تبليغاتX
گؤزو ياشلي آراز
گونئ آذربايجانا دوشونجه وئرن سوزلر
ای بیزی یوخدان یارادان تانری میز
سن بیزی لطفونله هدایت ائيله

وئر بیزه توفیق٫ کی تحصیل ائدک
علم و ادبله بیزی زینت ائيله

خدمت ائدک آنامیز یوردونا
سنده اونی حفظ و حمایت ائيله

پاک اؤره ک، پاک فیکیر، ساغ بدن
بیزله ره شانونله عنایت ائيله

سن بیزی دوز یوللارا ، دوز ایشله ره
خالیقیمیزي، سن بیزی خوشبخت ائيله

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 7:56  توسط آراز  | 

گون آيدين
منيم نئچه گون دي چوخلي ايشم اولوب اونا گوره بوردا سوزلريمي يازا بيلمه ميشم. من يولداشلاردان باغيشلاماق ايستيرم.
او گون اوز اوزومه فيكر ائديرديم نه اولار بيز اوشاقلاريميزا دوشونجه وئراق؟؟!!
چوخ ساده دير بيز ائيليه بيلريق چيچيك بير سوزلردن باشليياق. بيليرسيزكي اگر بيز مامان كلمه سينين وريندن آنا و بابا كلمه سينين وريندن آتا كلمه لرين ايشله داق نه اولار. بو ايكي اوركدن چيخان آتا و آنا اوشاقلارين جانيندا و روانيندا چوخلي اثري واردي.

مامان دئميك بلكه آنا دييك
بابا دئميك بلكه آتا دييك

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 7:49  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۱۸-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۱۷ | فارسجا, خبرلر

با گذشت چند ماه از فراخواني پنج‌وزير دولت نهم به مجلس شوراي اسلامي براي بررسي وضعيت ارگ‌عليشاه كه در اثر ساخت مصلي تخريب شد، هيچ يك از اين وزرا در صحن علني مجلس شوراي اسلامي حاضر نشدند.
“اكبر اعلمي”، نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با ميراث‌خبر تمامي اقدام‌هاي انجام گرفته براي جلوگيري از تخريب و استيفاي حق ارگ‌عليشاه را بي نتيجه خواند و افزود:«همچنان منتظر حضور 5 وزير در صحن علني مجلس براي پاسخگويي به وضعيت ارگ عليشاه هستيم.»
آخرين اقدام اعلمي براي استيفاي حق ارگ عليشاه شكايت از رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري و مسئولان مصلاي امام‌ تبريز به اصل 90 مجلس شوراي اسلامي است كه تا امروز نتيجه‌اي دربر نداشته‌است.
وي ارگ عليشاه را مظهر مقاومت وايستادگي تبريز و يادآوربخشي از تاريخ آذربايجان و ايران دانست .
اعلمي در طول دو دوره نمايندگي خود در مجلس شوراي اسلامي براي بررسي وضعيت ارگ عليشاه وزير فرهنگ دولت “محمد خاتمي”، رئيس جمهوري پيشين و پنج وزير دولت احمد‌ي‌نژاد، رئيس جمهوري را به مجلس فراخواند.
از ميان اين وزرا تنها وزير فرهنگ خاتمي به مجلس آمد و به سوالات اعلمي پاسخ داد هرچند هيچ تغييري در وضعيت ارگ‌عليشاه بوجود نيامد و امروزه ارگ عليشاه همچنان منتظر پنج وزير عضو شوراي عالي ميراث فرهنگي كشور است براي باز پس گرفتن حق خود است.
پس از ساخته شدن مصلاي تبريز امكان ديدار ارگ براي گردشگران داخلي و خارجي از دست رفت.
اعلمي در دادخواست خود خواستار مجازات متخلفان و همچنين فراهم آوردن تمهيدات براي بازديد راحت گردشگران از ارگ عليشاه است.
علاوه بر شكايت‌هاي اعلمي از سازمان ميراث فرهنگي و مسئولان مصلاي تبريز، سازمان ميراث فرهنگي نيز در زمان دولت خاتمي به دليل تخريب ارگ عليشاه و نقض قوانين ميراث فرهنگي از مسئولان مصلا شكايت كرد كه تا به امروز هيچ روزنه‌اي اميدواركننده‌اي را در پي نداشته‌‌است.
اعلمي درعين حال تكيه بر مراجع قضايي براي رسيدگي به وضعيت ارگ عليشاه را بي نتيجه خواند و به CHN گفت:« آقاي مشايي، رئيس كنوني سازمان ميراث فرهنگي تمايلي براي روش شدن وضيعت ارگ عليشاه و مجازات مخالفان ندارد. »
اعلمي تاكيد كرد كه همچنان منتظر پاسخ وزراي دولت احمدي‌نژاد به افكار عمومي و رسيدگي كميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي به اين وضعيت است.
وي در عين حال تاكيد كرد:«در صورتي كه شكايت از طريق مراجع قانوني نتيجه بخش نباشد با توجه به عضويت ايران در كميسيون‌هاي مختلف مرتب با حفاظت ازميراث فرهنگي از مراجع قانوني خارج از كشور كمك مي‌گيريم.»chn

حدربابا مرد اوغوللار دوغگونان
نامردلرين بوروننارون اوغگونان
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 8:36  توسط آراز  | 

تومروس نیوز:خصوصی بؤلومون 30 میلیارد تومن سرمایاسیله بو هوتئل 33مین مترمربع یئکلیک ایله آچیلدی.
هوتئل ین ایکی یوز اوتاق،ایکی توی سالونو،بیر گؤلو و بیرده آمفی تئاتر سالونو وار. بینا تبریزین شاه گؤلو یولوندا تیکیلیب.
+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 9:15  توسط آراز  | 

تومروس نیوز:ایران اینتظامی قوه لرینین باشچی سی:اینتظامی قوه لرین شرقی آذربایجان حوزه سینده آپاران فعالیت لاری مثبت دیر.
ایران دؤولت خبر آگئنت ینه مصاحیبه وئرن اینتظامی قوه لرین باشچی سی بو نیرولارین شرقی آذربایجان حوزه سیندکی چالیشمالاریندان اؤز رضایتی نی بیلدیردی.او دئدی شرقی آذربایجان ولایتی ،جغرافیایی موقعیتی و جمعیت ینه گؤره اهمیت لی دیر.
سردار مقدم اینتظامی قوه لرین"اجتماعی و اخلاقی امنیت"طرح ینین داواو تاپماسیندان خبر وئررک دئدی:بو طرح اثرینده کئچن آلتی آیدا مهم امنیتی جرم لر اؤلکه ده آزالیب دیر.
آرتیرمالییق کئچن آلتی آیدا شرفی آذربایجان اینتظامی قوه لری آلتی مدنی حرکته مانع یارادیبلار.
13-فروردین-شریعت مداری نین ایل دؤنومو
19-اردبهشت-آذربایجان اؤیرنجی گونو
1-خرداد-85-نجی ایل ده میللی قیام لار گونو
7و8-تیر-بابک قورولتایی
14-مرداد-مشروطیت گونو
19-شهریور-صمد بهرنگی نین ایل دؤنومو
+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 8:47  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۱۷-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۰:۵۸ | فارسجا, بیلدیریش

در روز گشایش مدارس و دانشگاه­ها در اعتراض به عدم آموزش به زبان مادری بر سر کلاس­های درس حاضر نشویم!

از زبان به عنوان کلید شبکه­های ارتباطی و گاهی نیز سرمایه فرهنگی یاد می­شود که افراد با تسلط بر آن می­توانند علاوه بر برقراری روابط اجتماعی، نوعی هویت ویژه کسب کنند. پس هویت فرد چه در سطح قومی و چه در سطح ملی تا حدود زیادی بستگی به زبانی دارد که او فرا می­گیرد. وقتی که از حفظ، تقویت و توسعه فرهنگ یک جامعه سخن به میان می­آید، زبان نیز به عنوان یک عامل اساسی مطرح می­شود، چرا که زبان در حکم رشته­ای است که فرهنگ گذشته و حال را به هم پیوند می­دهد. می­دانیم كه زبان وسیله­ای است كه رشد بعدی كودك روی آن بنا می­شود. نطفه­ اولیه آموزش زبان مادری در خانواده بسته می­شود. پدر و مادر با نهادن کلمات اولیه­ای مچون “آنا”، “آتا”، “چؤرک”، “سو”، و … بر زبان كودك، اولین آموزگاران او به حساب می­آیند و راه تازه­ای را در رشد و تكامل فرزند خود باز می­كنند. بعد از رسیدن به سن 6 سالگی و شروع دوران تحصیلی برای یک کودک، او وارد مرحله جدیدی از رشد و خودآگاهی می­رسد. اما این وضع برای کودکان تورک­­ آذربایجان که زبان مادری­شان در مدارس تدریس نمی­شود به گونه دیگری رقم می­خورد.
كودك تورک با ورود به دوران تحصیلی در طول مدرسه خود را مثل دیگران می­بیند و فكرمی­كند كه تفاوتی با دیگران ندارد، كه البته ازنظرارزش­های انسانی این كاملاً درست است و باید این طورباشد. او گمان می­برد که تحصیل و آموزش به معنی یادگیری زبانی غیر از زبان مادری اوست که این امری طبیعی برای معلم او و سایر همکلاسی­هایش به حساب می­آيد. او از امروز باید به “سو”، آب بگوید و به “چؤرک” نان، به “آنا” مادر و به “آتا” پدر! اما وقتی كه وارد جامعه بزرگسالان می­شود و به سنین بالاتر می­رسد احساس می­كند كه جامعه بین افراد تفاوت­هایی قائل است و این مسئله موجب دلسردی او می­شود. مشاهده شده است كه فرزندانی كه به زبان مادری آموزش می­بینند هنگامی كه بزرگتر شده و به جامعه راه می­یابند معمولاً كمتر دچار بحرانهای شخصیتی می­شوند و خودباوری­شان بیش ازكسانی است كه یا به زبان مادری آموزش ندیده­اند و یا در نیمه راه به دلایل گوناگون از تحصیل به زبان مادری منصرف شده­اند.
آموزش به زبان مادری و بومی از نظر اجتماعی و از نظر روحی و روانی در اعتماد به نفس کودکان تاثیر عمیقی می­گذارد و آنها راحت­تر می­توانند ابراز احساسات نموده و ارتباط فکری و زبانی راحت­تری را با دیگران برقرار کنند. از نظر روان­شناختی، آموزش به زبان مادری سبب درک بهتر مطالب درسی شده و پیشرفت شناختی دانش­آموز را افزایش می­دهد. از نظر اجتماعی سبب جذب راحت­تر کودک در محیط اجتماعی گردیده و از نظر عاطفی نیز باعث بوجود آمدن پیوند عاطفی ناشی از استفاده از زبان مادری در زندگی تحصیلی می­گردد. و بالاخره از نظر آموزش، استفاده از زبان مادری سبب بالا رفتن کیفیت و کمیت ارتباط درون مدرسه­ای و درون کلاسی می­شود. برای كارشناسان بیش از پیش مسلم است در صورتی كه كودكان در مدرسه به هر دو زبان مادری و زبان رسمی آموزش ببینند به نتایج بهتری دست می­یابند و از شخصیت قوی­تر و ثبات بیشتری در زندگی اجتماعی و خانوادگی برخوردار می­شوند.
دانش­آموزی كه در طول سال­های مدرسه به زبان مادری خود تحصیل می­کند ضمن بهترشدن زبان مادری­اش، علاوه براینكه زبان دوم را بهتر فرا می­گیرد، اعتماد به نفس بیشتری كسب می­كند. او شناخت عمیق­تری نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم كشورش پیدا می­كند و متوجه می­شود كه ریشه در جایی دارد و به سهم خود دارای فرهنگ و پشتوانه­ای است. این فرد اگر چنانچه پس از اتمام تحصیلات دبیرستانی در جامعه­ای كه زندگی می­كند، به هر دليلی مورد قبول واقع نشود احساس بی­ریشه بودن، بی­فرهنگ بودن و در نتیجه کم­شخصيتی و بی­هویتی به او دست نخواهد داد. آموزش زبان مادری خطراتی از این دست را كاهش می­دهد و به همین دلیل باید از آن استقبال كنیم و در بهترشدن و مؤثرتر بودن آن برای فرزندان عزیزمان بكوشیم. ولی اجرای این مهم به دست چه كسانی و چگونه ممکن است؟

از کجا به کجا رسیده­ایم: از پایتخت فرهنگی شرق به شهر مرده­ها و مقبره­ها!

آذربایجان و خصوصاً مرکز فرهنگی آن تبریز از دیرباز مهد دانش­پژوهان و دانشجویان بوده است. حدود ۷۰۰ سال پیش از این برای اولین بار در جهان نخستین شهرک دانشگاهی به نام ربع رشیدی (رشیدیه) در جوار شهر تبریز ساخته شد. همزمان با آن، دو دانشگاه دیگر یکی در سلطانیه زنجان و دیگری در شام قازان تبریز تأسیس شد. در دوره­های بعد از ایلخانی نیز آذربایجان به لحاظ مرکزیت علمی همواره موقعیت ممتازی در مشرق زمین داشت. گواه این مدعا خیل بیشماری از علما، فقها، شعراء، نقاشان، خطاطان، فلاسفه، منجمان و مورخانی است که هم اکنون قبور آنها در مقبره شعرا، مقبره اولیا و مقبره مشایخ تبریز قرار دارند.
در اوایل دوره قاجاریه که آخرین حکومت تورک­های آذربایجان بر ممالک محروسه (ایران) می­باشد، تبریز بعنوان یک شهر شرقی دارای مدارس سنتی بنام مکتب بود. نخستین دانشگاه ممالک محروسه در اواسط دوره ناصرالدین شاه قاجار به کمک آمریکائیها در اورمیه تأسیس شد. در این سال­ها، مدرسه دارالفنون تبریز مشهور به مدرسه دولتی مظفری بسال ۱۲۵۵ شمسی بعنوان مدرسه اعیان و اشراف تبریز تأسیس شد. اولین مدرسه به سبک جدید توسط میرزا حسن رشدیه به سال ۱۲۶۷ شمسی در تبریز بنیان­گذاری شد که کتاب­های «آنا دیلی» و «وطن دیلی» که هر دو به زبان تورکی آذربايجانی نوشته شده بودند در اين مدرسه تدریس می­گردیدند. حتی مدارس تهران آنزمان نیز به دست آذربایجانی­های مقيم تهران و سلاله تورک قاجار بنا شده بودند که در همه این مدارس به زبان مادری آموزش داده می­شد.
لکن، با روی کار آمدن رضا پهلوی (دومين شووينيست، فاشيست و نژادپرست فارس بعد از فردوسی!) سیاست فرهنگی جدیدی بر علیه آذربایجان در دستور کار دولت قرار گرفت که نخستین نتیجه آن حذف آموزش به زبان مادری در مدارس بود. رضا پهلوی با تغيير نام ممالک محروسه به پرشييا (فارسستان) و سپس ايران، ممالک محروسه را معادل کشور فارس­ها و آريايی­ها نموده و در نتيجه تورکی حرف زدن در سر کلاس­های درس ممنوع شد و دستور داده شد که «هر کسی از این به بعد در سر کلاس تورکی حرف بزند افسار الاغ بر او بسته و در طویله بیاندازند». همچنین مقرر شد که «هر کس به زبان تورکی از معلم خود سوال کند باید جریمه نقدی به نفع توسعه زبان فارسی بپردازد».
ادامه این سیاست تا به امروز نیز ادامه دارد که در نتییجه آن استان­های آذربایجان در رده بیست و یکم از نظر درصد باسوادان بین استان­های کشور قرار گرفته است. آذربایجان در هیچ دوره­ای از تاریخ به اندازه دوره هشتاد ساله اخیر در پیشگاه اجداد افتخارآفرین خود سرافکنده نبوده است. چند سال پیش دکتر محمد علی حسین پور فیضی رئیس دانشگاه تبریز در کنگره بررسی مسائل آذربایجان آمار تکان دهنده­ای ارائه داد. وی گفت در آذربایجان شرقی از هر ۱۰۰٫۰۰۰ نفر اهالی تنها ۶۷ نفر از کنکور ورودی دانشگاه قبول می­شوند، حال آنکه متوسط این رقم برای کشور ۱۰۹ نفر و برای مناطق فارس­­نشین ۱۳۵ نفر می­باشد. با این حساب تعداد با سوادان فارس­زبان بیش از دو برابر تعداد تحصیل­کردگان تورک بوده و در نتیجه فارس­زبانان امکانات مادی و معنوی کشور را به سمت مناطق فارس­نشین کشور سوق داده و امور اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، قانونگذاری، قضایی و اجرایی کشور در انحصار فارس­زبانان قرار می­گیرد که به عینه شاهد آن هستيم!

دولت باید امکانات اجرایی آموزش به زبان مادری را فراهم کند!
در پنجاه و پنجمین نشست عمومی سازمان ملل، که ریاست آنرا ژئن کاوان (Jan Kavan) وزیر اسبق امور خارجه جمهوری چک بر عهده داشت، وی اعلام کرد: «سازمان ملل و یونسکو در جستجوی راهی برای حفظ زبانها به عنوان میراث مشترک بشری هستند و سیستم آموزشی چندزبانه را به کشورها توصیه می­کنند». کاوان افزود:« زبان مادری به عنوان ابزار ارتباطی نقشی بسیار مهم در تکوین شخصیت افراد دارد و روز جهانی زبان مادری، اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی و محافظت از بینش سنتی مردم می­باشد». همچنین كویچیرو ماتسورا مدیر كل یونسكو در پیامی در 21 فوریه به مناسبت روز جهانی زبان مادری پیشنهاد كرد: «زبان­های مادری باید از همان ابتدایی­ترین سنین در نظامهای آموزشی مورد عنایت قرار گیرند». از کشورهای عضو سازمان ملل که سیستم آموزشی چند زبانه را به کار گرفته­اند، سوئیس، نروژ، هلند و هند نمونه­های موفقی هستند که با استفاده از این سیستم، به اهداف یونسکو جامه عمل پوشانیده و مردم را به فراگیری چند زبان ترغیب نموده­اند.
با وجود به رسمیت شناخته شدن حق تحصیل به زبان مادری برای اقوام در اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی کشور و استفاده از این اصول در مورد اقلیتهایی همچون ارامنه پنجاه هزار نفری کشور به نظر می‌رسد که حاکمیت نه تنها قصد اجرای این اصول برای ۳۵ میلیون ملت تورک آذربایجان و سایر ملل ساکن کشور را ندارد، بلکه، به روش­های مختلف در صدد آسمیله کردن و از بین بردن زبان و فرهنگ آنها می­باشد. علیرغم عضویت کشور در سازمان ملل متحد و امضای تعهدات بین­المللی مبنی بر عدم تعرض بر هویت ملی و قومی که جزو حقوق اولیه هر انسانی است و در حالی که حاکمیت ادعای رهبری جهان اسلام را دارد و داعیه­دار گفتگوی تمد­ن­ها می­باشد، کمترین اهمیتی برای احقاق حقوق ملل غیرفارس­ کشور قائل نیست. دولت و حاکمیت هیج امکاناتی در راستای تحصیل به زبان مادری ملل ساکن کشور فراهم نکرده و کانال تلویزیونی به زبان اصیل آنها تأسیس نمی­کند! آنها را از داشتن مطبوعات به زبان مادری خود محروم کرده و اجازه هیچ گونه عرض اندام برای فرهنگ باشکوه آنها نمی­دهد. با توجه به وضعیت حاضر چه باید کرد؟

ملت آذربایجان ساکت نخواهد نشست: هارای، هارای من تورکم!

