تبليغاتX
گؤزو ياشلي آراز
گونئ آذربايجانا دوشونجه وئرن سوزلر
قالخ اياغا گؤستر يئنه قدرتيني آذربايجان
آلقيشلاسين قوجا تاريخ غيرتيني آذربايجان

ال بير اولوب اييدلرين باغيرمالي بسدير تالان
سؤز بير اولوب آيدينلارين سويله مه لي يئتر يالان
وارليغيني يوخ سايانلار اهانتي ائدير عيان
چير ما قولون ساخلا اؤزون حورمتيني آذربايجان
قالخ اياغاگؤستر يئنه قدرتيني آذربايجان

سن اؤزگه دن اوموب کوسمه سن سن اولسان سنه يئتر
اوغلانلارين قوخماز ستار هر بير قيزين قوچاق هجر
حق سنله دير حقّين گوجو ظاليملري کسر بيچر
حق يولوندا حقه تاپشير ملتيني آذربايجان
قالخ اياغا گؤستر يئنه قدرتيني آذربايجان

ساتقين يوباز قوللوقچولار وارليغيني سايا سالماز
ائولاديني انسان بيلمز بيلسه ديلين باغلي قالماز
گوندن گونه ياد الينده جنّت يوردون تالان اولماز
قير زنجيري آزاد ائله تربتيني آذربايجان
قالخ اياغا گؤستر يئنه قدرتيني آذربايجان

سن دؤزدوکجه ديلي اوزون ياد اوزله نير لاپ قودورور
گؤز اؤنونده حقلريني بير بير دانير قارشي دورور
دوز سؤزونو بوغازيندا بوغور حقّي ترسه يورور
گيرميدانا گئري قايتار غزتيني آذربايجان
قالخ اياغا گؤستر يئنه قدرتيني آذربايجان

اؤز دردينين چاره سين قيل اؤز غمينين دردينه يان
بسدير اؤزگه اوجاغيندا يانيب کول اولدوغون اويان
آپارتايدين يئخ زندانين آزاد ائللر وئرسين فرمان
دينله ده ده قورقودونون صحبتيني آذربايجان
قالخ اياغا گؤستر يئنه قدرتيني آذربايجان

ديلي باغلي قولو باغلي تورک ائليمين اوجاغيسان
گله جه گين دوغرو يولو آيدينليغين چراغيسان
بابکلرين دريوشدويو قورتولوشون بايراغيسان
اؤزون قورو ملتيني دولتيني آذر بايجان
قالخ اياغا گؤستر يئنه قدرتيني آذربايجان

اسماعيل جميلي
+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 9:36  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۲۹-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۳:۳۴ | فارسجا, خبرلر

اتاقهاي گفتگوي زنده که با نام چت روم مشهور هستند تبديل به يکي از راههاي ارتباطي انسانها شده است. در اين اتاقها هر کس ميتواند با يک اسم انتخابي و به صورت زنده٫ به صورت نوشتن متن٫ صحبت کردن و حتي ديدن همديگر اقدام به ايجاد ارتباط نمايند.

بسته به نياز جوامع و گروههاي سني مختلف٫ اتاقهاي متفاوتي تشکيل شده اند و شرکتهاي متنوعي در حال ارائه سرويس هستند. يکي از معروفترين شرکتهاي ارائه دهنده اتاقهاي گفتگوي رايگان و پولي پالتالک (به معني گفتگوي دوستانه) است. اين شرکت داراي ميليونها کاربرها از کشورهاي مختلف و با عقايد و نيازهاي گوناگون ميباشد.

پالتالک سالهاست محل تجمع فارس زبانها شده است. اتاقهاي زيادي با محوريت زبان فارسي موجود هستند که در آن گفتگوهاي مختلفي مانند سياست٫ ادبيات٫ موسيقي٫ بزرگسالان (سکس تصويري) انجام ميگيرد. و نيز اتاقهاي مخصوص براي ياد گرفتن شوخي٫ جوک و فحش نيز در پالتالک باز شده اند.

يکي از مشکلات افراد غير فارس زبان دارا نبودن حق گفتگو در اتاقهاي فارس زبان ميباشد. طبق گزارشات رسيده به باي بک٫ هر فرد غير فارسي که مايل به گفتگو در اتاقهاي سياسي بخصوصي که در ان تماميت ارضي ايران به عنوان خط قرمز شناخته شده اند ميباشد٫ با توهين و فحشهاي رکيک اخراج ميشود. مسخره کردن لهجه افراد غير فارس شايعترين واکنش صاحبان اتاق ميباشد.

چند مدتي است که اتاق مخصوصي براي ملتهاي تحت ستم و نيز ملت فارس ايجاد شده است. در اين اتاق بحثهاي علمي و مستند در خصوص ستمهاي وارد شده به ملتهاي غير فارس در جريان هستند. يکي از افرادي که در اين اتاق حضور يافته است ميگويد: “براي اولين بار احساس کردم من هم براي خودم مقامي دارم. مردم نشسته بودند و در کمال نزاکت به حرفهاي من که ساليان سال در دلم انبار شده بودند گوش ميکردند”.

وي در ادامه سخنانش ميگويد: “متوجه شدم تنها من نيستم که از اتاقهاي فارس رانده شده ام. هميشه مورد تحقير و تهمت قرار گرفته بودم و نميتوانستم از خودم دفاع کنم. در دنياي مجازي هم فرصت سخن گفتن به ما نميداند. حرفهاي رکيکي که به آبا و اجداد ملتهاي فارس زده ميشود دردناک بودند ولي الان اوضاع عوض شده٫ حالا ما اتاق خودمان را داريم و هرچند به زبان اجباري فارسي صحبت ميکنيم ولي باز هم به عنوان ارتباط و اتحاد با ملتهاي ديگر کار مثبتي شروع شده است”.

اتاق مورد بحث که هنوز شايد يکماه نيز از عمرش نميگذرد ناراحتيها و نگرانيهاي زيادي بين فارس هاي پالتالک ايجاد نموده است تا به حدي که آنها را مجبور به شکايت در خصوص بسته شدن اين اتاق کرده است. شرکت پالتالک براي حفظ احترام استفاده کنندگان خدمات حل اختلاف حرفه اي ارائه ميدهد که در آن به شکايات مردم رسيدگي ميشود.

اين اتفاق شايد در نگاه اول ساده به نظر برسد ولي به صورت آشکار نشاندهنده ترس شوونيسم از ايجاد ارتباط بين ملتهاي غير فارس ميباشد. آنهايي که حتي در اينترنت نيزتحمل زباني غير از زبان عاريتي فارس را ندارند در اقدامي خجالت آور درخواست رسمي به شرکت پالتالک داده اند تا اتاق ملتهاي غير فارس را تعطيل نمايند.

اين کار بيهوده تندروهاي سنگ پرست فقط و فقط باعث بي آبرو شدن بيشتر شوونيستها ميشود٫ چون بسته شدن يک اتاق با باز شدن يک اتاق ديگر٫ همزمان امکان پذير است. مهم اين است که فرياد برآمده از دل ملتهاي تحت ستم خاموش شدني نيست و لحظه به لحظه فراگيرتر ميشود.

یاشاسین آذربایجان ایگیتلری
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 14:36  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۲۸-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۷:۴۹ | فارسجا, خبرلر

سالهاست که زبان مادري ملتهاي غير فارس ممنوع شده و اقدامات بيشماري در جهت حذف فرهنگي و فيزيکي آنها انجام يافته است. بعد از گذشت بيش از ۸۰ سال٫ اينک شوونيستهاي فارس متوجه شده اند که سيستم آسيميله کردن کارساز نبوده و برعکس ميل به هويت را در بين افراد بالا برده است.

براي اينکه بار ديگر ملتهاي غير فارس را زير يوغ فارس نگاهدارند٫ آزادي استفاده از زبان مادري را بعد از زبان فارسي مطرح کرده اند. يعني٫ اول زبان فارسي و سپس زبان مادري به صورت محدود!

تفاوتي که بين انسان و حيوان وجود دارد قدرت تکلم است. اين تفاوت ميتواند کاري را که فارسها در اين ۸۰ سال انجام داده اند توضيح دهد. رهبران شوونيسم با ممنوع کردن زبان مادري ملتها در واقع آنها را تا حد حيوان بودن تنزل داده اند. براي اعتراض به اين توهين بايستي که زبان مادري هر ملتي زبان رسمي و تنها زبان رايج باشد. در کنار آن ميتوان به اختيار زبان ديگري را به فراخور نياز آموزش داد.

ايرنا مينويسد: مربيان در تگزاس مي‌گويند روش آموزش زبان انگليسي به كودكان اسپانيولي زبان، نسبت به روش قديمي آموزش دو زبانه بهتر است. (ببينيد٫ حتي در اينجا نيز با ذهنيت “برتري فارس” ترجمه ميکنند. آموزش “انگليسي به کودکان اسپانيولي زبان” را با “فارسي به کودکان ترک زبان” عوض کنيد تا بفهميد که هنوز شوونيسم فارس خود را برتر از وجود ملتهاي ديگر ميداند. آنها هنوز قبول ندارند که ما ترک زبان نيستيم٫ بلکه تورکيم. ترک زبان يعني اينکه ما فارس و آريائي بوده ايم ولي تحت اجبار بيگانگان غير آريائي! ترکي ياد گرفته ايم.)

به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از دالاس، چندين منطقه آموزشي در تگزاس روشي را كه ‪ ۳۵‬سال به كار گرفته مي‌شد، كنار گذاشتند و روش جديد “تدريس به دو زبان” را در پيش گرفته‌اند.

محققان آموزش و پرورش گفتند، استفاده از روش تدريس به دو زبان بهتر است زيرا اين روش به دانش آموزان كمك مي‌كند تا مهارت‌هايي را هم در زبان انگليسي و هم در زبان مادري خود يعني اسپانيولي كسب كنند.

در روش تدريس با دو زبان، كودكان اسپانيولي زبان در طول پنج يا شش كلاس تقريبا نيمي از درس‌هاي خود را به زبان انگليسي و نيم ديگر را به زبان اسپانيولي فرا مي‌گيرند.

اما در سيستم دو زبانه، تاكيد بر اين بود كه كودكان اسپانيولي زبان را در كلاس دوم وارد كلاس‌هاي معمولي كنند.

توماس گفت، الگوي دو زبانه رشد دانش آموزان در زبان مادري خود را متوقف مي‌كند و جلوي توسعه مهارت‌هاي تفكري را در آنها مي‌گيرد.

توماس گفت، در سيستم دو زبانه ممكن است دانش آموزان انگليسي ياد بگيرند اما مهارت‌هاي اصلي مانند جمع و تفريق را بخوبي نمي‌آموزند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 14:35  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۲۸-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۴۵ | فارسجا, خبرلر

نام منطقه “مغان” آذربايجان طي برنامه هاي شوونيستي و آسيميله سازي٫ تبديل به “پارس آباد” فارسها شده است!
دولت لايحه‌اي مبني برارائه ده هزار وششصد هكتار از اراضي شركت كشت و صنعت مغان و پارس براي اسكان دائمي عشاير اردبيل به مجلس ارائه كرده اما برخي از نمايندگان اين طرح را فاقد كارشناسي مي‌دانند.

به گزارش ميراث خبر با آنكه هيئت دولت از تقديم لايحه اسكان عشاير اردبيل به مجلس خبر مي‌دهد اما محمد رضا حاجي بابايي عضو هيات رئيسه مجلس اين خبر را تاييد نمي‌كند. در راهروهاي مجلس بر سر اسكان عشاير اعتراضات متعددي شنيده مي‌شود. بر خلاف انتظار هيچ يك از اعضاي كميسيون فرهنگي از ارائه اين لايحه وهمچنين اختصاص بودجه 11 ميلياردي به اين طرح بي اطلاع هستند.

بر اساس ماده واحده اين لايحه ، به دولت اجازه داده مي شود ده هزار وششصد هکتار از اراضي متعلق به کشت وصنعت‌هاي مغان و پارس (سهم مالکيت مربوط به کشت وصنعت مغان در شرکت کشت و صنعت پارس) را در اجراي قانون برنامه چهارم توسعه بصورت رايگان به اجراي طرح ساماندهي و اسکان عشاير اختصاص دهد . البته سهم هريک از کشت و صنعت مغان و کشت و صنعت پارس و ميزان و نحوه واگذاري اراضي با رعايت عرف محل به عشاير واجد شرايط مطابق آيين‌نامه اي که با پيشنهاد وزارتخانه هاي دادگستري و جهاد کشاورزي به تصويب هيئت وزيران مي رسد ، تعيين خواهد شد.

احمد بزرگيان نماينده سبزوار براسكان اجباري عشاير تاكيد كرد و گفت:چنين اسكاني تنها به خاطر بهبود رفاه عشاير بوده ودولت به خاطر تقاضاهاي مكرر عشاير به اجراي اين طرح تن داده است.

بيژن شهبازخاني نماينده ملاير درباره لايحه اسكان عشاير اردبيل مي‌گويد: از بين بردن فرهنگ كوچ عشاير ايران بازتاب هاي منفي را در ابعاد فرهنگي_اقتصادي وحتي سياسي وامنيتي در پي‌خواهد داشت.

به اعتقاد شهبازخاني دولت به جاي اسكان اجباري عشاير دنبال بهبود رفاه عشاير باشد. از ديدگاه وي تا كنون مطالعات مدوني بر سر اسكان عشايرمختلف ونحوه برخورد با فرهنگ و قوميت ها صورت نگرفته وبدون لحاظ كردن اين گونه حساسيت ها اجراي اين طرح غير كارشناسي است.

حیدربابا مرد اوغوللار دوغگونان
نامردلرین بوروننارون اوغگونان
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 14:34  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۲۸-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۳۱ | فارسجا, خبرلر

احداث پل روگذر در چهارراه پيرعبدالملك و باغميشه در حالي آغاز شده است كه وجود برخي ابهامات درمورد كارشناسي نبودن پل روگذر پيرعبدالملك، اعتراضات كسبه و اهالي اين منطقه و برخي از كارشناسان شهرسازي و مسوولان را برانگيخته است؛ اين در حاليست كه چهارراه پيرعبدالملك در مركز شهر اردبيل واقع شده و با وجود آثار تاريخي متعدد در خيابان‌هاي منتهي به اين چهارراه از جمله مجموعه‌ تاريخي بازار قيصريه‌ اردبيل، جمعه مسجد، پيرشمس‌الدين، پيرزرگر، خانه‌هاي قديمي رضازاده و مبشر، ساختمان تاريخي سازمان ميراث فرهنگي و مسجد اوج دگان يك منطقه تاريخي به حساب مي‌آيد.

از همان آغاز عمليات احداث پل روگذر عبدالملك كسبه و اهالي اين محل با تجمع در محل احداث پل، استانداري و شوراي اسلامي شهر اردبيل اعتراضات خود را در اين زمينه اعلام كرده و براي رفع اين مشكل با مسؤولين استان و متوليان امر از جمله نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه‌ اردبيل، استاندار و معاونين استاندار و رييس و اعضاي شوراي اسلامي شهر ديدار و خواستار توقف و كارشناسي مجدد طرح احداث پل روگذر شدند؛ از اين رو به دستور استاندار اردبيل قرار شد جلسه‌اي با حضور نمايندگان هيات امناي محله پيرعبدالملك، مشاور و طراح پل روگذر پيرعبدالملك، مهندسان و كارشناسان مسكن و شهرسازي به رياست معاون عمراني استاندار تشكييل و مشكل بررسي و راهكارهاي لازم ارائه شود. اما نمايندگان هيات امناي پيرعبدالملك اين جلسه را ترك كرده و در آن حضور نيافتند.

جلال‌الدين شهبازي، نماينده هيات امناي محله پيرعبدالملك در اين زمينه به خبرنگار ايسنا گفت: در جلسه‌اي كه افراد ذينفع حق اظهار نظر و دفاع از حق خودشان را نداشته باشند حضورشان بي‌فايده است و به همين خاطر ما در آن جلسه حضور نيافتيم.

وي علت اعتراض‌شان را اجراي بدون بررسي و كارشناسي نشده طرح احداث پل روگذر عنوان و تصريح كرد: اين پل بدون ماكت، دفترچه مطالعات ونقشه است و بدليل عدم مطالعه از لحاظ فني و ميراث فرهنگي لطمات زيادي به شهروندان و كسبه منطقه پيرعبدالملك وارد مي‌كند.

دكترشهبازي افزود: بدليل اين كه اين پروژه توجيه فني و كارشناسي ندارد، لذا ما نمي‌دانيم كه اين پل چه اهدافي را دنبال مي‌كند؟ آيا اين پروژه يك پروژه‌ سياسي است؟ يا واقعا فني است؟

وي به سابقه تاريخي پيرعبدالملك اشاره و خاطرنشان كرد: ما شاهد تخريب آثار تاريخي متعددي در طول تاريخ بوده‌ايم و با احداث پل روگذر به بافت تاريخي و ميراث فرهنگي منطقه پيرعبدالملك حادترين لطمات وارد خواهد شد، ما براي توقف اين طرح با مسوولين استاني صحبت كرده‌ايم، ولي متاسفانه تاكنون به خواسته‌ ما توجه نشده است.

اكثريت مردم و كارشناسان مستقل اجراي پل‌هاي روگذر در بافت تاريخي شهر و هسته‌ مركزي شهر را غيركارشناسي و مغاير با اصول علمي شهرسازي مي‌دانند.

يك كارشناس:
با احداث پل پير عبدالملك امنيت جاني مردم به خطر مي‌افتد, راه‌اندازي اين پل بار ترافيكي را بالا مي‌برد

يكي از كارشناسان بهسازي با اجتناب از ذكر نام خود در اين باره به خبرنگار ايسنا گفت: اگر هدف از احداث پل روگذر پيرعبدالملك كاهش بار ترافيكي مركز شهر است، بايد گفت كه اين كار زماني موثر خواهد بود كه ترافيك در قسمت‌هاي ورودي شهر مستهلك شود نه اين كه در مركز و بافت تاريخي شهر و آن هم با خيابان‌هاي كم عرض پل احداث شود.

به گفته وي در صورت بهره‌برداري از اين طرح امنيت جاني مردم كه در مركز شهر حضور دارند به خطر مي‌افتد و با توجه به اين كه 6 ماه سال در اردبيل هوا سرد و يخبندان است، لذا اين امر باعث لغزنده بودن پل در اين ماهها خواهد شد و سرخوردن و افتادن خودروها به روي مردم را شاهد خواهيم بود. علاوه بر اين سرعت خودروها بدليل وجود پل بيشتر از زمان كنوني خواهد بود، لذا امنيت جاني عابران پياده به خطر خواهد افتاد.

وي افزود: راه‌اندازي اين پل بار ترافيكي را بالا خواهد برد و به خاطر اين كه اطراف منطقه پيرعبدالملك داراي آثار تاريخي متعدد و حتي ثبت شده ملي است اين آثار به خاطر ارتعاشات توليدي، آسيب جدي خواهند ديد، گذشته از اين بافت فرهنگي و تاريخي منطقه با ايجاد پل مدرن بدتركيب خواهد شد.

اين كارشناس احداث پل را شخم فرهنگي و تاريخي استان اردبيل اعلام كرد و خاطرنشان كرد: فاجعه است كه نوادگان معماران و شهرسازن قديم اردبيل الان به دست خود، آثار آنها را تخريب مي‌كنند، همانطور كه بعد از انقلاب باغ ملت را فداي ايجاد يك واحد اداري كردند و قبل از انقلاب بدليل عدم توجه به هويت فرهنگي و با احداث خيابان، مجموعه‌ بازار اردبيل را 2 تكه كردند.

رييس شوراي شهر اردبيل:
نمي‌توان توسعه را بهانه‌اي براي چشم‌پوشي از حق ديگران تعبير كرد

گذشته از مردم و كارشناسان، جواد زنجاني رييس شوراي شهر اردبيل در جلسه شورا و جلسه دفتر فني استانداري مخالفت صريح خود را با احداث اين پل اعلام كرد و در اين باره گفت: احساس مي‌شود كه بافت تاريخي، كمي عرض گذر و خسارت شديد اهالي، مدنظر كارشناسان احداث پل روگذر پيرعبدالملك قرار نگرفته است؛ لذا در اين ميان نبايد از تضييع حقوق ساير اقشار در ايجاد پل غفلت كرد و به هيچ عنوان نمي‌توان توسعه را بهانه‌اي براي چشم پوشي از حق ديگران تعبير كرد.

وي با بيان اين كه اجراي اين طرح در شروع كار احداث 6 پل روگذر ديگر در شهر اردبيل اشتباه بود گفت: اول بايد پل‌هاي حاشيه شهر احداث مي‌شد تا مردم شيريني آن را احساس مي‌كردند و خود را براي ايجاد پل در منطقه اعلام آمادگي مي‌كردند، گذشته از اين طرح بيشتر و بهتر بررسي و كارشناسي مي‌شد.

رييس كميسيون فرهنگي شورا:
اول بايد كارشناسي كنيم بعد پل بزنيم , با توجه به بافت تاريخي شهر اين طرح بايد مورد بازنگري دقيق قرار بگيرد

تقوي، رييس كميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر نيز كه با ايجاد پل در منطقه پيرعبدالملك مخالف است معتقد است كه با توجه به بافت تاريخي شهر و منطقه پيرعبدالملك بايد دوباره بازنگري دقيقي در اين باره صورت بگيرد.

وي با انتقاد از عدم اطلاع‌رساني مناسب از اجراي اين طرح و عدم نصب نقشه‌ پل روگذر پيرعبدالملك در ميادين اصلي شهر براي آگاهي شهروندان تصريح كرد: راه حل رفع معضل ترافيك فقط تقاطع‌ها نيستند؛ بلكه تمركز مطب و مراكز درماني در شهر و مراجعه 60 درصد مراجعان به اين بخش‌ها با خودروي شخصي، وجود شغل‌هاي كاذب و دست فروشي‌ها و نبود پاركينگ باعث ترافيك مركز شهر شده است كه بايد براي رفع اين موارد فكر اساسي صورت گيرد.

تقوي بر اجراي يك طرح كارشناسي شده تاكيد و خاطرنشان كرد: بايد اول كار كارشناسي انجام گيرد نه اين كه اول پل بزنيم و چند ماه بعد بصورت كارشناسي‌تر بررسي كنيم و عيب كار روشن شود، من براي چنين نظري متاسفم يعني اگر الان كارشناسان موضوع احداث پل پيرعبدالملك و باغميشه را رد كنند پس تكليف هزينه‌هايي كه تاكنون براي احداث اين پل‌ها شده چه مي‌شود و چه كسي پاسخگو خواهد بود؟

به گزارش ايسنا علي‌رغم اين اعتراضات احداث پل روگذر پيرعبدالملك ادامه دارد و منافع ملي تنها دليل مسوولان براي اجراي پل است، به گفته شاهدان عيني در محل‌هاي حفر شده براي احداث پل، تكه‌هاي خمره‌هاي قديمي ديده مي‌شد.

نماينده مردم اردبيل در مجلس شوراي اسلامي:
با احداث پل پيرعبدالملك شريان مذهبي شهر اردبيل از بين مي‌رود, شوراي اسلامي شهر جرات بيان مخالفت خود را ندارد

همچنين نورالدين پيرموذن، نماينده مردم اردبيل، نير و نمين در مجلس شوراي اسلامي در جمع خبرنگاران ضمن انتقاد از احداث پل روگذر در چهارراه پيرعبدالملك گفت: اگر امروز افرادي پيدا شده‌اند كه قصد تخريب آثار گذشتگان را دارند، در آينده افرادي هم امروز آنها را تخريب خواهند كرد، متاسفانه ما بجاي اين كه با احترام به گذشته بنگريم و درصدد حفظ آثار تاريخي و فرهنگي باشيم درصدد تخريب آنها گام بر مي‌داريم.

وي افزود: عينك برخي‌ها بنا، سنگ و معماري است و انسان را نمي‌بينند، كرامت انسان را شعار مي‌دهند ولي در عمل كمترين ارزش را به حق و حقوق اعتراض كنندگان قائل نيستند.
وي اظهار كرد: از وزارت كشور اعزام يك اكيپ فني و تخصصي براي بررسي احداث پل پيرعبدالملك درخواست كرده‌ام تا بطور كارشناسي و از نظر فرهنگي و اجتماعي نواقص كار را بررسي كنند.
نماينده اردبيل، نير و نمين در مجلس به سابقه تاريخي و حضور دستجات عزاداري محلات 6 گانه اردبيل در ماه محرم و ساير مناسبت‌ها اشاره و تصريح كرد: همين كه راه دستجات عزاداري كه ساليان سال از اين مسير حركت مي‌كنند تغيير مي‌كند، همان زير سوال بردن فرهنگ است، با احداث پل در پيرعبدالملك شريان مذهبي شهر اردبيل از بين مي‌رود، اردبيل شهر دارالارشاد است، لذا نمي‌توانند همه جاي آن تغييرات ايجاد كنند.

پيرموذن بر بررسي همه جانبه طرح پل روگذر پيرعبدالملك تاكيد و خاطرنشان كرد: شهرداري علاوه بر عمران و آباداني مسؤول ايجاد آرامش هم است و در روزهاي اخير شاهد هستيم كه آغاز احداث پل بدون توجيه مردم،‌ موجبات نگراني آنها را فراهم كرده است.

وي افزود: شوراي اسلامي شهر خود با اجراي اين طرح مخالف است اما جرات بيان آن را ندارد.

سخنگوي شوراي اسلامي شهر اردبيل:
متاسفانه در احداث پل روگذر شهر اردبيل معكوس عمل كرديم, اكثريت اعضاي شوراي شهر اردبيل با احداث پل روگذر پيرعبدالملك موفق هستند

به گزارش خبرنگار ايسنا نادر فرزانه، سخنگوي شوراي اسلامي شهر اردبيل نيز در اين زمينه بيان كرد: بعد از تصويب احداث 6 دهنه پل روگذر در سطح شهر اردبيل در دفتر فني استانداري، اين موضوع در شوراي اسلامي شهر اردبيل مطرح شده كه با 5 رأي موافق به تصويب رسيد.

