوي دنيا به اين سوي دنيا گسترده شده است! يکي از افتخارات شوونيستهاي خيال پرداز ميباشد. اما٫ آذربايجان به گواه تاريخ و با داشتن دلايل محکم و انکار ناپذير داراي سرزمينهايي بوده است که در حال حاضر تنها بخش کوچکي از آن به عنوان جمهوري آذربايجان استقلال خود را بدست آورده است. سرزمينهاي گسترده آذربايجان در نوشته ها و اسناد بيشماري نامبرده شده اند. اعتراضاتي که کم کم به مقامات بالاي شوونيسم نيز سرايت ميکند حاکي از اين است که سيستم حکومتي ايران مايل نيست ملت آذربايجان با گذشته خود آشنا شوند. اما چاپ چنين نقشه هايي٫ با در دست داشتن دلايل علمي و تاريخي٫ خواهد توانست ملت آذربايجان را با گذشته واقعي خود آشنا نموده و کمکي براي رهايي از سلطه کثيف فارسها باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 12:59  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۱۴-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۷:۵۵ | تورکجه, خبرلر جمعه گونو آیین ۱۳ ساعات مئیدانی و مصلا اونونده قدس گونو گوسته ری یاپانلارلا برابر، اویرنجی لر و سونرا جماعاتدان دا بیر سایی اونلارا قوشولاراق ((یا قاراباق یا اولوم )) هارایلادیلار. گونئی آذربایجان اویرنجی لری (سراسری تبریز و شهر میللت چی لریندن بیر نئچه نفر)اونجه دن هماهنگ اولونموش شکیلده ،جمعه گونو مصلا نین اونونده راهپیمایی ائدنلره قاتیلاراق ((یاشاسین آذربایجان – یا قاراباق یا اولوم و آذربایجان اویاقدی وارلیغینا دایاقدی)) شعارلاری وئردیلر کی اونلاردان -یا قاراباق یا اولوم- دوزگون شکیلده سسلندی.بو شعارا قاتیلانلارین سایی اوقدر چوخ اولاردی کی بیر از سونرا بیر قوروپ بسیجی طبیل و ساییر سسلی آلت لرله اورتایا گلیب و آذربایجان اویاقدی خامنه ایه دایاخدی قیشقیریب و میللتچی سسلری باتیرماق ایسته دیلر.دفعه لر جه سپاهی لرین تریبون آرخاسیندا دانیشیقلاری یاشاسین آذربایجان شعارلاریله کسیلدی. وئریلن راپورلارا گوره اطلاعات قووه لری چوخ ساییدا گوزه دییر و اونجه دن حاضیرلانان محبوسلار کارت پوستالاری یایمینا ایمکان اولماییب.آرتمالییق هله لیک اویرنجی لردن کیمسه نین توتولماسی راپورو وئریلمه ییب.آذربایجان اویرنجی حرکاتی نقشه نین دوزگون یئرینه گئتمه سینه گوره آبانین 13 دانش آموز گونونده ده بئله بیر ایشی پلانلاییر. اونجه دن اویرنجی مخبرلر او گون کافی نت لرین باغلی اولدوغو اوچون راپورو در حال چاتدیرا بیلمه مه دیکلرینه گوره آذربایجان میللتیندن اوزور دیله ییر. آذرباجان اویرنجی حرکاتی - تبریز
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 12:57  توسط آراز  | 

به نوشته سايت آزاد تبريز تاج الديني كه سابقه حمايت از شوينيستهاي فارس را در پرونده خود دارد بطوري كه در قيام مردم آذربايجان در خرداد 85 با توجه به نزديكي انتخابات مجلس شوراي اسلامي چهره ملي آذربايجاني به خود گرفته و خواستار جلوگيري از تخريب بازارچه سماورسازان و درب باغميشه شده است. اين چهره منتسب به جناح سركوبگر رژيم به زعم خود خيال كرده است كه مردم دلاور آذربايجان خيانتهاي او را فراموش كرده اند
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 16:58  توسط آراز  | 