ملت آذربایجان، قریب به ۲۵ سال بعد از خیزش ضد ارتجاعی و دمكراسی خواهانه خود به رهبری حزب خلق مسلمان و رهبر فقید آن مرحوم آیت الله العظمی شریعتمداری و ۶۰ سال بعداز سركوب حكومت ملی به رهبری شهید سیّد جعفر پیشه­وری بار دیگر در اعتراضی فراگیر یك گام به تکامل پروسه مبارزات ملی و حق تعیین سرنوشت سیاسی و ملی خود نزدیك شد. خیزش اعتراضی خرداد ماه ۱۳۸۵ ملت آذربایجان و جنبش ییشرو دانشجویی آن با اعتراض به كاریكاتور توهین­آمیز روزنامه ایران آغاز شد. ولی، چنانچه اكثر آگاهان امور نیز متفق القولند، تداوم این اعتراضات فراتر از یك كاریكاتور بوده و ریشه در مسائل عمیق اجتماعی، فرهنگی و تبعیضات اقتصادی و سیاسی دارد.
آری، ملت آذربایجان در راستای حفظ هویت ملی آذربایجان اعتراض و فریاد هویت­طلبی خود را با راه و منش مسالمت­جویانه به گوش حاکمیت کشور و جهانیان ‌رساند كه چگونه ملتی ۳۵ میلیونی را از حقوق اولیه و انسانی خود كه همانا تحصیل به زبان مادری است محروم كرده‌اند و در عصری كه كرامت انسانی در سر‌لوحه شعارهای نهادهای مدنی دنیا و نیز سازمان ملل متحد قرار گرفته است ملتی را در زیر انواع تحقیرها و توهین‌ها سركوب کرده و زبان و فرهنگشان را نابود کرده و آنها را بسمت آسیمیلاسیون سوق می‌دهند تا به خیال خود ملتی یكدست در زیر لوای فرهنگ و زبان فارسی فراهم سازند و با قوم‌كشی و امحای فرهنگ‌های دیگر ملل ساکن در کشور به نفع یك قوم خاص و اقليت بيست درصدی فارس­زبان کشور به صحنه‌گردانی بپردازند و دم از اتحاد سه کشور فارس­زبان افغانستان، تاجیکستان و ایران بزنند!
از این رو لازم است که با بینشی وسیع از این به بعد به احیای حقوق اولیه خود بپردازیم و بیش از بیش توجه جهانیان و دیدبانان حقوق بشر را به عدم تحصیل به زبان مادری ۳۵ میلیون تورک آذربایجان در ایران معطوف کنیم. انتخاب روز اول مهر بعنوان روز نسل­کشی خاموش ملل غیرفارس­زبان کشور از طرف فعالین حرکت ملی آذربایجان می­تواند قدمی در احقاق حقوق اولیه و انسانی غیرفارس­زبانان و خصوصاً ملت تورک آذربایجان باشد. در این روز لازم است که همه کسانی که به زبان مادری خود علاقه­مند بوده و خواهان حفظ و پویایی آن هستند از رفتن به مدارسی که در پی نسل­کشی خاموش ملل غیرفارس­زبان کشور­ می­باشند خودداری کنند. اینکار بنا به دلایل زیر می­تواند انجام گیرد:
- جلب حمایت­های مادی و معنوی سازمان ملل در تحصیل به زمان مادری ملت تورک آذربایجان
- متوجه کردن جوامع جهانی، مدافعین حقوق بشر و خبر گزاریها به وجود ملل غیرفارس در ایران و نظام حکومتی فاشیستی-آپارتایدی فارس
- جلوگیری از هرگونه تحریف، تخریب و مصادره خواسته­های حرکت ملی آذربایجان از طرف شوونیزم فارس خارجی و داخلی و تأکید بر خواست آموزش به زبان مادری و به رسمیت شناخته شدن زبان تورکی آذربایجانی در کشور
با پی بردن به اهمیت این روز ما می­توانیم اعتراضات مدنی خود را نسبت به آپارتاید فارس اعلام نموده و فریاد سرکوب شده ملل غیرفارس کشور علی الخصوص ملت تورک آذربایجان را به همه دنیا برسانیم. لذا، از تمامی آذربایجانی­ها و ملت بزرگ تورک ساکن کشور خواستار همراهی با این امر مهم و عدم رفتن به مدارس در روز گشایش مدارس و دانشگاهها (اول مهرماه) هستیم.

جمعي از فعالان فرهنگی-سیاسی حرکت ملی آذربایجان
+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 8:44  توسط آراز  | 

بای بک | آننا, ۱۶-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۸:۱۷ | فارسجا, خبرلر

نماينده اردبيل در مجلس: بوي عدالت به مناطق تورک ‌نشين با گذشت دو سال از عمر دولت نرسيده است
خارج شدن سيمان از سبد حمايتي دولت تورم شديد به‌دنبال دارد ولي آذروش درجمع خبرنگاران افزود: عواقب سوء اين امر در مساله‌ مسكن قابل رويت و مشاهده است.
وي با بيان اين كه دولت در اختصاص بودجه به مناطق مختلف كشور به‌ويژه در سفرهاي استاني عدالت را رعايت نكرده است، خاطرنشان كرد: با گذشت دو سال از عمر دولت نهم به عنوان دولت عدالت محور، بوي عدالت نهم به مناطق تورک ‌نشين نرسيده است.
وي ادامه داد: در سفر دولت به استان اصفهان 3 هزار و 500 ميليارد تومان اعتبار به اين استان اختصاص يافت، اما دولت در سفر استاني خود به 4 استان آذربایجانی (تورک) كشور تنها 2 هزار و 500 ميليارد تومان اعتبار اختصاص داد كه قسمت عمده‌ آن نيز تاكنون جذب نشده است.
نماينده‌ اردبيل، نير و نمين در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اين كه برخي افراد، انتقاد نمايندگان مجلس از دولت را انتقاد از نظام مي‌دانند، گفت: وظيفه ذاتي مجلس و نمايندگان نظارت بر عملكرد دولت است. ما شعار عدالت را شعار محور و خدمت بي‌منت را شعار خوبي مي‌دانيم اما اين شعارها بايد در عمل ثابت و به واقعيت تبديل گردد و اگر اين شعارها در مرحله‌ شعار باقي بمانند موجبب بدبيني مردم به نظام مي شوند.
آذروش، فضاي استان را فضاي كار و تلاش دانست و عنوان كرد: ديدگاه‌هاي سياسي نبايد در مرحله‌اي اجرايي فرصت جولان پيدا كنند.
وي افزود: متاسفانه برخي مديران اجرايي استان نه سابقه مديريتي دارند و نه شايسته‌ پست و مقام مديريت كنوني هستند و از اين بابت ما هيچ دخالتي در عزل و نصب مديران فعلي نداشتيم و اگر دخالت مي‌كرديم شايد نيمي از مديران حاضر را شايسته پست و مقام فعلي نمي‌دانستيم.
نماينده‌ اردبيل، نير و نمين در مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر اين‌كه آمار ارايه شده توسط وزير كار در اردبيل آمار درستي نبود، تصريح كرد: اصلي‌ترين دغدغه‌ مسؤولان و نمايندگان ايجاد اشتغال است. بنابراين، اگر هدف ما رفع معضل بيكاري و توليد اشتغال مولد است بايد آمار و ارقام واقعي به مردم داده شود و آماري كه در برخي محافل درخصوص اشتغال گفته مي‌شود فاصله‌ زيادي با واقعيت‌ها دارد.
آذروش از افزايش اعتبارات عمراني كشور خبر داد و تصريح كرد: در طول 8 سال گذشته اعتبارات عمراني 200 برابر افزايش يافته است.
اين عضو كميسيون عمران مجلس شوراي اسلامي، خروج سيمان از سبد حمايتي دولت را تورم‌زا خواند و گفت: خارج شدن سيمان از سبد حمايتي دولت تورم شديد آن را به دنبال دارد و من با اين طرح به شدت مخالف هستم.
آذروش اضافه كرد: متاسفانه قاچاق بي‌رويه سيمان از مرزهاي كشور باعث كمياب شدن و نيز افزايش قيمت اين كالا شده است و متاسفانه دولت هم نظارت و كنترل دقيقي بر توزيع و فروش سيمان ندارد.
وي توليد سيمان را متناسب با نياز كشور ندانست و اظهاركرد: تعطيلي برخي كارخانه‌ها و نيز نبود صدور اجازه‌ واردات سيمان معضلاتي براي كشور به وجود آورده است.
آذروش با بيان اين كه دولت بايد جهت تامين سيمان مورد نياز پروژه‌هاي عمراني ، خود سيمان وارد كند، خاطرنشان كرد: در صورت نبود واردات سيمان در روزهاي آينده و افزايش تقاضاي آن، بحران جدي را در بازار سيمان شاهد خواهيم بود.
وي تصريح كرد: هم‌اكنون سيمان خارجي با 5/2 برابر قيمت سيمان داخلي و با كيفيت بالا در بازار سياه عرضه مي‌شود كه در صورت صدور جواز وارد كردن از خارج، قيمت سيمان به شدت پايين مي آيد.isna
+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 8:32  توسط آراز  | 

بای بک | اودگؤن, ۱۴-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۰۷ | فارسجا, خبرلر

به گزارش خبرنگار عصرایران ([1] asriran.com)، در جشن بزرگ تعاون که به مناسبت هفته تعاون و از سوی اداره کل تعاون استان تهران شب گذشته در هتل المپیک برگزار شد، اجرای یک نمایش طنز، همراه با اهانت به ترک ها بود.

در این نمایش، بازیگر نقش ترک، ابتدا در میان تماشاگران، مشغول جمع آوری زباله ها بود که با اعتراضات بی جا و بی ادبانه خود به برگزار کنندگان و مهمانان به دلیل عدم رعایت نظافت، به ظاهر، در ادامه برنامه ایجاد اختلال می کند (که بعدا معلوم می شود این هم جزوی از نمایش بوده است).

وی که با لهجه غلیظ ترکی صحبت می کرد، با حرکت ها و حرف هایی که بعضا بی ادبانه بود، موجبات خنده حاضران را فراهم می آورد.

شخصیت طراحی شده برای وی، به گونه ای بود که از او به عنوان یک ترک ، چهره ای بی ادب، زبان نفهم و ناآشنا به رفتارهای متعارف اجتماعی در ذهن تداعی می شد.

جالب اینجاست این فرد که در طول نمایش با لهجه غلیظ ترکی سخن می گفت پس از اجرای نمایش در خوش و بشی که از روی صحنه با تماشاگران داشت ، فارسی را بدون لهجه و سلیس صحبت کرد .

بهره گیری از لهجه های اقوام ایرانی برای خنداندن تا چند سال پیش در صدا و سیما نیز مرسوم بود که با اعتراضات مردم و تذکرات مسوولان، صدا و سیما این رویه را اصلاح کرد ولی متاسفانه در برخی بخش های دولتی این روند همچنان ادامه دارد که نمونه آن به اداره کل تعاون استان تهران مربوط می شود که یک مجموعه دولتی است.

تمسک به لهجه ها و زبان ها برای خنداندن مردم در نمایش ها، هر چند نشانگر ضعف و بی سوادی تهیه کنندگان و نویسندگان چنین نمایش هایی است ولی گویا برای برخی مسوولان دولتی مهم نیست که برای رونق بخشی(!) به برنامه های خود از افرادی استفاده کنند که حساسیت های جامعه برایشان اهمیتی ندارد.

در برنامه شب گذشته، تعدادی از مسوولان ارشد وزرات تعاون و تنی چند از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از جمله یک نماینده ترک نیز حضور داشت.

تسامح اداره کل تعاون استان تهران در اجازه دادن به برگزاری چنین برنامه ای در حالی صورت می گیرد که گروه های پان ترکیست همواره به دنبال بهانه ای برای دامن زدن به اختلافات قومی هستند.

گذشته از این، حتی اگر چنین تهدیدی نیز وجود نداشته باشد، آیا باید مسوولان اجازه دهند لهجه ها و زبان ها و اقوام ایرانی موجبات خنده و احیاناً تمسخر دیگران شود؟! و در این میان فرقی بین ترک و کرد و لر و … نیست .

عذرخواهی رسمی وزارت تعاون و اداره کل تعاون استان تهران می تواند نشانگر عدم سوءنیت درباره این اتفاق که در سال “اتحادملی” رخ داده است.

قطعا ترک زبانان، چنین رویدادهایی را به حساب دولت و سیاست های نظامی نمی گذارند ولی انتظار دارند به مجموعه های دولتی موکدا اعلام شود از هرگونه برنامه ای که شائبه توهین به اقوام ایرانی را دارد، به طور جدی اجتناب نمایند.

(عضو هيات رييسه مجلس: به هتاكان به قوميت ها هيچ رحمي نشود

عضو هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي خواستار برخورد جدي و قاطع مديران ارشد كشور به توهين كنندگان به قوميت ها شد و گفت: نسبت به اين افراد هيچ رحمي نبايد صورت گيرد.
جهانبخش محبي نيا در گفت و گو با خبرنگار پارلمانی عصرایران([2] asrira.com) افزود: هزينه دهن كجي به اقوام اعم از لر، ترك، كرد و فارس و … بالا رفته و نمونه آن را هم ديده ايم.

نماينده مردم مياندوآب تاكيد كرد: نبايد به افرادي كه فرش قرمز زيرپاي فتنه گران پهن مي كنند، رحم كرد.

عضو هيات رييسه مجلس خاطرنشان كرد: بحث توهين و تلاش براي واگرايي قومي در جهان سوم به ويژه ايران يك پيشينه تاريخي دارد كه براي اهداف استعماري پي ريزي شده و متعلق به گردانندگان بخشي از حكومت هاست كه از عمق تدبير و شعور سياسي برخوردار نبودند و براي تقويت “ناسيوناليسم وابسته”، دست به اين اقدامات مي زدند که بخشي از اين نگرش داز ساختارهاي حزبي و سياسي هم برخوردارند كه بسيار خطرناك هستند.

وي تاكيد كرد: عده اي که دنبال “برتري نژادي منسوخ شده” هستند در برخي جاهاي حساس حضور دارند و برخي نيز به دليل عدم درك حساسيت اين موضوع نسبت به كنترل ساختارهاي تحت نظر لياقت و تدبير لازم راندارند.

نماينده مياندوآب تصريح كرد: به ويژه در صحنه رسانه ها و برخي مواقع رسانه ملي و محيط هاي آموزشي اين مساله نمود پيدا مي كند و بخشي از آن هم به عدم كنش گرايي فرهنگ عامه باز مي گردد.

وي با يادآوري وظايف نخگبان و روشنفكران در اين خصوص گفت: در حالي كه تلخي توهين به قوميت ها را در سطح ملي چشيده ايم هنوز هم حساسيت هاي لازم در اين زمينه نشان داده نمي شود.

گفتنی است در جشن تعاون که دو روز پیش توسط اداره کل تعاون استان تهران در هتل المپیک تهران برگزار شده ، طی نمایشی طنز ، بار دیگر به قومیت ها توهین شد.)

حیدربابا مرد اوغوللار دوغگونان
نامردلرین بوروننارون اوغگونان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 12:57  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۱۱-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۲:۴۱ | فارسجا, بیلدیریش

همه ساله در اول مهرماه فرزندان ما مجبور به تحصيل به زبان اقليت قومي فارس ميشوند. قومي که توسط قدرتهاي جهاني حاکم بر ملتها شده است.

براي اعتراض به اين قتل عام فرهنگي٫ تظاهراتي در داخل و خارج از ايران برگذار خواهد شد. روز ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۷ ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۰۰ در شهر بروکسل بلژيک و در مقابل پارلمان اروپا تظاهراتي با شرکت نمايندگان تمامي ملتهاي تحت ستم برگذار خواهد شد.

شرکت در تظاهرات اعتراضي به قتل عام فرهنگي ملتهاي تحت ستم توسط رژيم شوونيست فارس از سوي سازمانهاي حقوق بشري محکوم ميشود.

ما نيز با محکوم کردن تحميل زبان اقليت فارس به ملتهاي تحت ستم و مخصوصا اکثريت ساکن در منطقه٫ يعني ملت متمدن تورک آذربايجان٫ از تمامي شما درخواست ميکنيم در تظاهرات اول ماه مهر و نيز تظاهرات شهرهاي مختلف در کشورهاي خارج از ايران شکرت نمائيد. اعتراض ما ميتواند جلوي اين قتل عام فرهنگي را بگيرد. ما حق داريم تا به زبان خود تحصيل کنيم٫ نخستين گام در راه استقلال کامل به دست آوردن استقلال فرهنگي است.

یاشاسین آذربایجان ایگیت لری
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 12:55  توسط آراز  | 

بای بک | آراگؤن, ۱۳-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۰:۳۵ | تورکجه, خبرلر

حاضيردا عراقدا ياشايان خالقلار آراسيندا ان آغير دوروم عراق تورکمنلري نين دورومودور و بو معنادا بيز بوتون تورک دؤولتلريندن معنوي دستک اوموروق. عراق تورکمن جبهه سي نين سدر مواويني انور هاويد بايراقدار بو سؤزلري قافقاز مئديا تدريس مرکزي نين بو گون ” پارک اينن ” اوتئلينده عراق تورکمنلري نين دورومو ايله باغلي ” ياخين اولانلاريميز ” آدلي بين الخالق کونفرانسدا سؤيله ييب.