وي با اشاره به اعتراضات كسبه پيرعبدالملك نسبت به احداث پل روگذر اين منطقه تاكيد كرد: بدنبال اين امر جلسات متعددي با حضور مسوولين برگزار شد كه رييس شوراي شهر اردبيل نيز مخالفت صريح خود را با اين اقدام اعلام كرد كه اين مخالف به خاطر منافع عمومي و ملي است و رييس كميسيون فرهنگي شوراي شهر هم ضمن ارايه گزارشي از بافت تاريخي و فرهنگي منطقه پير عبدالملك مخالفت خود را اعلام كرد.

وي با بيان اين كه سازمان ميراث فرهنگي استان اردبيل با ارايه نامه‌ا‌ي كتبي، احداث اين پل را بلامانع اعلام كرده است خاطر نشان كرد: البته ميراث فرهنگي بر استفاده از المان‌هاي تاريخي در تزريقات اين پل براي حفظ هويت تاريخي آن منطقه تاكيد كرده است.

رييس كميته عمراني شوراي شهر اردبيل زمان‌بندي احداث اين پل‌ها را 18 ماه اعلام و تصريح كرد: البته سعي خواهد شد كه عمليات احداث، زودتر از موعد مقرر انجام شود.
فرزانه افزود: برآورد اوليه احداث 6 پل روگذر واقع در مناطق پيرعبدالملك، باغميشه، دروازه مشگين، سعدي، بعثت و ايستگاه سرعين 180 ميليارد ريال برآورد شده است كه 50 درصد اين هزينه‌ها از محل بودجه عمراني استان و 50 درصد ديگر توسط شهرداري تامين خواهد شد.

وي با بيان اين كه احداث اين پل‌ها بايد اول از حاشيه‌هاي شهر شروع و بعد در مركز شهراربيل انجام مي‌گرفت گفت: درست بود كه اول احداث پل‌هاي حاشيه شهر آغاز مي‌شد، اما متاسفانه در اين مورد معكوس عمل كرديم و لذا هم اكنون شاهد برخي اعتراضات مردمي هستيم.

سخنگوي شوراي اسلامي شهر اردبيل با اعلام اين كه بدنبال احداث پل روگذر در باغميشه و پيرعبدالملك حدود يك متر از عرض پياده‌روها كم خواهد شد اظهار كرد: بعد از يك سال از بهره‌برداري از اين پل‌ها كارشناس و راهكار عملي داده خواهد شد و مشكل مرتفع مي‌شود.isna

یاشاسین آنایوردوم آذربایجان
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 14:32  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۲۸-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۰:۲۰ | فارسجا, خبرلر

سامي يوسف خواننده اي مسلمان است که به زبانهاي متعددي از جمله عربي و انگليسي مسلط است٫ وي همچنين به زبان مادريش يعني تورکي آذربايجاني قطعاتي اجرا کرده است.

تب ايراني بودن و مصادره افتخارات ملل ديگر به نفع فارسها يکي از امراض متعددي است که گريبان شوونيستها و افراد هويت باخته را گرفته است.

خبرگزاري ايسنا در متني که ترجمه اي از زندگينامه سامي يوسف در ويکي پديا است اقدام به پنهانکاري اصليت وي نموده و اشاره اي به اينکه وي يک آذربايجاني الاصل٫ از پدر و مادري آذربايجاني و در يکي از شهرهاي آذربايجان بدنيا آمده نکرده است.

ايسنا به اين بسنده کرده که افتخار موسيقي راک مسلمانان دنيا ايراني! بوده و در پايتخت ايران! تهران بدنيا آمده است. اين در حالي است که در ويکي پدياي فارسي نيز که اکثرا توسط فارسهاي افراطي ويرايش ميشود به آذربايجاني بودن آقاي يوسف اشاره شده است: سامی یوسف در جولای سال ۱۹۸۰ میلادی در یک خانوادهٔ ترک آذربايجانی در تهران متولد شد. او فرزند بابک رادمنش موسیقیدان و هنرمند ایرانی است. وی سپس به همراه خانواده اش به انگستان رفت. در ۱۸ سالگی به مدرسه موسیقی لندن (Royal Academi of Music) رفت.

سامی یوسف به زبان‌های انگلیسی، ترکی آذربایجانی، فارسی و عربی تصنیف‌های مذهبی خوانده ‌است.>

ايسنا: “سامي يوسف” كه تا به حال دو ميليون نسخه از آلبوم‌هايش فروش رفته است و مجله‌ي “تايم” او را بزرگ‌ترين ستاره‌ي راك جهان اسلام ناميده، گفته است، قصد دارد با اين شكل نوپاي موسيقي راك اسلامي همان كاري را بكنند كه ديگران در غرب با موسيقي راك مسيحي كردند.

طبق اين گزارش، موسيقي مسيحي در آمريكا، موسوم به “گاسپل” سالانه 700 ميليون دلار سودآوري دارد .

يوسف 27 ساله كه در تهران به دنيا آمده و در 3 سالگي همراه خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت كرده است به رويترز گفته است او از تصويري كه بعضي‌ها در غرب از اسلام دارند متنفر است و اعتقاد دارد كه موسيقي‌اش كه تركيبي از سبك‌هاي غربي و خاورميانه‌اي است مي‌تواند در ايجاد دوستي بين مسلمانان و غربي‌ها موثر باشد. او هم‌چنين گفته است كه هوادارانش او را نماينده‌اي از خودشان مي‌دانند و نه نماينده‌ي افرادي مانند “اسامه بن لادن”؛ در اين جا بسياري از جوانان مسلمانان دچار بحران هويتي شده‌اند و در اين برهه‌ي زماني اين وظيفه‌ي من و امثال من است كه به همه بگويند مي‌توان يك انگليسي بود، مي‌توان مسلمان بود و درعين حال امروزي بود و خوش گذراند. اصلا مساله اين يكي يا ديگري نيست .

روز چهارشنبه اداره پليس نيويورك اعلام كرده كه درگيري‌هايي بين ارزش‌هاي عربي و اسلامي كه جوانان مسلمان در اروپا با آن روبه‌رو هستند آن‌ها را به‌سمت افراط‌ گرايان مسلمان مي‌كشاند، اما يوسف با اين عقيده مخالف است .

نخستين آلبوم يوسف در سال 2003 با عوان «المعلم » به بازار عرضه شد كه در آن تمام آهنگ‌ها به‌غير از چند جمله‌ي عربي در مجموع به زبان انگليسي خوانده شده بودند و مخاطب اصلي‌شان مسلمانان حاضر در غرب بود، اما بيشترين و طرفدار را در جهان عرب پيدا كرد كه باعث تعجب خود يوسف شد .

آلبوم دوم او نيز در سال 2005 با عنوان “امت من “‌ روانه بازار شد كه در آن يك آهنگ درباره‌ي قتل‌ و عام دانش‌آموزان مدرسه‌ي شهر ” بسلان” روسيه توسط مسلمانان جدايي‌طلب چچني و يك آهنگ درباره‌ي حق زنان مسلمان براي حفظ حجاب كه توسط دولت فرانسه سلب شده است، خوانده شده بود.>

هر هنرمندي و هر کار با ارزشي نيازي ندارد متعلق به ايران باشد! چرا که ايران به خودي خود وجود خارجي نداشته و مليتي به نام ايراني شناخته شده نيست. ايران سرزمين ملتهاي مختلف است. اين ملتها مشاهير و دانشمندان خود را دارند و اگر بنا باشد افتخاري نصيب کسي شود٫ فرد منصوب به آن مليت ميتواند تصميم بگيرد.

متن انگليسي که منبع ايسنا قرار گرفته است:

Ssami Yusuf is a British singer-songwriter of Azerbaijani origin & He was born in Tehran, Iran to Azerbaijani parents in July 1980 and raised in the United Kingdom

His first album, Al-Mu’allim, was released in July 2003 and attained huge success. His second album, My Ummah, which was released in 2005, comes in two versions, a musical version and one with just percussion. Yusuf’s music comprises mostly of songs to do with Islam and being a Muslim in today’s world. He also deals with many social and humanitarian issues in his music. At present he is fast becoming a very popular figure in the Islamic world, and has made several videos of his songs. A third album would be release in Ramadan or in (Sept-Oct) of this year. Sami showed off two of his songs from his yet-to-be released album in some benefit concerts organized by Islamic Relief

Nevertheless, he has also sparked controversy due to the nature of his shows which critics claim have more in common with western pop concerts than Islamic spiritual values he claims to espouse However he has published a rebuttal to these claims on his website

His international status has taken a clear enhancement on the second album with the participation of the trio of Outlandish on the track “Try Not to Cry”>

در اينجا مسئله بر سر اين نيست که سامي يوسف فارس يا تورک يا عرب است. مسئله اين است که اين شخص يک انسان است و خود ميتواند کيستي خود را تعريف کند. وي ميتواند بگويد من فارس هستم! ايراني هستم يا تورک يا بريتانيايي٫ اما٫ اشخاص عقده اي که از کمبود شخصيت رنج ميبرند نميتوانند موفقيت سامي يوسف را به نفع مليتي رويايي ضبط نمايند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 14:29  توسط آراز  | 

تومروس نیوز-تبریز:نیما رضویان یکی از فعالان حرکت ملی آذربایجان در مورخه 20/5/86به طور مشکوکی دار فانی را وداع گفت.فشار نیروهای امنیتی ایران به خانواده این جوان هویت طلب تورک و مقرارت امنیتی در مراسم تدفین و مجلس ترحیم وی و سابقه مبارزاتی وی در جریان خرداد 85 و بعد از آن حصوصاً در گیری لفظی با عوامل هفته نامه میثاق بویژه با شخص مصطفی قلی زاده و جلال محمدی از موارد مشکوک بودن فوت نیما رضویان می باشد.
ع-صمدی یکی از نزدیکان رضوی می گوید :نیما در طی هفته های آخر عمراش زود زود به اطلاعات سپاه فراخوانده می شد.نیما از فشارهای نیروهای امنیتی برای مجبور کردن همکاری وی با آنان می گفت.وی ضمن بازگو کردن تهدیدهای آنان با خنده می گفت :آنها مبانی فکری و اعتقادی حرکت ملی را نمی دانند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 14:55  توسط آراز  | 

نقل از سايت تومروس
طی روزهای اخیر . پس از مصاحبه نورالدین نوعی اقدم با خبر گزاری فارس در روز 21 مرداد مبنی بر الحاق قطعی آستار به استان اردبیل , خبر گزاری ایرنا روز گذشته طی مصاحبه ای با استاندار گیلان به نقل از وی گفته است که :


شهرستان مرزي آستارا از جايگاه ويژه‌اي در برنامه‌ريزي‌هاي اين استان ( گیلان ) برخوردار استو با طرح‌هاي جامع و راهبردي به يك نقطه برجسته در گردشگري كشور مبدل خواهد شد .

http://www1.irna.com/fa/news/view/menu-155/8605243293171224.htm

در حاشیه این مصاحبه خبرگزاری ایرنا اقدام به چاپ عکس منطقه اکو توریستی حیرا ن نموده و این منطقه را به عنوان جزیی از استان گیلان معرفی نموده است.

با وجود گذشت بیش از 15 ماه از توهین روز ی نامه ایران به ملت فهیم آذربایجان نگذشته که این توطئه جدید در حال شکل گرفتن می باشد
در این شرایط لزوم بیداری و هوشیاری فعالین حرکت ملی آذربایجان و بویژه دانشجویان آذربایجانی احساس می شود.

د رمورد پیگیری الحاق آستارا به استان اردبیل و فعالیتهای نوعی اقدم نماینده اردبیل در مجلس همین بس که زمان انتخابات مجلس در حال فرا رسیدن است واین حربه ها مانور تبلیغاتی بیش نیست

در سال 72 و در جریان استان شدن اردبیل نوعی اقدم نماینده وقت مردم اردبیل در مجلس بود و همزمان و هم صدا ا شونیسم فارس خواستار حذف نام آذربایجان از این منطقه گردید چرا که از نظر وی ( حذف نام آذربایجان از این منطقه مبارزه با فعالیتهای پان ترکیستی) بود و توانست نام آذربایجان را از این منطقه حذف کند و در مجلس هفتم به لطف همین خوش خدمتی ها عضو هئیت رییسه مجلس شده است.

ياشاسين آنايوردوم آذربايجان
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 14:50  توسط آراز  | 

صنعت چاقوسازي در زنجان و شهرهاي نزديک از اهميت خاصي برخوردار است. اين صنعت از نظر کارهاي دستي و سوغاتي به عنوان يک حرفه و از نظر تاريخي به عنوان يک شناسنامه نامبرده ميشود.

نمايندگان مجلس فارس ايران در يک فوريت خواستار ممنوعيت ساخت آلات قتاله شده اند!

اين مصوبه که تنها هدفش نابودي صنعت چاقوسازي آذربايجان است در صورت تائيد ميتواند هم به بخش صنايع دستي و هم به بخش کاري آذربايجان لطمات جبران ناپذيري وارد کند.

در حال حاضر اکثر فعاليتهاي چاقوسازان در بخش تزئيني يا حرفه اي متمرکز شده است. قلمتراشهاي نفيس که به عنوان يکي از اقلام صادراتي قابليت قابل توجهي دارند٫ شمشيرهاي تزئيني و سفارشي و نيز کارهاي مينياتوري به عنوان بخشهاي عمده صنعت چاقو سازي در حال فعاليت هستند.

ميزان جرايم انجام گرفته شده در ايران هرچند بالاست ولي ربطي به ساخت چاقو در زنجان و آذربايجان ندارد. جرايم اجتماعي وابسته به شرايط اقتصادي و فرهنگي يک کشور دارد. اگر فرهنگ زندگي در جامعه موجود نباشد٫ هر کس با سنگ نيز ميتواند انساني را بکشد. همانگونه که رژيم قدار اسلامي با سنگ انسانها را اعدام ميکند.

در حال حاضر بيش از ۱۰ هزار نفر در بخشهاي مختلف صنعت چاقو سازي مشغول به کار هستند. اگر به اين تعداد نفرات مشتغل در بخش مواد اوليه اين صنعت نيز افزوده شود٫ معلوم ميشود که يکي از صنايع عمده اي که به صورت سنتي مخفي مانده بوده و اکنون نيز کمر به قتلش بسته اند تا چه حد با ارزش بوده است.

صنعت چاقوسازي اگر به صورت برنامه ريزي کنترل شود ميتواند درآمد بالائي به آذربايجان سرازير نمايد.

نبود مسافر٫ توريست و خريداران عمده به خاطر شرايط عقب مانده نگهداشته شده منطقه آذربايجان و نيز نبود فرصتهاي سرمايه گذاري محلي تمامي صنايع دستي و صنعتي آذربايجان را زير سايه نحس خود گرفته است.

شوونيسم از تمامي بخشها موجوديت آذربايجان را هدف گرفته است.

حيدربابا مرد اوغوللار دوغگونان
نامردلرين بوروننارون اوغگونان
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 14:32  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۲۸-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۴:۱۰ | فارسجا, مقاله, خبرلر
ورمو گؤلي (درياچه اروميه) از نادرترين درياچه هاي جهان است. اورمو گؤلي يکي از ۹ منطقه مهم ثبت شده جهان در يونسکو است.

موقعيت استثنائي و ترکيبات آبي آن در نوع خود٫ محيطي کاملا خارق العاده بوجود آورده است. در منطقه اورمو گؤلي (درياچه اروميه) جانوران و پرندگان متونعي زندگي ميکنند. با اينکه در آب درياچه ماهي يافت نميشود ولي پرندگان بيشماري در جزاير مختلف ان سکني ميگزينند. پرندگاني که شمارشان به صورت اسف انگيزي کم شده است.

اورمو گؤلي (درياچه اروميه) کاملا وابسته به آبريزگاههاي متعدد خود ميباشد. گرمي آب و هواي عمومي جهان در اين منطقه نيز تاثيرات منفي گذاشته است ولي ببيشترين تخريب از سوي انسانها انجام ميگيرد.

افزايش ساخت سد بر رودخانه هايي که آب اورمو گؤلي (درياچه اروميه) را تامين ميکنند باعث شده اند تا غلظت نمک به حد غيرقابل قبولي بالا رود. اين غلظت نمک باعث نابودي جانداراني ميشود که منبع غذائيشان را از اورمو گؤلي (درياچه اروميه) تامين مينمايند. اين کار به صورت چرخشي به جانوران ديگر نيز تاثير منفي ميگذارد.

از بين رفتن منابع غذايي نظير آرتميا به خاطر اشباع بيش از حد نمک در آب جزيره٫ شوره زار شدن و از بين رفتن گياهان و درختان در جزاير و حتي اطراف اورمو گؤلي (درياچه اروميه) از فلاکتهايي است که بايستي همين امروز از آنها جلوگيري نمود.

با مشاهده سياستهاي غلط و مخرب رژيم فارس چگونه ميتوان باور کرد که حداقل ۱۸ سد ديگر نيز بر روي رودخانه هاي آذربايجان غربي ساخته خواهد شد. اينکارها که هميشه به صورت برنامه ريزي شده براي تخريب آذربايجان صورت گرفته اند بايد با اعتراضات گسترده مردم متوقف شوند.

جزاير متعددي از اورمو گؤلي (درياچه اروميه) در حال حاضر به خشکي پيوسته اند. کم شدن آب ورودي٫ تبخير زياد و نيز ورود آلاينده هاي خطرناک شيميايي و آلوده به راديو اکتيويته نه تنها زندگي حيوانات٫ بلکه حيات انسانها را نيز به خطر افکنده است.

جزيره اشک يکي از جزاير بزرگ اورمو گؤلي (درياچه اروميه) ميباشد. اين جزيره سکونت گاه ساري اوغ (گوزن زرد) ميباشد که در نوع خود بينظير ميباشند.

بنا به گزارشات رسيده در ماههاي گذشته در حدود ۶۰ گوزن به خاطر عطش و بيماريهاي نمکي جان خود را از دست داده اند. شکار غيرقانوني در حال حاضر به عنوان دومين خطر در انقراض گوزنها نامبرده ميشود.

گوزنهاي زرد که در جزيره اشک از دو منبع آب شيرين استفاده ميکردند در حال حاضر با نبود آب مواجه شده اند. نبود برنامه ريزي از سوي سازمان حفاظت محيط زيست براي کنترل گله ها و نيز تامين آب شيرين مورد نياز خطر انقراض گوزنها را سرعت بخشيده است.

تشنگي بيش از حد در بين گوزنهاي ماده و گوزنهاي جوان باعث ميشود تا آنها به آب اورمو گؤلي (درياچه اروميه) نزديک شوند تا از آبهاي شيريني که از بارش باران در لابلاي سنگلاخها جمع ميشوند استفاده کنند. اما٫ نمک موجود در سنگها و نيز مخلوط شدن آب شيرين و نمک باعث سوختن لبها و زبان گوزنها ميشود. بيماريهاي سم و چشم نيز به صورت گسترده اي در بين گوزنها شيوع يافته است.

اگر مسئولان بومي و انجمنهاي آذربايجاني اقدام عاجلي انجام ندهند٫ به غير از يک کوير شوره زار به جاي اذربايجان غربي و چند قلاده گوزن و پرنده آذربايجاني در باغ وحشهاي فارسستان هيچ اثري از اورمو گؤلي (درياچه اروميه) نخواهد ماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 14:31  توسط آراز  | 

منات (واحد پول جمهوري آذربايجان) ظرفيت تبديل به واحد پول منطقه‌اي را داراست.
به گزارش خبرگزاري تومروس نیوزبه نقل از ایسنا كارشناسان معتقدند منات آذربايجان در آينده تبديل به واحد پولي يكسان در منطقه قفقاز و آسياي ميانه مي‌شود.
قباد عباداوغلي ـ يكي از كارشناسان اقتصادي ـ در اين زمينه گفت: منات آذربايجان همانند پول رايج روسيه مي‌تواند به واحد پول جهاني و يا منطقه‌اي تبديل شود و آذربايجان پتانسيل انجام اين كار دارد.
وي افزود: امكان استفاده از منات در گرجستان و ديگر كشورهاي مرزي وجود دارد.
به اعتقاد كارشناسان اگر متغير نرخ منات از پنج تا هفت درصد در سال افزايش نيابد اين واحد پولي ظرفيت تبديل به واحد پول منطقه دارد.
اكنون هر 100 دلار آمريكا حدود 85 منات ارزش دارد.

ياشاسين آنايوردوم آذربايجان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 9:10  توسط آراز  | 

يالواريرام قوي ياشاييم
آغير يوكومو داشاييم
نه ايستيره م سنده ن من:
بير احترام
بير كاسا سو
ياوان چوره ك
بير ديليم ديل
والسلام
نه آزادليق ايسته ييره م
نه ائو ائشيك
نه ده بير يورد
جوجوقلاريما نه بئشيك

بير ديليمه باغيريرام
بير ديليم ديل
والسلام
يالواريرام قوي ياشاييم
نه ايستيره م من سنده ن:
گوزگو بولاغ
بير قه ريش يئر
يانيق دوداغ
والسلام
بولاغ باشيندا اوخويوم
قار گيله ماهنيلاري
اكيم بيچيم بوغدالاري
من دانيشيم
تك،دانيشيم
اوزوم ايله!!!
نه ايستيره م من سنده ن
نه ييم وارسا سنين اولسون
يوردوم يووام
ائليم اوبام
داغيم داشيم
آزادليقيم
همدانيم
دوز مغانيم
سهندايله ساوالانيم
او زنگانيم
نه سولدوزوم!
داديم دوزوم
اورموگولوم
قوشا چاييم
خوي محاليم
گوتورگونن
داش ماكيمي
قزوين ايله آستارامي
نه بيليم
هاردان هارامي
تبريزي قيما رام دئيه م)
قاباغيندا وئره رسن مي؟
ئوز ديليمي
اوسئوگيمي
نه عشقي مي!
وارليقي مي.....
يوواسيزدا قالارام من
وطني ده تاپارام من
قانادسيزدا اوچارام من
آياخ يالين قاچارام من
.....
ائله ديليم سيزله ميشم!
گوروم ديلين سيزله يه سن
- ياندي ديليم – سن دئيه سن

نه ايستيره م من سنده ن؟!!!!!!
بير ديليمه باغيريرام
بير ديليم ديل
والسلام
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 8:47  توسط آراز  | 

آغ آتيم قول قاناديم

ات قدمين يورتما يئري آش تپه لرده ن

سيلديريم تك سه ره لرده ن

سئله سينميش ده ره لرده ن

بو نه طوفاندي گوزه ل كهليگيمي

ايستير آييرسين فره لرده ن

قئيره تيم جوشه گلير

قملي خبرده ن

آغ آتيم قول قاناديم قورخما خطرده ن

آغ آتيم قول قاناديم بسدي آياخ ساخلاما

گون باتدي قارالدي

گون گئچيب داغ دالينا رنگي سارالدي

داغين اوستون دومان آلدي

آغ آتيم بس بو نه حالدي

بورا يارغاندي آتيم دورما آماندي

دورماغين قيمتي جاندي

آغ آتيم قول قاناديم

داش قايادان آشما چتين دي

قاباغ اوز يوققوشادي قاشما چتين دي

داغا درماشما چتيندي

داشا سوخاشما چتيندي

باخما يوللاري چتين هيبتي چوخدي

آغ آتيم آت قدمين قئيرتي يوخدي

آغ آتيم

قول قاناديم

شيهه چك

قوي سسيوه بلكه ياتانلار دا اويانسين

ياتماغين وختي ده ييل دورسون اوتانسين

ياتانين عومرو تتالانسين

تزه نعلين وار آتيم چال بو داغين سينه سينه قوي پارالانسين

داشي داشدان آرالانسين

آغ آتيم قول قاناديم آغ آتيم قول قاناديم


زنگانين حورمتلي شاعيري هوشنگ جعفري
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 8:43  توسط آراز  | 

گونی آذربایجانداکی راپرت لر اساسيندا ربع رشيدي يونسكو طرفيندن بير جهاني اثر تانيلدي.

ياشاسين آذربايجان ميلتي
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 8:35  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۲۱-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۲:۱۷ | تورکجه, خبرلر

آذربايجانين آيريلماز بؤلوملريندن اولان آستارا حال هازيرده اوچ يئره بؤلونوب.

۱-اينجي بؤلوم قوزئي آذربايجان هاکييمييتينده دير، ۲-اينجي بؤلوم آذربايجان آديندان محروم اولونان اردبيلده و ۳-اونجو بؤلوم ايسه پهلوي دؤنمينده گيلان ايالتينه باغيشلانيب.

اردبيل ميلت وکيللري و آذربايجان ميلتي نين چابالاري سونوجو، آستارا اردبيل ايالتينه قايتاريلاجاقدير.

آما بو آرادا ايسلام هاکيمييتي آذربايجاني داغيتماقدا داها بؤيوک آدديملار آتيب. ماراغا، خوي، مرند، قوشاچاي و داها چوخ بؤلگه ني اينکيشاف آدي آلتيندا آنا تورپاقدان آيريلماغا دوغرو گئديرلر. ايللر اؤنجه قزوين، زنگان، همدان، مرکزي، تهران، قوم، آستارا، انزلي، سويوق بولاغ و داها چوخ يئرلري آييريب آذربايجان آدين اونلاردان سيلمکله آذربايجان اراضيسين گئديکجه کيچيلديبلر.