به گزارش خیرگزاری تومروس به نقل ازخبرگزاري فارس: نمايندگان تبريز وبناب به خاطر منع كردن اصناف و بازرگانان در استفاده از واژگان وعبارات مرتبط با زبان مادري در تابلوي فروشگاه‌ها وبرچسب كالاها از شوراي تامين تبريز به كميسيون اصل 90 مجلس شكايت كردند. به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس اكبر اعلمي نماينده تبريز و رسول صديقي بنابي نماينده بناب در مجلس در شكايت خود خطاب به محمدرضا فاكر رئيس كميسيون اصل 90 مجلس با اشاره به آيه‌اي از قرآن كريم و بابيان اينكه در اسلام اقوام و زبان‌هاي مختلف از چنان احترامي برخوردارند كه قرآن كريم اختلاف درنژادها و زبان‌ها را از آيات ونشانه‌هاي خداوند ذكر كرده است تصريح كرد: اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز به تاسي از شارع مقدس مقرر مي‌دارد كه "استفاده از زبان‌هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس در كنار زبان فارسي آزاد است. اين دو نماينده در شكايت خود تصريح كردند: افزون بر اين مجلس شوراي ملي در 30 تير ماه 1347قانون مربوط به "قرارداد بين‌المللي رفع هرگونه تبعيض نژادي" را به تصويب رسانده و ملاحظات و مناسبات مذكور در اين قانون را به رسميت شناخته است. اين نمايندگان افزودند: با اين وصف در 20 تير ماه سال جاري شوراي تامين شهرستان تبريز به رياست فرماندار اين شهرستان در يك اقدام غيرمسئولانه و غيرقانوني و به بهانه‌هاي واهي تصميم مي‌گيرند كه مانع از استفاده اصناف و بازرگانان و كسبه از واژگان و عبارات مرتبط با زبان مادري خود در تابلوي فروشگاه‌ها و برچسب كالاها شوند و متاسفانه مصوبه غيرقانوني مذكور از طريق فرماندار تبريز جهت اجرا به رئيس سازمان بازرگاني استان آذربايجان شرقي ابلاغ و وي نيز آن را به اصناف و بازرگانان شهرستان‌هاي مختلف استان ابلاغ كرده و از آنان مي‌خواهد كه از مصوبه مذكور تمكين نمايند. در اين شكايت آمده است: بنا به مراتب فوق و نظر به اينكه به موجب ماده 570 قانون مجازات اسلامي (تعزيرات) هر يك از مقامات و مأمورين وابسته به نهادها و دستگاه‌هاي حكومتي كه برخلاف قانون، آزادي شخصي افراد ملت را سلب كند، يا آن را از حقوق مقرر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران محروم نمايد علاوه بر انفصال از خدمت ومحروميت يك تا پنج سال از مشاغل حكومتي، به حبس از دو ماه تا سه سال محكوم خواهد شد. اين نمايندگان با بيان اينكه ماده 57 قانون مجازات اسلامي مقرر مي‌دارد؛ هر گاه به امر غيرقانوني يكي از مقامات رسمي جرمي واقع شود، آمر و مامور به مجازات مقرر در شرع محكوم مي‌شود، خاطرنشان كردند: لطفاً به منظور جلوگيري از تكرار بدعت گذاري‌هاي غيرمسئولانه، ضمن كان لم‌يكن اعلام كردن مصوبه مورد اشاره مقرر فرماييد كه موضوع بررسي و اقدام مقتضي نسبت به عوامل صدور ابلاغيه مذكور به عمل آيد
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 14:31  توسط آراز  | 

به گزارش خبرگزاری تومروس به نقل از مهر:اکبر اعلمی نماینده تبریز از مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی در خصوص منع استفاده اصناف و بازرگانان از لغات و عبارات مربوط به زبان مادری در تابلوی فروشگاه ها و بر چسب کالاها توضیح خواست. به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی به موجب ابلاغیه ای، استفاده از عبارات و واژگان مربوط به زبان مادری در تابلوی فروشگاه ها و بر چسب کالاها را ممنوع اعلام کرده است. اکبر اعلمی عضو فراکسیون اقلیت مجلس در همین زمینه از وزیر بازرگانی سئوال کرده است که نظر به مغایرت ابلاغیه مذکور با اصل 15 قانون اساسی و بند “ه” و “و” ماده 10 قانون برنامه چهارم توسعه و قانون مربوط به قرارداد بین المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی مصوب 30/4/1374 مجلس شورای ملی و با عنایت به مواد 57 و 570 قانون مجازات اسلامی که سلب کنندگان آزادی های شخصی افراد ملت و ناقضان حقوق مقرر در قانون اساسی را مجرم و آمر و مامور را قابل تعقیب و مجازات می داند، پاسخ فرمائید که سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی با کدام مجوز، مصوبه غیر قانونی و غیر مسئولانه مورد اشاره را به اصناف، تجار و کسبه ابلاغ کرده است؟ چه اقدامی در جهت لغو و کان لم یکن اعلام کردن ابلاغیه مذکور به عمل آمده است؟ لازم به ذکر است که هفته گذشته نیز وزیر کشور در ارتباط با همین موضوع توسط دکتر اعلمی به مجلس کشیده شده بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 14:27  توسط آراز  | 