اونون سؤزلرينه گؤره، حاضيردا تورکمنلر بير طرفدن آ.ب.ش قوشونلاري نين، ديگر طرفدن کوردلرين باسقيسي آلتيندا اولماقلا، ايکيقات ايشغالا معروض قاليبلار. ناطيق بيلديريب کي، عراق تورکمنلري آ.ب.ش-اين عراق ايشغالينا يوخ دئييبلر و بونا گؤره ده عراق تورکمنلري نين کومپاکت ياشاديقلاري کرکوکده و تورکمنئلينده اهالي نين اکثريتي نين تورکمنلر اولماسينا باخماياراق، ۲۰ رايوندان ۱۹-نون باشچيسي کورد، يالنيز بيري تورکمندير. ا.بايراقدار اربيل، موسول، سولئيمانييه شهرلريندن تورکمنلرين قووولدوقلاريني و کرکوکه سيغينديقلاريني بيلديريب. او، اؤلکه ني ايداره ائدن آ.ب.ش قوشون باشچيلاري نين کورد اؤزباشيناليغيني دوردورماديغيني دئييب.

” آ.ب.ش سؤزده بيزه دئموکراتييا، اينسان هاقلاري گتيره جگي، تئرروردان خيلاص ائده جگي ودي وئرسه ده، عملده يالنيز نئفت قايناقلاريني اله کئچيرمک سيياستي گتيردي ” ، - دئيه او قئيد ائديب. او، واختيله کوردلرين ده سددام هوسئين رئژيميندن ازيت چکديگيني، رئژيم دئوريلديکدن سونرا آ.ب.ش-آ آرخالاناراق ” سددام هوسئين کؤينگي گئييب ” تورکمنلره ظولم ائتديکلريني خاطيرلاديب. ا.بايراقدار محض اينديکي عراق کونستيتوسيياسي نين ۱۴۰-اينجي مادده سي نين کوردلره اؤلکه نين شيماليندا ميللي اوستونلوک تانيديغيني دئييب و بو مادده نين تورکمنلري دوغما ائللريندن قاچقين سالا بيله جگيني وورغولاييب. او، ايندييه کيمي تورکمن ائللرينه و کرکوکه ۶۰۰ مين نفره ياخين کورد کؤچورولدويونو بيلديريب.

ا.بايراقدار تورکمنلرين مکتبي، ايشي، سوسيال خيدمتي، موتخصيصي اولماديغيني دئييب و بو معنادا تورک دؤولتلريني تورکمنلرين طالعيينه بيگانه قالماماغا چاغيريب. اونون سؤزلرينه گؤره، واختيله عراقدا اولمايان قارين ياتالاغي، وبا کيمي خسته ليکلر يئنيدن باش قالديريب. ا.بايراقدار تحصيل مسئله سينده ان جيدي شکيلده کؤمک ائتمگين واجيبليگيني خوصوصي وورغولاييب. ناطيق همچي نين عراق تورکلري نين آذربايجاندا تمسيلچيليگي نين آچيلماسي نين واجيبليگينه توخونوب.

آ.ب.ش-اين عراق سيياستيني کسکين تنقيد ائدن ا.بايراقدار آ.ب.ش-اين عراقا گيرمه سيني آزادليق يوخ، ايشغال کيمي ديرلنديريب. ” بو ايشغالدان سونرا اؤلکه ، نازيرليکلر، موزهلر، تاريخي و ميللي واريدات تالان اولونوب، ” - دئيه ا.بايراقدار قئيد ائديب. بونونلا بئله، ناطيق، آ.ب.ش قوشونلاري نين گلن کيمي نئفت نازيرليگيني موحافيظ ه آلتينا آلديغيني و بورادا تالانا ايمکان وئرمه ديگيني دئييب. ” ايندييه کيمي آ.ب.ش بو موحاريبه يه ۵۰۰ ميليارد دوللار پول خرجله ييب، آما نه يه نايل اولوب، او معلوم دئييل ” ، - ناطيق فيکريني بيلديريب. ا.بايراقدار حاضيردا عراقين اوچ فئدئراتيو دؤولته پارچالانماسي اوزرينده ايش گئتديگيني دئييب و عراقين ” سونني عراقي ” ، ” شيه عراقي ” و ” کوردوستان عراقي ” کيمي اوچ اراضييه بؤلونمه پلاني نين يالنيز سؤز اولماديغيني بيلديريب. ” بو هئچ ده تسادوفي مسئله دئييل، آ.ب.ش يقين کي، اؤزونون مشهور ” اورتا دوغو ” لاييهه سيني ايشه ساليب ” ، - دئيه ا.بايراقدار بيلديريب.

سون اولاراق، ناطيق بار داها آذربايجاني کرکوکه بيگانه قالماماغا چاغيريب. تدبيرده ا.بايراقداردان علاوه ، عراق تورکمن جبهه سي نين مسئوللاريندان الي هاشيم موختاروغلو، شمسددين موستافاوغلو، هوسئين کريمبيوغلو چيخيش ائده رک، تورکمنلرين مؤوجود دورومو باره ده فيکيرلريني ايفاده ائديبلر.

تدبيرده چيخيش ائدن آذربايجان تمسيلچيلري حاضيردا آغير دورومدا اولان عراق تورکلرينه عملي دستک وئرمک مسئله سينه يارديمچي اولاجاقلاريني دئييبلر و باکيدا عراق تورکلري نين تمسيلچيليگي نين آچيلماسي مسئله سينده يئکديل مؤوقئ نوماييش ائتديريبلر.توران

حیدربابا مرد اوغوللار دوغگونان
نامردلرین بوروننارون اوغگونان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 8:34  توسط آراز  | 

نقل از سایت تومروس
صندلی هوشمند سینما نخستین دستاورد اتاق فکر مخترعین و مبتکرین حوزه هنری آذربایجان شرقی است که با حضور رئیس حوزه هنری و جمعی از هنرمندان تبریزی با موفقیت آزمایش شد.
به گزارش خبرگزاری تومروس نیوزبه نقل ازخبرگزاری مهر،نجفی رئیس حوزه هنری آذربایجان شرقی در این باره گفت: "بعد از تشکیل اتاق فکر مخترعین و مبتکرین در راستای جهت‌دهی فناوری در حوزه فرهنگ و هنر، صندلی هوشمند برای مشابه‌سازی شرایط سالن نمایش با فضای فیلم توسط هنرمندان اختراع و با موفقیت آزمایش شد."

نجفی این دستاورد را تحولی در دنیای سینما دانست و در این مورد افزود: "سالن‌های سینما دیگر برای مردم جذابیت زمان‌های سابق را ندارند و نیاز به تغییر و تحولی اساسی دارند. امیدواریم با توجه به خصوصیات این صندلی تحولی شگرف در حوزه نمایش و اکران ایجاد شود."

صندلی هوشمند سینمایی را سعید عباچی‌زاده و امیرمهدی دخانچی در اتاق فکر مخترعین و مبتکرین حوزه هنری استان آذربایجان شرقی اختراع کرده‌اند که می‌توان آن را بر اساس داستان و رویدادهای فیلم برنامه‌ریزی و در زمان تعیین‌شده با ایجاد حرکت، رایحه یا بارش باران احساس تماشاگر را به فضای فیلم نزدیک کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 12:13  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۱۲-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۵:۲۵ | فارسجا, خبرلر

شهر برن در سوئيس شاهد افتتاح نخستين مدرسه براي آذربايجانيهاي مقيم آنکشور بود.

روز اول سپتامبر آموزش و پرورش برن بخشي از ساختمان مرکزي خود را به عنوان مرکز آموزش به زبان تورکي آذربايجاني اختصاص داد. سخنگوي کميته دولتي آذربايجانيهاي مقيم خارج از کشور با اعلام اين خبر افزود اين نخستين مدرسه آذربايجاني در سوئيس ميباشد.

در روز افتتاح اين مدرسه فرزندان به همراه والدين خود از نقاط مختلف کشور سوئيس شرکت کرده بودند. شاگردان مدرسه تازه تاسيس شده با اصول و قواعد آموزش به زبان مادري آشنا شده و سپس براي تعيين کلاس ورقه هاي امتحاني را پر کردند.

خاطر نشان ميسازد که سوئيس ميزبان حدود ۴۰ هزار آذربايجاني ميباشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 10:53  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۱۲-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۵:۲۵ | فارسجا, خبرلر

شهر برن در سوئيس شاهد افتتاح نخستين مدرسه براي آذربايجانيهاي مقيم آنکشور بود.

روز اول سپتامبر آموزش و پرورش برن بخشي از ساختمان مرکزي خود را به عنوان مرکز آموزش به زبان تورکي آذربايجاني اختصاص داد. سخنگوي کميته دولتي آذربايجانيهاي مقيم خارج از کشور با اعلام اين خبر افزود اين نخستين مدرسه آذربايجاني در سوئيس ميباشد.

در روز افتتاح اين مدرسه فرزندان به همراه والدين خود از نقاط مختلف کشور سوئيس شرکت کرده بودند. شاگردان مدرسه تازه تاسيس شده با اصول و قواعد آموزش به زبان مادري آشنا شده و سپس براي تعيين کلاس ورقه هاي امتحاني را پر کردند.

خاطر نشان ميسازد که سوئيس ميزبان حدود ۴۰ هزار آذربايجاني ميباشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 10:53  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۱۲-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۳:۱۶ | تورکجه, مقاله, خبرلر
اونو بوتون دونيا تانييير. آدي کيفايت قدر شؤهرتليدير. حکيمليکله ياناشي تورکولوق اولدوغوندان دا خبردارديرلار. ميلتي نين يارالارينا ملهم قويماغي ميلتي قارشيسيندا اؤزونون اساس بورجو حساب ائدير. دئيير کي، تبريزدن اوزاقدا-تهراندا ياشاسا دا اوره گي هميشه تبريزله اولوب. بو شهري يئر اوزونون ان گؤزل شهري سايير، گؤزلليکلريندن، قهرمانليقلاريندان دانيشماقدان اوسانماز، آما اورگينده بير ده باکي سئوداسي وار. بو سئودا اونو تئز-تئز باکيه گتيرير، پاريس، کاليفورنييا کيمي شهرلرين هئچ بيري باکي سئوگيسيني اوستله يه بيلمه ييب. ” باکيني چوخ سئويرم ” - بيرجه بو جومله ايله ياشي نين بو چاغيندا، بعضا تک-تنها باکيدا آيلاريني خسته لرينه هسر ائتمه گي تکجه پئشه بورجو بيلمه ديگيني آيدينلاشديرير، بونونلا هم ده وطنينه، ميلتينه اولان سئوگيسيني گؤسترير، ” قيزيل ” اللري ايله هر بير خسته سينه شفا وئرمکدن ممنونلوق دويور. ميلتينه، تورپاغينا بورجونو اؤدمک اوچون هئچ بير شئيين يئترلي اولماديغيني دوشونور، بوتون حياتيني ميلتينه صرف ائتمگين وئرديگي غورورلا ياشايير. بو غوروردور اونو حياتيندان شيکايتلنمه يه قويمايان. همسؤهبتيميز دونياجا تانينميش جراح، ” وارليق ” درگيسي ايله ميليونلارين وارليغيني هايقيران، ان مشهور تيبب مرکزلري نين فخري و حاقيقي عوضوو، ميليونلارلا اينسانين ايسه ساده جه دوکتور کيمي سئوديگي جاواد هئيتدير.بای بک

- من دونيانين مشهور شهرلرينه ده تئز-تئز سفرلر ائديرم، موختليف تدبيرلره، کونفرانسلارا قاتيليرام. آنجاق ياريم باکيدادير. چونکي باکيني دا، آذربايجانليلاري دا چوخ سئويرم. خسته لري قبول ائديب اونلارا يارديم ائتمکدن يورولمورام. هله اوللر ده آذربايجاندا بئينلхالق اونيوئرسيتئتين تيبب کورپوسوندا хسته لري قبول ائديرديم، ايندي ائويمده-نيظامي ۱۴۹ اونوانيندا قبول ائديرم، ۴۹۳۹۸۷۴ سايلي تئلئفونلا منه موراجيعت ائتسينلر، تيببي يارديما احتيياجي اولانلارين هئچ بيريندن مصلحتيمي اسيرگمرم. جراحليغا مني تکجه ايشيم اولدوغونا گؤره هوه سيم باغلامير، منيم بونا عشقيم وار. کيمه سه يارديم ائتمکله تکجه بير نفره يوخ، بلکه بوتؤو بير عاييله يه يارديمچي اولا بيلمگين سئوينجي بؤيوکدور. ۱۹۴۶-اينجي ايلدن جراحليغا باشلاميشام. همين ايلده ايستانبولدا آسسيسئنت اولدوم، ۳ ايله ياخين ايشله ديم و داها سونرا پاريسه گئتديم. پاريسده ده 3 ايله قدر چاليشديم. ۱۹۵۲-اينجي ايلده آرتيق ۶ ايلليک جراحليق تجروبه سي ايله تئهرانا گئتديم و اورادا ايشه باشلاديم. ائله همين واختدان جراحليق ائديرم.

ايندييه ده ک نه قدر عمليات کئچيرديگينيزي حسابلاميسينيز؟

- سايي چوхدور. اؤزوم اوچون حسابلاما آپارميشام، ۳۰ ميندن چوخ جراحيييه عملياتي آپارميشام. اوره ک جراحيييه سينه ايراندا ايلک دفعه من باشلاميشام. آچيق اورک جراحيييه سي منيم آديملا باغليدير. آما تکجه بو ساهه ايله مشغول اولماميشام، موختليف اورقانلاردا عملياتلار آپارميشام. آذربايجاندا آچيق اوره ک جراحيييه سينه موعاليجه کوميسسيياسيندا ايمکان وار، آنجاق من ايندي آچيق اورک عملياتي ائتميرم. بو ايشين داها چوخ سترئسسي وار، ايندي اساسن عومومي جراح کيمي چاليشيرام، اؤد کيسه سي، بؤيرک داشي، معده، زوب کيمي عملياتلار ائديرم. اورک عملياتلاري ايله باغلي ايسه مصلحتلر وئريرم.

آدينيز چکيلنده يادا دوشنلردن بيري ده ” وارليق ” درگيسي اولور. ” وارليغ ” اي نئجه عرصه يه گتيردينيز؟

- ” وارليق ” ايسلام اينقيلابيندان سونرا ياراندي. ايراندا شاه رئييمي حاکيم اولدوغو زامان بيزه آنا ديليميزده درگي، قزئت چيخارماغا ايمکان وئريلمزدي. ايسلام اينقيلابيندان سونرا آنا ديلينده درگي چيخارماق ايجازه سي وئريلدي و من بوندان ايستيفاده ائديب بير نئچه دوستوملا برابر ” وارليغ ” اي نشر ائتديرمه يه باشلاديم. درگي نين يازيلاري نين ۸۰ فايزي آنا ديليميزده-تورکجه وئريلير، قالان ۲۰ فايزي ايسه فارس ديلينده دير. بعضي مقاله لر وار کي، بوتون ايران اهاليسينه خيتاب ائدير، بئله مقاله لرين فارس ديلينده وئريلمه سي لازيمدير کي، اونون هامي آنلاسين. مثلن، آذربايجانين مودافيعه سي، قاراباغ پروبلئمي ايله باغلي مقاله لر يئر آلير. بير چوخلاري قوزئي آذربايجانين آذربايجان اولدوغونو قبول ائتمير، بوراني ” آران ” آدلانديريرلار. اونلارين بو دوشونجه لري نين يانليش اولدوغونو بيلديرمک اوچون مقاله لر درج ائديريک، بيلديريريک کي، آران آذربايجانين آنجاق بير حيصه سيدير. ” وارليق ” درگيسي ايندي ده اؤز ايشيني داعوام ائتديرير و توتدوغو يولدان چکيلمه ييب.بای بک

” وارليق ” گونئيده آذربايجان ادبي ديلي نين فورمالاشماسيندا خوسوسي رول اوينادي، بير چوخلاري ايلک آدديملاريني محض بو درگيده آتديلار. بو مودت عرضينده آنا ديلينه، مدنيتيميزه، تاريخيميزه موناسيبتده دييشيکليک هيسس ائتميسينيزمي؟

- دييشيکليک چوخ اولوب، بونو گؤرمه مک مومکون دئييل. بيزيم درگي فعاليته باشلاديغي دؤورده آنا ديليميز اولان تورکجه ده يازانلارين سايي بارماق ساييني کئچمزدي. بيزه گلن مکتوبلارين ۹۰ فايزي فارس ديلينده ايدي، تورکجه يازانلار دا ادبي ديلده يازا بيلميرديلر، اساسن تبريز لهجه سيندن ايستيفاده ائديليردي. آما ايندي وضعيت دييشيب. يئني نسيل يارانيب، اونلار آنا ديليميزي گؤزل بيلير، ادبي ديلين قايدالاريندان خبرداردير، يازيلاريني ادبي ديلده يازماغا چاليشيرلار. آذربايجان ادبياتيني اوخويورلار، معلوماتليديرلار، ميللي شوورا صاحيبديرلر. يازيب-ياراديرلار، قزئت، درگي نشر ائديرلر. ايندي ايراندا آنا ديليميزده ۵۰-يه ياخين قزئت، درگي چاپ ائديلير، آنجاق تأسوف کي، عؤمورلري او قدر ده اوزون اولمور.بای بک

نه سببه ” وارليق ” کيمي دايانيقلي اولا بيلميرلر؟

- بونون سببلريندن بيري ماليييه پروبلئملري ايله باغليدير. من حکيمليکله ” وارليغ ” اي نشر ائتديرميشم، ماليييه مسئله سيني بو يوللا هلل ائتميشم. بعضي سياسي سببلري ده وار، من سيياسته قاريشميرام. آما سيياسته قاريشماماقلا برابر ميللي هاقلاريميزي، مدني هوقوقلاريميزي مودافيعه ائديرم. خالقيميزي، هؤکومتي باشا سالماغا چاليشيرام کي، آنا ديليميزده مکتب آچيلماليدير.