بو آدديملارا قارشي، گئنيش ميللي اعتيراض ائديلمه ليدير تا آذربايجانين ايکي تايداکي اراضي بؤتوولوگو قورونسون.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 9:17  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۲۲-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۱:۴۴ | فارسجا, خبرلر

با تصویب‌ هیئت‌ دولت‌ فرمانداری‌ شهرستان‌ قوشاچاي (مياندوآب) هم‌ فرمانداری‌ ویژه‌ شد‌.

روابط عمومی‌ استانداری‌ اذربایجان‌ غربی‌ اعلام‌ کرد هیئت‌ دولت‌ درنشست‌ امروز با فرمانداری‌ ویژه‌ شدن‌ قوشاچاي (میاندواب)‌ موافقت‌ کرد و با این‌ مصوبه‌ تعداد فرمانداری‌ های‌ ویژه‌ استان‌ آذربایجان‌ غربی‌ به‌ ۳ فرمانداری‌ رسید‌.

پیش‌ از این‌ شهرستان‌ های‌ خوی‌ و سويوق بولاغ (مهاباد) به‌ عنوان‌ فرمانداری‌ های‌ ویژه‌ اعلام‌ شده‌ بودند‌.

فرمانداريهاي ویژه همان نسخه اسلامي فرمانداريهاي کل شوونيسم فارس در زمان رضاخان و رضاشاه پالاني هستند. رژيم منحوس فارس پهلوي با اعطاي فرمانداري کل به مناطق آذربايجان اقدام به تجزيه خاک ما مينمود٫ امروز نيز شوونيسم فارس اسلامي با اعطاي فرمانداريهاي ويژه همان سياست کثيف را ادامه ميدهد.

با ايجاد نارضايتي بين مراکز استانهاي آذربايجان و شهرستانهاي تابعه روند تجزيه آذربايجان سرعت بيشتري بخود گرفته است. افزايش جمعيت و تغيير بافت اجتماعي نيز يکي ديگر از مشکلاتي است که به اين نارضايتيها دامن ميزند.

روشنفکران و مسئولان دلسوز آذربايجاني بايستي خطر تجزيه را جدي گرفته و با اقدامات مناسب با آن به مقابله بپردازند. بازگرداندن نام آذربايجان (به عنوان پسوند يا پيشوند) يکي از همين اقدامات ميتواند باشد. سرازير شدن غير تورکها به مناطق استراتژيک آذربايجان نيز بايستي خطري جدي تلقي شود.

انتشار اسناد تاريخي و نقشه هاي قابل انتقال (چاپ شده در کتاب٫ نشريه٫ پوستر٫ لباس و ديوار) و نيز مبارزه همگاني در اينترنت ميتواند در بالابردن سطح آگاهي ملي موثر بوده و در آشکار ساختن خطرات اين تجزيه ها و تغيير اسامي در بين عموم مردم سهم عمده اي داشته باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 9:3  توسط آراز  | 

يولداشلار سلام
من بير هفته گزماغا گئتميشديم بو گوندن سوزلر و خبرلري يازاجاغام

شاد و ساغ اولاسيز- آراز
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 8:33  توسط آراز  | 

شرایط سخت زندگی ، شکست های متعدد ، سرخوردگی هائی بیشمار، فریب خوردگی و فلاکتهائی از این قبیل را میتوان در تاریخ کرد بوضوح مشاهده کرد . کردها بدون خط فکری خاص و بدون اینکه منفعتی را مد نظر قرار دهند در جنگ جهانی اول شرکت جسته و خسارات جانی و مالی بسیاری متحمل گردیدند . اکراد همواره بصورت برگی برنده در دست دولت های قدرتمند ایفای نقش نموده و براحتی اجازه سؤاستفاده را به آنها دادند . ولی وقتی بازی به پایان رسید این کارت برنده ارزش خود را از دست داده و به هیچ نمیارزد . بطوریکه وضعیت معلوم کردها بصورت عبارتی مصطلح درآمده است .بعنوان مثال در مصر به فریب خوردن کسی " استکراد" بمنظور کرد شدن گفته میشود .عبارتهائی همانند " آیا مرا کرد دانستی ؟" و یا " او را کرد کردم " برای عمل فریب خوردن و یا فریب دادن بکار میرود .

اکراد که همواره بدین شکل زندگی کرده اند در مقابل هرکسی که به آنها وعده تشکیل به اصطلاح کشور خیالی " کردستان بزرگ" را داده گول خورده اند . در حالیکه اگر کمی واقع بین باشند و یا اینکه چشمانشان را کمی بهتر باز کنند ، درک خواهند کرد که در شرایط بین المللی موجود بهیچوجه این فکر واهی به حقیقت نخواهد پیوست . زیرا زندان جغرافیائی غیر متمرکز کردها بین پنج دولت مستقل همانند ایران ، ترکیه ، عراق ، سوریه و ارمنستان آنها را بصورت قومی مختنق درآورده است . هیچکدام از این دول بخاطر شکل گیری کشور خیالی بنام " کردستان بزرگ" از یک وجب خاک خود نخواهد گذشت .

با همه این احوال اکراد خوش باور به امید اینکه روزی از روزها در این زندان جغرافیائی خواهند توانست دولت کذائی و بدون پایه تاریخی کردستان را بسازند میسازند و میسوزند . اکراد در طول تاریخ بروایتی چهار هزار ساله خود بجز یک بار نتوانستند تا این خیال و رؤیای خود را به تحقق برسانند . خود این یک بار نیز تنها یازده ماه بطول انجامیده است .

این دولت بتاریخ بیست و دوم سال 1946 و با استفاده از خلاء اتوریته در ایران در شهر مهاباد تشکیل یافته و با شامل گردیدن یک سوم از شهرهای کردنشین جمهوری خودمختار کردستان نام گرفته بود .

این جمهوری بعدها نام جمهوری مهاباد را بخود گرفت . بعد از توافق شاه ایران با استالین این جمهوری کذائی توسط نیروهای ایران بتاریخ هفدهم دسامبر سال 1946 ساقط گردیده و رئیس آن بهمراه همدستانش بتاریخ سی ام مارس سال 1947 در میدان چارچیرا بدار آویخته شدند . بدینترتیب پرده تنها نمایش اکراد در قالب ساختاری دولتی برای همیشه بسته شد .

گرچه اکراد در جسارت و بیباکی جنگجویان قرون وسطی را در اذهان تداعی میکنند ولی همانند فلسطینیان تنگ نظر بوده و به گروههای مختلف تقسیم گردیده اند . همانند فلسطینیان که بدو گروه بزرگ حماس و الفتح و چند گروه کوچک تقسیم شده اند، اکراد نیز بدو گروه حزب کردستان عراق و اتحادیه کردستان تقسیم گردیده و متفرق میباشند . همانطوریکه گروههای مختلف فلسطینی با همدیگر به مبارزه پرداخته و اسرائیل از تماشای آنها لذت میبرد ، اکراد نیز در تکه و پاره کردن هم کیشان خود قهرمانیها از خود نشان داده و تماشایشان برای دشمنان همواره لذت بخش بوده است .

در هر دوی این مناطق جنگ بدلایلی مشابه جریان دارد . هر طرفی که در انتخابات به پیروزی دست یابند خواهند توانست تا به پول و قدرت برسد . در هر دوی این مناطق درگیری و کشمکش ها نیز علل مشابهی دارند . قدرتی خارجی بدهانشان انگشتی عسل مالیده و درگیری آغاز میشود . برای فلسطینیان ، عربستان سعودی و برای اکراد نیز آمریکا سر کیسه را باز کرده و درب باغ سبز را نشان داده و بدینترتیب کمی آنها را آرام نموده اند . یکی از دلایل بررسی این مسئله حساب و کتابهای غلطی است که اکراد باز بعد از خلع صدام حسین و خلاء اتوریته بوجود آمده مطرح مینمایند . کردها در طول مدت طی شده سرانجام به وخامت وضعیت تازه پی برده اند . زیرا نیروهای مسلح ترکیه برای انجام یکی دیگر از عملیات خود بر علیه سازمان تروریستی پ کا کا که در شمال عراق لانه گزیده ، بدروازه شمال عراق میکوفت .

حکایت از اینقرار بود ؛ بعد از سقوط صدام حسین اکراد برای تحقق رؤیای چند هزار ساله خود و تشکیل دولتی مستقل بمرکزیت اربیل به اتفاق همکاری با آمریکا ادامه داده و اعلام نمودند که اسرائیل را برسمیت شناخته و با اینکشور نیز همکاری خواهند کرد . ولی غافل از اینکه وضعیت منطقه به تشکیل اینچنین کشوری اجازه نداده و نخواهد داد . تشکیل و تأسیس اینگونه دولتی در شمال عراق حرکتهای تجزیه طلبی در ایران ، ترکیه و سوریه را نیز شعله ور نموده و تمامیت ارضی و استقلال ملی کشورهای ذیربط را بمخاطره خواهد افکند . آمریکا از پیشروی در این راه کمی هراسیده و از اینرو اکراد در شمال عراق تنها به میراث نظام خود مختار بجای مانده از رهبر مخلوع عراق در شمال بسنده نموده و به توسعه آن پرداختند . برای این نظام نیز همه چیز موجود است . پارلمانی مستقل ، نیروی نظامی و سیستم قضائی نیز فعال میباشد .از طرف دیگر سیزده درصد از برنامه نفت در قبال غذا نیز بجیب کردها روانه میشود .علاوه بر این آمریکا نیز برای افزایش سهم اکراد از درآمدهای دولتی عراق هرچه در توان داشت انجام داده است . رئیس جمهور و وزیر امور خارجه عراق کرد بوده و از اینرو نیز کردی بعد از عربی زبان دوم عراق بحساب میآید .

ولی مسعود بارزانی اهداف خیلی بزرگتری را در سر میپروراند . او که خود را رئیس دولت کذائی کردستان بزرگ میداند ، با رؤسای دول دیگر تلفنی و حتی حضورا دیدار نموده و در هر سفری که انجام میدهد خواستار بصدا درآمدن سرود کردستان و عبور از قالی سرخ رنگ میگردد . بارزانی گاها اقداماتی حساب نشده نیز انجام میدهد .بعنوان مثال او پرچم عراق را در ادارات دولتی شمال عراق پائین کشیده ولی وقتی با واکنش شدید مردم روبرو گرید بلافاصله پرچمها را دوباره سر جای اولشان قرار داد .

بارزانی برای الحاق شهر ترکمن نشین کرکوک و دستیابی به ذخائر غنی نفتی در آن کردهای بسیاری را در این شهر جای داده و میدهد .در این میان حکومت ترکیه به بارزانی در مورد عدم تغییر بافت دموگرافیک کرکوک که سرنوشتش توسط برگزاری رفراندومی مشخص خواهد شد ، هشدار داد .بارزانی گستاخ نیز در قبال این موضع بحق ترکها کشورهای همسایه را تهدید به دخالت در امور شهرهای کردی همانند دیاربکر کرد . اردوغان نخست وزیر مقتدر ترکیه نیز در پاسخ به بارزانی و سخنان نسنجیده او چنین گفته است که : بهتر است سخنانی که از زیر بارشان نمیتوانند خارج شوند بر زبان نیآورند . پا از گلیم خود فراتر نگذارند .والا له میشوند . بارزانی پا از گلیم خود فراتر گذاشته است . ارتشبد بویوک آنیت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه نیز طی سخنانی ضمن اشاره به اینکه انجام عملیات نظامی در شمال عراق که لانه سازمان تروریستی پ کا کا میباشد الزامی بوده وحکومت ترک در اینمورد باید تصمیمی سیاسی اتخاذ نماید . بویوک آنیت بعد از این اظهارات 50 تانک ارتش ترکیه را روانه گذرگاه مرزی هابور نمود. بارزانی هزار چهره بعد از مشاهده این اقدام و پاسخ دندانشکن از موضع قبلی خود چرخی زده و دوباره به دامان عراق پناه برد . او اینبار با استفاده از زبان عربی چنین میگفت : ما کسی را تهدید نکرده و از طرف کسی نیز تهدید نشده ایم .کرکوک یک شهر عراقی بوده و مداخله در امور آن مداخله در عراق است ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 16:7  توسط آراز  | 

سیاست شوونیستی فارس که پایه های آن در دوران سیستم استبدادی پهلوی مستحکم گردیده بعد از انقلاب نیز همچنان ادامه یافته است . بعبارتی دیگر برای ما ترکهای ایران گذشته و زمان حال هیچ تغییری نیافته است . چرا که نه ؟ کسانیکه به دولت فعلی جهت داده و سیاستهای آنرا تعیین مینمایند ، خود را از نژاد فارس دانسته و بدان افتخار میکنند . ملی گرایان فارس خود را صاحب سرزمین ایران و نظام حکمرانی آن دانسته ودر تلاشند تا بهر طریقی اقوام و خلق های غیر فارس را در بنیه خود آسیمیله و استحاله نمایند . این افراد که خود را برتر از دیگر اقوام ساکن ایران میدانند بهر طریقی دست میزنند تا عقده های بجا مانده از گذشته دور و نزدیک را ارضاء نمایند. اقداماتی همانند عقب نگاهداشتن مناطق ترک نشین و محروم ساختن آن از انواع خدمات مختلف دولتی نیز انگار نتوانسته عقده های ملی گرایان فارس را التیام بخشد که اجرای نمایشنامه ای آنرا بوضوح نشان میدهد .

سناریوی این نمایشنامه " اثبات عدم اجتناب دولت از سیاست فارس کردن تمامی ایران " و بازیگران آن نیز احمدی نژاد و نوچه هایش میباشند . شوونیسم فارس در ایران کنونی آنچنان بعدی یافته که رژیم در تلاش است تا با چاپ اسکناسهائی دیدگاههای خود را نشان دهد . در موازات تورم فزاینده در کشور و کاهش ارزش پول ایران ، اسکناسهای پنجاه هزار ریالی بتاریخ دوازدهم مارس سال 2007 میلادی روانه بازار گردید که خود در اصل نشاندهند ترس رژیم از خطرات موجود میباشد . چاپ و رواج این اسکناسها در عین حال نشان میدهد که سیاستهای شوونیستی فارسها در ایران و ادامه استحاله دیگر اقوام ساکن ایران هیچگاه از حرکت باز نخواهد ماند .

ولی این نمایشنامه بشکلی مطلوب به اجرا درنیآمده و فارسهای نژادپرست یکبار دیگر قدرت ترکهای ایران را مشاهده نمودند . ترکهای آذربایجان جنوبی که بلافاصله پی به این حیله کثیف بردند بر روی تمامی اسکناسهای پنجاه هزار ریالی که بدستشان آمده مهری بدین مضمون که " تحصیل بزبان مادری را میخواهیم " زده اند. ترکهای آذربایجان جنوبی بدین وسیله حقوق بحق خود در قانون اساسی کشور را بر روی اسکناسها مهر زده و دولت را دعوت به مشاهده بهتر این حقیقت غیر قابل انکار مینمایند .

علیرغم سیاست و استراتژی آسیمیلاسیون در ایران که سالهای سال است ادامه دارد ،ترکها هویت خود را از دست نداده و بیش از پیش به ارزشهای ملی خود وابسته مانده اند . ترکهای آذربایجان جنوبی بعنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده جامعه ایران بدین ترتیب از حقوق خود دفاع کرده و رژیم را وادار به عقب نشینی کردند . تنها سلاحمان در اینراه وفاداری و وابستگی به هویت ملی مان است . بایکوت اینچنین اسکناسی که در واقع ترکها و دیگر عناصر قومی و ملیتی در کشور را حقیر و ناچیز میشمارد و عدم استفاده از این اسکناس در تجارت روزمره و حتی عدم فبول این اسکناس در امور بانکی و عودت آن به کارمندان بانک موجب گردیده تا این اسکناس عملا در شهرهای آذربایجان جنوبی از تداول حذف گردد.

در سایه این عرق ملی فوق العاده اسکناسهای پنجاه هزار ریالی در گوشه صندق بانک مانده و وضعیت به مرکز خبر داده شده است . اعتراضات مختلف به چاپ و رواج این اسکناس و فشار بر دولت احمد نژاد موجب گردید تا ایشان در سخنانش اعلام دارد که اسکناس پنجاه هزار ریالی مورد بحث از تداول برچیده خواهد شد .

گرچه در مورد شمار اصلی جمعیت ترکهای آذربایجان جنوبی گفته های بسیاری وجود دارد ولی باید قبول داشت که ترکها یکی از سازندگان و پایه گذاران های اصلی این سرزمین و دول مختلف در آن میباشند . نادیده گرفتن ترکها که پای به پای دیگر اقوام و حتی بیشتر از آنها در سازندگی و حفاظت کشور نقش داشته اند میتواند تنها یک اشتباه فاحش باشد . از اینرو باید گفت که در پیش گرفتن اینگونه سیاستهای غلط تنها به ساختار و موجودیت نظام و سیاست آنها ضرر میزند . نباید فراموش نمود که امروز بقای نظام به مدارای عناصر قومی تشکیل دهنده آن بستگی بسیاری داشته و قبول اینچنین ریسکهائی دیوانگی بیش نیست . علاوه بر این سیاستهای شوونیستی مورد بحث ونتایج بر گرفته ار آنها میتواند توجه دشمنانمان را بر انگیخته و نقاط ضعف کشور را به آنها نشان دهد .

دولت احمدی نژاد نباید این موضوع را فراموش نماید که : " دولت قدرتمند آنست که خلق خود را متوجه خود ننماید ولی دولت ضعیف خود را بزور هم که باشد به خلق خود دیکته مینماید .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 15:54  توسط آراز  | 

نـاصـر ايـرانـپـور
سويس ـ چون اكثريت كشورهاي جهان ـ كشوريست با بافت ملي و زباني متنوع. اين كشور تركيبي از مردم آلماني زبان، فرانسوي‌زبان، ايتاليايي‌زبان و همچنين رتوروماني‌زبان مي‌باشد. مدل فدراليستي سويس بر اساس به رسميت شناختن تنوع ملي و زباني اين كشور و ضرورت همزيستي مسالمت‌آميز مردم آن بنا شده است. ارج‌گذاري زبانهاي رايج و مليتهاي ساكن سويس در ميزان بالاي خودمختاري كانتونها (دولتهاي ايالتي) اين كشور خود را مي‌يابد. ريشه‌دار بودن اشكال و شيوه‌هاي حل دمكراتيك و تشنج‌زدايانة مسائل در سويس حاصل يك پروسة طولاني تاريخي در اين كشور مي‌باشد. پيدايش سويس از طرفي به قشر آزاد، مسلح و به دليل اخذ درآمدهاي گمركي در گذرگاههاي آلپ در برخورد با مسائل اقتصادي ورزيده شدة كشاورزان برمي‌گردد كه از اواخر قرون وسطي كم‌كم شكل گرفت، و از طرفي ديگر به اين واقعيت بر مي‌گردد كه شهرهاي كوهستاني آن زمان تنها زماني قادر مي‌گشتند سود لازم را در امر اخذ گمركات ببرند، كه با يكديگر همفكري و همكاري داشته باشند. به اين ترتيب ضرورتهاي اقتصادي، مناطق مختلف را وا مي‌داشت كه با هم همكاري و تحاد عمل داشته باشند.
مضاف بر اين فاكتورها، عامل ديگري هم در بوجود آمدن سويس نقش بازي كرد و آن اين بود كه در مناطق مزبور تا دوران مابعد قرون وسطي هيچ ارگان مذهبي، اشرافي و اداري فرامنطقه‌اي وجود نداشت. علاوه بر اين، تا عصر جديد يك فرهنگ مصالحه و ميانه‌روانه در ميان نخبگان سياسي و اجتماعي مردمان اين سرزمين حاكم بوده است، و اين از طرفي ريشه در استقلال نسبي كشاورزان از اشراف و اقشار ممتاز و صاحب نفوذ شهري داشته و از طرفي ديگر در صرف‌نظر كردن شهرها و نخبگان آن در وسعت بخشيدن به سرزمينهاي خود و به تصرف درآوردن خشونت‌آميز سرزمين‌هاي ديگر. اين عوامل باعث اين شدند كه اتحاد شهرها و مناطق سويس حتي در زمان جنگهاي صليبي هم پا برجا بماند. سنت بي‌طرفي سويس در نزاعهاي بين‌المللي به همين اعتدال در فرهنگ سياسي اين كشور و به اين امر برمي‌گردد كه در داخل خود كشور نيز هيچ مليت يا گروه زباني خاصي سعي ننموده مليت يا گروه زباني ديگري را مطيع خود سازد و به اين ترتيب موجوديت كل كشور را به خطر اندازد.
برابري در عمل همة شهروندان و كاربرد شيوه‌ها و ابزارهاي دمكراسي مستقيم و بلاواسطه در طول صده‌ها نوع خاصي از دمكراسي در كشور بوجود آورده كه «دمكراسي‌ تفاهم‌آور» (Konsensdemkratie) نام گرفته است، به اين معني كه پيوسته تلاش مي‌شود كه بر اساس بيشترين حد آراي ممكن، به كمك بزرگترين اكثريت ممكن، تصميمات لازم گرفته و اجرا شوند. حتي در ارتباط با گروههاي زباني، ملاك نه قوانين مكتوب و مدون، كه به جاي خود خيلي دمكراتيك و انساني هم هستند، بلكه پيوسته آراء و نظريات مردم مي‌باشد. چنين بوده كه در اين كشور درپيشگيري هر نوع راه‌حل خشونت‌آميز منتفي گرديده و اساساً موضوعيت خود را از دست داده است. البته اين گفته به هيچ وجه به اين معني نيست كه سويس مشكلات خود را ندارد، بلكه تنها به اين معني است كه اين كشور مشكلات خود را تنها بطور مسالمت‌آميز و با تكيه بر رأي مردم حل و فصل مي‌كند. ارگاني از بالا نيست كه خير و شر را براي آنها تشخيص دهد. حتي در بسياري مواقع به رأي نمايندگان هم رجوع نمي‌شود، بلكه مردم خود در يك همه‌پرسي رأي خود را صادر مي‌كنند. به همين دليل دمكراسي نوع سويس را «دمكراسي مستقيم» نيز ناميده‌اند.
سويس از نظر نظام سياسي بر اساس قانون اساسي سال 1876 يك كشور فدرال دمكراتيك مي‌باشد. 26 كانتون (دولت ايالتي) و يك دولت فدرال (كه در سويس «شوراي فدرال» نام دارد) سيستم فدراتيو اين كشور را بوجود آورده‌اند. در اين نظام قدرت دولت فدرال محدود است و اما اختيارات ايالتها (كانتونها) وسيع. ايالتها خود هم صلاحيت وضع قوانين را دارند و هم مسئوليت اجراي آن را. سياست خارجي، ارتش، قوة قضائية فدرال، مسائل مالي و گمرك و بخشهايي از سياست انرژي و راه و ترابري در صلاحيت دولت فدرال (دولت مركزي، مجلس شوراي ملي، شوراي متحدة ايالتها) است. كانتونها (ايالتها) در تدوين و اجراي قانون اساسي خود نسبتاً مستقل بوده و خودمختاري دارند، به ويژه در زمينه‌هاي نظام آموزشي، سياستهاي فرهنگي و امور مربوط به گروههاي زباني اين كشور.
البته غير از حوزة اختيارات ايالتها در ارتباط با سياستهاي فرهنگي و گروههاي زباني، اصول كلي هم در همين زمينه‌ها وجود دارند كه به كل سويس برمي‌گردند. براي نمونه قانون اساسي سويس از زبانهاي ملي ـ كه عبارتند از آلماني، فرانسوي، ايتاليايي و رتوروماني ـ و همچنين زبانهاي رسمي ـ كه سه زبان نخست نامبرده مي‌باشند ـ سخن مي‌گويد. نتيجتاً در اين كشور هر سه زبان رسمي و تا اندازه‌اي هر چهار زبان ملي از رسميت و حقوق برابر در كل كشور برخوردار مي‌باشند. مضافاً اينكه به هيچ يك از سه زبان رسمي ارجعيت و اولويت ويژه داده نمي‌شود (اساساً «اقليت زباني» در سويس يك مفهوم حقوقي نيست كه بتوان از آن به زيان سخنوران آن استفاده نمود). پستهاي سياسي و مسئوليتهاي مهم دولتي و رسمي بر اساس نسبيت زباني زبانهاي رايج در سويس اعطا مي‌شوند و سنتاً هميشه تلاش شده همة گروههاي زباني و ملي اين كشور در سرنوشت سياسي و ادارة كل كشور دخيل داده شوند.
قانون اساسي سويس به كانتونها بر اساس اصول فوق حق تبيين سياست فرهنگي و سياست در ارتباط با مليتهاي ساكن خود را اعطا نموده است. براي نمونه كانتونها مي‌توانند زبان رسمي و اداري كانتون خود و همچنين حوزه‌ها و شهرهاي آن را تعيين كنند. مبنا زبان مادري اكثريت مردم آن كانتون مي‌باشد و اين در آمارگيريهاي ده‌ساله مشخص مي‌گردد. حتي خود شهرها هم مستقلاً زبان رسمي خود را بر اساس زبان مادري اكثريت مردم آن شهر معين مي‌كنند. در كشور 7 ميليوني سويس 17 كانتون آلماني زبان، 4 كانتون فرانسوي زبان و 1 كانتون ايتاليايي زبان مي‌باشد. 4 كانتون هم دو يا چند زبانه مي‌باشند.
بالاي تمام مقررات كانتونها در ارتباط با زبانها يك اصل فدرال و سراسري قرار دارد كه همه ملزم به رعايت آن هستند: آزادي و قابل ارج بودن تمام زبانها. اصل آزادي زبانها به همة شهروندان سويس اين امكان را مي‌دهد كه بتوانند در هر كانتون و شهري كه باشند و با هر زباني كه بخواهند، با ادارات فدرال ارتباط بگيرند، مشروط به اين كه اين زبان يكي از سه زبان رسمي كشور باشد. اصل فدرال البته به اين معني نيز است كه كانتونها بايد مناطق زباني خود را حفظ كنند، به اين معني كه مهاجرت كساني كه به زبان ديگري سخن مي‌گويند از كانتوني به كانتون ديگر، تغيير زبان رسمي اين كانتون را نبايد به دنبال داشته باشد، چه كه از كسي كه از كانتوني به كانتون ديگر (مئلاً از پايتخت كشور به كانتونها (ايالتهاي دوردست) كوچ مي‌كند، بايد انتظار داشت كه زبان آن كانتون را صحبت كند و يا بياموزد.
نتيجتاً اينكه در سويس زباني كه تحت لواي «زبان رسمي كشور» همه ملزم به سخن گفتن به آن باشند وجود ندارد. همة زبانهاي رايج و مهم سويس (آلماني، فرانسوي و ايتاليايي) «رسمي» طلقي مي‌شوند و از اعتبار قانوني برابر برخوردارند. تمام قوانين و مقررات دولت فدرال با هر سه زبان پيشگفته انتشار مي‌يابند. اينجا قانون و دولت نمي‌گويد كه زبان رسمي در «سراسر كشور» فلان است و آموزش به زبان مادري مناطق مختلف «بلامانع» است، بلكه قانون، حاكميت فدرال و ايالتها تمام امكانات موجود را در خدمت آموزش به زبان مادري همة شهروندان خود قرار داده و اساساً اين امر پاية اصلي فدراليسم در سويس را تشكيل داده است. و تجربه ثابت كرده كه در پيشگيري چنين رويه‌اي نه تنها اين كشور چند مليتي را از هم نپاشيده، بلكه به شهادت تاريخ يكي از باثبات‌ترين، مردمي‌ترين، پيشرفته‌ترين و بااعتبارترين كشورهاي جهان مي‌باشد.