بای بک | آننا, ۶-ي خزل , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۹:۱۴ | فارسجا, مقاله

رژیم فاشیستی–آخوندی ایران نیک می داند که این آرامش ظاهری چندروزه حاکم بر ملک و ملت آذربایجان جنوبی آرامش قبل از طوفان جهت کسب و تزریق انرژی در لایه های درونی و بیرونی حرمت ملی است.
این آرامش برای فعالین حرکت ملی به عنوان لایه های درونی حرکت فرصتی برای سازمان یافتن اصولی تر و طراحی حرکات استراتژیک و هدفمند و برای توده ملت به عنوان لایه های بیرونی حرکت فرصتی برای افزودن بر اندوخته های ملی و شناخت عمیقتر از اهداف و بحرانهای ملی پیشرو و مرحله ای سرنوشت ساز برای عبور از احساس ملی به سوی شعور سازمان یافته ملی است.
بنابراین تئوریسینهای مزدور رژیم حاکم بر ایران با وقوف بر شدت بحران های پیش رو و لزوم تخلیه انرژی سازمان یافته حرکت ملی پیش از انفجار برای کاستن از پیامدها و عوارض بحران ساز آن آرام نخواهند نشست.
رژیم حاکم بر ایران به بیماری می ماند که در روزهای واپسین حیات خویش و به علت کانسر (سرطان) پیشرفته سیاسی-اجتماعی حاکم برآن تحت شیمی درمانی است تا شاید چند صباحی به حیات نفرت انگیز خویش بیشتر ادامه دهد. و همچو غریقی در آستانه غرق شدن در منجلاب خود آفریده٫ به هر دستاویزی چنگ می زند به امید نجات ولی هم خودغرق می شود و هم دستاویز! به عبارتی دیگر٫ این گونه می اندیشد که وقتی من غرق می شوم بگذار همه غرق شوند.
در چنین شرایطی یک واجب استراتژیک است که بدخواهان از میزان توان سازمان یافته حرکت ملی از جمله گرایشهای مسلحانه آگاهی روشنی حاصل نکند تا روسیاهان شب پرست به کابوسهای تلخ خویش و به زندگی در سایه وحشت هر چند چند صباحی کوتاه ادامه دهند.
شوهای تبلیغاتی رژیم فاشیستی ایران در داخل باشعار عدالت و در خارج با شعار صلح و گفتگوی تمدنها! به جرات می توان گفت که تلخترین طنزهای تاریخ بشری است و عجب از مستمعین آن است که به شنیدن مکرر آن گوش فرا می دهند.
این اقدامات هیچ هدفی رادنبال نمی کند جز بازسازی وجهه از دست داده شده و کسب اندک وزن اجتماعی در میان جوامع بشری برای سنگین ترکردن هزینه های تلاش دول موثر جهان برای رویارویي جدی با ایران است. و در واقع تئوریسین های حکومت فاشیستی ایران به شنا کردن در میان اشتباهات و ضعفهای دول موثر بین الملی و به خصوص امریکا و کشورهای اسلامی و… و گرفتن ماهی از آن عادت کرده و در این زمینه موفقیتهای کوتاه مدت نسبی نیز کسب نموده اند.
در چنین شرایطي تغییرجهت دادن حرکت ملی از مبارزات مدنی سیاسی و اجتماعی به سوی مبارزات رادیکال مسلحانه افتادن در دام شوونیستهای فاشیست ایرانی است. البته این تحلیل دلیلی برای نفی تاثیرات کسب و ارتقاء توان مسلحانه در حال و آینده حرکت ملی و یا نگاه خوشبینانه به اوضاع سیاسی–اجتماعی داخل و خارج جغرافیای سیاسی ایران نیست٫ بلکه تلاشی واقع بینانه برای شناخت گذشته٫ حال وآینده حرکت ملی ملک و ملت آذربایجان جنوبی است .