آنا ديلينده تدريسين واجيبليگيني ايران هؤکومتي نين ده ديقتينه چاتديرديغينيزي بيلديريرسيز. بو سببدن درگييه و اؤزونوزه قارشي تزييقلر اولوبمو؟

-چوخ هيسس ائتميشم، آما بو تزييق او قدر شيددتلي اولماييب کي، من ” وارليغ ” اي باغلاييم. بير نئچه دفعه تزييقلر اولدو، دئديم کي، اگر بئله دوام ائتسه، درگيني باغلايارام. ” وارليغ ” اين بئينالخالق شؤهرتي ده واردي، موختليف اؤلکه لردن اوخوجولاري وار. هؤکومت ” وارليغ ” اين باغلانماسي ايله آدي نين پيس چيخماسيني ايستمير. بيز اؤز پروبلئملريميزي يازيريق، باشقا مسئله لره قاريشميريق. بير نئچه جبهه ده موباريزه ائتمک اولماز.

چوخلاري بئله فيکيرلشير کي، ” وارليغ ” اين ايندييه قدر ياشاماسيندا جاواد هئيت فاکتورو اساس رول اويناييب، يني درگييه اولان تزييقلر بيرباشا سيزه اولان تزييق کيمي قييمتلنديريله بيلردي.

- طبيعي کي، بو دا وار. تکجه منيم يوخ، عاييله ميزين شؤهرتي وار، تانينميش نسيليک. آتام الي هئيت عدليييه نازيري اولوب، ايراندا عدليييه سيستئمي نين قوروجولاريندان بيري کيمي تانينيب. سئويلن-ساييلان بير شخسيت اولوب، بيز ده اونون يولونو دوام ائتديرمه يه چاليشميشيق. اگر شاه رئژيمي دوام ائتسه ايدي، آنا ديليميزده هئچ بير درگي، قزئت نشر ائتديره بيلمزديک.بای بک

بس نييه آذربايجان مکتبي آچماق مومکون اولمور؟

- کادر دا وار، باشقا بوتون طلب اولونانلار دا. آذربايجان مکتبي نين آچيلماماسينا اساس سبب بير چکينمه، قورخمالاردير. اؤتن رئييملرده ” تورک ” سؤزوندن او قدر قورخوبلار کي، ايندي ايش باشينداکيلار بو ايشين تشببوسکاري اولماقدان قورخور. مکتبين آچيلماسي چوخ طبيعي بير شئيدير، بوندان قورخماق لازيم دئييل، هئچ نه اولماز. من دئييرم کي، مکتب آچماقدان قورخمايين، بو خالقي داها دا راضي سالار، اگر خالق راضي اولسا، بيرليک داها دا مؤحکملنر.

ميلتيميزين بؤيوک اکثريتي گونئيده ياشايير. عاليم، ضيالي گؤزو ايله باخاندا اينسانلار آراسيندا هانسي فرقلري گؤرورسونوز؟

- بو فرقلر سون ۲۰۰-۱۵۰ ايلده مئيدانا چيخيب. ديليميز، عادت-عنعنه ميز، تاريخيميز، مدنيتيميز، دينيميز عئينيدير. ۲۰۰ ايلده دونيادا چوخ شئيلر دييشيب، تئکنولوژييانين اينکيشافي اينسانلاردان يان کئچمه ييب. تئکنولوژييانين محصولو اولان هر شئي سيزده روس سؤزو ايله مشهور اولوب، بيزده فارس سؤزو ايله. ديليميزده بو تاثيرلردن بعضي فرقلر يارانيب، آنجاق بو فرقلر اساس دئييل. بعضي تئرمينلر آيريليب، آنجاق قديمدن مؤوجود اولان هر شئيده عئينيليک قورونوب ساخلانيب. لهجه لرده موعين قدر فرقلر وار، بعضي عادت-عنعنه لر فرقله نيب، بونلار هؤکومتلردن گلن شئيلردير. خوسوسيله تئرمينلر بورادا روسلاشديريليب، اورادا فارسلاشديريليب. سووئت رئژيمي نين منفي جهتلري ده بورادا تاثيريني گؤستريب. آما تحصيل، مدنيت بورادا داها ايره ليله ييب، درين شکيلده يوخ، کوتلوي شکيلده بوردا داها يايغيندير. درينليک باخيميندان ايسه بونو سؤيله مک اولماز.بای بک

قئيد ائتديگينيز روسلاشديرما و فارسلاشديرما شوورلارا دا تاثيرسيز قالماييب. شوورلاري تميزله مک مومکون اولاجاقمي؟

- بورادا يوز فايز مومکون اولاجاق. چونکي هؤکومتين ديلي آذربايجان تورکجه سيدير، ديل گئتديکجه تميزلنه جک. آما من ده شاهيدييم کي، هله ده اؤولادلاريني روس مکتبينه يازديرانلار وار. بيزده ايسه دؤولت ديلي فارس ديليدير. آنا ياسادا وار کي، آنا ديلي فارس ديلي اولمايان بؤلگه لرده آنا ديلينده مکتبلر اولسون. آنجاق مکتبلر اولسون، يا اولماسين، درگيلردن، قزئتلردن، آذربايجان و تورکيه تئلئويزييالاريندان، اؤزل ديل کورسلاريندان ادبي تورکجه ميز اؤيره نيلير، ديلي صافلاشديريرلار. سون زامانلار تورکيه تئلئويزيياسي بؤيوک تاثير بوراخيب، گنجلر يئني تورکجه دن ايستيفاده ائدير، اوللر بونلار يوخ ايدي. زامان بيزيم خئيريميزه ايشله يير. ۲۰ ايل اول ياديمدادير، اونوتماميشام، موقاييسه ائدنده تورک ديلينده يازيلان کيتابلارين، اثرلرين سويييه سي ايله راضيلاشيرام. آما داها ياхشي اولاجاق.

هر ايکي طرفده هانسي پروبلئملري داها قاباريق گؤرونور؟

چوخدور، من مدنيت مثله سي ايله مشغول اولورام، او دا هله چؤزولمه ييب. بورادا ايسه عصاس پروبلئم ايقتيصادي پروبلئم و روشوتدير. بونلار بير-بيرينه باغليدير، بيري هلل ائديلسه، او بيري ده هلل ائديله جک. ايقتيصادي وضعيت دوزلديکجه روشوت ده آرادان قالخاجاق، روشوت کسيلسه، ايقتيصادي دوروم داها ياخشيلاشاجاق. گله جگيميزي ايشيقلي گؤرورم، اوميد ائديرم کي، بوتون پروبلئملر هلليني تاپاجاق. تبيي کي، ايلک اؤنجه قاراباغ پروبلئمي.بای بک

آدينيز چکيلنده هم ده بورادا تحصيل آلان گونئيلي طلبه لر يادا دوشور. تحصيل مسئله لري نين هللينده چوخ امگينيز اولوب، آنجاق ندنسه سون زامانلار گونئيلي طلبه لر داها چوخ تورکيه يه گئدير، اورادا اونلار اوچون داها ياخشي شرايت ياراديلير. بورا گلن طلبه لرين ساييني آرتيريب پروبلئملريني هلل ائتمک مومکون دئييلمي؟

- منيم بوتون قايغيم بودور. تأسوف کي، سون زامانلار گونئيلي طلبه لري قبول ائتميرلر. بو مسئله ايله باغلي پرئزيدئنتله گؤروشه جگم. رحمتليک هئيدر الييئوين زامانيندا بو مثله ني اونونلا موزاکيره ائدنده بيلديرديم کي، تورکييه 20 نفري قبول ائديرسه، سيز ۵ نفري قبول ائدين. عصبلشدي کي، نييه گؤره ۵ نفري قبول ائتمه ليگيک، بيز ۵۰ نفري قبول ائدريک. فاتما خانيمي چاغيريب گؤستريش وئردي، آنجاق تأسوف کي، گؤستريش يئرينه يئتيريلمه دي. اوميد ائديرم کي، بو مثله هلليني تاپاجاق. آذربايجاندا منيم ۷۰ و ۸۰ ايلليگيمي کئچيريبلر. اؤزومه قارشي موناسيبتدن راضييام، سئوگي و سايغيلاري وار. آرزوم بودور کي، آذربايجانليلار خوشبخت اولسون، دونيادا ميلتيميزه لاييق آد قازانسينلار، آذربايجانلي آدي لاييق اولدوغو حؤرمتله چکيلسين
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 11:47  توسط آراز  | 

به گزارش سایت بای بک بخشنامه ای از طرف مدیریت بازرگانی بناب به رئیس مجمع امور صنفی شهرستان بناب ارسال شده است که تصویر این بخشنامه در سایت www.baybak.com نمایش داده شده است به موجب این بخشنامه استفاده از اسامي تورکي در تابلوهاُ شیشه فروشگاهها و برچسب کالا برای واحدهای صنفی در شهرتان بناب ممنوع اعلام شده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 11:43  توسط آراز  | 

محمد علي ابطحي رئيس دفتر محمد خاتمي رئيس جمهور پيشين ايران در سايت خود سفر خود به تبريز را شرح داده و نوشته است : "به نظر می رسد از مشهد و اصفهان از نظر سرمایه گزاری و پیشرفت، عقبتر مانده است"
متن كامل نوشته ابطحي چنين است:

تبریز و آذربایجان قشنگ
این هفته چند روزی با خانواده تبریز بودیم. شاید آرزوی خیلی از مردم ایران باشد که از این دیار دیدار کنند. غیر از جاذبه های طبیعی، مهمترین دلیلش آشنایی با مردم آن منطقه است که در حفاظت از آب و خاک کشورمان ایران همواره تلاش کرده اند و حق بزرگی بر مردم ایران دارند. گذراندن تعطیلات با خانواده هم خیلی شیرین و هم ضروری است. تاکنون چند باری به همراهی رئیس جمهور پیشین و یا با داشتن پست دولتی به تبریزرفته بودم. معمولاً در چنان سفرهایی آدم کمتر میتواند قضاوت درستی در مورد استانها داشته باشد. این بار خوشبختانه سفر کاملاً شخصی داشتم و چشمم به جمال هیچ مسئولی روشن نشد. بازار و مسجد کبود و چند تا موزه و باغ زیبای ائل گلی و مقبره الشعرا را دیدیم. گرچه شهر تبریز تمیز و زیبا بود ولی به نظر می رسد از مشهد و اصفهان از نظر سرمایه گزاری و پیشرفت، عقبتر مانده است. خیلی ها در تبریز معتقدند که دولت های مرکزی همیشه با این منطقه با احتیاط رفتار می کرده است. یک روز هم به نمایشگاه بین المللی تبریز رفتیم. از همه ی کشور غرفه زده بودند. نمایشگاه و اداره ی آن توسط بخش خصوصی انجام می شد و به همین دلیل خیلی تمیز و پرکار و زیبا بود. فقط دنبال این بودند که دولتی ها کمتر اذیتشان کنند. یادم آمد که این کار در دوران استانداری آقای عبدالعلی زاده شروع شده بود و در دوران وزارتش هم یک بار به خاطر حمایتش از بخش خصوصی تا پای استیضاح رفت. اینکه آدمی مثل مهندس عبدالعلی زاده هنوز بعد از این همه سال مورد علاقه مردم است جالب به نظر میرسد. زبان ترکی که زبان مردم این منطقه است، در تبریز خیلی موزیکال مورد استفاده قرار میگیرد و شیرین حرف میزنند. فکر نمی کنم خوردنی های تبریز فقط توجه آدم های چاقی مثل من را جلب کند. میوه های تابستانی که محصول کار کشاورزان پرتلاش آذربایجان است تعجب و توجه هر ناظری را به خود جلب می کند. غذاهای آذربایجانی و شیرینی های مخصوصشان هم که هنوز حرف اول را در این حوزه می زند؛ به خصوص چلوکباب و آبگوشتش. البته در غیاب کوفته که به توریستها که مجبورند در خیابانها غذا بخورند و گیرشان نمی آید. در ۵۰ کیلومتری تبریز هم روستایی بود به نام کندوان؛ کنار اسکو و میلان. واقعاً از عجایب ایران است. تمام خانه ها در دل کوه است و در آن مردم زندگی میکنند. وقتی ما رفتیم، باران شدیدی می آمد. نیم ساعتی در یکی از خانه های دل کوه به اجبار و با بقیه بازدیدکنندگان ماندیم. در دل کوه با تلاش ۸ ساله هتل پنج ستاره نیز ساخته اند. ورودیه دادیم و رفتیم هتل را هم دیدیم. یک غذایی هم که همه دوست دارند و میخواهند به روی خود نیاورند نان و سیب زمینی و تخم مرغ است. ما هم یک شب از این غذا خوردیم. خیلی چسبید. البته حق دارید بگوئید به ما چه که شماها به تعطیلات رفته بودید، ولی بهترین بهانه بود که به عنوان یک ایرانی به پیشگاه مردم خوب آذربایجان شرقی عرض ادب و احترام کنم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 10:29  توسط آراز  | 

ياشا ياشا اي قهرمان، تبريزيم
اي اودلارا دائم يانان، تبريزيم
تاريخ بويي، آزادليقين يولوندا
زحمت چکوب جان يانديران، تبريزيم
باقرخان تک ايگيت لرين مسکني
سن بسله دون ستارخان، تبريزيم
واردور سنون، حيدرخان تک شئرلرين
داغلاريندا گزر، اصلان، تبريزيم
استبدادين قول قانادين سينديريب
علي مسيو، حسين باغوان، تبريزيم
اوغلانلارين خياباني، اراني
بهرنگيه اولدون مکان، تبريزيم
يوزلر، مين لر، فدائي لر، سنون دور
هربيري، بير شير ژيان، تبريزيم
آدين، سانين ، هر ديارا ياييلوب
عالم سنه اولموش حيران، تبريزيم
الهام آلير سندن بوتون ائولکه ميز
ايگيت لرين يوردي اولان، تبريزيم
سوندرنمزدوشمن سنين اودووي
سيننده، مين آتشفشان ، تبريزيم
****
اصلان کيمي، دوردون گينه اياغا
جبهه لرده ائتدين جولان، تبريزيم
چکد ين گؤيه ستارخانلار بايراغين
ظلمه قارشي،ائتدين عصيان، تبريزيم
سالدين قورخي دشمنلرين جانينا
جانيم اولسون سنه قربان، تبريزيم
اراده وي، قدرتوي، شانيوي
دشمنلره وئردون نشان، تبريزيم
قان توکولدي ديواريندان داشين دان
دعوا گوني، اي قوجامان، تبريزيم
آخدي قانين کوچه لرده، سئل تکين
ائوز قانيوا اولدون غلطان، تبريزيم
دسته دسته ايگيت لرين، اؤلدؤلر
باغرين اولدي غم دن آلقان، تبريزيم
شهيد لرين قاني، يره توکولموش
باش گوزوندن قاني آخان، تبريزيم
دوشمن بيزيم بو ائل لري ازنمز
توکولسه ده، مين لرجه قان، تبريزيم
سلام اولسون قورخي بيلمز ائليوه
آنا يوردوم، اي قهرمان، تبريزيم
دوشمنلردن ائل انتقام آلاجاق
قالميه جاق يرده بو قان، تبريزيم
****
شانلي وطن، اي آلوولار ائولکه سي
اي سوگليم، اي مهربان ،تبريزيم
سنگرلرده، دؤيؤشلرده، جبهه ده
داغلار کيمين ، محکم دايان، تبريزيم
گونش تکين ايشيقلاندر ائل يولون
چراغ اولوب هرياندا، يان، تبريزيم
اسارتين زنجيرلرين قيرگيلن
دشمنلره وئرمه امان، تبريزيم
آلچاقلاردان، قولدورلاردان، قوردلاردان
قويما قالا بيرده نشان، تبريزيم
****
بيرگون گلر، قارا گونون قورتولار
اوزون گولر، اولار خندان، تبريزيم
اسارتين زنجيرلري قيريلار
آزاد ياشار هر بير انسان، تبريزيم
ظالم لرين تفاق لاري داغيلار
ظلمين ائوي اولار ويران، تبريزيم
گل لر آچار چمن لر ده، باغلاردا
بولبول لرين اوخور الحان، تبريزيم
لاله بيتر شهيدلرين قانين دان
هريان اولار بير گلستان، تبريزيم


+ نوشته شده در  یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 9:13  توسط آراز  | 

همه ساله در اول مهرماه فرزندان ما مجبور به تحصيل به زبان اقليت قومي فارس ميشوند. قومي که توسط قدرتهاي جهاني حاکم بر ملتها شده است.

براي اعتراض به اين قتل عام فرهنگي٫ تظاهراتي در داخل و خارج از ايران برگذار خواهد شد. روز ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۷ ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۰۰ در شهر بروکسل بلژيک و در مقابل پارلمان اروپا تظاهراتي با شرکت نمايندگان تمامي ملتهاي تحت ستم برگذار خواهد شد.

شرکت در تظاهرات اعتراضي به قتل عام فرهنگي ملتهاي تحت ستم توسط رژيم شوونيست فارس از سوي سازمانهاي حقوق بشري محکوم ميشود.