نقل از سایت تومروس

یاشاسین آنایوردوم آذربایجان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 8:44  توسط آراز  | 

بای بک | اودگؤن, ۱۰-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۵۰ | خبرلر, فارسجا

مرزها و برادری: هویت آذری (رضا خسروی)

شیفر ، برندا ، مرزها و برادری ( ایران و چالش هویت آذربایجانی ) ، ترجمه یاشار صدقیانی آذر ، تهران ، نشر اولوس ، 1385 .

این کتاب ترجمه ای است از :

Shaffer, Brenda , Borders and Brethren: Iran and the Challenge of Azerbaijani Identity (Cambridge, Mass.: MIT Press, 2002), 248p. Also will appear in Turkish, 2006, Bilgi University Press.
در آمد :

بحث از هویت آذربایجانی و جریان هویت گرای آذربایجان ، طی یک دهه اخیر ، وجهه ای کاملا سیاسی به خود گرفته است . این در حالی است که ، سیاسی شدن هویت آذربایجانی در طول یکصد سال تاریخ معاصر ایران ، به استثنای مساله فرقه دموکرات آذربایجان در دهه بیست ، هرگز وجهه ای قوم گرایانه نداشته است . به این ترتیب سیاسی شدن قومی هویت آذربایجانی ، برای دومین بار ، از دهه هفتاد به این سو ، مجددا تجربه می شود . کتاب مرزها و برادری ، نوشته دکتر برندا شیفر ، جستاری است بر سیاسی شدن هویت آذربایجانی ، با تکیه بر مولفه هایی که هویت آذربایجانی را منحصر به فرد و دارای وجهه ای ترکی – اوغوزی معرفی می کند. در این نوشته به بررسی این کتاب و نقد محورهای شناختی آن خواهیم پرداخت .
درباره مؤلف کتاب :

برندا شیفر استاد دانشگاه‌ هاروارد و رئیس بخش تحقیقات مرکز مطالعات دریای خزر در کالج کندی دانشگاه هاروارد است. عمده تحقیقات و تألیفات وی در زمینه مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی در منطقه قفقاز و آسیای میانه بوده و مقالات و نوشته‌های ایشان در نشریات معتبر اروپایی و آمریکایی چون لوس‌آنجلس تایمز، وال استریت ژورنال، اینترنشتال هرالدتریبون و… به چاپ رسیده است ( به عنوان مثال نگاه کنید به :

[1] east-asia.haif…
- The Formation of Azerbaijani Collective Identity in Iran, Nationalities Papers, vol.28, No.3, 2000.
-Partner in weed: the strategic relationship of Russia and Iran (Washington Institute for Near East policy, 2001).
-The Limits of Culture: Foreign Policy, Islam and the Caspian, MIT, 2003).
از میان دغدغه های مطالعاتی شیفر ، مسائل موجود در جمهوری آذربایجان و هم چنین آذری های ایران، سیاست‌های قومی ایران، روابط ایران و روسیه، سیاست خارجی ایران، سیاست ایران در آسیای میانه و قفقاز و سیاست ایران در قبال مناقشه قره‌باغ از اهمیت خاصی برخوردار است. وی به زبانهای ترکی، روسی و عبری تسلط کامل دارد. از کتابهایی که وی در این حوزه تألیف کرده می‌توان به کتابی با عنوان«Borders and Brethren» (مرزها و بـرادری) در زمــینه مـــسائل آذربایجان اشاره کرد. این کتاب توسط دانشگاه هاروارد و هم چنین انستیتو تکنولوژی ماساچوست «MIT» منتشر شده است. ترجمه فارسی این کتاب را در ایران ، یاشار صدقیانی آذر و نشر آن را اولوس صورت داده است.

درباره کتاب :

مرزها و برادری از معدود کتابهایی است که در ایران و در حوزه مطالعه و شناخت هویت آذربایجانی ، با محور ترکی – اوغوزی ، ترجمه شده است . بیشتر کتابها و مقالاتی که در حوزه مطالعات قومی – در حوزه آذربایجان شناسی - در ایران تالیف یا ترجمه شده اند ، مبنایی آذری – ایرانی در مطالعه و توصیف هویت آذربایجانی داشته اند . این به آن معناست که هویت آذربایجانی در کتب مزبور ، هویت آذری ( پارسی الاصل بودن ترک های آذربایجان ) بوده که درتقابل با هویت ترکی ( اغوزی ) قرار می گرفت . اما کتاب مورد بحث ، با فرض قرار دادن اینکه هویت آذربایجانی ، اصالتا و به لحاظ تاریخی ، از یک مبنایی ترکی – اغوزی ریشه می گیرد ، به مطالعه ای جامعه شناختی بر تحولات سیاسی آذربایجان ، به ویژه از بعد از انقلاب اسلامی می پردازد . شیفر در مقدمه کتاب خود ، جمله ای به کار برده که در واقع خط مشی اصلی کتاب او را در تحلیل مسائل قومی در ایران – به ویژه در مورد آذربایجانی ها – نشان می دهد . شیفر می نویسد : « ایران جامعه چند قومی است که در آن قریب به ۵۰ درصد شهروندان اصالتاً فارس نیستند . با این وجود ، اصطلاحات « فارس » و « ایرانی » اغلب به جای هم به کار می روند … » ( ص ۲۷) به این ترتیب ، شیفر در پی آن است که ایران را از منظر جامعه ای چند قومی مطالعه کند . این کتاب از شش فصل مرتبط تشکیل شده است که در هر فصل به گوشه های از تاریخ سیاسی آذربایجان توجه شده است . اما آنچه که از لحاظ تاریخی در این کتاب بیشتر مورد بحث قرار گرفته ، تاریخ معاصر آذربایجان به ویژه از بعد از انقلاب اسلامی است . در ذیل به بحث درباره فصول مختلف این کتاب می پردازیم .

فصل اول کتاب با عنوان « آذربایجانیها تا سال ۱۹۲۰» ، در واقع به پیشینه ی هویت گرای آذربایجانی می پردازد . به اعتقاد شیفر تا نیمه دوم قرن نوزدهم ، برای آذربایجانی ها ، مرزهای هویتی به عنوان ترک ، آذربایجانی ، ایرانی و مسلمان واضح نبود و آذربایجانی ها به ندرت خود را آذربایجانی می خوانند . اما با نزدیک شدن به اواخر قرن نوزدهم ، پیشرفت هویت جمعی آذربایجانی تشدید شد و زمانی که هویت ملی برجسته آذربایجانی به عنوان یک نیروی سیاسی پدیدار گشت به کشمکش مبدل گردید . ( ص ۴۱) تا استقرار رژیم پهلوی در قرن بیستم ، هویت ایرانی نه فارسی ، بلکه بیشتر چند قومیتی بود . از طرفی از قرن یازدهم تا ظهور رژیم پهلوی ، رهبری سیاسی ایران غالباً ترک تبار بود و عناصر فرهنگی ترکی و فارسی ، ویژگی قومی حکومت و فرهنگ کشور را تحت تأثیر قرار می داد ( همان ) . شیفر با اشاره به ترویج مذهب تشیع توسط صفویان ترک در آذربایجان ، به سیاست این سلسله در متحد نمودن مردم ایران اشاره می کند .

وی در این باره چنین می نویسد : « ایدئولوژی غالب این سلسله اسلام و شیعه اثنی عشری بود . علیرغم وجود این سمبل اتحاد ، تنش ترک-فارس از مشخصات سلسله صفویه به شمار می رفت . ولی هویت شیعه و هویت رسمی صفویه چنان قدرتمند بود که در طول دوره های مختلف تقابل با امپراطوری عثمانی ، موارد معدودی از پناهنگدگی به عثمانی رخ داد ، علیرغم آن که آنان با ترکهای ایران هم زبان بودند ( ص ۴۳) .به نظر شیفر انتقال پایتخت صفوی از تبریز به قزوین و بعدها به اصفهان ، که به دلیل ناامنی در مرزهای آذربایجان صورت گرفت ، زبان فارسی را در سلسله صفویه تقویت کرد …( ص ۴۵) . در ادامه شیفر به تقسیم آذربایجان طی دو معاهده ننگین گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۵) در اوایل قرن نوزدهم بین ایران و روسیه اشاره می کند و معتقد است که از نظر بسیاری از آذربایجانی ها ، این معاهده سمبل جدایی مردم بوده و احساس فرد نسبت به آن ، شاخصی از هویت ملی [ آذربایجانی ] گردید ( ص ۴۶) .

در فصل دوم کتاب ، شیفر وضعیت آذربایجانیها در زمان رژیم پهلوی و شوروی را مطالعه می کند . وی با نقد سیاست های یکسان سازی شوونیستی رضا شاه ، به تقابلی اشاره می کند که آذربایجانیها در مواجهه با فرهنگ مرکز ( فارسی ) از خود نشان می دهند . به اعتقاد شیفر این تقابل در سه شکل ، و یا به عبارت بهتر در سه گرایش عمده هویتی در میان آذربایجانی های ایران پدیدار می شود ؛ گروهی به بهانه اتحاد و پیشرفت خواستار یکسان شدن در فرهنگ و زبان فارسی بودند . این عده که اتفاقاً به ناسیونالیست های فارس معروف شدند فرهنگ و زبان فارسی را یگانه عامل اتحاد ایرانیان محسوب می نمودند . چنین اندیشه ای در بین نخبگان آذربایجانی دهه های ۱۹۲۰ تا آغاز دهه ۱۹۴۰ جایگاه ویژه ای داشت . دومین گروه طرفدار هویت دولتی ایران و هویت قومی آذربایجان بودندو هدف نهایی خویش را خودمختاری فرهنگی آذربایجان در چارچوب ایران معرفی می کردند .

تشکیل دولت ایالتی آذربایجان (۴۶-۱۹۴۵) توسط فرقه دموکرات آذربایجان در زمان اشغال ایران طی جنگ جهانی دوم ، بیانگر مانیفست این طیف در مورد هویت بود . گروه سوم ؛ طرفدار هویت طبقاتی منبعث از ایدولوژی کمونیستی و سوسیالیستی بودند . در زمان پهلوی ، بسیاری از آذربایجانی ها طرفدار ایدئولوژی جهانی بودند که در آن رفع اختلاف بین اقوام خواسته شده بود و به خاتمه تبعیض نسبت به گروه های اقلیت نوید داده شده بود ( ص 74 ) . با این حال ، این گروه نیز نسبت به ستم ملی در قبال آذربایجانی بی تفاوت نبودند . از جمله کسانی چون صمد بهرنگی ، که درآثارش آذربایجانی هایی را که زبان ترکی را فراموش کرده و خواستار یکسان شدن در فرهنگ فارسی بودند ، به سخره گرفته است . غلامحسین ساعدی نیز بارها در آثارش به وضعیت اسفبار ایران اشاره کرده بود ، به طور که بهرنگی آثار ساعدی را معرفی کننده روح آذربایجانی وی بیان می کرد . از دیگر نمایندگان این گروه رضا براهنی بود ؛ براهنی آثاری در مورد هویت فردی آذربایجانی در ایران و همچنین سرکوب فرهنگی اقلیت های قومی توسط رژیم پهلوی نوشت . او توضیح می داد که چرا درباره احقاق حقوق اقلیت های قومی ایران تلاش کرده و چگونه فارسی شدن ، هویت ملی وی را تحت تاثیر قرار داده است . (۸۳-۸۲)

فصل سوم کتاب ، به بررسی هویت آذربایجانی و تحولات قومی در آذربایجان پس از انقلاب اسلامی می پردازد . شیفر بحث خود را از این مسأله آغاز می کند که وقوع انقلاب در ایران ، حاصل مشارکت گروه های قومی مختلف ساکن در ایران و به ویژه آذربایجانی ها بود . با توجه به پیشینه ستیزه جویانه ای که رژیم پهلوی ، چه به لحاظ سیاسی ( در زمان فرقه دموکرات آذربایجان ) و چه به لحاظ اقتصادی در قبال آذربایجان در پیش گرفته بود ، لذا انقلاب در آذربایجان نسبت به سایر نقاط ایران ، از اهمیت دوچندانی برخوردار بود . شیفر با تیزبینی ، به محتوای هویتگرایانه انقلاب در آذربایجان اشاره می کند و معتقد است که آذربایجانی ها ، تأمین حقوق قومی و زبانی خود را یکی از اهداف انقلاب اسلامی می دانستند و لذا حضوری پررنگ در انقلاب داشتند . شیفر به تظاهرات دانشجویان دانشگاه تبریز در ۱۲ دسامبر سال ۱۳۵۶ که معادل با ۲۱ آذر همان سال بود اشاره کرده و معتقد است که انتخاب این روز برای تظاهرات نشان دهنده هوشیاری آذربایجانی ها و آگاهی آنها نسبت به تاریخ و گذشته شان بود . ( اشاره به مناسبت این تاریخ با ۲۱ آذر ۱۳۲۶ و ظهور فرقه دموکرات آذربایجان ) (ص ۱۰۴) .از جمله دیگر شاخص هایی که حضور عنصر قومی در تحریک مردم آذربایجان به انقلاب را معنادار می ساخت ، تبلیغ انقلاب توسط آشیق های آذربایجانی بود . شیفر اشاره می کند که در سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۷۹ آشیق های آذربایجانی با حضور در اتوبوسها با اشعار خویش انقلاب را ترویج می کردند . نهایتاً شیفر به قیام ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ مردم تبریز اشاره می کند که در واقع پاسخی به درخواست آیت الله شریعتمداری ، در واکنش به کشتار نزدیک به ۱۶۲ نفر از تظاهر کنندگان قمی بود ( ص ۱۴۰) .

شیفر در ادامه بحث ، به این نکته اشاره می کند که مطالبات قومی مردم آذربایجان ، بعد از انقلاب نیز تداوم می یابد . این مسأله قبل از هر چیز نشان دهنده این واقعیت بود که مطالبات قومی از قبل از انقلاب نیز وجود داشته ؛ چرا که بلافاصله و یک روز پس از خروج شاه از ایران انتشار روزنامه اولدوز توسط آذربایجانیها آغاز شد ( ص106 ) . با این حال به شیفر میان دوره های تشدید مطالبات قومی بعد از انقلاب تفاوت قائل می شود . به اعتقاد وی موج مطالبات قومی بعد از انقلاب که در غائله شریعتمداری و انتشار نشریات ترکی آغاز می گیرد ، به زودی و با آغاز جنگ تحمیلی موقتاً خاموشی می گیرد .

فصل چهارم کتاب ، بحث شیفر در رابطه با هویت گرایی آذربایجانی را پی می گیرد . شیفر در این فصل ، به جریان های هویت گرای آذربایجانی بین دو انقلاب توجه می کند . در واقع این فصل به گاهشماری و آنالیز شکل گیری هویت جمعی آذربایجانیها از پایان سال 1983 تا استقلال جمهوری آذربایجان در دسامبر ۱۹۹۱ ، با تکیه بر حوادث آذربایجان شوروی می پردازد ( ص ۱۳۸) . به اعتقاد وی ، تاثیر فضای باز سیاسی ( گلاسنوست : Glasnost ) در سال ۱۹۸۱ توسط میخائیل گورباچوف ، در آذربایجان شوروی نیز نمود پیدا کرد . در این دوران اکثر آذربایجانی ها به هویت مجزایشان تاکید داشتند ، به طوری که از اواسط دهه ۸۰، آذربایجانی های شوروی هویت برجسته خویش را در مواردی از قبیل ارتباط با هم قومی های خویش در خارج از جمهوری چه در ایران و چه در جمهوری های شوروی سابق از قبیل ارمنستان ، گرجستان و حتی عراق نشان دادند ( ص ۱۳۷) . در مورد آذربایجان ایران ، مقالات تندی علیه محدودیت های اعلام شده از سوی حکومت ایران بر فرهنگ و زبان آذربایجانی در مطبوعات باکو منتشر شد و در خود ایران نیز علیرغم محدودیت های وسیع، هویت آذربایجانی مابین تعداد قابل توجهی از آذربایجانی ها ادامه یافت . شیفر بحث خود را در این فصل محدود به فعالیت های هویت گرایانه قبل از استقلال در آذربایجان شوروی می کند و وقایع بعد از استقلال آذربایجان شوروی را به فصل پنجم کتاب وا می گذارد .

فصل پنجم کتاب ، در واقع به رویدادهای زمانی می پردازد که دیگر آذربایجان شوروی از زندان ملل ( شوروی ) رهایی یافته و هویت آذربایجانی به عنوان هویت رسمی جمهوری آذربایجان ، دوباره تولد یافته است . در ایران نیز ، جنگ پایان یافته است ، و با بازگشت آرامش و ثبات ، اندیشه هویت گرای آذربایجانی ، مجدداً پا می گیرد . شیفر این دوران را چنین توصیف می کند : « پس از استقلال جمهوری آذربایجان در دسامبر 1991 ، آذربایجانی های ایران و این جمهوری نوپا وارد مرحله جدیدی از فعالیت جدی سیاسی ، فرهنگی و فکری شدند که این فعالیتها بیانگر اشکال مختلفی از هویت جمعی بود … ایران در دوران پس از استقلال جمهوری آذربایجان شاهد ظهور فعالیتهای سیاسی باز و سازمان یافته و تاسیس سازمانهایی بود که آذربایجانی ها را از سرتاسر کشور و با نقطه نظرات بسیار متنوع گرد هم می آورد … » ( ص ۱۷۳)

از سوی دیگر ، به قدرت رسیدن جبهه خلق در آذربایجان به رهبری ابوالفضل ائلچی بَی در ماه مه ۱۹۹۲ احساسات ملی در دو سوی آراز را تشدید کرد . شیفر به تاثیر برنامه های تلویزیونی کاناهای ترکیه نیز اشاره می کند که در تشدید هویت گرایی ترکی میان ترکهای آذربایجانی بسیار موثر بود . موج جدید هویت خواهی ترکهای آذربایجان ایران ، در قالب فعالیتهای دانشجویی و برگزاری نشست های تخصصی درباره فرهنگ و فولکلور آذربایجان و نیز شبهای شعر ترکی ، خود را نشان داد . این دوران که مصادف با ریاست جمهوری خاتمی و فضای باز سیاسی جبهه دوم خرداد بود ، به این جریان بستر مناسب رشد بخشید . به طوری که حساسیت های ملی در آذربایجان نسبت به مسائل هویتی آذربایجانی ، در سلسله فعالیت ها و اعتراضاتی نمود پیدا کرد که در واکنش به برخی از اقدامات شوونیستی ، ، تمسخر و استهزاء هویت ترکی در آذربایجان به این ترتیب ، ملاحظه می شود که تقارن استقلال جمهوری آذربایجان بر موج هویت گرایی آذری در ایران ، بی تاثیر نبوده است .

شیفر بحث خود را با فصل ششم کتاب پایان می بخشد . این فصل با عنوان ملاحظاتی در مورد ایران و تئوری هویت ، در واقع کالبدشکافی ای نظری از هویت آذربایجانی ، با تکیه بر تاریخ آذربایجان و مناسبات سیاسی و فرهنگی معاصر این خطه است . این فصل از کتاب در واقع نتیجه ای است که شیفر از کل مباحثات خود می گیرد.

فارغ از سودمندی کتاب مرزها و برادری در شناساندن جریان هویتگرای معاصر آذربایجان با تکیه بر عناصر تاریخی ملی گرای ترکی ، نقدهایی بر تحلیل های شیفر در این کتاب وارد است . از جمله آنکه عمده سطوح تحلیل نویسنده در این کتاب ، مبتنی بر داده هایی بوده است که منشاء آنها نخبگان آذربایجانی و نه توده مردم است . از طرفی گرچه شیفر به نقش تشیع در آذربایجان اشاره نموده است ، لکن نتوانسته است میزان نفوذی را که این باور راسخ در میان مردم این خطه دارد ، در شکل دهی جریان هویت گرای آذربایجانی توضیح دهد.fakouhi
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 8:29  توسط آراز  | 

بای بک | اودگؤن, ۱۰-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۰:۰۸ | خبرلر, فارسجا

[1] مرمت “گنبد” سلطانيه سال 87 به پايان مي‌رسد
به گفته مسئولان پايگاه پژوهشي گنبد سلطانيه و با سرعت بخشيدن به مرمت و نسب كاشي‌كاري‌هاي اين گنبد تاريخي، مرمت گنبد بناي سلطانيه در سال 87 به پايان مي‌رسد.
“محمدرضا قربان‌زاده”، مدير اجرايي گنبد سلطانيه دراين‌باره به CHN گفت: «سال گذشته با وجود مشكلاتي كه داشتيم پيمانكار مرمت گنبد به تعهدات خود با سازمان عمل كرد و 150 متر مربع از گنبد را كاشي كاري كرد. به اين ترتيب و در صورتي كه مشكلي براي كار چه از نظر اعتباري و يا اداري به وجود نيايد، سال 87 مرمت گنبد به پايان مي‌رسد.»
وي به ميراث خبر افزود: «موضوع داربست‌ها امروز به يك انتظار چندين ساله بدل شده است و تلاش مي‌كنيم با توجه به حساسيت موضوع، مرمت گنبد هرچه سريعتر به پايان برسانيم.»
حدود 30 سال پيش مرمت گنبد سلطانيه و كاشي‌كاري‌هاي آن آغاز و از آن زمان داربست‌هايي روي اين گنبد زده شد.
اين داربست‌ها تا كنون روي گنبد باقي‌مانده‌اند و تا امروز مردم گنبد را با همين داربست‌ها ديده‌اند.
قربان‌زاده به CHN گفت: «در كنار مرمت گنبد، بخش‌هاي ديگري از اين اثر جهاني نيز مرمت مي‌شود كه اين مرمت‌ها مثل سال‌هاي گذشته تداوم دارد.»
كاشي‌كاري‌هاي گنبد سلطانيه كه قدمت آن به دوره ايلخاني مي‌رسد يكي از كاشي‌كاري‌هاي مشهور معماري دوره اسلامي است و از سوي ديگر گنبد سلطانيه را بلندترين گنبد آجري جهان مي‌شناسند.
اين اثر جهاني تيرماه سال 1384 با راي كميته ميراث جهاني در فهرست آثار جهاني به ثبت رسيد.

[2] صفه شاگرد در مسجد جامع اصفهان مرمت شد
مرمت صفه شاگرد بعداز دوسال در مسجد جامع اصفهان به پايان رسيد و داربست‌هاي فلزي كه اين صفه را محصور كرده بودند باز شدند.
“شهنام توكلي”، مهندس ناظر مرمت سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان اصفهان دراين‌باره به CHN گفت: «در مسجد جامع اصفهان دو صفه مشهور به نام‌هاي صفه استاد و شاگرد وجود دارد كه توسط استاد و شاگردي بنا شده است. در حال حاضر مرمت صفه شاگرد پس از مدتي به پايان رسيده است.»
صفه شاگرد با آجركاري‌‌هاي زيبايي تزئين شده است و برخي معتقدند در ساخت اين صفه،‌ شاگرد از استاد پيشي گرفته است.
توكلي به ميراث خبر گفت: «مرمت تزئينات، و همچنين استحكام بخشي بنا از جمله طرح‌هاي مهم مرمتي بود كه در مورد اين صفه اجرا شد.»
وي همچنين از مرمت بام مسجد جامع اصفهان خبر داد و اين‌كه در حال حاضر سبك‌سازي بام به پايان رسيده است و استحكام بخشي آن با عايق بندي پشت‌بام‌ها آغاز شده است.
مسجد جامع ايران به عنوان يكي از بناهاي اسلامي شگفت‌انگيز در جهان مشهور است.
به گفته محققان و باستان‌شناسان، اين بناي بزرگ يادگار بيش‌از 8 دوره مختلف معماري است.

تفاوت بین این دو مورد: یکی در فارسستان و لایق حفاظت و دیگری در آذربایجان و محکوم به نابودی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 8:26  توسط آراز  | 

بای بک | آنناآخشامي, ۱۱-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۳:۰۸ | مقاله, فارسجا

مولانا ترک (تورک) است، فقط چند روزی از خاک ایران رد شده است.