چرائی نیازحرکت ملی ملک و ملت آذربایجان جنوبی به توان مسلحانه
صرف نظر از تاریخچه مبارزات مسلحانه در آذربایجان و تاثیرات شگرف آن در موفقیتهای کوتاه مدت سیاسی و اجتماعی، شناخت دقیق شرایط امروزین اوضاع سیاسی و اجتماعی ملک و ملت آذربایجان جنوبی و نگرانی از تهدیدهای نظامی و بحرانهای امنیتی پیش روی ملک و ملت آذربایجان جنوبی نشان میدهد که فعالیت سیاسی و اجتماعی مبارزان مدنی آذربایجان جنوبی بدون توان مسلحانه پیامبری ناتمام است.
اشغال اراضی آذربایجان از سوی فاشیستهای ارمنی و لزوم آزادسازی آنها و کوچ و سکونت کردهای مهاجر در اراضی تاریخی آذربایجان و وابستگی و حمایت شدید آنها از گروههای تروریستی کرد و لزوم تعیین تکلیف با آنها و همچنین اشغال نظامی ملک و ملت آذربایجان جنوبی از سوی رژیم آخوندی ایران و لزوم دفاع از فعالیت مدنی ملک و ملت آذربایجان جنوبی در برابر جلادان دولت مرکزی و…. از تهدیدهاي نظامی و بحرانهای امنیتی پیش روی ملک و ملت آذربایجان جنوبی “درحالت خوشبینانه!!!” است که برای کسب موفقیت و کسب و تامین منافع و مصالح ملی ملک و ملت آذربایجان جنوبی در کوتاه مدت (زیرا برای کسب موفقیت در برابر این تهدید ها و بحرانها و کسب و تامین منافع و مصالح ملی ملک و ملت آذربایجان جنوبی در دراز مدت ما نیازمند استراتژی هدفمند سیاسی و نه نظامی هستیم) حرکت نیازمند توان مسلحانه است .

بن بست سیاسی-اجتماعی حاکم بر جغرافیای سیاسی ایران و بی اعتنائی قدرتمندان سرمست فاشیستی دولت مرکزی ایران به قوانین موضوعه داخلی و بین الملی و حقوق بشر و شهروندی و در راس آنها حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی ملل ساکن در جغرافیای سیاسی ایران از سوی خویش و نه مرکزنشینان و سرکوب خونین اعتراضات مدنی و…. بخشی از فعالین حرکت ملی را بسوی گرایشهای مسلحانه کشانده است تا با حکومت ایران با زبان خودش صحبت کنند .
این مساله در کنار عدم وجود صداقت در روابط بین الملل و ارتباط دول موثر جهان با اپوزیسیون و فعالین مدنی حقوق ملل مزید برعلت شده است.

چگونگی و ملزومات کسب و ارتقاء توان مسلحانه ازسوی حرکت ملی
نیاز حال و آینده حرکت ملی به توان مسلحانه و گرایش بخشی از نیروهای جوان و فعال حرکت به آن٫ حرکت ملی آذربایجان جنوبی را در آستانه یک دگرگیسی و پوست اندازی تاریخی قرار داده است که با مختصات مبارزات حق طلبانه ملل تحت ستم ساکن در جغرافیای سیاسی ایران در شرایط فعلی داخل و خارج کشور هم خوانی دارد و قابل پیش بینی بوده و به عبارتی اجتناب ناپذیر می باشد.
اما این گام جدید برای عدم انحراف از اصول و اهداف خویش نیازمند داشتن توان ایدئولوژیکی قوی و راستین می باشد و این وظیفه ریش سفیدان حرکت و روشنفکران آذربایجانی است که با درک شرایط٫ مبارزان مسلح را بسوی خود جلب نموده و آنها را راهنمائی و آموزش دهند تا فعالیتهای آنها با اصول کلی حرکت هماهنگ شده و از افتادن به دامان تروریسم و بدخواهان مصون بمانند که همه مسئولند (علی الخصوص من نگران تکرار تجربه تلخ سازمان مجاهدین خلق ایران هستم٫ يعني توان ملی ما در خدمت اهداف شخصی دیگران قرار بگیرد) و این شایسته نیست که برای حفظ پرستیژ سیاسی خویش خود را کنار بکشند و اعلام برائت نمایند و به دست و پازدن در مباحث تئوریک خویش مشغول باشندکه فردا تاریخ همه را به پای میز استنطاق خواهد کشید که هان همه مسئولید.
و آنچه که گروههای مسلح ما باید بدانند این است که فعالیت مسلحانه بدون داشتن بازوی سیاسی قوی ناکارآمد و بحران آفرین خواهد بود . توان مسلحانه حرکت ملی آذربایجان جنوبی نه در خدمت تروریسم و حمله به داشته های بشری است بلکه برای دفاع از هویت ملی خویش است و این تفاوت ما با تروریسم کور است زیرا که ما آخرین ملتی هستیم که در جغرافیای سیاسی ایران دست به اسلحه می بریم .
مابرخلاف گروههای تروریستی و فاشیستی فارس و کرد و ارمنی٫ پیمانکاران سیاست بین الملی نیستیم که برای حفظ خویش و کسب قدرت و فرونشاندن عقده های تاریخی خویش شمشیر بر روی بشریت بکشیم .
اتهام دیگری که فعالین مسلح ما را تهدید می کند اتهام مسلح شدن پان ترکیسم و جاسوسی برای ترکیه و جمهوری آذربایجان شمالی است که هوشیاری همگان را می طلبد تا بهانه به دست بدخواهان ندهیم. البته ذکر این توضیح را در این جا لازم می دانم که من خود یک پان ترکیست هستم٫ البته درمعنای مدرن آن یعنی ائتلاف کشورهای مستقل ترک و تشکیل کنفدراسیون ملل ترک جهان و این کاملا طبیعی است که من به عنوان یک ترک در مواقع لزوم دست یاری به سوی برادران ترک خویش در سراسر دنیا درازکنم و از آنها یاری بجویم و به این افتخار می کنم.
درپایان لازم می دانم که تذکر بدهم که مسلح شدن ما تاکتیک نیست بلکه یک تصمیم استراتژیک می باشد و این ضروری است که فعالین سیاسی ومسلح ما هماهنگ باهم حرکت نمایند.