ما نيز با محکوم کردن تحميل زبان اقليت فارس به ملتهاي تحت ستم و مخصوصا اکثريت ساکن در منطقه٫ يعني ملت متمدن تورک آذربايجان٫ از تمامي شما درخواست ميکنيم در تظاهرات اول ماه مهر و نيز تظاهرات شهرهاي مختلف در کشورهاي خارج از ايران شکرت نمائيد. اعتراض ما ميتواند جلوي اين قتل عام فرهنگي را بگيرد. ما حق داريم تا به زبان خود تحصيل کنيم٫ نخستين گام در راه استقلال کامل به دست آوردن استقلال فرهنگي است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 9:9  توسط آراز  | 

صمد بهرنگي معروف به (بهرنگ) در دوم تير ماه ۱۳۱۸ در تبريز از پدر و مادر تبريزي بدنيا آمد و در کوچه جمال آباد محله چرنداب تبريز بزرگ شد و به دبستان رفت. صمد وقتي که تازه به دبستان رفته بود و کلاس اول مي خواند, صبح ها کاسب هاي سرگذر پسر بچه اي را مي ديدند که کفشهايش را زير بغل زده و تند مي دود. از يکديگر مي پرسيدند اين بچه کيست؟ تا اينکه معلوم شد که اين بچه, پسر گارگري است به نام” عزت ” که تازه گي به اين محل آمده و اتاقي را اجاره کرده است. او براي اين مي دود که مدرسه اش خيلي دور است و مي ترسد, سر وقت نرسد و کفش هايش را به خاطر پاره نشدن زير بغل مي زند. اسم اين بچه ” صمد” است.
صمد ۱۰ ساله بود که پدرش با موج بيکاراني که به قفقاز و باکو مي رفتند به قفقاز رفت و تامين معاش خانواده به دوش اين کودک خردسال افتاد. از همان وقت با رنج و مشقت طبقه زحمتکش آشنا شد و تا آخرين زواياي فقر و محروميت پيش رفته بود و مبارزه با سختي ها از اوان کودکي و فشار اقتصادي, خود سنگ بناي شخصيت زنده و پر تحرک ” صمد” در آينده گشت. حال شايد کمتر دانش آموخته اي در آذربايجان باشد که وقتي سخن از رژيم ستم شاهي و ظلم هاي آنها به ميان مي آيد, به ياد ” صمد بهرنگي” آن مبارز يکه تاز آذربايجاني نيفتد و يادي از ماهي سياه کوچولو و نامه هاي مضمون دار او نکند. اين آثار که از درد و رنج و ناله هاي مردم غيور آذربايجان نشات گرفته حاصل يازده سال مشايعت و همزيستي و همدردي با روستاييان آذربايجان مي باشد. وي که معلم روستاي آذربايجان بود, بزرگترين مشغله ذهني خود را همان بچه هاي دبستاني ساده روستاها مي داند و از آن مي نالد. او در جواب يکي از شاگردان خود که از صداقت و احترام خود خطاب به معلمش, او را “آقا” صدا مي زند, ناراحت مي شود و مي گويد: چرا به من “جناب آقا” مي گويي؟ نکند هنوز اعتقاد به آنگونه القاب داري؟ حتما” که نه.
آري, همه شاگردان با او چنان صميمي بودند و دوستش داشتند و به او عشق مي ورزيدند, صمد را “صمد خان”, “برادر ما صمد”, “صمد آقا”, و گاهي به ريشخند ” صمد بهرنگي تهراني” خطاب مي کردند. صمد همکلاس شاگردان روستاهاي آذربايجان بود. رفيق بازيهايشان و همدم دردهايشان, چرچي کتاب برايشان.
اگر لقب ” دوست بزرگ بچه ها” را نويسندگان و نقادان و آژانس هاي رسمي به ” هانس کريستن آندرسن”, ” جاناتان سويفت”, ” هالن گرنر و…داده اند. صمد اين لقب را از دوستان حقيقي اش, از بچه هاي کلاس اول ممقان , آخير جان, پکه چين ,از کودکان پا برهنه آذربايجان دريافت کرد. زندگي باورنکردني صمد به قول دوست نزديک اش ” غلامحسين ساعدي” بزرگترين شاهکارش بود. او معلم تبعيدي به روستاها, ولي عاشق روستاها بود. روزهاي تعطيل به تبريز مي رفت و با چمدان پر از کتاب به روستا بر مي گشت. روزي که صمد نبود بچه ها دلتنگ مي شدند. فردا صبح جاده خاکي روستا با دوستان صمد, با همه دانش آموزان کلاس به استقبال معلم خود مي نشستند تا کلاه پشمي – که به اعتبار صمد, تاج معلمي و قصه نويسي کودکان بود از پس کوههاي يام آشکار شود و صمدا چمدان کتابش در دست به تبسم هميشگي صبحي ديگر را به دوستانش سلام کند.
او هميشه به موقع مي آمد و درس شروع مي شد. روح و وجود او سرشار از عشق به کودکان بود و قلب همه شاگردانش لبريز از محبت او نسبت به شاگرد و معلم چنان در هم تنيده بود که بدون آقا معلم, بدون صمد روستا و مدرسه غمگين بود و صمد بدون شاگردانش دلتنگ. صمد که براي تنظيم کتاب ” الفبايش” به تهران رفته بود در نامه اي به کودکان روستا چنين مي نويسد: “…بچه ها خيال نکنيد که خيابان و کاخ هاي سر به آسمان کشيده تهران مرا از خود بي خود و شما را فراموش کرده ام. شما کارکنيد, کتاب بخوانيد و کتابخانه مدرسه را غني تر کنيد, من در اولين فرصت پيش شما مي آيم. بچه ها, دلم مي خواهد شما را ببينم. باز برف را تماشا کنم و زير ريزش آن راه بروم”. صمد سرشار از احساسات بود و همچون يک روستايي, جامعه روستايي را با تمام وجود حس مي کرد. ” با صمد بود که کودک جهان سومي, کودک جامعه پيراموني, کودک کارگر, کودک فقير و معترض, کودک حاشيه نشين , کودک روستايي از حاشيه و سايه به متن و مرکز داستان آمد. آدمها تغيير کردند صحنه واقعي تر شد و ادبيات کودک ايران که روي سر مصنوعي و گچي ايستاده بود و وارونه به دنيا مي نگريست, روي پاهاي واقعي خود قرار داده شد. به جرات مي توان گفت صمد بنيانگذار ادبيات نوين کودک ايران است”.
او معتقد بود که هر قومي حق دارد که در کنار زبان رسمي کشورش به زبان مادري حرف بزند و بنويسد و کتابهاي درسي بايد به صورت ايالتي و ناحيه اي طرح و تنظيم گردد و در اين کتابها از عناصري بهره جست که براي کودکان روستايي عيني و قابل لمس باشد نه ذهني و رويايي. از اينرو صمد کتابي در زمينه تدريس الفبا براي کودکان دو زبانه تدوين کرد که نظير نداشته و نداشت ولي متاسفانه هرگز نتوانست چاپ شود.
در زماني که بر اثر اعمال سياستهاي شوونيستي به اصطلاح آسيميلاسيون فرهنگي, استفاده از زبان و ادبيات ترکي آذربايجاني و مطرح کردن هر گونه مسايل قومي ممنوع شده بود, صمد شجاعانه قدم به ميدان گذاشت و با همکاري بهروز دهقاني کتاب ” قوشمالار و بولماجالار” را تاليف و اقدام به جمع آوري فولکور آذربايجاني نمود و همچنين داستانهاي خود را با الهام از قصه هاي آذربايجاني که ريشه در فرهنگ چندين هزار ساله اين ملت دارد تاليف نمود. باين ترتيب ثابت کرد که حتي در زير فشار هم نبايد مسائل قومي و ملي خود را ناديده گرفت. او اعتقاد داشت هر فردي بايد به زنده نگه داشتن و دفاع از تاريخ گذشته و ادبيات ويژه خود کمر همت ببندد. صمد با زباني ساده و روستاي قهرمانان ملي آذربايجان از جمله بابک, کور اوغلو, قاچاق نبي, ستارخان و…را که از ميان مردمي زحمتکش برخاسته اند و براي رهايي وطن خود از يوغ دشمنان و فلاکت مبارزه کرده اند,براي دانش آموزان خود بيان مي کرد و آنان را به پاسداري از ميراث کهن خود که حاصل جان نثاري و تلاش چندين صد ساله گذشتگان است فرا مي خواند و دانش آموزان را در قبال اين وظيفه مهم مسئول و مسئوليت پذير مي داند.
” در اين روزگار که قطعي آدم است باور کنيد من نمي خواهم چيزي بشوم تنها مي خواهم يک انسان بشوم” . صمد اين معلم روستاها با چنين ايده و آرماني زندگي کرد . او در باره خودش مي گويد: ” مثل قارچ زاده نشده ام بي پدر و مادر, اما مثل قارچ نمو کردم ولي نه مثل قارچ زود از پا درآمدم.هر جا نمي بود بخود کشيدم, کسي نشد مرا آبياري کند. نمو کردم مثل درخت سنجد و کج و معوق و قانع به آب کم, و شدم معلم روستاهاي آذربايجان”.
صمد معتقد بود :” يک انسان هرگز دروغ نمي گويد.” اينچنين تفکر او در آن زمان و جو حاکم بر جامعه باعث شد که وي را مرتد , ديوانه و حتي از خود بيگانه معرفي کنند تا او را به گوشه نشيني مجبور و فعاليت اش را محدود کنند. چنين ايده هاي او در جواني چندي نگذشت که جمع کثيري از انقلابيون و نويسندگان صاحب نام زمان خويش را متوجه خود ساخت و از سر تا سر ايران براي ديدن او به تبريز آمدند.
چندي از آنان درباره صمد و مرگ مشکوک او چنين مي نويسند:
احمد بصيري : “…وقتي تو رفتي ماهي سياه کوچولو به دريا رسيد…”
طاهر احمدزاده: سال ۵۰ بود که به ديدار آيت ا…طالقاني رفتم. وقتي وارد اتاق شدم, نوشته اي را مطالعه مي کردند. گفت : اين نوشته را مطالعه کرده اي؟ نوشته ي صمد بهرنگي بنام ” ماهي سياه کوچولو” بود. گفتم خوانده ام, گفت : اين را براي کودکان نوشته اما ما بزرگترها اين را بخوانيم.
محمود دولت آبادي: کتاب ۲۴ ساعت در خواب و بيداري بهرنگ را خواندم, ساده و روان بود. مثل آب که در بستر جوي روان است…بخوبي ديدم که او به زندگي شرافتمندانه آدمي عشق دارد. تولستوي در جايي گفته:تمام تاريخ اروپا مي تواند زمينه يک رمان تاريخي قرار بگيرد. همچنانکه فقط يک روز از زندگي يک دهقان نا مشخص روسي, اما هيچکس نگفته بود که ساعت ۲۴ از زندگي يک پا برهنه ايراني مي تواند, زمينه يک قصه قرار گيرد که در آن انديشه هاي دقيق يک نويسنده با دقت جريان داشته باشد و بهرنگ اين را عملا” ثابت کرده…بعد از اينکه او خونش را به ارس (آراز) داد, نمي دانم چرا قلبم گريست؟ دردي بر درد و اندوهگين به آثارش رجوع کردم, کتابهاي نازک, ساده و درست. او بدرستي انديشيده بود و صادقانه هنر را در خدمت انديشه هاي عزيزاش گرفته بود و انديشه اش را طبق اخلاص پيش من و تو گذاشت.
اسد بهرنگي ( از قلم برادر): نوشتن درباره کسي چون صمد, که سني از او نگذشته بود و درباره خودش هم حرفي نزده بود که از ميان رفت و عقيده هم داشت ” آنقدر گفتني است که نوبت به از خود گفتن نمي رسد” مقام ها و رياست هاي مختلف و کيابيايي هم نداشت پدر و مادرش هم از مردم عادي همين شهر و ديار بودند, مشکل بود. برادرم صمد مي خواست هميشه معلم باقي بماند, اينکه بچه ها را ببيند و دينش را ادعا کند. ماهي سياه و داستانهاي ديگر او آخرين نوشته هاي او نبود. صمد در تهران چند ماهي سرگرم تنظيم کتاب ” الفبايش” بود.
جلال آل احمد: شنيدن خبر دشوار بود. صمد مرد! که ما برايش آرزوها در سر مي پختيم؟ اين زبان روستائي هاي ديارش و وطن اش آذربايجان. اين وجدان بيدار يک فرهنگ تبعيد اين همپالکي تازه به راه افتاده, هانس آندرسن اين معلم سيار که از لاي سطور حيدر بابايه سلام, پا در راه گذاشته بود و به ساوالان وخلخال مي گريخت. نکند آخر سر به نيستش کردند؟ نکند خود کشي کرده؟!! نه چرا چنين آدمي بايد به رود خانه زده باشد؟ مگر آراز در 16 شهريور چقدر آب دارد که بتواند کسي را بغلطاند؟ من فقط اين را ميدانم که صمد نبايد مرده باشد, مگر مي توان باور کرد؟!
م.صديق :صمد بهرنگي بي اغراق يکي از شرکت کنندگان فعال در نوسازي ادبيات معاصر ايران (بويژه آذربايجان) است. تلاش بهرنگ در راه مبتکرانه جديدش قابل تحسين است و اين روش خلاقانه در انتشار داستانهاي کودکان ديد تازه اي به نويسندگان مي دهد. در داستانهاي بهرنگي ديگر از ديو , پريزاد ,خاقان و مبارزات تخيلي جادوگري و پري و…که چاشني و محتواي داستانهاي کودکان تمام دنيا شده, خبري نيست و بدرستي مي توان گفت : بهرنگ تحولي در ادبيات کودکان و در نتيجه ادبيات معاصر بوجود آورده.
موسوي فريدوني: بهرنگ به منطق کودکان وارد است. زبان آنها را مي فهمد و با آگاهي که نسبت به زمان و مکان دارد و وظايفش براي کودکاني که آينده براي آنهاست, قصه مي گويد. بهرنگ جز آنکه قصه گوي بچه هاست, رابطه و نماينده آنها نزد بزرگسالان است. آرزوي آنها و راه بر آورده کردن آنها را نيز مي داند…
آراز: در قصه هايي که در اواخر بهرنگ در زمينه کدکان نوشته, فريادهاي يک اسير نهفته است و ديگر مسائل زندگي اجتماعي تحت الشاع و در اطراف آن دور مي زند و نتيجتا” اثري که بتواند شعور اجتماعي را تحرک بخشد و ضرورتي که به حال کنوني باشد, بوجود مي آيد و در عين حال براي کودکان نوشته ميشود.
احمد شاملو: آنچه مرگ صمد را تلخ تر مي کند از دست رفتن موجودي يگانه است. مرگي است که براستي ايجاد خلاء مي کند. شهري است که ويران مي شود, نه فرو نشستن بامي, باغي است که تاراج مي شود. نه پرپر شدن گلي, چلچراغي است که در هم مي شکند. نه فرو مردن شمعي و سنگري است که تسليم مي شود نه در افتادن مبارزي!
از ديدگاه غربي ها :
براد هانس: بهرنگي به منظور فرار از دست سانسور, شکل قصه عاميانه را برگزيد. قصه نويسي بهرنگي شامل قصه هاي عاميانه است که از ترکي آذري ترجمه شده و يا خود قصه اي جديد به شمار مي آيد.
از آيينه نويسنده اي از کشور همسايه
مقصود حاجي يف : صمد در قلب شاگردانش عشق به زندگي و مبارزه بيدار مي کرد.
آري با مرگ صمد, خيلي از نويسندگان قلم خويش را بدست گرفتند و انديشه هاي خود را در باره اين صاحب قلم آذربايجاني مي نويسند, و حتي عده اي از اينرو صاحب شهرت مي شوند.
از حرف هاي مادر صمد:صمد غير از بچه هاي ديگرم بود. روزي به او گفتم چرا زود زود به خانه خواهرهايت نمي روي؟ آخر آنها هم کسي ندارند, چشم به راهند. صمد در حالي که ناراحت شده بود گفت: ” من نمي فهمم مادر! تو چرا اين حرف را مي زني, اولش که من هر وقت فرصت کردم سري به آنها مي زنم. در ثاني مگر مردم بي چيز و فقير, بچه هاي بي پدر و مادر کم هستند؟ چرا نمي گويي سري به آنها بزن. مگر خواهران من از آنها درمانده [1] ترند, اينها باز هم هر چطور شده خانه و شوهري دارند. زندگي و ساماني ولي آنها…
بهرنگي و جريان انديشه هاي او در آثارش:
«کرم شب تاب گفت : رفيق خرگوش من, من هميشه مي کوشم مجلس تاريک ديگران را روشن کنم. جنگل را روشن کنم. اگر چه بعضي از جانوران مخسره ام مي کنند و مي گويند: « با يک گل بهار نمي شود تو بيهوده مي کوشي با نور نا چيزت جنگل تاريک را روشن کني». خرگوش گفت: اين حرف مال قديمي هاست ما هم مي گوييم: « نور هر چقدر هم ناچيز باشد, بالاخره روشنايي است» ( عروسک سخنگو).
« من ديگر نمي توانم اينجا گردش کنم, بايد از اينجا بروم…مي خواهم بروم ببينم آخر جويبار کجاست و کجا مي رسد, دلم مي خواهد بدانم جاهاي ديگر, چه خبرهايي است؟»
« من ميخواهم بدانم که, راستي راستي, زندگي يعني اينکه, تو يک تکه جا هي بروي و برگردي تا پير شوي و ديگر, هيچ. يا اينکه طور ديگري هم توي دنيا مي شود زندگي کرد؟»
« مرگ خيلي آسان مي تواند به سراغ من بيايد, اما من تا مي توانم زندگي کنم, نبايد به پيشواز مرگ بروم البته اگر يک وقتي ناچار با مرگ روبرو شوم که مي شوم , مهم نيست, مهم اين است که زندگي يا مرگ من, چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد…» ( ماهي سياه کوچولو).
صمد در عمر کوتاه خويش از دانشسراي دبيري گرفته تا روستاهاي دور افتاده آذربايجان هيچوقت از قلم خويش جز براي آگاهي ملتش استفاده نکرد و همه اين موارد رژيم ستم شاهي را سخت نگران کرده بود و دژخيمان رژيم پهلوي تصور مي کردند که با نابودي صمد, انديشه هاي او را نابود خواهند کرد. غافل از اينکه هيچ تدبيري نمي توانست از صمد براي پيروانش سرمشقي نسازد. در ۹ شهريور ۱۳۴۷ او را مخفيانه به شهادت رساندند و جسم بي جانش را به آراز سپردند, چرا که به دليل محبوبيت توده ايش از دستگيري و کشتن او بطور علني هراس داشتند ,بدين گونه صمد با موجهاي آراز (ارس) به دريا پيوست.
« چطور مي توانيم فراموشت کنيم, تو ما را از خواب خرگوشي بيدار کردي, به ما چيزهايي ياد دادي که پيش از اين حتي فکرش را هم نکرده بوديم…»
از آثار صمد مي توان به: داستانها, کند و کاو در مسائل تربيتي ايران, مثل ها و چيستانهاي آذربايجاني و…اشاره کرد.
زندگي کوتاه «صمد» در يک نگاه:
۱۳۱۸: دوم تير ماه, تولد
۱۳۲۵: ورود به دبستان ۲۱ آذر
۱۳۲۸: انتقال به دبستان جاويد( تحصيل سال چهارم, پنجم و ششم دبستان)
۱۳۳۱: مهر ماه, ورود به دبيرستان تربيت تبريز
۱۳۳۲: احضار پدر و تذکر در مورد فعاليتهاي او
۱۳۳۴: مهر ماه, ورود به دانشسرا
۱۳۳۵: انتشار روزنامه فکاهي «خنده» با همکاري بهروز دهقاني
۱۳۳۶: خردادماه, پايان دانشسرا و عزيمت به روستاهاي آذربايجان جهت آموزگاري
۱۳۳۹: تحصيل در رشته زبان انگليسي همزمان با تدريس
۱۳۳۹: اخطار اداره فرهنگ در مورد تحصيل همزمان با تدريس
۱۳۴۰: 6 ارديبهشت نوشتن «تلخون»
۱۳۴۱: 17 آذر, اخراج از دبيرستان و انتقال به دبستان
۱۳۴۲: چاپ کتاب «پاره پاره» ترجمه «خرابکار», نوشتن « اولدوز و کلاغ ها» و « کندوکاوي در مسايل تربيتي ايران» و همچنين نگارش « الفبا»
۱۳۴۳: تحت تعقيب قرار گرفتن بخاطر چاپ کتاب « پاره پاره» و حکم تعليق از خدمت به مدت ۶ ماه و نوشتن کتاب « انشاء ساده» و تبرئه در دادگاه تجديد نظر
۱۳۴۴: انتشار « مهد آزادي »
۱۳۴۵: جلد دوم « بولماجالار و قوشماجالار»
۱۳۴۶: انتشار « کچل کفتر باز» , « افسانه محبت» و « پسرک لبو فروش»
۱۳۴۷: انتشار « يک هلو هزار هلو» , « ۲۴ ساعت در خواب و بيداري» , « کور اوغلو و کچل همزه» و « ماهي سياه کوچولو»
و نهم شهريور پيوستن به ابديت بوسيله موجهاي رود ارس
+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 16:25  توسط آراز  | 