حضرت مولانا جلال ‌الدین بلخی ثم رومی در بلخ یا مرکز (ترکستان جنوبی) که فعلا مربوط مملکت افغانستان می‌باشد تولد یافته و زبان مادری ‌اش ترکی و زبان دومش دری بوده، طوریکه در ترکستان افغانستان همه ترکی زبانان به عین شکل (در واقع) زبان دومی ‌شان دری می ‌باشد. مولانا در سن ۶ سالگی با پدرش سلطان ‌العلما از طریق ایران (امروزي) به قونیه ترکیه امروزی هجرت نموده است و در ایران با شیخ فریدالدین عطار ملاقات نموده، تمام علاقه و ارتباط مولانا بجز از چند روز در خاک ایران و بين مردم ایران همینقدر بوده و بس.

مولانا در خانه خود بزبان ترکی اوزبیکی (اؤز بئيگ - ازبک) صحبت می‌نمود و تاجیکی را طوریکه از اشعار او برمی ‌آید بحد عالی می‌دانسته و وی اشعار ترکی بسیار دارد او گوید:

ترکی همه ترکی کند
تاجیک تاجیکی کند

من ساعتی ترکی کنم
یک لحظه تاجیکی کنم

گویا تنها لحظه تاجیکی گویيهای او شعر سرودن وی (بوده) است و بس. اگر او ایرانی می ‌بود و یا به ایران تعلق می ‌داشت چرا به ایران حیات بسر نبرد؟ (زندگي نکرد) و معلوم است که او ترک بوده و با ترکان ترکیه احساس آرامش و قومیت و هم ‌زبانی می ‌نموده است. حضرت مولانا ترک بودن خود را اینطور ثابت می ‌نماید و پاسخ این سوال را که مولانای رومی از کجا است از خود او بپرسیم:

گفتم ز کجایی تو، تسخیر زد و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان، نیمیم ز فرغانه

و باز در بیت زیر تأکید می‌ نماید که او یک ترک است و طوریکه ترک ‌ها گوشت را نیم خام می‌خورند و می ‌فرماید که من ترک هستم و در تصوف، نیم خام می‌باشم:

ترک جوشی کرده‌ ام من نیم خام
از حکیم غزنوی بشنو تمام

بیت بالا بصورت خاص حکم می ‌نماید مولانا به ترک بودن خود٫ هم اعتراف و هم افتخار می‌نماید. نوشتن و یا سرودن شعر بزبان تاجیکی این معنی را نمی‌ دهد که باید نویسنده و یا شاعر فارسی زبان باشد. حکیم انوری ابیوردی، خاقانی شیروانی، نظامی گنجوی، الخارزمی، شمس تبریزی یا مرشد عالی مولانا، حضرت ابوالمعانی بیدل، ابوریحان بیرونی، شیخ محمود شبستری، ابوعلی سینا بخارایی، زیب ‌النسا مخفی، میرزا اسدالله غالب، حضرت امیر خسرو بلخی ثم دهلوی فرخی سیستانی و صدهای دیگر ترکی زبانان بودند که بزبان تاجيکی آب حیات بشمار رفته و ستون فقرات ادبیات تاجيکی را تشکیل داده‌اند و تعداد زیاد اینها بشمول صائب تبریزی به هر دو زبان ترکی و تاجيکی شعر سروده‌اند و باید بدانید اشعار آبدار و ملکوتی صائب تبریزی هم به ترکی و هم بفارسی مقام ارجمند و عالی دارد.

بجای اینکه اندرز و پند خداوندگار بلخ را بپذیرید، برعلیه آن اقدام کرده‌اید٫ جضرت مولانا می‌فرماید:

تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی

سلطان محمود کبیر، تیموریان عالی ‌مقام ترکستان هرات و هند، سلجوقیان، ترکان عثمانی، و غیره همه ترکی زبانان بودند که از خان نعمت آنها، زبان فارسی رونق یافته است، شهنامه فردوسی به دربار یک ترک معظم سروده شده است و آن ترک برای فردوسی مستمری می‌ داد تا شهنامه را تهیه کند.

ميرزا بایسنقر تیموری، نسخه مفقود شدۀ آنرا بدربار شاهرخ میرزای تیموری تکثیرکرد. و شما برای اینکه دوستی این دو ملت ترک و فارسی را با هم نزدیک بسازید برخلاف فرمودۀ مولانا جلال‌الدین بلخی رومی عمل می‌نمایید.

برای روشنی موضوع جناب آقای شجریان لطفأ به شمارۀ ۷۲۶ در صفحه ۱۴ جریدۀ امید مراجعه فرمایید که دربارۀ « نقش تیموریان در تدوین دیوان خواجه حافظ نوشته اند. ما نگاهی سریع و سیال بر دیوان خواجه حافظ و جمع ‌آوری و تصحیح آن در عصر تیموریان هرات می‌افکنیم. تیموریان هرات نه تنها در رواج و پخش هنرخلاقه مینياتوری، تذهیب، و فن خطاطی کارهای تابانی کرده‌اند، بلکه در نقد و سره ساختن کتب ادبی و عرفانی همت گماشته بودند، بویژه در روزگار شاهرخ میرزا که با شهزاده بایسنقر میرزا سرپرستی هنرستان هرات را به عهده داشت.

مستشرقین عقیده دارند که، هرگاه تیموریان هرات در امور هنر و کتاب دوستی مساعی خود را صرف نمی ‌کردند، این ‌همه آثار شاید در برابر آماج نابودی قرار می‌گرفتند.

کار جمع ‌آوری و تصحیح کتب کار آسانی نبود، با آنهمه٫ این شهزاده هنر دوست بر مبنای مقدمه‌ای که بر حماسه شهنامه نگاشته، خدمات فراموش ناشدنی در اينمورد نموده است. همچنین انجمنی زیر نظارت شهزاده فریدون حسین میرزا، متوفای ۹۱۱ ه.‌ق، در هرات برگزار می‌شد که، منشی آن خواجه عبدالله مروارید بود. در متن مقدمه و شرفنامه ذکر رفته است که به حضور شخص شهزاده دو نسخه از دیوان خواجه حافظ از جانب سخن شناسان و کارآگاهان معروف وقت، صحیح و درست منتقدانه انتاج و سایر نسخ از روی آن تصحیح گردیده‌اند.

درشرفنامه خواجه عبدالله و دیباچه ‌هایی که در دو نسخه از دیوان خواجه حافظ، ساخته و پرداخته دوره سلطنت سلطان حسین بایقرا دیده می‌شود، جناب استاد واصف باختری یکی از بزرگان ادب دری در افغانستان، در محفلی سخنرانی داشتند، یکی از حاضران فارسی زبان ایرانی از وی پرسیده است که شما بسیار خوب فارسی صحبت می‌کنید، فارسی را از کی و در کجا آموخته‌ا‌ید؟ استاد واصف در پاسخ فرموده‌اند: فارسی را از مادر کلانم رابعه بلخی و پدر کلانم مولانا جلال‌الدین بلخی رومی، در زادگاه خودم بلخ آموخته‌ام. صفحه ۱۲ شماره ۷۱۳ جریده امید.

همچنان در هفته‌نامه وزین ایرانیان صفحه ۴۳ شماره ۱۹۸ نیز در موضوع اشاره‌ ها شده، اما بدبختانه شاید شما آنرا نخوانده باشید و یا اگر خوانده باشید، نوشته‌هايتان چنین مفهوم می‌رسانند که دربارۀ تاریخ٫ خصوصأ تاریخ ادبیات فارسی مطالعه ندارید، و اگر می ‌داشتید باید منصفانه مینگاشتید و خوانند‌ه ‌ها را بر تاریکی نمی‌گذاشتید.

با آمدن اسلام در ترکستان، زبان عربی زبان مذهبی و ادبی قبول گردید چنانچه علمای بزرگ ترکستان چون امام خواجه اسمعیل بخارایی، امام ترمزی، امام ابومنصور ماتریدی، ابوعلی سینای بخارایی، ابوریحان البیرونی، عمر نسفی، قفال چاچی و صدهای دیگر تألیفات خود را بزبان عربی نوشتند، اگر قرار باشد که دانشمندان یک مملکت به یکی از زبان‌ها تألیفات می‌نماید پس آنها به آن زبان و قوم متعلق باشند، علمای بزرگ فوق ‌الذکر ترکستان به زبان عربی تألیفات نموده‌اند پس به قرار فرمول شما٫ یعنی آنها عرب شمرده شوند؟؟

یکی از دانشمندان محترم بنام دکتر محمد حیدر در صفحه ۱۲ شماره ۷۰۰ هفته‌نا‌مه امید “دربارۀ نفوذ فارسی دری” چنین می‌نگارد: لسان دری مثل تعداد زیادی از السنه در جهان، قطعأ ما یملک فرهنگی ممثل هویت کدام مملکت و یا کدام ملت مشخص نیست، بلکه این لسان زیبا نتیجه سهم‌گیری تمام اقوام و ملل مسلمان در طول هزار سال اخیر می‌باشد، خصوصأ اقوام ترک ‌نژاد آسیای مرکزی، جنوب و جنوب غربی سهم بارز داشته‌اند.

البته در خور تمجید می‌باشد که بعضی کسان که حق می‌گویند بمانند جناب دکتر، نام گرامی ‌شان بخوبی یاد شود.

امیدواریم که جناب شجریان روش حق ‌نویسان را بمانند دکتر محمد حیدر تعقیب نموده خود را از شر تعصب و گزافه ‌گویی بدور سازند.

آقا بدانند مولانا جلال‌الدین رومی بلخی از نگاه هموطنی یا فارسی به ایران هیچ تعلقی ندارد، اما از نگاه معنوی به همه جهان ارتباط دارد.

(اين مقاله به عنوان جواب به يکي از سازمانهاي فارسگراي بزرگداشت مولانا در ايران فرستاده شده است. باي بک)

یاشاسین آنایوردوم آذربایجان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 8:20  توسط آراز  | 

سايت بازتاب ۹ مرداد ۱۳۸۶
عليرغم تخريب گسترده و اتهام رابطه نامشروع علي دايي با يك خبرنگار در رسانه هاي شوينسم فارس "علي دايي" اسطوره فوتبال ايران، به عنوان يكي از اعضاي كميته فوتبال فدراسيون بين‌المللي فوتبال (فيفا) انتخاب شده است.

بر اساس گزارش سايت فدراسيون بين‌المللي فوتبال (فيفا،رياست اين كميته را كه متشكل از ۲۸‬عضو از كشورهاي سراسر دنياست، "فرانس بكن‌باوئر" از آلمان بر عهده دارد.

نايب رييس كميته فوتبال فيفا نيز "آنوما ژاك" از ساحل عاج است. در همين راستا، "محسن صفايي فراهاني" كه او نيز فرزند آذربايجان است به عضويت كميته فني و توسعه فيفا در آمده است.

كميته فني و توسعه فوتبال هم به رياست "تماري رينالد" از تاهيتي، ۲۸‬عضو دارد. نايب رييس اين كميته دكتر "آدامو آموس" از نيجريه است.

فدراسيون بين‌المللي فوتبال ‪ ۲۵‬كميته دائمي و دو هيات قضايي به نام كميته انضباطي و كميته تجديد نظر دارد كه با تصميم‌گيري در مورد چگونگي برگزاري مسابقات و به طول كل توسعه فوتبال، نقش مهمي بر عهده دارند.

تصميماتي كه توسط كميته‌هاي فوتبال گرفته مي‌شود سپس بايد به تصويب كميته اجرايي فيفا برسد.

ياشاسين آنايوردوم آذربايجان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 12:3  توسط آراز  | 



نقل از سايت تومروس
فرزاد صمدلی- 22 تموز(جولای) 2007، آنکارا

جمهوری تورکیه، بدون اغراق دموکراتیک ترین کشور در میان کشورهای جهان اسلام و نیز یکی از کشورهای مهم دموکراتیک عرصه بین المللی است. وقتی که از یک کشور مستبدی مانند ایران وارد جمهوری تورکیه می شوید آزادی را همچون نسیم صبحگاهی برگونه های داغ از سیلی ظلم خویش، با لذت و شعف حس می کنید.

حتی وقتی شهروندان کشورهای دمکراتیک غربی قدم در قلمروی ملی تورکیه می گذارند دمکراسی دینامیک و حیات ملی پویای آن را تحسین می کنند. آنها علاوه بر قوانین دموکراتیکی که در کشور خود شاهد ان بودند در تویکیه با ملتی بسیار صمیمی، خونگرم و وطن دوستی روبرو می شوند که عموما به مسافر غربی می گویند: " به جنت شرق خوش آمدید!"

لازم به ذکر است که در این کشور اتباع کشورهای تورک بخصوص آذربایجانیها، هرگز احساس غربت نمی کنند و تورکها نیز آنها را هم وطن خطاب می کنند. تا وارد تورکیه می شوید انبوهی از رنگها، موسیقی ها و لبخندها شما را محاصره می کنند!

همین امر باعث شده تا تورکیه مقصد گردشگری دهها میلیون نفر در سال باشد. گردشگران معتقدند تورکیه از نظر غنای فرهنگی، میراث تاریخی، تنوع اقلیمی، زیبائیهای معماری، جذابیت موسیقیایی، مدهای لباس، رقص های گوناگون، غذاهای لذیذ و متنوع، نظافت عمومی، نزاکت ملی ... در عرصه جهان کم نظیر و بعضا منحصر بفرد است.

استانبول دو یقه جهان را در میانه اسیا و اروپا به هم گره میزند، مولانای قونیه جهان را به عشق فرا می خواند، آنتالیا عروس پلاژهای دنیا است،...

شما در این کشور آزادی را بدون دغدغه حس می کنید. البته این آزادی تا جائیست که مخل آزادی دیگران نشوید. کسی حق ندارد آزادیهای قانونی شما را مسدود کند. مردم می گویند:" تورکیه حوقوق دئولتی دیر." یعنی تورکیه یک دولت حقوقی است. این کشور براساس قوانینی اداره می شود که هدف از آن دفاع از حقوق جامع عموم ملت است. آنها همچنین به جد می گویند که در بیرون از چارچوب قانون هیچ ممنوعیت و محدودیتی را نمی توان بر مردم تحمیل کرد. بعبارتی دیگر به قول مردم "یاساقلاری چئینه مه لییز" یعنی ممنوعیتهای غیر قانونی را باید بجویم!

در اینجا خانواده ها به کودکان یاد میدهند که جسارت مدنی(مدنی جیسارت) داشته باشند. اگر با موضوعی مخالفند "نه"، و اگر با موضوعی موافقند "آری" بگویند. شما در تورکیه همانگونه که مختارید شارکی(ماهنی و یا ترانه)، مدل موی سر، طرز لباس و نوع غذای مطلوب خویش را انتخاب کنید حق دارید عضو حزب یا سندیکای مورد نظر شوید و از آن دفاع کنید. قانون نیز در این خصوص پشتیبان شما است.

همین امر باعث شده که پلیس با دیسیپلین و آهنین تورک، هرگز به خود جرات منع تظاهراتهای مسالمت آمیز و قانونی گروه و یا احزاب سیاسی در سطح شهرها را ندهد. نظارت بر امنیت برگزاری این تظاهراتها، یکی از وظایف روزمره پلیس است. عموما بصورت روزانه در سطح کشور چندین تظاهرات برگزار می شود. اما نتیجه همه این میتینگهای خیابانی بیش از همه در انتخابات پارلمانی تورکیه منعکس می شود.

تورکها میگویند بدون دمکراسی نمی توان زندگی کرد فقط می شود زنده ماند. تورک نمی تواند غیر دمکرات باشد. آنها اهمیت دمکراسی را بخوبی فهمیده اند. آنها با یاد آوری حوادث خونین سالهای دهه شصت و هفتاد، اگرچه سخت غمگین می شوند اما با امید به اینده ای که لائیسم، دمکراسی و مدرنیسم برای آنها به ارمغان آورده آینده را با خوشحالی استقبال می کنند.

شهروندان تورکیه بدون آنکه تحت فشار قرار گیرند آتاتورک را دوست دارند و تحسینش می کنند. چگونه می توان آتاتورک را فراموش کرد وقتی که نطقهای وی مملو از شعور جهانی و شور ملی است. تورکها عموما در گفتگوهای روزانه خود جهت تقویت کلام، جملات قصاری از آتاتورک را نقل می کنند.

در تورکیه پرچم ملی و همچنین همه پرچمهای کشورهای جهان تورک و نیز تاریخ تورک مقدس است. پرچم برترین نشان ملی و حافظ شعور و شور ملی است. حتی تورکها به پرچم دشمنان خود نیز احترام قائلند. این احترام از تعلیمات آتاتورک است. می گویند روزی پس از شکست یونانیها در ازمیر، سربازان تورک پرچم یونان را در زیر پای مرکب آتاتورک پهن می کنند. اما آتاتورک از اسب پیاده شده پرچم دشمن را با احترام جمع کرده و به سربازان تذکر می دهد که هرگز به پرچم ملی کشورهای دشمن توهین نکنید!

چنین نگرشی سبب شده تا در هر روز ملی بسیاری از خانواده ها به دلخواه خود از پنجره و یا بالکن منازل پرچمهای سرخ، تمیز و اتو کشیده تورک را آویزان کنند.تورکها عموما جهت تداعی رنگ پرچم ملی، شیروانی خانه ها را به رنگ قرمز می سازند. هنگامیکه از آسمان به شهرها تورکیه بنگرید همه جا را سرخ خواهید دید. اگر طی هفته های گذشته بخصوص روزهای اخیر در خیابانهای آنکارا قدم می زدید حس می کردید که آنکارا یعنی شهری به رنگ سرخ. در واقع همه احزاب تورکیه با برافراشتن پرچمهای حزبی عموما سرخ رنگ در کنار پرچم ملی و نصب آن در سطح شهر، شهرهای تورکیه را بیش از پیش به کانونهای سرخ رنگ تبدیل کرده بودند.

تورکها می گویند برای حفاظت از دستاوردهای قورتولوش ساواشی(جنگهای نجاتبخش میهنی در زمان جنگ جهانی اول)، دموکراسی و حق تعیین سرنوشت براساس رای اکثریت ملت، مهمترین و موثرترین و البته سهلترین راه است!

تورکیه در 22 تموز بیست و سومین انتخابات پارلمانی تاریخ خود را برگزار می کند. به یقین این انتخابات یکی از مهمترین انتخابات تاریخ تورکیه محسوب میشود. برخی از احزاب تورکیه ارزش این انتخابات را هم سنگ با جنگ کبیر آزادیبخش میهنی تورکیه در زمان مصطفی کمال پاشا آتاتورک می دانند.

به اذعان همه کارشناسان، خاورمیانه امروز در کانون تحولات جهانی است. افغانستان و عراق زیرورو شده اند و سونامی تغییر در حال حاضر متوجه ایران، سوریه و لبنان است. تورکیه مسلمان، دمکرات و لائیک با جمعیتی هفتادو پنج میلیون نفری و اقتصادی که شانزدهمین اقتصاد عظیم جهان است به معنای وزنه ای بسیار سنگین در تراوزی جهان، علی الخصوص کشورهای اسلامی و خاورمیانه است.

همین امر باعث شده تا همه جناحها و احزاب تورکیه بصورت شفافی مواضع خود را تبلیغ کنند و در جهت رکلام این مواضع طبق قانون از امکانات رسانه ای دولت نیز بهره مند شوند. تورکیه ی امروز، صدها کانال تلویزیونی، ماهواره ای، کابلی و هزاران کانال رادیویی خصوصی و یا دولتی دارد. شمار نشریات و تیراژ آنها بسیار بالا است. اینترنت نیز گسترش عجیبی در بین مردم داشته است.

در تورکیه به شوخی میگویند در این کشور، به تعداد هر شهروند یک دوربین فیلمبرداری و یک خبرنگار وجود دارد. هیچ حادثه ای مگر مسایلی که زندگی شخصی افراد را در بر گیرد نمی تواند از تیررس دوربینهای خبرنگاران جسور و حرفه ای مخفی بماند. آنها حقیقتا این جمله معروف که "وسایل ارتباط جمعی به منزله رکن چهارم یک کشور است" را دریافته و به اجرا در آورده اند. سیستم حزبی نیز از آزادی رسانه های گروهی مجدانه دفاع میکند. احزاب نیز برای خود ارگانهای تصویری، صوتی و مکتوب ویژه را دارند و در انتخابات از آنها بهره می برند. همچنین هر حزبی برای خود سرود و شارکی هایی دارد که لحظه به لحظه می توانستید در ایام تبلیغات انتخاباتی، در خیابانهای پایتخت بشنوید. شاید بگویید که این همه سرو صدا چه مفهومی دارد؟!

در جواب باید گفت که یکی از نشانه های دموکراسی همین حق ایجاد سرو صدا برای کسانی است که می خواهند اعتقادات و یا حتی ادعا و پندارهای خویش را به گوش دیگران برسانند. مردم خواهند شنید و در ترازوی عقل، وطن، قانون، عرف و اخلاق خواهند سنجید.

در تبلیغات انتخاباتی از داس و چکش کمونیستها تا منبر و مناره مذهبی ها را می توانید برروی بروشورهای حزبی ملاحظه کنید. در یک طرف جوان آنارشیستی ایستاده و خشمگبنانه فریاد می کشد: "جهت خروج از این بن بست، تورکیه فقط محتاج انقلاب است " و در جای دیگر فردی که مدافع هویت کردی است از هویت اکراد در این کشور با صدای بلند سخن می گوید و کاندیداهای مطلوب خود را تبلیغ می کند. اندکی جلوتر میروید و یک ملی گرای تورک را در حال افراشتن اشاره بوزقورد می بینید. کمی آنسوتر نیز اسلامگراها به تبلیغات خود مشغولند. هر کس گروهی بر گرد خود دارد و برای آنها با هیجان و غلیان سخنرانی می کند. یکی آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا را به شدت نکوهش می کند، دیگری دولت کنونی را بحرانساز معرفی می نماید...

اما مهم اینکه همه پذیرفته اند نبرد نهایی در داخل صندوقهای آرا خواهد بود. لذا همه طرفداران احزاب بدون آنکه در خیابان بر دیگری بتازند برای تحصیل آراء بیشتر تلاش می کنند و به دوستان تند روی خود جمله معروف تورکها را تذکر می دهند": مبادا به رغم حق بودن با اقدامات تند و غیر عاقلانه در وضعیت ناحق قرار گیریم!"

اما مهمترین نکته اینکه تورکها به کشور خود بسیار علاقه دارند. آنها همه یکصدا می گویند:" تورکیه جنت است!"

جمله معروف دیگری نیز دارند که افراد کهنسال در مقام نصیحت جوانان می گویند:" بگونه ای زندگی کن که برای دولت و ملتت مفید باشی."

حتی غربیها نیز با حسرت و هیجان به تورکیه نگاه می کنند.

شبه جزیره ای وسیع، حاصلخیز، از نظر چشم اندازها و امکانات طبیعی منحصربفرد، از دیدگاه ژئوپلوتیک بی نظیر، وارث امپراطوری ششصد ساله عثمانی، واجد ارتشی بسیار قدرتمند، نگهبان پرچم هزاران ساله نژاد تورک، لائیک، دموکراتیک، بصورت عمیقی اخلاق گرا، اومانیست، سخت کوش، رو به ترقی و پیشرفت،...

اینها فاکتورهایی هستند که انسان غربی را نیز در قبال تورکیه دچار هیجان و حسرت می کنند.

همین شاخصهای رو به رشد است که دشمنان تورکیه را متوجه تروریستها کرده است. مردم تورکیه اعم از تورک و کرد و لاز و چرکس و علوی معتقدند که تورکیه به حدی دمکراتیک است که در این کشور مدنی و مدرن، جهت دفاع از حقوق یک انسان و یا یک قوم، بهیپوجه نیازی به استفاده از سلاح نیست. این استدلال بسیار ساده و البته کاملا منطقی، سبب شده تا تروریستها روز به روز پایگاه مردمی خود را از دست دهند و برای جبران این خسارت، اقدام به عملیاتهای خونین و جنایتکارنه کنند. آنها جنایت می کنند تا اثبات کنند که هستند!

اما در کشوری که آزادی در آن موج می زند چگونه می توان به امنیت ملی رسید، منافع ملی را تحصیل کرد و از مرزهای ملی محافظت نمود؟

به نظر من دموکراسی تورکیه،" شفاف و درخشان مثل الماس" و همچنین "مقاوم و محکم بازهم مانند الماس" است. به همین دلیل است که می توان به جمهوری تورکیه عنوان "جمهوری دمکراسی الماس" را پیشنهاد کرد. الماس درخشانی که تراش آن به دست آتاتورک دانا صورت گرفته است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 10:27  توسط آراز  | 


ايسنا.خرابي تنها دستگاه MRI موجود در بيمارستانهاي استان اردبيل بيماران اين استان را با مشكل مواجه كرده است.

اين دستگاه كه تنها در بيمارستان علوي اردبيل نصب شده و بيماران ازشهرها و روستاهاي دور براي كارهاي درماني خود به اين بيمارستان مراجعه مي‌كنند، كار نكردن آن موجب بلاتكليف ماندن بيماران نيازمند شده است.

گفتني است دستگاه MRI بيمارستان علوي هم اكنون نزديك به يك ماه است كه كار نمي‌كند و بيماران بدون اطلاع قبلي از اين وضع به اميد مداوا به اين بيمارستان مراجعه مي‌كنند كه با تابلوي نصب شده با عنوان «تا اطلاع ثانوي دستگاه MRI كار نمي‌كند» مواجه مي‌شوند.

اين در حاليست كه دستگاه MRI نقش مهمي در تشخيص بيماريها دارد و مسؤولان بهداشت و درمان خبر از تجهيز بيمارستانهاي استان مي‌دهند، ولي با گذشت چند روز هنوز در حل اين مشكل اهتمام جدي صورت نگرفته است.