حیدربابا مرد اوغوللار دوغگونان
نامردلرین بوروننارون اوغگونان
+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 8:37  توسط آراز  | 

آشاغيدا گلن آدلار هاميسي او قوندارما آدلارديلار كي آذربايجانلا ضد اولانلار اونلاري اصيل آدلارين يئرينه خالق آراسينا يايماق ايسته ييللر.بيز اولارين بير نئچه سيندن آد آپارار كن اونلارين مقابيلينده اصيل آدلاريدا قيد ائتميشيك:
دوز و اصيل آد = قوندارما آد
باش سوما = صومعه عليا
آشاغي سوما = صومعه سفلي
سيئوان = سگبان
كئچي قيران = بزكش
بين گول = هزار بركه
موتالليق = متعلق
جووه ت = جوبند
كوشك ساراي = كشك سراي
پشتو = پشتاب
پينه شالوار = شاد آباد
گون دوغان = كندوان
ميو = مياب
خوجا-موجا = خواجه مرجان
اورميه = رضائيه
سالماس = شاهپور
سولدوز = نقده
قول قاسيم = گل قاسم
توفارقان = آذرشهر-دهخوارگان
قره چور = سياه چور
شارابخانا = شرفخانه
كوجووار = كجاآباد
داش آتان = دانش آباد
بارش = بارنج
خاروانا = خروانق
سيدآوا = سعيدآباد
اووشار = افشار
سلمان كندي = سلمان كند
ينگي جه = نيكجه
سوماقلو = سماق ده
تاتائوچاي = سيمين رود
قوشاچاي-ايكي سو = مياندوآب
قره گؤلي = كج ساران
واسميش = باسمنج
قره سو = سياه چشمه
آرازبار = ارسباران
يام = پيام
مليك كندي = ملكان
آجي چاي = تلخه رود
هلاكو = هرزند
باش بولاق = سرچشمه
سووش بولاق = مهاباد
قاراچاي = سيه رود
قوروچاي = شاه آباد
دوه چي = شتربان
انه مه = انانق
قره سو = سياهاب
قره گؤل = سياه گل
قيزيل اوزن = سفيدرود
قبله بولاق = قبله چشمه
زنگان = زنجان
سايين قالا = شاهين دژ
خيوه(خياو) = مشگين شهر
ميشوو = ميشاب
ساوالان = سبلان
قافلانتي = قافلانكوه
خوجا = خواجه
ساري قه يه = سارقيه
آخماقه يه = احمقيه
گوموش تپه = گومشيان
گوموش قيه = دمشقيه

بيزلرله ضد اولانلار ايسته ييللر بو ايشلر ايله بيزيم اؤزلوگوموزو هابئله حريتيميزي اليميزدن آلسينلار،لاكين بونو بولموللر كي بيزلر نه قدر قدرتلي ييك.بيزيم داليميزدا آنالارين گؤز ياشي،آتالارين آننيلارينين تري،بالاجا اوشاقلارين آغلاماقلاري دايانيب.بونلاردان قدرتل دونيادا نه وارمي؟
اوسته گلن آدلار او قوندارما آدلارين يالنيز بير نئچه سيدير كي چوخو ائله يورد درگيسينن سئچيليبدلر.بيزلر يالنيز اونلارين دوزون ايشلركن اونلاري باشقالارا دئمك ايله ائده بيلريك يادلارين بو ايشلرينين قاباغيندا داياناق.بيزيم ملته اويانماق گركدير.قوي اويانسين ملتيم.

+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 8:19  توسط آراز  |