سنله ياشاييرام، سنينله وارام
حيات پيكريمه، گوز آنا ديليم
سنسن اسكي گونوم، گله جه ييمده
يابانجي سوزلره، دوز آنا ديليم

حيات اينجه ليين، گول بوداغيندا
شيرين نغمه لري، يار دوداغيندا
شعير چيچكلرين، موغام باغيندا
سويله سن سئويملي سوز آنا ديليم

يالتاقليق قوخوسو، سنه چاتماسين
قارشي چيخ ياساغا، حاققين باتماسين
ائله آرخالان كي، سني آتماسين
صنعت درياسيندا، اوز آنا ديليم

سمادان گئنيش سن، دنيزدن درين
گاهدان آتش كيمي، گاهدان دا سرين
يوكسه لير سنينله ايگيدين، ارين
بير گون قور ائده جك كوز، آناديليم

كور اولسون خور باخان گوزلري سنه
دوشمه سين وارليغين دومانا- چنه
سئوگيليم بيرليكده دئيه ك وطنه
ياشاسين ائل اوبام، اوز آنا ديليم

سويله درديميزي، تاپ درمانيندا
گووه نك قوي سنه، ائللر يانيندا
قورقود دده ميزين دئنن شانيندا
آشيقلار سازيندا، سوز آناديليم

عصيرلردن باشدا بيزه ساري باخ
دوستلاري سئويندير، دوشمنلري ياخ
((آفاقا)) ياييليب زنگين لييين باخ
اينجي لر مصراعدا، دوز آنا ديليم

یازان: فريبا ابراهيمي(آفاق)
+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 16:16  توسط آراز  | 

دور آياغا قوجا تبريز، يئنه داردا قالان وار
دوشوبن قاردا قالان وار
قوي دئييم هاردا قالان وار
دور شالي باغلا بئله، گئي گئيي مين، قوي پاپاغين
قئييم ائت ال- آياغين
ايزله قارداش سوراغين
مين آتين سور چاپاري، دورما- دايانما
قارداشيم هئچ ده اوسانما
دايانيب يولدا يوبانما
يولون اوستونده گوتور سفره چوركلي"صوفياني"
بيرده"سئيوان" ايله"يامي"
ائللره وئر بو پيامي
سويله كي ايندي عمل وقتي دي قارداش، نه دئمه ك
نه يئمه ك وقتي دي، دور ائيله كومك
آج قالانلارا يئته بلكه يئمه ك
دورما گلديم دييه رك جان باسين اوردان دا"اووند"ه
باش ويرون بيرده"سرند"ه
"زنوز"ا هم ده"مرند"ه
سورعتيله سووشون اوردان آماندير
دايانين آز"دره ديز"ده
اوخويون فاتحه، سيزده
ياد ائدين اورداكي قوربانلاري، حق اوسته ياتيبلار
ووروشوب دوشمن ايله، اوردا قيزيل قانه باتيبلار
دوغروسو حقه چاتيبلار
دونياني گوزدن أتيبلار
ياد ائدندن سورا اوردان سووشون سرعت ايله
ائلليگين، همتيلن
آذري صولتيلن
كيشيليك، غيرتيلن
گوتورون يولدا قوچاق"گرگر"- "علمدار"ي مددچي
يوللارا آشنا بلدچي
اوزوزو تئز يئتيرين "جلفا"يا ساري
سيزي تاري ‍
آرازي باش يوخاري، آت سوره سيز گون باتانا
چاتماميش سيز اذانا
چاتاسيز"ناخچيوان"ا
باخمايين يئلدي، طوفاندير، قار- كولك، شاختا- بوراندير
هاوا چيسگين دي، دوماندير
غصه لي، غملي زماندير
سيزه قوربان كي آماندير
قارداشيز داردا قاليبدير، گوزي يوللاردا قاليبدير
اوزو گول تك ساراليبدير
آختارين اوردا قاليبدير
قارداشيز داردا قاليبدير

یازان: يالقيز

+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 16:6  توسط آراز  | 

پروفسور زهتابی
حيات و ياراديجيليغي
پروفسور دوکتور زهتابي اثرلرينين نشر ائوي

Professor Zehtabi
Həyat və Yaradıcılığı
Prof. Dr. Zehtabi Əsərlərinin nəşr evi
Shabestarli@yahoo.com

اؤلكه‌ميزين، بؤيوك عاليم، شاعير، ادبياتچي و تاريخچيلريندن، اؤنودولماز و دونيا شؤهرتلي شخصيتلريندن بيري ‌ده، مرحوم پروفسور زهتابيدير كي، آذربايجان و هابئله چوخلو تورك ديللي خالقلار ايچينده تانينميش بؤيوك عليملردندير.
دوكتور زهتابي، شئيخ محمود شبستري و ميرزا علي معجزون دوْغما يوُردو اوْلان شبسترين چاي كوچه‌سينده 1302- جي ايلده آذر آيي‌نين 22-سينده، دونيايا گؤز آچميشد‌ير. 1309-جي ايل شبسترده يئني آچيلميش دؤولت مدرسه‌سينده، ايلك تحصيليني باشلايير. سونرا تبريزده فردوسي مدرسه‌سينده اوخويوب، 1320 -جي‌ايلده تبريز دانيشسراسينا داخيل اولور. اوراني بيتيرديكدن سونرا، رشديه و ادب اورتا مكتب‌لرينده موعلّيم اولور.
او، هر زامان يوكسك تحصيل آلماغا و داها دوغروسو بير عاليم اولوب، خالقميزا و ميلتيميزه داياق اولماسي اوچون يول آختاريردي. زهتابي هله 18 ياشلاريندا ايکن (1320 -جي ايل) حاجي ميرزا علي شبستري‌نين تشبّوثو ايله آنا ديلينده ياييلان آذربايجان قز‌تينده، مقاله و شعرلر يازير‌دي. 1324-‌ده آنا ديليميزده يازيب، اوخوماق ايمكانلاري يارانديغي اوچون زهتابي اؤز شعر و مقاله‌لريني آنا ديليميزده داها دا موكّمل و قودرتلي يازماغا باشلاميشدير.
اونون او دؤورده?کي يازديغي شاه‌اثرلريندن بيري ده ، 1325-جي ايل آذرين 26- سيندا، پهلوي رژيمي طرفيندن توركجه كيتابلارين يانديريلماسي موناسيبتي? ايله يازديغي (سن اوسان، منده بويام) شعري اولموشدور.
بو شعرده اولان درين دويغو و آنا ديلينه محبّت اونون باريز خوصوصيتلريندندير. ايندي‌ ده بو شعر چوخلاري‌نين ديل ازبري‌دير. بو شعرين ساده‌جه بير بئيتينده:
- سو دئييبدير منه اولّده آنام، آب كي يوخ
يوخو اؤيرتدي اوشاقليقدا منه، خواب‌ كي يوخ -
مينلرجه مقاله و شعرلرين سؤزو واردير. بو شعر هر اوخوياني فيكره دالديرير و اونو دريندن اؤزونه قايتارماغا چاغيرير.
دوكتور زهتابي 1325-جي ايل آذرين 21-يندن سونرا داها گيزلي ياشاماغا مجبور قالير. لاكين بير ايلدن چوخ بو دوررما دوام ائتديره ‌بيلمه‌يير. يوكسك تحصيل آلماق اونون هر زامان فيكريني مشغول ائدير.
او دؤورده بير چوخ گنجلر سووتلر اؤلكه‌سيني ، آزاد بير اؤلكه بيليب، اورايا گئتمگه جان آتيرديلار. ‌زهتابي ‌دا، اوز آرزيسينا چاتماق و هابئله آناديلينده يوكسك تحصيل آلماق اوچون، دوغما يوردونو ترك ائدير، لاكين او باكي دانيشگاهينا دگيل ، سيبري دوستاقخاناسينا گؤند‌ريلير. اوچ ايل هئچ گوناهي اولمادان سيبريده قالير. اوردا عاغلينا گلمه‌ينلر، باشينا گلير. ?شاهين زنجيرده? منظومه‌سينده بئله يازير :
آزاد دوغولان اينسانا قاندال نه گركدير؟
قانداللاري قيرميشلارا زيندان نه دئمكدير؟
دونيا نه‌لرين وار ؟
افسانه‌لرين وار ؟
بيچاره بشر اؤلچو‌يه گلمز كدرين وار
قانلار تؤ‌کرك قاندالي قيردين آياغيندان
قانداللاري ييغدين و قاييردين يئكه زيندان !
داييم باشين اوستونده گزير غم و فلاكت.
بير گون سني زنجيرله‌دي سولطان
بير گون ده ?آزادليق و عدالت? !!
نهايت اوچ ايلدن سونرا، زهتابي سيبري دوستاقخاناسيندان بوراخيليب ، دوشنبه شهرينه سورگون ائديلير.
اورادا آذربايجاندا (تبريزده) آلديغي بوتون تحصيلات مدركلري يوخ اولدوغو اوچون تيكرار ديپلم آلماغا مجبور قالير و نهايت باكييا يول آچيب، آذربايجان اونيورسيته‌سينده آذربايجان توركجه‌سي و عرب ديلينده دوكتورا آلير و همان اونيورسيته‌ده عرب ديلي اؤيرتمني اولور. او ايستر اؤيرنجي‌ليك ايللرينده‌، ايسترسه‌ده اونيورسيته‌ني بتيرديكدن سونراکي بوتون اثرلرينده، آنا ديليميزي تانييب و تانيتديرماغا چاليشير، خالقيميزين كئچميش تاريخ و ادبياتيندان صؤحبت آچير، اوخويانلارين ماراغيني اؤز آنا ديللرينه آرتيريب، اونلاردا اؤز كيمليگينه باغليليق يارادير. او اينانيردي‌ كي، هر اؤلكه‌نين سعادتي يانليز اؤز الي ايله و اؤز گوجو ايله يارانماليدير و بئله يازيردي:
گونشين ديارينا گئت، گز دولان
قلبيني ايسيندير گوندن آلوودان
اودون يانديرماغين ، ياخماغين اؤيرن
لاكين خام خيالدير ، اگر دوشونسن ،
گونشله فيتيلي آپاريم هديه
تاريخ گؤسترمه‌ميش بير بئله تؤحفه
هر خالقين سعادت گونشين آنجاق
او خلقين اؤزوندن گرك آراماق
او، بوتون ياشاييشيندا دئديگي سؤزلره صاديق قالميش و بوتون وارليغيني اؤز خالقي‌نين يولوندا قويموشدور. او هئچ بير زامان شخصي حياتينا پاي آييرماميشدير. او بوتون فلاكتلره دؤزمگي خالقين سعادتي اوچون بيليب و بئله يازير:
وئريب سعادتي، آلميشام فلاكتي من
بوتون جهانا دگيشمم اينان بو حالتي من
سئوينمه درديمه قوودوم چيخاندا يوردومدان
قاپيمدان ايت تك اؤزوم عيش و ايستيراحتي من
وطن‌پرستليگيمده عينادلي بير ياهييام
کي بير دقيقه دگيشمم يوواملا جنتي من
زهتابي‌نين وطنينه بئله درين باغليليغي، اونو چوخ چتين و آغير شراييطه قاتلانيب، دايانماسينا سبب اولوردو. سيبري دوستاقلاريندان، تاجيکيستان سورگونوندن، و بير داها بو تايداکي حبسيندن باش اوجا چيخماسي، بو
ايديعايا بير ثوبوتدور. او ائله همين آغير شراييطده بير چوخ شاه اثرلرينين ايلک اتودونو حاضيرلاميش، باشي آييلان کيمي اونلاري قلمه آلميشدير.
دوكتور زهتابي موعاصير تاريخيميزده ايلك دفعه اولاراق، 1971- جي ايلده خاريجده ياشايان زامان "موترقّي ايران توركلري‌نين روشنفکرلر جمعيتي"ني، ياراديب و بيرليك آديندا آيليق توركجه و فارسجا درگي نشر ائتديرميشدير.
بو جمعيت سونرالار 1973-دن 1978-ه?دک بير چوخ دگرلي مجله و كيتابلار چاپ ائتديرمشدير. او جومله‌دن: 5 جيلدليک ارك مجله‌سي، باغبان ائل اوغلو (شعر کيتابي)، 12 شهريور کيتابي‌نين‌ يئني‌ چاپي، پروانه‌نين سرگوذشتي ، بختي ياتميش و چوخلو مقاله آنا ديليميزده يازيب و خاريجده‌کي آذربايجانليلارين علاقه‌سيني اؤز دوغما يوردلاري و ديللرينه داها دا مؤحکملنمگينه چاليشميشدير.
دوكتور زهتابي خاريجده اولان زامان، بيرينجي دفعه اولاراق آنا ديليميزده ?ايران توركلري‌نين صرفي? کيتابيني يازيب، چاپ ائتميشدير، بو كتياب اينقيلابدان سونرا دا دوكتورون ان ياخين دوستلاريندان اولان حؤرمتلي علي خالط‌آبادي‌نين تشبّوثو ايله، موعاصير ادبي آذري ‌ديلي‌نين صرفي (سس-صرف) آدي ?ايله چاپ اولوب، ياييلميشدير.
پروفسور زهتابي اينقيلابدان سونرا 1360-جي ايلده تبريز دانيشگاهيندا تورک ديل و ادبياتي اوستادي اولموش و يوزلرجه اؤيرنجي يئتيرميشدير. او دؤوروده بيرينجي دفعه اولاراق 20 صحيفه‌دن عيبارت اولان ?آنا ديليميزي نئجه يازاق? اثريني، 3000 ساييدا رشديه ياييني واسيطه‌سيله چاپ ائتديرميشدير.
بو قيسا اثرده ديليميزين اساس ? سس قانونلاري ، آهنگ قانونو آچيقلانميشدير كي، اليفباميزي دوزگون يازيب، اوخوماغيندا يازيچي‌لارميزا بير اولگو اولوب، سونرالار كئچيريلن اورتوقرافي سمينارلاريندا اوندان بول ? بول فايدالانميشلار.
دوكتور زهتابي اينقيلابدان سونرا تبريز راديو و تلويزيونوندان آنا ديليميزده آذربايجان توركجه‌سي وئرليشلرينه كادر يئتيرميشدير، ?برون‌مرزي? خبرلري‌نين آذربايجان توركجه‌سيني ايداره ‌ائدنلري، واقتيله اونون شاگيردلري اولموشلار.
پروفسور زهتابي ان دگرلي تدقيقي اثرلريندن بيري ده ايکي جيلدليک ?ايران توركلري‌نين اسكي تاريخي? ايري حجملي کيتابيدير. بو کيتاب اوزرينده 12 ايل چاليشميشدير. بو شاه‌اثرلر بو گونه ‌كيمي ، اوچ دفعه چاپ اولوب و يايينلانميشدير.
همين کيتابلار ايستر اؤلکه ايچي، ايستر اؤلکه خاريجينده ياشايان آذربايجانلي وياخود تورك ديل، ادبيات و تاريخي ايله ماراقلانان عاليم‌لر ايچينده، اوزونه بؤيوک يئر آچميشدير. آلماندا برلين دانيشگاهي‌نين توركولوق اوستادي پروفسور دوكتور باربارا كلنر هاي‌كله (Prof.Dr. Barbara Kellner- Haikele ) بو تاريخ کيتابي حاقّيندا
بئله يازير :
پروفسور زهتابي‌نين بو كيتابي ايري حجملي و علمي اثر اولدوغو حالدا، اسكي زامانلاردان بري ايران ? توران دؤورون ديل و ادبياتيندان تأثير آلميش علمي و دولغون آناليز ايله يازيلان بير اثردير.
بو اثر اوزون مودّت‌لر علمي بحث‌لري اورتايا چيخاريب و بؤيوك آرکائولوق، فيلولوقلاري فيکره دالديريب? کي اوز كئچميش تاريخلريني، موكمّل حالدا موطاليعه و تدقيق ائتسينلر ... .
علم دونياسي پروفسور زهتابي‌ني بشريته خيدمت ائتمکده، بير ايلهام قايناغي كيمي، تانييير و اونون اونودولماز و ابدي شخصيتي?نين خاطيره?سيني هر زامان عزيزله‌يه‌جكدير.
پروفسور زهتابي موعاصير تاريخميزده تبريز شهرينده ، چوخلو آذربايجان‌سئور دوستلاري ايله ?آذربايجان مدنيت اوجاغي?ني قوردولار. او اؤزو نئچه ايللر بويو آردي-آراسي كسيلمه‌دن بو اوجاغين ايجلاسلاريندا ايشتيراك ائديب، خالقميزين ادبيات و كئچميش تاريخيني تانيتديرميشدير. بو اوجاق ايندي ‌ده دوكتورون قوردوغو اساسدا دوام ائدير.
تأسفلر اولسون ‌كي ، بو بؤيوك عاليم و تاريخچيميز ، گوزله‌نيلمه‌دن اؤز دوغما يوردو اولان شبستر شهرينده 1378-جي ايل دي آي‌نين بيرينده هميشه‌ليك اولاراق دونياسيني دگيشدي و بوتون آذربايجان خالقيني و هابئله ايران توركلريني كدرلنديردي.
بو داهي شخصيتي يئني‌دن تانيماق اوچون زهتابي‌شوناسلار لازيمدير كي ، اوًنون بوتون اثرلريني اينجله‌ييب، داها آرتيق و داها دوزگون تانيتديرسينلار.
بو بؤيوك عاليمين يوزلرجه اثرلريني چاپ ائتديريب، خالقيميزا تقذيم ائتمك اوچون ، پروفسورون ان ياخين قوهوملاري طرفيندن ?دوكتور زهتابي اثرلري‌نين نشر ائوي? (بنياد پروفسور زهتابي) يارانميشدير. و اؤزونه بير ميلّي وظيفه بيلرك پروفسورون اثرلريني بير ? بيري‌نين آردينجا چاپ ائتمکده?دير.