آنا یوردوم آذربایجان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 8:56  توسط آراز  | 

بای بک | اودگؤن, ۱۰-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۲:۱۶ | خبرلر, فارسجا

مسعود بارزاني در گفتگوي خود با يک تلويزيون عربي مطالبي گفت که خلاصه اش تهديد عراق به جنگ داخلي ميباشد.

بافت جمعيتي کرکوک که يکي از شهرهاي ترکمن نشين عراق ميباشد طي ساليان گذشته با کارشکنيهاي مقامات کرد و همکاريهاي آمريکا به هم خورده است. آتش زدن سازمان ثبت احوال کرکوک توسط کردها٫ چاپ پاسپورت با تابعيت کرد کرکوک! در اروپا براي کردهاي ترکيه٫ سوريه و عراق براي بازگشت به کرکوک و نيز ايجاد محيط رعب و وحشت توسط نيروهاي پليس که اکثرا از کردها انتخاب شده اند کرکوک را تبديل به بمبي ساعتي نموده است.

قانون اساسي عراق که در آن امتيازات فوق العاده اي به کردها داده شده است حاصل تباني آمريکا و متحدانش با کردها قبل از حمله به عراق ميباشد. يکي از بندهايي که به نفع کردها گنجانده شده است ماده ۱۴۰ است که سرنوشت کرکوک را براي پيوستن به کردستان از طريق رفراندوم ميباشد. اين ماده پس از سالها برنامه ريزي و اقدامات تغيير بافت جمعيتي کرکوک توسط کردها و متفقانشان به يکي از ماده هاي مهم قانون اساسي عراق تبديل شده است.

در اين ميان شايعه هايي نيز وجود دارند که حکايت از تباني برخي از نمايندگان ترکمن کرکوک با کردها دارند. تني چند از نمايندگان ترکمن ققول مساعدت به بارزاني داده اند و حتي در جلساتي راجع به دشواريهاي بعد از الحاق بحثهايي انجام داده اند. اين نمايندگان که هر يک به عنوان شريک فروش کرکوک عمل ميکنند در حال آماده سازي اذهان عمومي ترکمنها براي قبول تسلط کردها هستند.

ترکمنها که قرباني توطئه ها و نيز سهل انگاريهاي خود شده اند در حال حاضر در شرايط بحراني به سر ميبرند. بمبگذاريها و ترورهاي هدفدار در مناطق ترکمن نشين٫ اقدامي براي فراري دادن صاحبان اصلي کرکوک و جلوگيري از بازگشت مهاجران ترکمن کرکوک از زمان صدام و پس از حمله نيروهاي چندجانبه به عراق ميباشد. در حال حاضر دولت عراق در حال پرداختن خسارتهاي کلان به کردهاي مهاجر ميباشد ولي ترکمنها و عربها از شانس برخورداري از بودجه دولتي بهره اي نميبرند.

دولت نوري المالکي براي حفظ قدرت در تلاش است تا با کردها معامله کند تا ناامني سراسري به وقوع نپيوندد. تهديد اخير بارزاني نيز در جهت گوشزد کردن همين موضوع ميباشد. تهديد به تجزيه عراق با در نظر گرفتن نقشه روي ميز در اسرائيل و آمريکا از علل نرمش دولت مرکزي در مقابل کردها ميباشد. البته در آينده اي نه چندان دور شاهد اعطاي حقوق بيشتر به اعراب سني نيز خواهيم بود تا جلوي تشکيل يک دولت با اکثريت شيعه گرفته شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 8:49  توسط آراز  | 

آند اولا غیرت شرف خواهانیوه
قویمارام یاغی الی چاتسین سنین دامانیوه
بیز مرامین دستلرین بولسن کی کیملن آلمیشیق
الده بایداق استیرن ستار کیمین مردانیدن

جان فدااولسون وطن اوسته اولن عشاقیوه
او شجاعت معدنی بابک کیمی سرداریوه
سنه چوخ لار گوز تیکیب تا کی سنی ویران قویا
بولموری هر گوشه ده اصلان یاتیپ دور هایله

سن آنام سان ای وطن منده سنه کورپه اوشاق
ایسترم کورپه اوشاق تک ناز ائدم همرازیمه
ای شجاعت معدنی دائم دویوشلر میدانی
تک قالیب سان بیر نفر سس وئرمدی بو هایوه

داغلارین مثلی قیزیل دی چوللرین الوان چیچک
دردلرین درمانی دی بولاغ لارین اینصاف ائله
(کسگینین)فخر ایلییر ای ملک سلطان زمین
حفظ ائدیب سن هر زمان ایرانی سن وجدانیله
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 12:44  توسط آراز  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 8:49  توسط آراز  | 

مغرضان و حسودان فارسي زبان كه ياراي مقابله با شاعر بزرگ معاصر ايران استاد شهريار را نداشتند شروع به تخريب ايشان كردند و گفتند استادشهريار توانايي سرودن شعر نو و سپيد را ندارند ولي استاد بزرگوار با سرودن شاهكار " اي واي مادرم " كه در رثاي مادر خويش سروده بودند اين مغرضان را براي هميشه ساكت كردند و اين شعر تقديم به همه مردم به ويژه مردم آذربايجان مي‌شود:
آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فكر آش و سبزي بيمار خويش بود
اما گرفته دور و برش هاله ئي سياه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگي ما همه جا وول ميخورد
هر كنج خانه صحنه ئي از داستان اوست
در ختم خويش هم بسر كار خويش بود
بيچاره مادرم
هر روز ميگذشت از اين زير پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ناز من
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از اين بغل كوچه ميرود
چادر نماز فلفلي انداخته بسر
كفش چروك خورده و جوراب وصله دار
او فكر بچه هاست
هرجا شده هويج هم امروز ميخرد
بيچاره پيرزن ، همه برف است كوچه ها
او از ميان كلفت و نوكر ز شهر خويش
آمد بجستجوي من و سرنوشت من
آمد چهار طفل دگر هم بزرگ كرد
آمد كه پيت نفت گرفته بزير بال
هر شب در آيد از در يك خانه فقير
روشن كند چراغ يكي عشق نيمه جان
او را گذشته ايست ، سزاوار احترام :
تبريز ما ! بدور نماي قديم شهر
در ( باغ بيشه ) خانه مردي است باخدا
هر صحن و هر سراچه يكي دادگستري است
اينجا بداد ناله مظلوم ميرسند
اينجا كفيل خرج موكل بود وكيل
مزد و درآمدش همه صرف رفاه خلق
در ، باز و سفره ، پهن
بر سفره اش چه گرسنه ها سير ميشوند
يك زن مدير گردش اين چرخ و دستگاه
او مادر من است
انصاف ميدهم كه پدر رادمرد بود
با آنهمه درآمد سرشارش از حلال
روزي كه مرد ، روزي يكسال خود نداشت
اما قطارهاي پر از زاد آخرت
وز پي هنوز قافله هاي دعاي خير
اين مادر از چنان پدري يادگار بود
تنها نه مادر من و درماندگان خيل
او يك چراغ روشن ايل و قبيله بود
خاموش شد دريغ
نه ، او نمرده ، ميشنوم من صداي او
با بچه ها هنوز سر و كله ميزند
ناهيد ، لال شو
بيژن ، برو كنار
كفگير بي صدا
دارد براي ناخوش خود آش ميپزد
او مرد و در كنار پدر زير خاك رفت
اقوامش آمدند پي سر سلامتي
يك ختم هم گرفته شد و پر بدك نبود
بسيار تسليت كه بما عرضه داشتند
لطف شما زياد
اما نداي قلب بگوشم هميشه گفت :
اين حرفها براي تو مادر نميشود .
پس اين كه بود ؟
ديشب لحاف رد شده بر روي من كشيد
ليوان آب از بغل من كنار زد ،
در نصفه هاي شب .
يك خواب سهمناك و پريدم بحال تب
نزديكهاي صبح
او زير پاي من اينجا نشسته بود
آهسته با خدا ،‌
راز و نياز داشت
نه ، او نمرده است .
نه او نمرده است كه من زنده ام هنوز
او زنده است در غم و شعر و خيال من
ميراث شاعرانه من هرچه هست از اوست
كانون مهر و ماه مگر ميشود خموش
آن شيرزن بميرد ؟ او شهريار زاد
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق
او با ترانه هاي محلي كه ميسرود
با قصه هاي دلكش و زيبا كه ياد داشت
از عهد گاهواره كه بندش كشيد و بست
اعصاب من بساز و نوا كوك كرده بود
او شعر و نغمه در دل و جانم بخنده كاشت
وانگه باشكهاي خود آن كشته آب داد
لرزيد و برق زد بمن آن اهتزاز روح
وز اهتزاز روح گرفتم هواي ناز
تا ساختم براي خود از عشق عالمي
او پنجسال كرد پرستاري مريض
در اشك و خون نشست و پسر را نجات داد
اما پسر چه كرد براي تو ؟ هيچ ، هيچ
تنها مريضخانه ، باميد ديگران
يكروز هم خبر : كه بيا او تمام كرد .
در راه قم بهرچه گذشتم عبوس بود
پيچيد كوه و فحش بمن داد و دور شد
صحرا همه خطوط كج و كوله و سياه
طوماز سرنوشت و خبرهاي سهمگين
درياچه هم بحال من از دور ميگريست
تنها طواف دور ضريح و يكي نماز
يك اشك هم بسوره ياسين چكيد
مادر بخاك رفت .
آنشب پدر بخواب من آمد ، صداش كرد
او هم جواب داد
يك دود هم گرفت بدور چراغ ماه
معلوم شد كه مادره از دست رفتني است
اما پدر بغرفه باغي نشسته بود
شايد كه جان او بجهان بلند برد
آنجا كه زندگي ،‌ ستم و درد و رنج نيست
اين هم پسر ، كه بدرقه اش ميكند بگور
يك قطره اشك ، مزد همه زجرهاي او
اما خلاص ميشود از سرنوشت من
مادر بخواب ، خوش
منزل مباركت .
آينده بود و قصه بيمادري من
ناگاه ضجه ئي كه بهم زد سكوت مرگ
من ميدويدم از وسط قبرها برون
او بود و سر بناله برآورده از مغاك
خود را بضعف از پي من باز ميكشيد
ديوانه و رميده ، دويدم بايستگاه
خود را بهم فشرده خزيدم ميان جمع
ترسان ز پشت شيشه در آخرين نگاه
باز آن سفيدپوش و همان كوشش و تلاش
چشمان نيمه باز :
از من جدا مشو
ميآمديم و كله من گيج و منگ بود
انگار جيوه در دل من آب ميكنند
پيچيده صحنه هاي زمين و زمان بهم
خاموش و خوفناك همه ميگريختند
ميگشت آسمان كه بكوبد بمغز من
دنيا به پيش چشم گنهكار من سياه
وز هر شكاف و رخنه ماشين غريو باد
يك ناله ضعيف هم از پي دوان دوان
ميآمد و بمغز من آهسته ميخليد :
تنها شدي پسر .
باز آمدم بخانه چه حالي ! نگفتني
ديدم نشسته مثل هميشه كنار حوض
پيراهن پليد مرا باز شسته بود
انگار خنده كرد ولي دلشكسته بود :
بردي مرا بخاك كردي و آمدي ؟
تنها نميگذارمت اي بينوا پسر
ميخواستم بخنده درآيم ز اشتباه
اما خيال بود
اي واي مادرم
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 8:45  توسط آراز  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 8:21  توسط آراز  | 

تبريزه جانلار فدا اولسون وفانين جاني دير
مين لر اينسان توپراقيندا جان وريب، جاناني دير

چشمه سي جوشغون سويو داشغين سا توپراغي قيزيل
هاردا بو وصفي گوروبسن كي بهشت ايمكاني دير

باغلارين دا گول چيچك بستان لاريندا ميوه لر
نعمتين بول گوستريب گويا كي جنت خواني دير

تبريزين آب و هواسي دونيادا مشهور اولوب
چاره لر واردير سويوندا درد لرين درماني دير

پيشه ور جعفر كيمين اينسان لارين جان توپراغي
سورما آزاد ليخ يولوندا كيم لري قرباني دير ؟

قهرمان لار بوي آتيپ توپراق لاريندا هر زامان
اولكه مين شوكت شاني بو ايفتيخار دستاني دير

هاردا گورموش گوزلرين تبريز كيمين شوكت لي يئر
جنتين بير گوشه سي اولماز كي جنت ثاني دير

بابك ين آدي قاليب باقي جهاندا هر زامان
ارْس باران اورمانيندا شئر لرين سلطاني دير

دنيانين دورد گوشه سين گزسن گوررسن نظمي وار
سان كي اللاهين يازيلميش اينجي لر ديواني دير

شهريارين شعري گلميش اوت ساليب شاعير لره
شعرينه جانلار فدا اولسون وفالار كاني دير

بير طرفده گورسنير ستار خاني باقير خاني
ال بير اولموش لار قيامدا ميلتين آرماني دير

سن قووپ توركو باشيندان بيز لره بهتان دئمه
فارس ميلت ده نه وارميش تورك لرين احساني دير

فارس ميلت شمشير آلتين دا اير دينين سچيپ
توركه قورقود دين گتيرميش منشا ايماني دير

گوزلرين آچ سان گوررسن تبريزي ايران تاجي
بير ايشيل اولدوز كيمين اوزگورلويون ميد اني دير

سس گلير گويدن كي مهدي سن قولاخ وئر سوزلره
آز ياشا آزاد ياشا بو اللاهين فرماني دير

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 8:20  توسط آراز  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 8:9  توسط آراز  | 

چوخ احتمال کی سیزده اؤز تانیشلارینیز، دوستلارینیز، یاخینلارینیزدا «افشار»، «بیات»، «شاملو»، «بیگدلی» سوی آدلارینا (فامیل) راست گلمیسیز. بلکی ائله اونلارین معناسی و منشایی حاققیندادا دوشونوب، فیکیرلشمیسیز و یئنه‌ده چوخ احتمال کی دقیق و قانع ائدیجی بیر جواب الده ائتمه‌میسیز. اوستده آدی گئدن فامیل‌لر، قدیم تورک ائللری‌نین ان بؤیوگو و قدرتلی‌سی اولان «اوغوز» تورکلری‌نین مختلف طایفالاری‌نین آدی دیر.اوغوزلار ایرانا و آذربایجانا گلدیکدن سونرا، بورالاردا ساکینلشمگه باشلادیلار. آنجاق اونلارین بعضی طایفالاری‌نین بعضی حیصه‌لری ائله یاخین زامانلارا قدر ایستر مستقل صورتده، ایستر باشقا کؤچری ائللرین ترکیبینده (میثال اوچون شاهسون‌لر ترکیبینده) کؤچری حیاتلارینی داوام ائتدیرمیش و ائلات حالتینی ساخلامیشدیلار. ائله بونا گؤره‌ده بو طایفالارین آدی اونلارا منسوب اولان عائله‌لرین فامیللرینده قوْرونموشدور.رشیدالدین جامع التواریخ اثرینده اوغوزلارین 24 قبیله و یا اؤزلری‌نین دئدیگی کیمی بویونون آدی چکیلیر. بایات (بیات)، آوشار (افشار)، بگ دیلی (بیگدلی) [شاملو، قره‌گؤزلو، گؤکلان و … طایفالاری‌نین کؤکؤ بو بویا دایانیر]، سالور، ییوا، باییندیر، قایی، یازیر، قینیق، ایگدیر، آلقا ائولی، قارا ائولی، دؤگر، دودورقا، یاپارلی، قارقین، پچنق، چاوولدور، چپنی، ائیمور، آلایونتلو، یوره‌گیر، بوگدوز، قیزیق.

اوغوز تورکلری حاققیندا قیسا معلومات· اوغوز سؤزو «اوخ/اوق» کلمه‌سیندن گلیر. اوخ، تورکجه‌ده هم‌ده قبیله معناسیندادیر. قدیم تورکجه‌ده جمع علامتی اولان «ز» علاوه‌سی ایله اوقوز/اوغوز سؤزو یارانیر. اوغوز سؤزو اوللده تورک قبیله‌لری‌نین بیرلیگیندن یارانمیش اولان «قبیله‌لر بیرلیگی» معناسینی وئریردی، آنجاق سونرالار بو معناسینی ایتیردی و بیر تورک قبیله‌سی کیمی تانیندی.

· بئله نظره گلیرکی اوغوز سؤزو، بیرینجی دفعه اورتا آسیا، خصوصیله ایسیق گؤل حوزه‌سی - بوگونکو قیرغیزستانداکی تورک طایفالاری بیرلیگی اوچون استفاده اولونموش.

· اوغوزلاری مختلف زامانلاردا و مختلف جغرافیادا، آلتی اوغوز، اوچ اوغوز، توقوز اوغوز (دوققوز اوغوز)، غوز، اوز کیمی آدلارلا گؤروروک.

· اوغوزلار میلادی 11-نجی عصرده بؤیوک ساییدا آذربایجانا گلمیش و بورادا تدریجله باشقا طایفالارا نسبت اوستونلوک قازانمیشدیلار. البته بو طایفانین بو تاریخدن قاباق و سونراکی عصرلرده ده آذربایجانا گؤچلری اولموش، آنجاق 11-نجی عصر کؤچلری کیمی بؤیوک و حل ائدیجی اولمامیش.

· اوغوزلارین قوردوغو و یا قورولوشوندا بیرینجی رولو اوینادیغی بعضی دؤولتلر بئله سیرالانیر: گؤی تورک امپراطورلوغو، سلجوقلو امپراطورلوغو، عثمانلی امپراطورلوغو، صفوی دؤولتی، افشار دؤولتی، قاجار دؤولتی، آغ قویونلو و قارا قویونلو دؤولتلری.

· اوغوزلار مسلمانلاشدیقدان سونرا، مسلمان اؤلکه‌لرینده تورکمن آدی ایله تانیندیلار.

· گؤی تورک کتیبه‌لری (میلادی 8-نجی عصرین اوّللری)، دده قورقود کیتابی (میلادی 11-نجی عصر) و کوراوغلو دستانلاری، اوغوزلارین اورتاق ادبیاتی‌نین نمونه‌لری‌دیر.

عبدالرشید قره‌باغی

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 8:6  توسط آراز  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 8:30  توسط آراز  | 