نشر اولونان كيتابلارين ليستي :
ايران توركلري‌نين اسكي تاريخي بيرينجي جيلد ( ايکينجي و اوچونجو چاپ)
شاهين زنجيرده (شعر مجموعه‌سي)
ديل و ادبيات ايسلاما قدر
علي آقا واحددن خاطيره‌لريم
تئليم‌خان شاعيرين حيات و ياراديجيليغي
چاپا حاضير اولان اثرلر :
شیخ محمد خيابانی
آذري توركجه‌سي‌نين نحوي
ملك محمد ناغيلي
سارا و محمد (نوماييشنامه)
دوكتور زهتابي‌نين شعرلري (1325-1357)
شبستر ? دوکتور زهتابي اثرلرينين نشر ائوي
(بنياد پروفسور زهتابي)
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 16:21  توسط آراز  | 

موزه كهن قاجار تبريز ،در محله ششگلان كه يكي از محلات قديمي اين شهر كه به"دارالسلطنه"معروف بوده ،قرار دارد.

در دوره قاجار عمارتهاي بسيار زيبايي در اين محله احداث شده كه خانه امير نظام گروسي (موزه قاجار) يكي از با ارزش‌ترين بازمانده‌هاي خانه‌هاي تاريخي بوده كه هنوز هم با صلابت و عظمت خاص ،خودنمايي مي‌كند .

اين خانه كه اكنون از آن به عنوان موزه قاجار استفاده مي‌شود در دوره ناصرالدين شاه و در زمان پيشكاري امير نظام گروسي و توسط وي بنا گرديده است .

دليل انتخاب اين بنا به عنوان موزه قاجار اهميت دارالسلطنه تبريز در دوره قاجار بوده است .

در اوايل دوره قاجار در زمان عباس ميرزا، تبريز شهر وليعهدنشين گرديد و پس از آن نيز جانشينان سلاطين قاجار در اين شهر مستقر شده و به هنگام رسيدن به سلطنت به پايتخت عزيمت مي‌كردند.

عمارت اميرنظام در دو طبقه و با زير بناي ‪۱۵۰۰‬متر مربع ساخته شده است.

ساختمان مشتمل بر دو حياط اندروني و بيروني بوده كه باغچه‌ها و حوضها، زيبايي آن را دو چندان مي‌كند .

‪ ۱۶‬ستون با سرستونهاي زيبا ايوان سراسري را نگهداشته‌اند ،در طبقه بالا پنجره‌هاي مشبك ارسي با شيشه‌هاي رنگي ، گچبري‌هاي نماي شمالي و جنوبي ، آينه كاريها و گچبريهاي تالارهاي داخلي و طنبي‌ها به زيبايي مجموعه مي افزايند.

در زيرزمين حوض‌خانه وسيعي وجود داشته كه يكي از زيباترين قسمتهاي بنا بوده ،ستونهاي استوار حوضخانه و آجركاري سقف آن بسيار چشمگير است .

موزه قاجار همچنين شامل يازده تالار در حوزه‌ها و هنرهاي مختلف در دوره هاي نه چندان دور مي‌باشد.

اشياي ساخته شده قديمي و تاريخي موجود در تالارهاي بافته ،چيني ،فلزات ،خاتم ،سنگ ،آبگينه ،سكه ،موسيقي ،اسلحه ،معماري و شهرسازي و تالار رجال و فرامين چشم هر بازديدكننده اي را مي‌نوازد.

لباس تشريفات حاج محمد حسين حاج عليلو (سردار عشاير)، كت زنانه نقده دوزي (يل)، پارچه زري روي اطلس و مخمل با نقوش اسليمي در تالار بافته به نمايش گذاشته شده است.

خمره چيني نقش برجسته ،ديس ،شمعدان بلورين ،گلدان ،ته قليان و انواع ظروف زيبا و قديمي چيني مربوط به دوره قاجار در تالار چيني به معرض ديد گذاشته شده است.

تالار موسيقي موزه قاجار حال و هواي موسيقي سنتي و قديمي ايراني و آذربايجاني را در ساليان گذشته تداعي مي‌كند. سه تار ،گرامافون و پيانو ، تنديس ابوالحسن صبا استاد موسيقي و ابوالحسن خان اقبال آذر استاد آواز و موسيقي ايراني ميهمانان را خوش‌آمد مي‌گويند.

با وارد شدن به تالار اسلحه داستانهاي تاريخي دوره قاجار و جنگ‌هاي تلخ اين دوره از پيش روي چشم مخاطبان مي‌گذرد.

در تالار سنگ نيز دو آثار سنگ مرمري تاريخي و كهن بسيار باارزش مربوط به يادبود بازسازي تبريز بعد از زلزله مهيب اين شهر تاريخي در سال ‪ ۱۱۹۳‬هجري قمري و سنگ يادبود تاجگذاري مظفرالدين شاه قاجار نگهداري مي‌شود.

در تالار سكه ،سكه‌هاي مربوط به دوره قاجار بيشتر مربوط به دوره محمد علي شاه ، مظفرالدين شاه و احمد شاه قاجار عرضه شده است .

نقشه باارزش و قديمي ايران در دوره قاجاريه و دارالسلطنه تبريز در تالار معماري و شهرسازي موزه قاجار موجود است .

در تالار رجال و فرامين اين موزه تنديس‌هاي زيبايي از عباس ميرزا نايب السلطنه ،امير كبير ،ميرزا محمد خان امير نظام زنگنه ،امير نظام گروسي و قائم مقام فراهاني به همراه تعدادي از اصل فرامين دولتي و دستورات اخذ ماليات و ميزان آن در اين تالار نگهداري مي‌شود.

همچنين در تالار خاتم، ميز و صندلي‌هاي سلطنتي خاتم كاري شده و در تالار آبگينه انواع گلدان‌هاي بلورين قديمي ،جعبه جواهرات و انواع سرويس بلورين از جمله آثار تاريخي نگهداري شده در موزه قاجار تبريز مي‌باشد.

خانه امير نظام (موزه قاجار تبريز) در سال ‪ ۱۳۷۰‬شمسي از سوي سازمان ميراث فرهنگي خريداري شده و با توجه به آسيبهاي جدي كه به بنا رسيده بود با حفظ ويژگيهاي معماري بنا و شاخصهاي سنتي مورد بازسازي قرار گرفت .

اين موزه در نزديكي مقبره‌الاشعراء تبريز كه مدفن بيش از ‪ ۴۰۰‬شاعر نامي از جمله شهريار، قطران ،طوسي، فاريابي و ثقه‌الاسلام است ،واقع شده است .
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 11:48  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۵-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۲:۰۷ | فارسجا, مقاله, خبرلر
در شماره ۱۷۴ تیرماه ۱۳۸۶ مجله “جدول گل گشت و کتیبه” با درج مقاله ای با عنوان
یادنامه «۵» نویسنده (محسن بهرامی بالامی) با نقل خاطرات پدر خود از یک نویسنده
آذربایجانی به اصطلاح (زریاب) قصد معرفی شخصیت ادبی و پژوهشگری وی را دارد. وی در
نقل مقالات این نویسنده (زریاب) با نقل مقاله ای در مورد “نظامی گنجوی” با تاکید بر
تورک نبودن نظامی٫ هرگونه توهین و الفاظ رکیک را برای ملت تورک بر می شمرد. ما برای
آگاهی بیشتر در این باره مقاله خود نویسنده (زریاب) را در اینجا برای شما می آوریم
ولی برای پیگیری دقیق این موضوع شما را به خواندن کل مقاله از مجله فوق دعوت
میکنیم. …و زریاب، بعدها در مصاحببه ای میگوید: «..من از این که آنها میگفتند ما با
فارس ها بیگانه ایم و می خواهیم مستقل شویم و اینها، در پشت پرده این را نمیدیدم.
در پشت پرده یک نوع الحاق به شوروی می دیدم، چون پایه اش هم از اول گذاشته شده بود،
آن قسمت ماورای ارس را آذربایجان شمالی نام داده بودند تا با آذربایجان جنوبی یکی
بشود.» …نخستین بار که نام “عباس زریاب” را دیدم پای مقاله ای بود در روزنامه سیاسی
و بسیار مشهور داریا… مقاله زریاب در باره این مطلب بود که «نظامی گنجوی ترک نبوده
است» و با لمآل جوابی بود به دعیه داران چنان ادعا و مدعیان پان ترکیستی. مقاله اش
جنبه روزنامه نویسی نداشت و به قلم روزنامه نگارانه نبود. نوشته ای بود پژوهشی و
علمی، با آوردن اشعاری از سراینده خمسه استدلال کرده بود گوینده چنین ابیاتی نمی
تواند ترک بوده باشد، ناچار آنها که ادعای ترک بودن او را دارند سخن درستی نمی
گویند. زریاب این مقاله را موقعی نوشت که دار و دسته پیشه وری در آذربایجان غوغا در
انداخته و خود سرانه راه حکومت کردن پیش گرفته بودند و این گونه ادعاها طبعاً جراید
چپ نویس و جوانان طرفدار آن حرکات را خوش آیند نبود. زریاب برای دور بودن از این
گونه مدعاها از آذربایجان به تهران پناه آورده بود. اما روحیه حقیقت ج و علمی او را
آرام نگذارد که چنان مطلب واهی را ببیند و آرام بنشیند… پدر من، که در آن جریان از
مدعیات سیاسی فرقه دموکرات نگران بود و هماره در مجله آینده به ج.انب مسئله وحدت
ملی توجه داشت، آن مقاله را پسندید و به من گفت در مجله آینده(سال سئم شماره آخر)
به چاپ رسید. من مفتخر به این که نخستین مقاله به فلم زریاب را برای آینده غلط گیری
مطبعی کردم و یکی از اولین ترشحات قلمی و فکری او را به چاپ رسانیدم…» این مقاله،
در همان روزهایی نوشته شد که زریاب از چنگ همکاران غلام یحی و دیگر مزدوران فرستاده
شده از باکو به تهران گریخته بود. بلشویک هایی که به فرمان «باقراف» از قفقاز به
آذربایجان سرازیر شده بودند، با عنوان دروغین «فداییان فرقه دموکرات آذربایجان» و
با حمایت قزاق های روس مقدمات جداسازی آذربایجان و پیوستن این سرزمین به «اران»
قفقاز را تدریک می دیدند. خلاصه مقاله که در صفحات شماره ۴۰ مجله آینده (اسفندماه
۱۳۲۴) چاپ شد چنین است: «نویسنده روزنامه آذربایجان از شعر: ترکی صفت وفای ما نیست-
ترکانه سخن سزای م نیست- می خواهد استدلال کند که نظامی می خواسته است شعر ترکی
بگوید و شروانشاه مانع گردیده است و پیغام داده است که «ترکی صفت وفای ما نیست…الخ»
و «ما را سخن بلند باید…الخ» ولی نویسنده اشتباه کرده است، چه، اگر مقصود از «ترکی»
زبان ترکی بود، ربطی به صفت وفای شروانشاه نداشت تا در نامه ای که به نظامی نوشته
است بگوید: «ترکی صفت وفای ما نیست»، بلکه مقصود از «ترکی» معنی مصدی است، یعنی ترک
گری و ترک بودن، و این تعبیر در ادبیات فارسی سابقه سابقه زیادی دارد. چنان که می
گفتند: «ترکی تمام شد» یعنی نوبت هرج و مرج گذشت، و ترک گری به معنی بی رحمی و
قساوت و بی ادبی و خشونت آمده است. چنان که سنایی می فرماید: می نبیند آن سفیهانی
که ترکی کرده اند همچو چشم تنگ ترکان، گور ایشان تنگ باد و در زبان فرانسه هم
«تورکری» به معنی زمختی و شدت استعمال شده است. پس معنی مصرع اول چنین است که:
ترکی، یعنی ترک گری و بی وفایی صفت وفای ما نیست، چنان که در بعضی نسخ هم «ترکی
صفتی، وفای ما نیست» ضبط شده است و مرحوم وحید دستگردی در کتاب لیلی و مجنون نظامی
نظامی که به تصحیح ایشان طبع شده است، در زیر این بیت همین معنی را می کنند و آن را
اشاره و تلمیحی به قصه سلطان محمود غزنوی که نسبت به فردوسی بی وفایی کرده است می
دانند. و چنان که معلوم است، ترکان در آن زمان به بی وفایی و عهد شکنی معروف بوده
اند. و نظیر این معنی در اشعار شعرای بزرگ فراوان است. چنان که اسدی گوید: وفا ناید
از ترک هرگز پدیدار از ایرانیان جز وفا کس ندید و سنایی گوید: ما خود ز تو این چشم
نداریم. ازیراک-ترکی تو و هرگز نبود ترک وفادار- و کسانی که مایل به تفصیل باشند به
کتاب امثال و حکم دانشمند معظم آقای دهخدا، زیر مثل «اترک التروک و لوکان اباک»
مراجعه کنند. و مصرع دوم بیت: «ترکانه سخن سزای ما نیست» معنی اش این است که: سخن
پست و رکیک سزای ما نیست. زیرا در آن عهد ترکان به بددهنی معروف بودند و موید این
ادعا، بیت بعدی است که می گوید: «آن کز سبب بلند زاید-او را سخن بلند باید» چنان که
می بینیم، ترکانه سخن را در مقابل سخن بلند قرار داده است که معنی آن سخن پست و
رکیک است و تعبیر «ترکانه سخن» هرگز به معنی «ترکی سخن گفتن» نمی باشد. عباس زریاب»
چنان که در این مقاله مشاهده می شود نویسنده (زریاب) با بیان الفاظی مثل بی وفایی،
عهد شکنی، بی رحمی، قساوت، بی ادبی، خشونت، بددهنی، زمختی و… اوج تورک ستیزی و
نژادپرستی و پان فارسیسم در مقابل ملت تورک را در خود عکس می کند. وی با افراط گری
تمام و یک جانبه نگری رکیکترین الفاظ و صفات ناشایست را برای ملت تورک بر می شمرد.
وی در باره تورک نبود شاعر بزرگ آذربایجان نظامی گنجوی یا “گنجه لی نیظامی” با
تفسیر تحریف گونه ی ابیاتی چند از نظامی گنجوی در پی اثبات ادعای دروغین خود می
باشد ولی یک جانبه گری و ایدئولوژی نژادپرستانه وی مانع از بیان اشعار دیگر وی در
باره ترک بودن نظامی گنجوی است که می گوید: پدر بر پدر مر مرا ترک بود به فرزانگی
هریکی گرگ بود
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 10:52  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۵-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۲:۰۷ | فارسجا, مقاله, خبرلر
در شماره ۱۷۴ تیرماه ۱۳۸۶ مجله “جدول گل گشت و کتیبه” با درج مقاله ای با عنوان یادنامه «۵» نویسنده (محسن بهرامی بالامی) با نقل خاطرات پدر خود از یک نویسنده آذربایجانی به اصطلاح (زریاب) قصد معرفی شخصیت ادبی و پژوهشگری وی را دارد.
وی در نقل مقالات این نویسنده (زریاب) با نقل مقاله ای در مورد “نظامی گنجوی” با تاکید بر تورک نبودن نظامی٫ هرگونه توهین و الفاظ رکیک را برای ملت تورک بر می شمرد.
ما برای آگاهی بیشتر در این باره مقاله خود نویسنده (زریاب) را در اینجا برای شما می آوریم ولی برای پیگیری دقیق این موضوع شما را به خواندن کل مقاله از مجله فوق دعوت میکنیم.
…و زریاب، بعدها در مصاحببه ای میگوید:
«..من از این که آنها میگفتند ما با فارس ها بیگانه ایم و می خواهیم مستقل شویم و اینها، در پشت پرده این را نمیدیدم. در پشت پرده یک نوع الحاق به شوروی می دیدم، چون پایه اش هم از اول گذاشته شده بود، آن قسمت ماورای ارس را آذربایجان شمالی نام داده بودند تا با آذربایجان جنوبی یکی بشود.»
…نخستین بار که نام “عباس زریاب” را دیدم پای مقاله ای بود در روزنامه سیاسی و بسیار مشهور داریا… مقاله زریاب در باره این مطلب بود که «نظامی گنجوی ترک نبوده است» و با لمآل جوابی بود به دعیه داران چنان ادعا و مدعیان پان ترکیستی. مقاله اش جنبه روزنامه نویسی نداشت و به قلم روزنامه نگارانه نبود. نوشته ای بود پژوهشی و علمی، با آوردن اشعاری از سراینده خمسه استدلال کرده بود گوینده چنین ابیاتی نمی تواند ترک بوده باشد، ناچار آنها که ادعای ترک بودن او را دارند سخن درستی نمی گویند.
زریاب این مقاله را موقعی نوشت که دار و دسته پیشه وری در آذربایجان غوغا در انداخته و خود سرانه راه حکومت کردن پیش گرفته بودند و این گونه ادعاها طبعاً جراید چپ نویس و جوانان طرفدار آن حرکات را خوش آیند نبود. زریاب برای دور بودن از این گونه مدعاها از آذربایجان به تهران پناه آورده بود. اما روحیه حقیقت ج و علمی او را آرام نگذارد که چنان مطلب واهی را ببیند و آرام بنشیند… پدر من، که در آن جریان از مدعیات سیاسی فرقه دموکرات نگران بود و هماره در مجله آینده به ج.انب مسئله وحدت ملی توجه داشت، آن مقاله را پسندید و به من گفت در مجله آینده(سال سئم شماره آخر) به چاپ رسید. من مفتخر به این که نخستین مقاله به فلم زریاب را برای آینده غلط گیری مطبعی کردم و یکی از اولین ترشحات قلمی و فکری او را به چاپ رسانیدم…»
این مقاله، در همان روزهایی نوشته شد که زریاب از چنگ همکاران غلام یحی و دیگر مزدوران فرستاده شده از باکو به تهران گریخته بود. بلشویک هایی که به فرمان «باقراف» از قفقاز به آذربایجان سرازیر شده بودند، با عنوان دروغین «فداییان فرقه دموکرات آذربایجان» و با حمایت قزاق های روس مقدمات جداسازی آذربایجان و پیوستن این سرزمین به «اران» قفقاز را تدریک می دیدند. خلاصه مقاله که در صفحات شماره ۴۰ مجله آینده (اسفندماه ۱۳۲۴) چاپ شد چنین است:
«نویسنده روزنامه آذربایجان از شعر: ترکی صفت وفای ما نیست- ترکانه سخن سزای م نیست- می خواهد استدلال کند که نظامی می خواسته است شعر ترکی بگوید و شروانشاه مانع گردیده است و پیغام داده است که «ترکی صفت وفای ما نیست…الخ» و «ما را سخن بلند باید…الخ»
ولی نویسنده اشتباه کرده است، چه، اگر مقصود از «ترکی» زبان ترکی بود، ربطی به صفت وفای شروانشاه نداشت تا در نامه ای که به نظامی نوشته است بگوید: «ترکی صفت وفای ما نیست»، بلکه مقصود از «ترکی» معنی مصدی است، یعنی ترک گری و ترک بودن، و این تعبیر در ادبیات فارسی سابقه سابقه زیادی دارد. چنان که می گفتند: «ترکی تمام شد» یعنی نوبت هرج و مرج گذشت، و ترک گری به معنی بی رحمی و قساوت و بی ادبی و خشونت آمده است. چنان که سنایی می فرماید:
می نبیند آن سفیهانی که ترکی کرده اند
همچو چشم تنگ ترکان، گور ایشان تنگ باد
و در زبان فرانسه هم «تورکری» به معنی زمختی و شدت استعمال شده است. پس معنی مصرع اول چنین است که: ترکی، یعنی ترک گری و بی وفایی صفت وفای ما نیست، چنان که در بعضی نسخ هم «ترکی صفتی، وفای ما نیست» ضبط شده است و مرحوم وحید دستگردی در کتاب لیلی و مجنون نظامی نظامی که به تصحیح ایشان طبع شده است، در زیر این بیت همین معنی را می کنند و آن را اشاره و تلمیحی به قصه سلطان محمود غزنوی که نسبت به فردوسی بی وفایی کرده است می دانند. و چنان که معلوم است، ترکان در آن زمان به بی وفایی و عهد شکنی معروف بوده اند.
و نظیر این معنی در اشعار شعرای بزرگ فراوان است. چنان که اسدی گوید:
وفا ناید از ترک هرگز پدیدار
از ایرانیان جز وفا کس ندید
و سنایی گوید: ما خود ز تو این چشم نداریم. ازیراک-ترکی تو و هرگز نبود ترک وفادار- و کسانی که مایل به تفصیل باشند به کتاب امثال و حکم دانشمند معظم آقای دهخدا، زیر مثل «اترک التروک و لوکان اباک» مراجعه کنند. و مصرع دوم بیت: «ترکانه سخن سزای ما نیست» معنی اش این است که: سخن پست و رکیک سزای ما نیست. زیرا در آن عهد ترکان به بددهنی معروف بودند و موید این ادعا، بیت بعدی است که می گوید: «آن کز سبب بلند زاید-او را سخن بلند باید» چنان که می بینیم، ترکانه سخن را در مقابل سخن بلند قرار داده است که معنی آن سخن پست و رکیک است و تعبیر «ترکانه سخن» هرگز به معنی «ترکی سخن گفتن» نمی باشد. عباس زریاب»
چنان که در این مقاله مشاهده می شود نویسنده (زریاب) با بیان الفاظی مثل بی وفایی، عهد شکنی، بی رحمی، قساوت، بی ادبی، خشونت، بددهنی، زمختی و… اوج تورک ستیزی و نژادپرستی و پان فارسیسم در مقابل ملت تورک را در خود عکس می کند. وی با افراط گری تمام و یک جانبه نگری رکیکترین الفاظ و صفات ناشایست را برای ملت تورک بر می شمرد.
وی در باره تورک نبود شاعر بزرگ آذربایجان نظامی گنجوی یا “گنجه لی نیظامی” با تفسیر تحریف گونه ی ابیاتی چند از نظامی گنجوی در پی اثبات ادعای دروغین خود می باشد ولی یک جانبه گری و ایدئولوژی نژادپرستانه وی مانع از بیان اشعار دیگر وی در باره ترک بودن نظامی گنجوی است که می گوید:
پدر بر پدر مر مرا ترک بود
به فرزانگی هریکی گرگ بود
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 10:47  توسط آراز  | 

برای اینکه سخنانم را افراد فارسی زبان هم بدانند علیرغم میل باطنی خودم این سخنان را به فارسی می نویسم
تعدادی از دوستان لطف کرده و نسبت به مطالب درج شده در این وبلاگ اظهار لطف کرده اند که صمیمانه تشکر می نمایم.
ولی خوشبختانه یا متاسفانه تعدادی از فارسی زبانان با نوشتن نظر خویش فحش و ناسزا نثار کرده اند که ابتدا از اظهار نظر آنها نیز سپاسگزارم و لازم می بینم که نکاتی را در میان بگذارم:
۱- این وبلاگ قصد توهین به هیچ قومی را ندارد و اگر مطلبی راجع به استعمار بیان می شود قصد حکومتهای شوینیستی ۸۰ سال اخیر است نه قومیتها
۲- این وبلاگ جهت آگاهی رسانی و بالا بردن سطح تفکرات مردم آذربایجان جنوبی ایجاد شده است.
۳- اینجانب بهترین شیوه اداره کشور در شرایط کنونی را فدرالیسم می دانم و تجزیه طلبی را به صلاح هیچ یک از اقوام موجود در کشور نمی دانم.
۴- این وبلاگ قصد آگاهی مردم برای فشار به حاکمیت جهت رعایت اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی را دارد . همانطور که عزیزان استحضار دارند دو سه هزار نفر ارمنی و مسیحی حق تحصیل به زبان خود را دارند ولی ۳۵ میلیون ترک زبان چنین حقی ندارند. این وبلاگ جهت بالا بردن آگاهی مردم برای درخواست مطالبات قانون آنها را دارد.
در پایان از همه عزیزان خواهشمندم که رعایت انصاف را نموده و با نکته نظرات سازنده مرا یاری دهند.

آراز- ۴/۶/۸۶
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 11:10  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۳-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۹:۴۳ | تورکجه, خبرلر

ايران آذربايجانين ايشغال اولونموش اراضيسيله سرحدده - آراز چايي اوزرينده ” خودآفرين ” سو الکتريک دوراغينين (س.ا.س) اينشاسيني يئکونلاشديرماق اوزره دير. اينشاسي دوام ائتديريلن سو بنديندن ۱۰ کيلومتر آشاغيدا ” قيز قالاسي ” آدلي يئني بندين تيکيلمه سي ده پلانلاشديريليب. هر ايکي سو بندي ايستيفاده يه وئريلديگي آندان اونلارين آراسيندا يئرلشن خودافرين کؤرپوسو سو آلتيندا قالاجاق. اؤزو ده ” خودافرين ” بندي نين تيکينتيسي ” سپاه ” اين (ايران اينقيلاب کئشيکچيلري قوووه لري) نزارتي آلتيندا آپاريلير. حتّی آذربايجانين ايشغال آلتينداکي نزارتسيز اراضيلرينده چايين کناريندا ائني ۱۰ کيلومتر و ايچرييه دوغرو ائني ۱۵ کيلومتر اولان بير اراضي ده حاضيردا ” سپاه ” (قئيد ائدک کي، آ.ب.ش بو ياخينلاردا ” سپاه ” اي بين الخالق تئررورچو تشکيلاتلار سيياهيسينا داخيل ائديب) و اطلاعات اورقانلاري نين نزارتي آلتيندادير. ايرانين انرژي نازيري نين سو مسئله لري اوزره موعاويني رسول زرگر ايرنا آگئنتليگينه موصاحيبه سينده بيلديريب کي، آراز چايي اوزرينده تيکيلمکده اولان ” خودافرين ” س.ا.س-اين اينشاسي ايران انرژي نازيرليگيله آذربايجان هؤکومتي آراسيندا باغلانميش سو-ائلئکتريک موقاويله لري اساسيندا آپاريلير. حالبوکي مسئله بئله دئييل.

خاطيرلاداق کي، بير نئچه ايل اول ايرانين يوکسک نوماينده هئيتي نين آذربايجان جمهوريسينه سفري زاماني خودافرين کؤرپوسونون ياخينليغيندا ائلئکتريک دوراغيي نين تيکينتيسي پلانيني رسمي باکي ردد ائتميشدي و تورپاقلارميزين ايشغال آلتيندا اولدوغونو بيلديرميشدي. آنجاق ايندي معلوم اولور کي، فارس-موللا رئژيمي آذربايجانين بوتؤولوگونون سيموولو اولان خودافرين کؤرپوسونون محوينه حاضيرلاشير و هئچ بير بين الخالق پرينسيپي، قايدالاري نظره آلمادان ايشغالچي ائرمنيستانلا، سئپاراتچي رئژيمله امکداشليق ائدير.

مثله يه موناسيبت بيلديرن خاريجي ايشلر نازيرليگي نين (خين) متبوات خيدمتي نين رهبري خزر ايبراهيم دئيير کي، سووئت دؤنمينده آراز چايي اوزرينده سئس-لرين تيکيلمه سييله باغلي راضيليق اولوب. سئس-لرين ايشله ديلمه سي اوچون قورولان بندلر واسيطه سييله توپلانان سو کند تصروفاتي محصوللاري نين بئجريلمه سينه اؤز تؤهفه سيني وئرمه لييدي. آما سونرا وضعيت دييشيب، آذربايجانين همين اراضيلري ايشغال اولونوب. اونا گؤره رسمي باکي بونونلا باغلي تئهرانا اؤز مؤوقئييني بيلديريب کي، همين لاييهه دن هئچ بير حالدا ايشغالچي قوووه لر بحرلنممه ليديرلر: ” آذربايجانين بو مؤوقئيي ايران مووافيق اولاراق موثبت قارشيلاييب ” .

بس سو بندلري نين تيکيلمه سي نتيجه سينده تاريخي خودافرين کؤرپوسونون سو آلتيندا قالماسي تهلوکه سي باره ده ايرانلا دانيشيليبمي؟ خزر ايبراهيم بيلديردي کي، بو مسئله ايله باغلي آذربايجانين ايرانداکي سفيري تئهراندا دايم دانيشيقلار آپارير و وضعيتي نزارت آلتيندا ساخلايير: ” اگر هانسيسا بير تهلوکه وارسا، او، نظره آليناجاق و خودافرين کؤرپوسونون قورونماسي اوچون ايشلر گؤروله جک. عوموميتله، بيرمعنالي اولاراق سو بندلري نين تيکينتيسي نتيجه سينده خودافرين کؤرپوسونون داغيلاجاغيني سؤيله مک اولماز. اورادا چوخلو تکنيکي مقاملار وار. مثلن، آ.ب.ش-دا بو ياخينلاردا بؤيوک بير کؤرپو آشميشدي. هئچ کيم بيلميردي کي، همين کؤرپو آشاجاق. يني بئله مسئله لره داها پئشکار ياناشماق و بوتون مقاملاري ديقته آلماق لازيمدير ” .آخجپ

حیدربابا مرد اوغوللار دوغگونان
نامردلرین بوروننارون اوغگونان
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 10:45  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۳-ي زومار , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۰:۵۲ | فارسجا, خبرلر

“رضا عطوفي” رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ، گارگين زاكويان رييس فيلمخانه ملي ارمنستان، لوون گالستيان معاون رييس راديو تلويزيون ملي اين كشور و قاسم جعفري كارگردان ايراني در ارمنستان حضور داشتند.

عطوفي با اشاره به اهميت گسترش همكاري‌هاي سينمايي و تلويزيوني ميان ايران و ارمنستان افزود: سينما و تلويزيون نقش بسزايي در شناخت دو ملت از يكديگر دارند.

وي ضمن انتقاد از عملكرد كميته برگزاركننده جشنواره فيلم ” زردآلوي طلايي” ارمنستان درارتباط با دعوت از فيلمسازان ايراني كه صرفا در آثارشان از ايران سياه نمايي مي‌كنند، گفت: رايزني فرهنگي همواره در تلاش بوده است تا چهره صحيحي از ايران امروز را به مخاطبان ارمني نشان دهد.

عطوفي با اشاره به اين كه در ايران سالانه حدود صد فيلم سينمايي توليد مي‌شود، افزود: سريال‌هاي تلويزيوني ايران نيز در حال حاضر از نظر كميت و كيفيت رشد مناسبي داشته و تعداد زيادي از اين توليدات براي پخش در ارمنستان نيز مناسب است.

رايزن فرهنگي‌ايران در ارمنستان به‌اين نشست اشاره كرد و افزود: هدف از برگزاري اين نشست گسترش همكاري ميان سينماگران متعهد ايراني با نهادهاي سينمايي و تلويزيوني ارمنستان است.

به گزارش ايرنا، عطوفي همچنين پيشنهاد كرد براي گسترش روابط سينمايي و تلويزيوني ميان ايران و ارمنستان سريال مشتركي تهيه شود.

وي با تاكيد بر ضرورت ساخت سريالي كه‌ايران و ارمنستان معاصر را معرفي كند، گفت: اين مجموعه مي‌تواند بيانگر زندگي اجتماعي و فرهنگي مردم دو كشور باشد.

“قاسم جعفري”كارگردان ايراني ضمن‌ارائه توضيحاتي در خصوص كارهاي انجام شده خود مباحث مختلفي را در مورد ظرفيت همكاري‌هاي دو طرف بيان كرد.

وي همچنين ضمن آمادگي براي همكاري در جهت ساخت سريال مشترك ايراني و ارمنستاني، گفت: براي بررسي دقيق تر و عملي تر اين اقدام فيلمنامه‌اي را تهيه و به ارمنستان خواهد فرستاد.

اين كارگردان ايراني افزود: تلويزيون‌هاي دو كشور مي‌توانند همكاري را با تهيه سريال مشترك آغاز كرده و در آينده به مستندسازي و تهيه فيلم‌هاي سينمايي بپردازند.

گالستيان معاون راديو و تلويزيون ارمنستان نيز ضمن‌استقبال از طرح‌هاي ارايه شده در اين نشست، موافقت اوليه خود با پيشنهاد توليد مشترك سريال تلويزيوني اعلام كرد.

وي گفت:متاسفانه ملت‌هاي ايران و ارمنستان با وجود گسترش روابط سياسي ، اقتصادي و فرهنگي شناخت كافي از يكديگر ندارند.

گالستيان گفت: ساخت فيلم‌هاي مستند و هنري و سريال‌هاي خانوادگي‌مي‌تواند تا حد زيادي اين خلاء را جبران كند.

“گارگين زاكويان” نيز با تاكيد بر رشد جهشي سينماي ايران، افزود: در انتخاب فيلم‌هاي ايراني كه به ارمنستان آورده مي‌شوند بايد توجه بيشتري نشان داده شود.

رييس فيلمخانه ارمنستان ضمن استقبال از تهيه فيلم مشترك،گفت: اين امر كمك خواهد كرد تا سينماي ارمنستان نيز كه طي چند سال اخير در ركود بسر مي برد، فعال تر شود.

در پايان اين نشست قرار شد تا موضوع تهيه سريال مشترك همچنين در شوراي راديو تلويزيون دولتي ارمنستان مطرح و بررسي شده ونتيجه قطعي آن طي روزهاي آينده به اطلاع رايزني فرهنگي ايران ابلاغ شود.irna

یاشاسین آذربایجان
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 8:47  توسط آراز  | 

بای بک | اودگؤن, ۳۱-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۰۲ | فارسجا, خبرلر

حزب استقلال ملي آذربايجان (آ.م.ي.پ)٫ حرکت بيداري ملي آذربايجان جنوبي (گاموح)٫ کنگره آذربايجانيهاي جهان (د.ا.ک) و تشکلات نيمه سياسي در جهت اعتراض به سياستهاي خصمانه ايران بر عليه آذربايجان٫ نقض حريم هوائي٫ دريائي و زميني آذربايجان توسط نيروهاي نظامي و دولتي ايران٫ کمک ايران به رژيم اشغالگر ارمنستان٫ ساخت و سازهاي غيرقانوني براي ارامنه در سرزمينهاي اشغال شده آذربايجان و نيز اعتراض به رفتار غير معقول حزب حاکم بر آذربايجان در مقابل گستاخيهاي رژيم فارس٫ بدون داشتن مجوز اقدام به تظاهرات نمودند. پليس باکو با استقاده از نيروهاي کمکي از شهرهاي همجوار و نيز استفاده نامحسوس از نيروهاي اطلاعاتي رژيم فارس مانع از حرکت تظاهر کنندگان به سوي لانه جاسوسي ايران شد. در اين ميان دهها نفر بازداشت شده بودند که پس از مدتي آزاد شده اند. فيلمبرداري اشخاص غير آذربايجاني از تظاهر کنندگان از نکات مشکوک تظاهرات امروز بود

یاشاسین آذربایجان میللتی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 12:36  توسط آراز  | 

تومروس نيوز - بزرگترين مرکز آموزش موسيقي آذربايجاني در تبريز توسط ماموران اطلاعاتي نيروي انتظامي پلمب گرديد.
روز پنجشنبه مورخه 25/5/86 ساعت 12 قبل از ظهرماموران اطلاعاتي نيروي انتظامي آموزشگاه موسيقي “آذربايجان” وابسته به گروه موسيقي آذربايجان را تعطيل کردند.گفتني است حسن دميرچي رئيس و صاحب اين مرکز هنري در طي يک سال گذشته همواره تحت فشارهاي نيروهاي امنيتي بوده و فريب به 6 ماه نيز در زندان تبريز محبوس گرديده بود.همچنين آقاي دميرچي طي ماه هاي گذشته مجبور به ترک آموزشگاه و اجاره آن شده بود.
آموزشگاه آذربايجان بزرگترين مرکز آموزش و تحقيقاتي موسيقي آذربايجان جنوبي مي باشد.از محصولات اين مرکز مي توان به کتاب "آذربايجان موغامي" و "اپرا ستارخان "اشاره کرد.اين گروه تاکنون چندين کنسرت در کشورهاي خارجي اجرا کرده است.
لازم به ذکر است که آقاي دميرچي با شرکت هاي رايگان گروه اش در سمينارها و مراسم هاي دانشجويي از بزرگترين اسپانسرهاي معنوي حرکت ملي آذربايجان مي باشد.

یاشاسین آذربایجان ایگیتلری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 12:9  توسط آراز  |