زمان پیدایش و موقعیت اولیه‎ی تبریز تاکنون مشخص نشده است. در منابع علمی و تاریخی به نظرات متفاوتی پیرامون این مسئله برخورد می‎کنیم. صرف نظر از این که بسیاری از منابع سده‎های میانه، بنای تبریز را مربوط به زبیده خاتون همسر هارون الرشید دانسته‎اند، مسئله‎ی پیدایش آن همواره محل بحث بوده است.
تاورنیه و شاردن اکباتان قدیم ماد را و سبئوس مورّخ ارمنی سده‎ی میانی، شهر کازا را به عنوان تبریز حساب کرده‎اند. گیز سفیر انگلیس که در 1801 همراه سرجان ملکم به ایران آمده بود، نوشته است که تبریز همان شهر قدیمی کازا است. تقریباً چهل سال بعد از گیز، فلاندن که از طرف دولت فرانسه به ایران آمده بود، ضمن بحث از تاریخ باستان این گونه بیان کرده که کسانی نام قدیم تبریز را به صورت کابریک، اکباتان و کازا ذکر نموده‎اند.
نویسندگانی که نامشان در بالا آمده، موقعیت تبریز را به درستی مشخص نمی‎کنند. در واقع تبریز در دامنه‎ی کوه سرخاب جای می‎گیرد. کوه سرخاب با بلندی 400- 500 به رنگ قرمز از طرف شمال و شمال شرق تبریز را احاطه کرده است. شهر با آب رودهای آجی چای و مهران چای آبیاری می‎شد. مهران چایی از وسط شهر جاری بود. در کتیبه‎ی سارگن دوم آمده است که شهر با کانال‎هایی پر از آب احاطه شده است. احتمالاً این کانال‎ها از آب مهران چای و آجی چای پر می‎شدند.
درباره‎ی زمان بنای تبریز نظرات مختلفی ارائه شده است. نادرمیرزا با انتساب بنای تبریز به دوره‎ی ساسانیان می‎نویسد: «شدنی است که اساس تبریز را خسرو نهاده، بعدها به ویرانی گراییده و به روستایی بدل شده است.» محمد حسن خان صنیع الدوله و ولادیمیر مینورسکی با نظر نادرمیرزا موافق هستند.
فاوستوس مورخ ارمنی که حوادث سده‎ی چهارم را تا 387 م. در اثر خود آورده، جنگ شاهپور دوم ساسانی (379-309) را با واساگ سردار ارمنی در سال‎های 6-375 در تبریز به تصویر کشیده است: «… پادشاه ایران با سپاهیان خود به ارمنستان و سپس آترو پاتنه هجومی ترتیب داد. ارتش ایران در تاورژ اردو زد. واساگ با سپاه 200 هزار نفری خود، قرارگاه پادشاه ایران را در آنجا آتش زد. در آنجا تصویر پادشاه را یافته و با پیکان آن را درید.»
سطرهایی که به نقل از فاوستوس بوزاندی آورده شد، وجود تبریز را به عنوان شهری بزرگ در سده‎ی چهارم ثابت می‎کند. سپاهیان ایران و ارمنستان در اینجا جنگیدند. به دلیل اهمیت نظامی تبریز، قرارگاه شاهی و قسمت اصلی ارتش ایران در آنجا مستقر بود. بی‎تردید شهری که در سده‎ی چهارم بزرگ بوده، می‎باید خیلی پیشتر بنا شده باشد.
جکسون استاد آداب، رسوم، دین و ادبیات ایران در دانشگاه کلمبیا که در 1903 به تبریز آمده، می‎نویسد:
«تبریز چنان شهری است که تاریخ بنای آن دانسته نیست. ولی رقم هزار سال را می‎توان برای سن آن جزئی شمرد. ایرانیان ادعا می‎کنند که زبیده خاتون همسر هارون الرشید بنای شهر را نهاده است. بدین ترتیب آنان قدمت آن را نادیده می‎گیرند. درست است که چشمه‎ای به نام زبیده در تبریز وجود دارد. با اینحال این شهر در دوره‎ی ساسانیان یعنی 400 سال قبل از زبیده موجود بوده است.» جکسون کمی بعد می‎نویسد: «در تبریز از زیر زمین سکه‎هایی بیرون می‎آید. من یک مهر و چند سکه مربوط به دوره‎ی ساسانی و پارفیا را دیدم. این مهر را قطعاً می‎توان به دوره‎ی هخامنشیان مربوط دانست… مهر به شکل تخم مرغ بود. اندازه‎ی آن 25 میلی متر بود. در این مهر سنگ سرخ یاقوتی بود که بر آن تصویر شاه یا جنگاوری حک شده بود. او با خنجری دو تیغه‎ای در حال کشتن حیوان وحشی عجیب الخلقه‎ای بود. این تصویر به تصاویر روی سنگ‎ها تخت جمشید شبیه است.» جکسون ادامه می‎دهد: «ظریف کاری روی این مهر ثابت می‎کند که این مهر بعدها بر اساس تصاویر دیگر ساخته نشده است. هیچ دلیلی برای جعلی بودن آن وجود ندارد.»
جکسون نشان می‎دهد که پژوهشگرانی همچون ویلیام هیزوارد دانشمند آمریکایی انتساب این مهر به هخامنشیان را تصدیق می‎کنند. بدین ترتیب انتساب این سکه‎ها به ساسانیان و پارفیا و مهر به هخامنشیان، این امکان را فراهم می‎آورد که احتمال دهیم، تبریز در سده‎های هفتم تا چهارم پیش از میلاد موجود بوده است.
برخی نظرات درباره‎ی قدمت شهر تبریز ابراز شده است. نادرمیرزا می‎نویسد که تبریز بیش از سده‎ی هشتم جایی آباد بوده و حصاری داشته است. مینورسکی با اساس قرار دادن واژه‎ی «داورژ» این شهر را به دوره‎ی پارفیا و حتی پیش از ساسانیان منسوب می‎داند. احمد کسروی تبریز را در فهرست قدیمی‎ترین شهرها آورده است. جمال الدین فقیه دانشمند ایرانی معاصر اشاره می‎کند که تبریز حتی می‎تواند از قدیمی‎ترین و نامدارترین شهرهای مادها به شمار آید.
نظر دانشمندانی که نامشان در بالا آمد، به استثنای جکسون بی اساس بوده و مبتنی بر مدرک و دلیلی نیست. آنچنان که معلوم است هیچ شهری به یکباره پدید نمی‎آید. شرایط اقتصادی و اجتماعی معینی برای پیدایش آن لازم نیست. شهرها با پیدایش طبقات و دولت به وجود می‎آیند. از سوی دیگر از قدیم شهرها در جاهایی مساعد برای دفاع در برابر دشمن ساخته شدند. فردریک انگلس می‎نویسد: «شهر جایی است که حصارهای سنگی، کنگره‎ها، خانه‎های آجری یا سنگی طایفه یا اتحادی از طایفه‎ها را در بر می‎گیرد. این ترقی بسیار بزرگ هنر ساختمان را می‎رساند. ولی هم زمان علامتی از افزایش خواسته‎های دفاعی و خطر است. ثروت به سرعت افزایش می‎یافت ولی مانند ثروت شخص‎های دیگر…»
سخنان انگلس می‎تواند به تبریز نیز مربوط باشد. در سده‎ی هشتم قبل از میلاد، قلعه‎ای با دو لایه استحکامی وجود داشته است. اطراف قلعه را خندق‎هایی پر از آب احاطه می‎کرد. دیوارهای دفاعی از قدیم یک علامت تمایز شهر از روستا بوده است. شهرهای قدیم همراه با داشتن نقش (اقرار)، نقش تجارت و هنری نیز دارا بوده‎اند. همچنان که در کتیبه‎ی سارگن دوم دیده می‎شود، در آنجا (تبریز) انبار غله، گله‎ی اسب و ارزاق مختلف وجود داشت. مساحت شهر آنقدر بزرگ شده بود که اهالی اطراف آن نیز به همراه حمله‎ی سارگن در آنجا گرد آمده بودند. تمامی این دلایل ثابت می‎کند که تبریز در سده‎ی هشتم پیش از میلاد شهری بزرگ بوده است. گفتنی است که در دوره‎ی مورد بحث، تبریز شهری در قلمرو دولت ماننا بود.
به طور کلی تشکیل شهرها در آذربایجان به اواسط هزاره‎ی دوم پیش از میلاد باز می‎گردد. از کتیبه‎ی سارگن دوم مشخص می‎شود که شهرهایی همچون ایزیرتو، اوشکایا (اسکوی کنونی)، آنیاشتانیا، اولخو و… در اراضی ماننا موجود بوده است.
شهر تارویی- تارماکیس (تبریز) در حوزه‎ی آجی چای، جنوب کوه سرخاب، شمال سهند و شرق دریاچه‎ی ارومیه به میدان جنگ تبدیل شده بود. پیش از شرح کتیبه‎ی سارگن دوم، موقعیت جغرافیایی تبریز را در این دوره به صورت مختصر مرور می‎کنیم. به هنگام تشکیل دولت ماننا سه نیم ناحیه در حوزه‎ی دریاچه‎ی اورمیه موجود بود. یکی از آنها «قیلزان» در سواحل غرب دریاچه بود. دومی ناحیه‎ی جنوب دریاچه با مرکزیت زاموا بود. همین ناحیه اساس حیات اقتصادی ماننا را در خود داشت. سومین ناحیه در شرق دریاچه‎ی اورمیه قرار داشت. کوه سهند این ناحیه را به دو قسمت تقسیم می‎کرد. جنوب سهند «اویشدیش» (تقریباً غرب مراغه) در قلمرو ماننا بود. قسمتی که شامل تبریز کنونی بود یعنی منطقه‎ی آجی چای، به صورت مستقل محل زندگی طایفه‎ی دامی بود. این قسمت به نسبت دو ناحیه‎ی دیگر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفت کرده بود. در اینجا باغداری و صیفی کاری به صورت گسترده وجود داشت.
در آن اراضی که دولت اورارتو اشغال کرده بود، کانال‎ها کشیده شدند. آشوریان مانع این کار بودند. در سده‎ی هشتم پیش از میلاد، دولت ماننا تابع اورارتو و آشور نبوده و خود به صورت مستقل عمل می‎کرد. در دوره‎ی حاکمیت ایرانزو، شهر ایزیرتو یا ایزیرتا به عنوان پایتخت ماننا از نظر اقتصادی و نظامی مرکزیت داشت. ولی کشمکش‎های داخلی پس از مرگ ایرانزو به سستی و ضعف آن انجامید. سارگن دوم با استفاده از فرصت به ماننا لشکر کشید. در کتیبه‎ای که نبردهای سارگن دوم را به زبان آشوری در سال 714 پیش از میلاد به تصویر کشیده، نام 21 شهر آمده است.
سارگن دوم در هفتمین سال پادشاهی‎اش (سال 717 پ. م) به قلمرو ماننا داخل می‎شود. او پس از تصرف اوشکایا به قلعه‎ی استحکام یافته‎ی تارویی- تارماکیس می‎رسد. این قلعه که در منطقه‎ی باری قرار داشت، بسیار استوار بود. از کتیبه‎ی سارگن پیداست که دالی‎ها در شهر می‎زیستند. سارگن دوم به اوشکایا در مرز اورارتو می‎رسد. او پس از تصرف اوشکایا و آنیاشتانیا، قلعه‎های تارویی-تارماکیس را در محل تبریز کنونی یا کمی آن طرفتر اشغال می‎کند. سارگن در کتیبه چنین می‎گوید: «دیوارهای دژ تارماکیس دو لایه بود. در اینجا خندقی به اندازه‎ی فرات است و اطراف را جنگل‎هایی پر پشت احاطه کرده‎اند. بناهای زیبایی در شهر وجود دارند.»
شهر در این کتیبه تارویی- تارماکیس نامیده شده و همچنین از اولخو نیز نام برده است. در این کتیبه به هنگام بحث از بناهای شهر بیان شده است که در این بناها درختان سدر برای ساخت ستون مورد استفاده قرار گرفته‎اند. در اینجا سدهای محکمی وجود دارد. تمامی ارزاق و دواب مورد نیاز سپاه در اینجا نگهداری می‎شد. اسب‎های مورد نیاز سپاه نیز در اینجا پرورش می‎یافتند. ساکنان نواحی اطراف از ترس در اینجا گرد آمده بودند.
«هنگامی که من به شهر تارماکیس یورش بردم اهالی آنجا را ترک گفته و به صحراها گریختند. این سرزمین را به چنگ آوردم. در جاهایی مسکونی که به وضع جنگی استحکام یافته بودند نبرد کردم. دیوارهای همان دژها را تا به پی ویران کرده با خاک یکسان نمودم. خانه‎های داخل دژ را آتش زدم. آذوقه‎ی فراوان ساکنان آنجا را در آتش سوزاندم. انبارها انباشته از جو را گشوده و آذوقه‎ی سپاهیان بی شمارم را تأمین نمودم. 30 روستای اطراف دژ را سوزاندم. دود بر آسمان برخاست.»
از نوشته‎ی موجود در کتیبه معلوم می‎شود که اهالی تارماکیس در برابر هجوم سپاهیان سارگن دوم ایستادگی جانانه‎ای کرده‎اند. از سوی دیگر گرد آمدن اهالی اطراف در اینجا، وجود انبارهای آذوقه و نیروهای سواره ثابت می‎کند که تارماکیس در سال 714 پ. م شهری بزرگ بوده است. علاوه بر این تارماکیس به دلیل دارا بودن دژها و دیوارهای بزرگ و جای گیری در شمال کوه سهند، اهمیت نظامی فراوانی داشته است. خود دژ با آب محاصره شده و با خندق‎هایی عمیق احاطه شده بود. ملیکیشویلی تارویی- تارماکیس را شهری استحکام یافته می‎نامد. اقرار علیف نیز به درستی تارویی- تارماکیس را تاوریز (تبریز) نامیده است.
در کتیبه از زیبایی بناهای موجود در تارماکیس بحث می‎شود. این نیز پیشرفت معماری آن دوره را نشان می‎دهد. اهالی تارماکیس عبارت از جنگجویان داوطلب بودند. آنان کشت و زرع داشته‎اند. زمین‎های رعیت داخل در زمین‎های اربابی بود. کانال‎های موجود در اینجا تنها برای زمین‎های دولتی به کار نمی‎رفت. صاحبان مزارع خصوصی حتی از کانال‎های اربابی استفاده می‎کردند. بیشتر اسیرانی که از تارماکیس گرفته شده، کارگران باغ‎ها و کارگاه‎های صنعتی شاهی بوده‎اند. چرا که در مراکز انضباطی اورارتو کارگاه‎های صنعتی شاهی بزرگی وجود داشتند.
آنچنان که پیداست شهرها هیچ کدام به یکباره پدید نمی‎آیند. طبق نوشته‎ی کتیبه، از آنجا که تبریز در سده‎ی هشتم پ.م موجود بوده احتمال دارد که این شهر در اواخر هزاره‎ی دوم پ.م شکل یافته باشد. بدین ترتیب با این محاسبه، تبریز به عنوان یک شهر با تاریخی 3 هزار ساله است. در 1960 باستان شناسان انگلیسی در قره تپه (یانیق تپه) در 30 کیلومتری جنوب غرب، خانه‎هایی با دیواره‎های گلی و آجر نپخته مربوط به 2100-1900 پ.م یافتند. در اینجا کارگاه و انبار آذوقه نیز موجود است. این دلایل نشان می‎دهد که اهالی تبریز و اطراف آن از بسیار قدیم به صنعت اشتغال داشتند.
بدین ترتیب همچنان که تبریز در سده‎ی هشتم پ.م شهری آباد بوده، در نتیجه‎ی هجوم سارگن دوم تماماً ویران شده، سپس بازسازی شده و در سده‎ی چهارم و سوم به شهری بزرگ تبدیل شده است. جالب است که تقریباً از همان دوره یعنی سده‎های سوم و چهارم پ.م تا اوایل سده‎ی هفتم به نام تبریز در منابع برخورد نمی‎شود. تنها در دوره‎ی هجوم عرب‎ها به آذربایجان، نام تبریز به میان می‎آید. در نیمه‎ی نخست سده‎ی نهم تبریز دژی شده و در اواسط همان سده گسترش یافته و مستحکم شده است. وجناء بن رواد در آنجا دربار و استحکامات دفاعی بر پا کرده بود. احتمالاً تبریز چندین بار در معرض زلزله یا هجوم دشمنان ویران و به قصبه‎ای تبدیل شده و سپس دوباره از نو مرکز تجارت و صنعت شده است.
ریشه‎ی واژه‎ی «تبریز» تاکنون مشخص نشده است. سید احمد کسروی که دیر زمانی پیرامون نام روستاها و شهرهای آذربایجان پژوهش کرده، اعتراف می‎کند که درباره‎ی منشأ واژه‎ی تبریز به نتیجه‎ای نرسیده است. «من پس از جستجویی دور و دراز، معنای واژه‎ی تبریز را متوجه نشدم. از آن رو جستجو را ادامه ندادم.» به نظر کسروی تمامی نوشته‎های موجود در کتاب‎ها یا مسائل مشهور در افواه پیرامون معنای تبریز، از دایره‎ی علم و منطق خارج است. در نهایت این پژوهشگر بی‎نتیجه بودن جستجویش را اذعان می‎کند.
اصطلاح «تبریز» از سده‎ی 17 تاکنون توجه نه تنها دانشمندان شرق بلکه دقت دانشمندان اروپایی را برانگیخته است. شاردن در این باره می‎نویسد: «من چنان شهری نمی‎شناسم که نام آن به اندازه‎ی تبریز موجب مباحثه شود.» فلاندن سفیر دولت فرانسه که در سال 1841 به ایران آمده در عرض 16 روزی که در تبریز اقامت داشت به مسئله‎ی نام تبریز در کنار مسائل دیگر توجه کرد. نادر میرزا می‎نویسد که بر ما معلوم نیست نام تبریز از کدام زبان است. در این باره نمی‎توانم سخنی بگویم.
بدین ترتیب برخی پژوهشگران در زمینه‎ی منشأ زبانی تبریز و معنای آن، با دشواری مواجه شده‎اند. همراه با این، کسانی نیز کوشیده‎اند تا این نام جغرافی را از نظر معنا توضیح دهند. کسانی بر این عقیده‎اند که نام تبریز از زبان فارسی و از دو جزء تب  ریز تشکیل یافته است. اینان به این روایت استفاده می‎کنند که گویا زبیده همسر هارون الرشید به تب دچار شده در اینجا بهبود یافته، در اینجا شهری ساخته و نام «تبریز» بر آن نهاده است.
به نظر برخی پژوهشگران این نظریه نخستین بار توسط حمدالله مستوفی در نزهة القلوب مطرح شده است. خاقانی شروانی شاعر آذربایجانی سده‎ی 12 باطل بودن این نظریه را بیان کرده ولی برخی دانشمندان سده‎های میانی به نظریه‎ی قزوینی استناد کرده‎اند. این در حالی است که نویسنده‎ی کتاب «عجایب الدنیا» در اوایل سده‎ی 13 یعنی خیلی پیشتر از قزوینی نظریه‎ی بنای تبریز توسط زبیده را مطرح کرده است.
با مرور منابع عربی سده‎های میانی آشکار می‎شد که زبیده خاتون در آذربایجان نبوده است. از سوی دیگر حمدالله قزوینی ادعا می‎کند که زبیده خاتون در سال 175 هـ (2-791) بنای تبریز را نهاده است. حال آنکه یاقوت حموی ذکر می‎کند که در سال 25 هجری (6-645) در دوره‎ی خلافت عثمان، عبدالله بن شبیل الاحمصی به مغان، تبریز و تیلسان (منطقه‎ی تالش) حمله کرده و غنیمت گرفته است. الیعقوبی نویسنده‎ی سده‎ی نهم در بحث از حوادث سال 141 هـ (9-758) می‎نویسد: «ابوجعفر، یزیدبن اسید السلمی را به ارمنستان، یزید بن حاتم المهلبی را برای آذربایجان والی تعیین کرد. یمانیان را به آذربایجان کوچانید. در بین کوچندگان رواد بن المثنی الازدی نیز بود. رواد از تبریز تا بذ حاکم شد.» از اینجا روشن می‎شود که نام تبریز در سال 25 آمده و نظریه‎ی بنای تبریز در سال 175 توسط زبیده خاتون تماماً اشتباه است. به نظر الیعقوبی نام شهر نه تَبریز بلکه تِبریز است.
کسانی نیز با ارائه‎ی معنی «نورفشان» برای تبریز، تاریخ بنای شهر را بیشتر به عقب برده و به آتش پرستی ارتباط می‎دهند. محمد حسین خلف تبریزی برهان (سده‎ی 17) بنای تبریز را با آتشکده‎ها مربوط دانسته و عنوان کرده که تبریز در گذشته «آذربادگان» (یعنی نگهبان آتش) نامیده می‎شد. شاردن هنگامی که در تبریزبوده، به استناد گفته‎ی میرزا طاهر خزانه‎دار اداره‎ی مالیه‎ی تبریز، معنی این نام را به صورت تاب (نور) + ریز (فشان) (نور فشان) توضیح داده است.
سعید نفیسی با ذکر این نکته که شکل نخستین تبریز به صورت تاب و یا تف بوده، اشاره کرده است که این نام با فوران‎های آتشفشانی سهند ارتباط داشته است. برخی منابع ارمنی تبریز را به صورت تاورز و یا تاورژ به معنای محل انتقام ذکر کرده‎اند. آنگونه که مشخص است فاوستوس نوزاندی این نام‎ها را در ارتباط با حوادث اواخر سده‎ی چهارم یعنی زمان زندگی خود ذکر کرده است.
برخی نیز نام تبریز را به معنای «جنبیدن» و «شهر ناراحت» ذکر کرده‎اند. نخستین بار دانشمند روسی مشهور ای. برزین این نظریه را مطرح کرد. او با تعبیراتی چون «شهری که در آن تب می‎ریزد» و یا «نور فشان» موافق نبوده و می‎نویسد که این نام را بهتر می‎بود که در معنای «شهری که ناراحتی می‎آفریند» درست بدانیم. این احتمال از نظر وقوع چندین زلزله در شهر می‎تواند درست باشد. این درست است که زلزله‎های پیاپی شهر را لرزانده‎اند ولی نسبت دادن این نام به زلزله‎ها پایه‎ی علمی ندارد. م. محمدوف از ریشه‎ی ترکی این نام سخن می‎گوید. حال آنکه فعلاً بر جهان علم مشخص نیست که اقوام ترک زبان در جایی که «تاوری»، «تارماکیس» و «تاورژ» نام داشته، سکونت گزیده‎اند.
تارویی- تارماکیس شکل اولیه‎ی نام تبریز است. همچنان که در بالا گفته شد نختسین بار سارگن دوم در کتیبه‎ای که به زبان آشوری و در شرح نبردش با اورارتو در سال 714 پ.م نوشته، در این باره‎ بحث نموده است. دانشمند معروف شوروی ای. دیاکونف و ا. علیف در آثار پژوهشی خود درباره‎ی مادها، پیرامون تبریز نیز اطلاعاتی داده‎اند.
تارویی- تارماکیس یا همان تبریزی که در کتیبه‎ی سارگن از آن نام برده شده، در محل کنونی و یا کمی آن طرف‎تر قرار داشت. بدین ترتیب «تبریز» کنونی نخستین بار به شکل «تارویی- تارماکیس» آمده و بعدها در منابع عربی به صورت «تَبریز» و «تِبریز» و در منابع پارسی «تَبریز»، در منابع پیش از میلاد به گونه‎ی «تاورژ»، «داورژ» و در لهجه‎ی محل آذربایجان به شکل «تربیز» قید شده است.
درباره‎ی «تارویی- تارماکیس» که شکل اولیه‎‎ی «تبریز» است، ملاحظات مشخصی از نظر ریشه شناسی وجود دارد. ای. دیاکونف و ع. فاضلی این واژه را در زبان آشوری قدیم به معنای «قلعه‎ی دو لایه» گرفته‎اند و خ. هیوبرگ و ای. گرانتوفسکی بر مبنای اوستا، آن را در معنای «دیو»ی که با «تائوری» الهی شده آورده‎اند. ولی به نظر ما این نام با توری، نام باستان کوه سرخاب ارتباط دارد. کلاویخو می‎نویسد که «تبریز دشتی در میان دو کوه جای گرفته است. کوه‎های سمت چپ آن تا اطراف شهر گسترده‎اند. در شمال آن نیز رشته کوه‎هایی وجود دارند.» شهر تبریز از سه سمت شرق به سرخاب، غرب به یانیق و جنوب به سهند محدود است.
کنتارینی که نام تبریز را با کوه ارتباط داده، می‎نویسد که: «در نزدیکی این شهر چند کوه سرخ فام مشاهده می‎شود. می‎گویند که کوه‎های توری نامیده می‎شوند.» به نظر ما این باید کوه سرخاب باشد. توماس هربرت و آدام اولئاریوس نیز اشاره می‎کنند که نام تبریز از کوهی به نام «تاوروز» برداشته شده است. چرا که این شهر در دامنه‎ی همین کوه است. آدام اولئاریوس می‎نویسد که امروزه تبریز در دامنه‎‎ی کوهی به نام «توروس» واقع شده است.
با در نظر گرفتن موارد فوق این احتمال پیش می‎آید که تارویی نام باستان تبریز با نام تارویی یا توری که نام کوه سرخاب بوده، ارتباط دارد. نام این کوه نیز در گذشته تائوری و یا تووری بوده است. بدین ترتیب با افزودن حرف (ز) به آخر «تارویی» «تاوری» و «تائوری» واژه‎ی «تاورژ»، «داورژ»، «توریز» و «تبریز» به وجود آمده است. بی‎تردید این مطلب در حد یک احتمال است و پژوهش‎های آینده، تکلیف قطعی آن را روشن خواهد کرد.

منبع : اورمو کیتابخاناسی
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 8:26  توسط آراز  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 9:39  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۶-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۴:۱۰ | خبرلر, تورکجه

ايشغالچي ارمنستانا بو و يا ديگر درجه ده دستک وئرن، ائرمنيلرين بلوکادادان چيخماسي اوچون موختليف لاييهه لر اوزرينده باش سينديران ايران ايسلام جمهوريتي يئنيدن آراز چايي اوزرينده سو ائلئکتريک ستانسيياسي نين اينشاسي ايدئياسيني گوندمه گتيريب.

بو گونلرده بير آرايا گلن ارمنيستان-ايران هؤکومتلراراسي ايشچي قروپونون گؤروشونده مسئله نين دئتاللاري، دوراغين تيکينتيسي اوچون لازيم اولان ماليييه وسايتي نين ايسلام رئسپوبليکاسي (جمهوريتي) طرفيندن مااليييلشديريلمه سي، ائلجه ده ستانسييادان بيرگه ايستيفاده قايدالارينا داير موزاکيره لر آپاريليب. گؤروشون نتيجه سي اولاراق سو ائلئکتريک استانسيياسي (دوراغ) نين تيکينتيسي ايله باغلي عومومي راضيلاشما الده اولونوب. راضيلاشمايا اساسن، آراز چايي اوزرينده اينشا ائديله جک سو ائلئکتريک استانسيياسي نين تيکينتيسي اوچون لازيم اولان ماليييه وسايتي ايران طرفيندن آيريلاجاق. ستانسييانين اينشاسيندا دا ايسلام رئسپوبليکاسي نين شيرکتلري ايشتيراک ائده جک. بو آرادا ياييلان باشقا بير معلوماتدا بيلديريلير کي، روسييا دا آديچه کي لن ستانسييانين اينشاسينا ماراق گؤسترير و بو ايستيقامته ماليييه وسايتي نين آيريلماسي مومکون حساب اولونوب. هله ليک روسييا شيرکتلري نين ستانسييانين اينشاسينا جلب اولوناجاغي باره ده دقيق معلومات وئريلمه سه ده، ايرانين بو ايستيقامتده حرکته کئچديگي بيلديريلير.

آراز چايي اوزرينده اينشا اولوناجاق سو ائلئکتريک ستانسيياسيندان ايستيفاده يه گلينجه ايسه، ستانسييانين ايشه دوشمه سي نتيجه سينده الده ائديلن ائنئريي ائرمنيستانين ائلئکتريک ائنئرييسينه اولان طلباتي نين اؤدنيلمه سينه صرف اولوناجاق. رسمي ايروان ايسه موتتفيقي ايرانا بونون قارشيليغيني آتوم ائلئکتريک ستانسيياسيندان الده ائديله جک ائنئريي ايله اؤديه جک. بئله کي، ياخين زامانلاردا ائرمنيستاندا اينشا اولوناجاق ايکينجي آتوم ائلئکتريک ستانسيياسي نين فعاليتي نتيجه سينده الده ائديلن ائلئکتريک ائنئرييسي ايرانين آراز چايي اوزرينده اينشا ائتديگي سو ائلئکتريک ستانسيياسينا صرف ائتديگي ماليييه وسايتي نين قارشيليغي اولاراق اؤدنيله جک. ماراقلي بير فاکت اوندان عيبارتدير کي، ائرمنيستان ستاتيستيکا کوميته سي نين بير مودت اول يايديغي معلوماتدا داغليق قاراباغدا ان چوخ بيزنئس قوران اؤلکه لر سيراسيندا ايرانين آدي اؤنده قئيد ائديلير. آرتيق ايسلام رئسپوبليکاسينا مخصوص ۱۰-نا ياخين موختليف شيرکتين ايشغال اولونموش اراضيلرده قانونسوز فاليتله مشغول اولدوغو وورغولانير. خاتيرلاداق کي، ائرمنيستاندا ايکينجي آتوم ائلئکتريک ستانسيياسي نين تيکينتيسي ايدئياسي روسييا طرفيندن ايره لي سورولوب و ستانسييانين اينشاسي اوچون لازيم اولان وسايتي موسکوا اؤز اوزرينه گؤتوروب. آتوم ائلئکتريک ستانسيياسي نين تيکينتيسينه ۲۰۰۸-اينجي ايلدن باشلاناجاغي بيلديريلير.

قئيد ائدک کي، آراز چايي اوزرينده سو ائلئکتريک ستانسيياسي نين تيکينتيسي ايدئياسي هله بير مودت اؤنجه ده تئهران طرفيندن اورتايا آتيلميشدي. حتّی او زامان ايسلام رئسپوبليکاسي رسمي باکيدان بونون خير-دوعاسيني آلماق اوچون آذربايجانا نوماينده هئيتي ده گؤندرميشدي. لاکين عومومميللي ليدئر، مرحوم پرئزيدئنت هئيدر الييئوين سؤزوگئدن مثله يه سرت رئاکسييا وئرمه سي ايراني سوندا گئري چکيلمک مجبوريتينده قويدو. دؤولت باشچيسي نين ايشغال اولونموش آذربايجان تورپاقلاري نين آزاد ائديلمه سيندن سونرا آراز چايي اوزرينده سو ائلئکتريک ستانسيياسي نين اينشاسي مومکونلوگونو تئهران رسميلري نين ديقتينه چاتديرماسي بئله قناعت ياراتميشدي کي، موللا رئييمي بئله بير سهوي بير داها تکرارلاماق آرزوسوندا اولماياجاق و آذربايجانين اراضي بوتؤولوگونه بوندان سونرا حؤرمتله ياناشاجاق. آنجاق گؤزلنتيلر هئچ ده اؤزونو دوغرولتمادي. زامان-زامان آذربايجانين اراضي بوتؤولوگونو تانيديغيني بيان ائدن، لاکين آذربايجانين اراضيلريني ايشغال آلتيندا ساخلايان بير اؤلکه يه موختليف ساهه لرده يارديم گؤسترن ايسلام رئسپوبليکاسي يئنه ده ايشغالچييا حاق قازانديرماق نيتيني اورتايا قويدو. ايسلام ديرلرينه حؤرمت، موسلمان اؤلکه لري نين بيرليگيندن دانيشان ايرانين موسلمان دؤولتي نين اراضيلري نين ايشغال ائديلمه سينه برات قازانديرماسي اؤزلوگونده موللا رئييمي نين ايشغالچيليق مئيللريندن خبر وئرير.

گؤرونور، ايرانا بير نئچه ايل بوندان اول رسمي باکي طرفيندن وئريلن جاواب تئهرانين اورگينجه اولماييب و موللا رئژييمي آذربايجانين داها راديکال آدديم آتماسيني گؤزله يير. بئله بير آدديمين آتيلماسي مومکونلوگونو ده ايران چوخ گؤزل بيلير. تکجه پرئزيدئنت ايلهام الييئوين سسلنديرديگي بياناتلار کيفايتدير کي، ايسلام رئسپوبليکاسي بوندان عيبرت گؤتورسون و آذربايجانين اراضي بوتؤولوگونه ضربه وورا بيله جک هر هانسي بير آدديم آتماسين. دؤولت باشچيسي نين تعبيرينجه دئسک، آذربايجانين سرحدلري دوستلار اوچون آچيق، دوشمنلر اوچونسه باغليدير. کيم آذربايجانين اراضي بوتؤولوگونون پوزولماسي و اونون سووئرئنليگي نين تهلوکه آلتينا دوشمه سينه يؤنه ليک آدديم آتسا، اؤز لاييقلي جاوابيني آلاجاق.اولايلار
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 9:11  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۶-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۲:۳۹ | خبرلر, فارسجا سفر مقامات استانهاي مرزي ايران به کشورهاي همجوار از دغدغه هاي هميشگي رژيمهاي حاکم بر ايران بوده است. در اين راستا بيشترين توجه به منطقه آذربايجان و کردستان اعمال ميشده است. کردستان با دارا بودن موقعيت خاص خود در بين ۴ کشور هميشه مورد سرکوب دولتهاي مرکزي قرار گرفته و به دليل داشتن گروههاي مسلح و ياغي هر گونه امکان اعتراضي را از دست داده اند. رژيم ايران يکي از سرکوبگران قدار کردها ميباشد و در طول ۳۰ سال اخير کردستان به شکل امنيتي اداره شده است. سفر استاندار کردستان ايران به اقليم کردستان عراق که امروز انجام گرفته است باعث گمانه زنيهاي بسياري شده است. شرايط کنوني کردستان عراق با در نظر گرفتن حضور نيروهاي آمريکايي و اسرائيلي در منطقه براي ايران حائز اهميت فوق العاده اي ميباشد. نيز ايران با دارا بودن مرزهاي زميني با کردستان عراق توجه ويژه اي به آن دارد. کردستان منطقه اي است که با قرار گرفتن در چهارراه ايران٫ عراق٫ ترکيه و سوريه در اصل تبديل به يک سوژه درآمدزا براي کشورهاي بيگانه شده است. حتي کشورهاي چهارگانه ذکر شده خود دليل دخالت در کارهاي همديگر بوده و براي بهره گيري سياسي به نفع خود٫ در برهه هاي خاص به کردهاي کشورهاي ديگر کمک مالي و نظامي رسانده اند. سياست ايران و ترکيه در مقابل کردها هرچند شباهتهاي زيادي دارد ولي در دو مورد با هم تفاوت دارند. در ايران حس جدائي کردها از ايران حتي در ميان مقامات رسمي نيز احساس شده است و عنقريبي آن نيز دور از تصور نيست. اما در ترکيه نه تنها مقامات رسمي که حتي خود مردم نيز تمايل چنداني به جدايي ندارند و تنها بحث حقوق بشر و برابري ملي را سرمشق خود قرار داده اند. مورد اختلاف ديگر اين است که ايران با داشتن دشمن رسمي در کنار مرزهاي خود همواره از کردها به عنوان سلاحي بازدارنده استفاده کرده است. اما ترکيه براي ساکت کردن گروهکهاي تروريستي کرد هميشه به صورت شفاف عمل کرده است. کمکهاي مالي و نظامي ايران به تروريستهاي کرد و تشويق آنها براي انجام عمليات نظامي بر عليه مردم و ارتش ترکيه يکي از مشکلات سياستمداران ترکيه بوده است. در اين ميان کمکهاي کشورهاي ديگر و در اين اواخر آمريکا با گروهکهاي تروريستي کرد نيز مشکلات ترکيه در اين زمينه را چندين برابر کرده است. ملاقات امروز استاندار کردستان ايران با رئيس جمهور عراق حاوي پيامهاي گوناگوني است. نخستين پيام آن واگذار کردن حقوق بيشتري به کردها در ايران ميباشد. هر چند واضح است که مقامات بومي هميشه دست نشانده دولت مرکزي بوده اند٫ ولي اين امر در اصل خود يکي از چرخشهاي حکومت فارس ايران به نفع کردها ميباشد. پيامي که با اين سفر به ترکيه ارسال شده حاوي نکات فراواني است. از يک طرف ايران با توپ باران مناطق مرزي خود با عراق که عمدتا کردنشين ميباشند همراهي خود را با ترکيه در زمينه مبارزه با تروريستها اعلام ميکند و از سوي ديگر با فرستادن مقام رسمي منطقه اي خود به کردستان عراق٫ مقامات کرد ترکيه را به شورش دعوت مينمايد. آمريکا و ديگر کشورهاي داراي منافع در کردستان عراق هر چند در ظاهر با خودمختاري و حتي استقلال کردستان عراق مواف هستند اما در عمل آمادگي انجام دادن اينکار در اين برهه زماني خاص را ندارند. هنوز مشکلات عراق حل نشده و خاورميانه چون آتشي سرکش در حال سوختن است. افزودن بنزين به اين آتش خواست هيچيک از سياستمداران خاترجي نسيت. اما ايران بدون توجه به شرايط منطقه هميشه منافع شخصي رهبران مذهبي خود را جستجو کرده است. در اينکه وضعيت عراق هر چقدر بدتر شود به نفع رژيم ايران است شکي نيست. پس سفر استاندار کردستان به عراق نيز در زمينه به همن زدن شرايط تقريبا آرام کردستان عراق تفسير خواهد شد. در اين ميان آذربايجان بايستي در اين زمينه ها دقت بيشتري از خود نشان دهد. هنوز مدت زيادي از اعدام يک آذربايجاني به جرم ازدواج با دختر يک مقام ترکيه نگذشته است. و هنوز در شکنجه گاههاي شوونيسم نقشه هاي اعتراف گيري از زندانيان آذربايجاني ادامه دارد تا آنها را مجبور به قبول کردن همکاري براي ترکيه نمايند. با اين وجود مقامات رسمي کردستان ايران به راحتي با رئيس جمهور عراق در کردستان عراق ملاقات ميکنند و پيامهاي رهبران را به طرف مقابل ابلاغ ميکنند. ژستهاي سياسي کنوني در منطقه بايستي به طور گسترده مورد تحليل سياستمداران آذربايجاني قرار گيرد تا مانند گذشته کار از کار نگذرد. مخصوصا اکنون که حملات کردها بيشتر شده و روند مسلح شدن آنها شدت بيشتري يافته است. خريدن املاک در مناطق خارج از کردستان٫ خصوصا در مناطق آذربايجان نيز يکي ديگر از خطراتي است که حتما بعد از توافق کردهاي ايران و کردهاي عراقي مشکل آفرين خواهد بود.
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 9:10  توسط آراز  | 

۳ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۸:۱۵ تعداد بازديد: 5185 كد خبر: ۷۲۱۳۷
مقامات ايراني، آزادي‌هاي بسياري در برگزاري مراسم مذهبي، به ارمني‌ها و رعايت قوانين پوشش اسلامي داده‌اند و زنان مي‌توانند بدون حجاب در اين منطقه حضور يابند، البته آنان در كليسا با حجاب وارد مي‌شوند. آني مي‌گويد: نكته اين است كه ما اين حق را در كشوري مسلمان داريم. در تركيه، برخي كليساهاي ارامنه را خراب كرده‌اند، اما جمهوري اسلامي به اين ارزش‌ها احترام گذاشته است.
--------------------------------------------------------------------------------
در ميان موج بدگويي‌هاي رسانه‌هاي غربي درباره نبود آزادي و حقوق بشر در ايران، کوه‌هاي چالدران ايران، به محل تجمع ارامنه از تمام جهان تبديل شده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، خبرگزاري فرانسه اين مراسم را تشريح کرده و مي‌نويسد: چادرهاي هزاران نفر از زايران در كنار كوه به چشم مي‌خورد؛ هوا سرشار از عطر بخور است و صداي زنگ كليسا، دره را پر كرده است.
اين مراسم ويژه زايران ميسحي ارمني است كه مراسم يادبود عيد مأموريت قديس «تادئوس» در قرن نخست را در قلب كوهستان‌هاي شمال غرب جمهوري اسلامي ايران برگزار مي‌كنند.

در نيم قرن اخير، هزاران نفر از زايران ارمني، از ايران و كشورهاي ديگر به قره كليسا (كليساي سياه) مي‌آيند تا سه روز با همراهان ارمني خود، به عبادت و اعتكاف بپردازند. البته اين نكته زماني قابل توجه‌تر مي‌شود كه بدانيم اين سنت در كشوري پياده مي‌شود كه يكي از سردمداران اجراي قوانين اسلامي در جهان است و جالبتر از آن، اين كه ايران، موطن صدها هزار ارمني و مجموعه‌اي از كليساهاي مهم از نظر تاريخي است.




«هائيك نوروزيان»، فروشنده صنايع و هنرهاي دستي در ايران، مي‌گويد: «اينجا مكاني براي جمع‌آوري مردم دور هم است تا يكپارچگي ميان آنان در داخل و خارج ايران پديد آيد؛ اين مهمترين تاريخ تقويم آنهاست.»
امسال در اين مراسم، بيش از چهار هزار نفر، بيشتر از ايران و كشور همسايه آنها ارمنستان و شمار بسياري از ارمنيان ساكن كشورهاي عرب، به ويژه سوريه و لبنان شركت داشتند.اين مراسم در كليسايي بود كه مهمترين بناي مسيحيت در ايران است و قدمت آن به دهه‌هاي نخست ايجاد اين باور بازمي‌گردد.

«آني» 32 ساله و مهندس كامپيوتر مي‌گويد: «مهمترين نكته اين است كه ما اين حق را در كشوري مسلمان داريم. در تركيه، برخي كليساهاي ارامنه را خراب كرده‌اند، اما دولت جمهوري اسلامي به اين ارزش‌ها احترام گذاشته و به آن ارج مي‌نهد.»

بايد گفت كه اين كليسا در كنار قبر تادئوس و پس از كشته شدن وي به دست يك پادشاه غير مسيحي، در 25 كيلومتري مرز تركيه ساخته شده كه حدود 1500 سال است كه از جنگ‌ها و زلزله‌‌هاي حاكم بر اين منطقه، جان سالم به در برده است.

ورودي قره كليسا، با عكس بزرگان ارامنه و در كنار آن، عكس رهبران ايران؛ آيت‌الله خميني (ره)، آيت‌الله علي خامنه‌اي، رهبر ايران و محمود احمدي‌نژاد پوشيده شده است.
همچنين مقامات ايراني، آزادي‌هاي بسياري در برگزاري مراسم مذهبي، به ارمني‌ها و رعايت قوانين پوشش اسلامي داده‌اند و زنان مي‌توانند بدون حجاب در اين منطقه حضور يابند، البته آنان در كليسا با حجاب وارد مي‌شوند.

«گئورك وارطان»، از نمايندگان ارمني‌ها در مجلس ايران، مي‌گويد: «ما در اينجا براي انجام عبادات، آنگونه كه مي‌خواهيم آزاديم. سازمان‌هاي دولتي واقعا كمك كرده‌اند تا احساس كنيم آزاديم.»
مسلمانان نمي‌توانند بدون اجازه و دليل موجه در اين مراسم شركت كنند و براي همين برخي از كاركنان ارمني، در تنها جاده منتهي به محل، همه چيز را كنترل مي‌كنند. در پايان جاده، بازديدكنندگان وارد دنياي مسيحي متفاوتي مي‌شوند.

مهندس وارطان مي‌گويد: «تعداد زيادي از نقاط گوناگون جهان به اينجا مي‌آيند و ما پذيراي همه آنان هستيم. مقامات نيز اجازه جدا كردن مردم را مي‌دهند تا ما راحت باشيم.»

ايران هميشه تأكيد كرده است كه به مسيحيان، يهوديان و زرتشتي‌ها، آزادي كامل در انجام امور مذهبي را داده است، هرچند شمار بسياري از اين اقليت‌ها در سال‌هاي اخير از ايران مهاجرت كرده‌اند.

حضور ارمني‌ها در شمال ايران، به هزاران سال پيش بازمي‌گردد و شاه عباس در قرن هفدهم، صدها ارمني را به پايتختش در اصفهان برد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 16:54  توسط آراز  | 

بای بک | آنناآخشامي, ۴-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۹:۵۲ | مقاله, فارسجا

نشست سران اتحادیه اروپا و روسیه در ماه می به موضوع همکاری براي تامین انرژی پرداخت. اتحادیه اروپا که یک چهارم، نفت و گاز مصرفی خود را از روسیه وارد می کند، از قدرت یابی مسکو در این قلمرو نگران است. توافق نامه ای که در تاریخ 12 می، میان پوتین، رئیس جمهور روسیه، با همتایان ترکمن و قزاق وی بسته شد، تاییدی بر تغيير این منش است. مسکو که دیر زمانی با سیاست تحمیلی قدرت های بزرگ در ايجاد لوله های نفت و گاز و با دور زدن مناطق نفوذش در موضع دفاعی قرار گرفته بود، اینک تهاجم را از سر گرفته است.

«بازی بزرگ» جدید اینک به اوج هیجان خود رسیده است و این بار برد در گرو نفت و گاز است. اما صرف تقاضا برای دریافت مواد سوختی، توضیحی بر نبردی نیست که قدرت های بزرگ به منظور دست‌اندازي به معادن جمهوری های پیشین شوروی در آسیای میانه و قفقاز به آن تن داده اند. «بازی بزرگ» اصطلاحی است که در قرن 19 با رمان کیم نوشته «رودیارد کیپلینگ» سر زبان ها افتاد. اين واژه به پیکار قدرت های بزرگ برای یافتن نفوذ اطلاق می شد که البته بسیاری از جنبه های آن به آنچه در دنیای امروز می گذرد می ماند. هدف بازی در آن زمان هند بود و روسیه تزاری نيز به آن اقليم چشم طمع دوخته بود.

نبرد بر سر گوهر تاج و تخت بریتانیا یک قرن به درازا انجامید و در سال 1907 هنگامی پایان یافت که لندن و سن پترزبورگ با ایجاد سپر حائلی میان خود یعنی افغانستان بر سر تقسیم مناطق نفوذ به توافق رسیدند. این توافق تا سال 1991 پابرجا بود. از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی کشور های تازه استقلال یافته، نفت را وسیله ای برای تامین بودجه و تقویت استقلال خویش در برابر مسکو يافتند.. شرکت امریکایی شورون در پایان دهه 1970 به ذخیره های نفت تنگیز یکی از بزرگترین معادن جهان که در غرب قزاقستان قرار دارد، چشم دوخته بودند. اين شركت در سال 1993، 50% استخراج اين چاهها را به دست آورد. در کناره دیگر دریای خزر «حیدر علی‌اف» رئیس جمهور آذربایجان در سال 1992 «قرارداد قرن» را با شرکت های نفتی بیگانه برای بهره برداری از میدان نفتی گونچی - شیراگ - آذری امضا کرد.

همه اينها خشم روسیه را موجب شد چرا كه نفت دریای خزر را از چنگ وی بدر آورده بودند. مسکو در مخالفت با باکو، مسئله نبود وضعیت حقوقی خزر را پیش کشید که کسی نمی داند که آیا دریاچه است یا دریا. مسکو امیدوار بود که اوضاع با علی‌اف بهتر پیش رود تا با سلف وی ابوالفضل الچییه، نخستین رئیس جمهور آذربایجان استقلال یافته که ملی گرائی ضد روس بود و در سال 1993 چند روز پیش از ان كه قراردادهای مهمی را با کمپانی های عمده «آنگلوساکسون» امضا کند با کودتایی سرنگون شد. علی‌اف زنرال پیشین کا گ ب و عضو پیشین دفتر سیاسی (پولیت بورو) بود، مردي که پیچ و مهره های نظام شوروی را با باریک بینی می شناخت. او به شيوه‌اي پنهانی مذاکراتی را با شرکت های نفتی روسی آغاز کرد تا زمینه مناسبی با مسکو بیابد. لوک اویل 10% کنسرسیوم گنچلی - شیراک - آذری را بدست آورد و بدين ترتيب شرق و غرب ربودن معادن ناحیه از چنگ یکدیگر را آغاز کردند.

در سال های دهه 1990 ایالات متحده برای توجیه رخنه خویش در حوزه خزر برآورد میزان ذخیره مواد سوختی این دریا را بیش از آنچه بود، وانمود ساخت و از 243 میلیارد بشکه نفت سخن به میان آورد، یعنی اندکی کمتر از حجم منابع عربستان سعودی در حالي كه امروزه ذخیره نفتی این دریاچه 50 میلیارد بشکه و ذخیره گاز آن 9 هزار میلیارد متر مکعب برآورد می شود.(یعنی حدود 4 تا 5درصد ذخیره جهان).

این بازی نفوذ هم اينك دور برداشته است. به دنبال سوء قصد های 11 سپتامبر و به بهانه حمایت از «جنگ علیه تروریسم» در افغانستان، نظامیان امریکایی به سرزمین های اتحاد شوروی پیشین گام نهادند. واشنگتن با رضایت روسیه ای تضعیف شده، پایگاه هایی را در قرقیزستان و ازبکستان بر پا کرد و قول داد که به مجرد آن که بنيادگرايي اسلامی ریشه کن شود، از آنجاا بیرون رود. لوتز کلومن خبرنگار پیشین جنگ عقیده دارد که بوش از این اردو کشی عظیم در آسیای مرکزی بهره جسته است تا کار پیروزی علیه روسیه در جنگ سرد را تمام کند، جلوی نفوذ چین را بگیرد و گره خفه کننده ای بر گردن ایران بیفکند. واشنگتن همچنین نقش سرنوشت سازی را در «انقلاب های رنگین» گرجستان (سال 2003) اوکراین (سال2004) و قرقیزستان (سال2005) بازی کرده که هر کدام ناکامی و شکست سهمگینی برای مسکو به بار آورده است. برخی از بازيگران منطقه که از واژگونی پیاپی حکومت ها به هراس افتاده بودند، از ایالات متحده روی گرداندند و خود را به روسیه و چین نزدیک ساختند.

به تدریج از زمانی که پکن خود را وارد امور آسیای میانه کرد و اروپا در پی جنگ گاز میان روسیه و اکراین در ژانویه 2006 طرح های دست اندازی خود به «طلای خاکستری» دریای خزر را شتاب بخشید، در واقع بازی پیچیده تر شد. نفت، امنیت، جنگ نفوذ و نبرد عقیدتی، باید در همه این زمینه ها ريسك کرد تا بتوان از معرکه «بازی بزرگ» سر به سلامت به در برد.

در این زور آزمایی، روسیه در آغاز برتری مسلمی داشت. در سال 1991 تمام خطوط لوله ای که به کشور های تازه استقلال یافته امکان انتقال مواد سوختی را می داد در اختیار روسيه بود. اما کارگزاران دستگاه حزب که تازه رئیس جمهور شده بودند، می کوشیدند که فقط به روسیه اتکا نکنند. نتيجه آنكه از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نیم دو جینی از خطوط لوله ای که کشیده شده است، از سرزمین برادر بزرگ نمی گذرند. مسکو بدین سان سیطره سیاسی و اقتصادی خود را از دست داده است.

ترکمنستان نمونه نمایانگر روابط روسیه با تیول های پیشین خود است. از 50 میلیارد متر مکعب گازی که این کشور در سال 2006 بهره برداری کرده، 40 ميليارد متر مکعب آن را به مسکو فروخته، زیرا گزینه دیگری نداشته است. اگر از خطوط لوله کوچکی بگذریم که در سال 1997 گشایش یافت تا گاز استخراج شده را به ایران برساند، این کشور فقط دارای خط لوله گازی دیگری به نام کاک-4 است که به روسیه کشیده شده است. در آوریل سال 2003 ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، توانست همتای ترکمن خود صفر مراد نیازوف را -که در پایان سال 2006 درگذشت- وادار سازد تا قرارداد 25 ساله ای برای عرضه سالانه 80 میلیارد متر مکعب گاز به بهای ناچیز 44 دلار در ازاي هر هزار متر مکعب امضا کند.

چیزی نگذشت که عشق آباد کوشید از این شرایط سر باز زند و به این منظور انتقال گاز را قطع کرد. در زمستان سال 2005 مسکو به پرداخت 65 دلار گردن نهاد زیرا به ویژه برای عرضه گاز ارزان به مردم روسیه ناگزیر از خرید آن از ترکمنستان بود. در سپتامبر 2006 گاز پروم قدم از آن هم بیشتر گذاشت و با عشق آباد قرار دادی امضا کرد که به موجب آن تعهد كرد طی سال های 2009-2007 برای همان حجم گاز 100 دلار بپردازد. زیرا پنج ماه پیش از آن، در ماه آوریل ترکمنستان قراردادي با چين امضا کرده بود که به موجب مفاد ان می بایست از ابتدای سال 2009 سالانه 30 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به مدت 30 سال به چین عرضه کند و یک خط لوله گازی به طول 2 هزار کیلومتر برای انتقال آن بکشد.

قربان قلی بردی محمد اف، در ماه آوریل سال گذشته در بازگشت از نخستین بازدید رسمی خویش از مسکو در مقام رئیس جمهوری، از کمپانی شورون دعوت کرد در توسعه بخش انرژی ترکمنستان مشارکت جوید. سلف وی هرگز جرات نکرده بود که پای یک کمپانی عمده بین المللی را به میان کشد. از سوی دیگر وی به قدم پیش گذاشتن های اروپا در راه ایجاد دالان گذار از خزر هم «نه» گفته بود. شاید این امر تهدیدي به کشاندن غربی ها به بازی برای دریافت بهایی بیشتر از شرکت گاز پروم باشد که در واقع گاز را به بهایی بیش از 250 دلار به کشور های اروپایی می فروشد.

پوتین در جریان بازدیدی یک هفته ای از آسیای میانه در تاریخ 12 می با همتایان ترکمن و قزاق خود توافق نامه ای را امضا کرد كه هدف آن احیاي خط لوله گازی کاک-4 و ايجاد خط لوله دیگری به قصد رساندن گاز ترکمنستان به روسیه بود. رئیس جمهور روسیه به اضطرار به سرزمین ترکمن باشی سفر کرد تا این توافق نامه را امضا كند چرا كه همزمان کنفرانس سرانی در «کرکووی» در لهستان ترتیب يافته بود و شماری از کشور های واقع در کناره روسیه امیدوار بودند بتوانند طی آن طرح های ایجاد خط لوله های معارضی را به راه اندازند.

می توان به روش روسیه ایراد گرفت که غالبا از شيوه‌اي خشن بهره مي‌جويد. اروپائیان بحران گاز میان مسکو و کیف در سال 2006 را این چنین دریافتند. شبح قطع عرضه گاز بر قاره کهن که یک چهارم گاز مصرفی خود را از روسیه وارد می کند، سایه افکنده است و به عقیده برخی کارشناسان،: این بحران‌ها بیشتر بازتاب پیکار هایی است که در پشت صحنه میان جناح های قدرتمند در صحن کرملین و یا در اکراین جریان دارد تا استفاده سنجیده از «سلاح انرژی».

روسیه نخستین تولید کننده گاز و دومین تولید کننده نفت جهان آسودگی مالی خود را بازیافته است و به ابتکارات استراتژیکی دست می زند. در ماه مارس گذشته این کشور قرار دادی با بلغارستان و یونان برای ساختن خط لوله «بورگاس- الکساندرپلیس» به امضا رسانید که رقیبی برای خط لوله باکو- تفلیس- جیهان به شمار می آید و علاوه بر آن نخستین تاسیسات در سرزمین اروپا است که روسیه در اختیار دارد. نفت خام از این پس در خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به طول 1760 كيلومتر و گاز در خط لوله باکو- تفلیس- ارزروم جاری خواهد شد. شاهرگ حیاتی نفوذ غرب در اتحاد جماهیر شوروی پیشین به کار افتاده است و چنین نفوذی نخستین نشانه های سیاسی خود را آشکار می سازد.

به نظر می رسد که از امسال گرجستان اندکی کمتر به گاز روسیه وابسته باشد و حال آنكه تا یک سال پیش روسيه تنها جايي بود که می توانست نیاز های گازی گرجستان را برآورده سازد. بدین گونه باری که روس ها با افزایش چشمگیر بهای گاز بر دوش این کشور نهادند و طی دو سال بهای گاز وارداتی را از 55 دلار به 230 دلار رساندند، آنچنان اثری بر اقتصاد گرجستان نگذاشت که مسکو انتظار داشت.

در اين ميان چند طرح پبشنهاد شده است:

طرح نخست به احداث «سیستم ترابری قزاقستان- خزر» به منظور استخراج نفت از منابع «کاچاگان» بزرگترین معدن کشف شده جهان در سی سال اخیر اختصاص دارد. استخراج از این معدن می باید در پایان سال 2010 آغاز گردد و سهام‌داران کنسرسیوم بهره بردار، متشکل از شرکت های عمده نفتی غرب در نظر دارند 2/1 تا5/1 میلیون بشکه تولید روزانه این منبع را از مسیری در جنوب غربی کشور که از درياچه خزر می گذرد انتقال دهند. به علت مخالفت روسیه و ایران، گذر خط لوله از بستر دریا به‌کلی منتفی است. از این رو ناوگانی از کشتی های نفتکش میان قزاقستان و آذربایجان در تردد خواهند بود و از آنجا یک پایانه نفتی این سیستم را به خط لوله باکو-تفلیس-جیهان خواهد پیوست. با احداث چند تلمبه‌خانه اضافی و استفاده از فراورده های شتاب دهنده، جریان نفت خام در لوله ها از یک میلیون بشکه در روز به 8/1 میلیون بشکه خواهد رسيد.

طرح دوم درباره «طلای خاکستری» است. اين طرح هنوز چندان قوامی نگرفته است. بر اساس اسن پيشنهاد، احداث «دالان گذر از خزر» به قصد انتقال گاز قزاقستان و ترکمنستان به اروپا انجام مي‌شود. فوزی بن سارا مشاور انرژی کمیسیون اروپا تصریح می کند: سخن از گذرگاه است نه «خط لوله». پیشنهاد می کنیم که به راه حل هايي بیندیشیم که فناوری‌های بدیلی را جایگزین سازد، مانند ترغیب سرمایه گذاران برای تولید گاز طبیعی مایع شده در ترکمنستان که می توان آن را با کشتی به باکو حمل کرد. این کارمند بلندپایه ابراز عقيده مي‌كند که اتحادیه اروپا میل ندارد بازیگر این «بازی بزرگ» بشود.

اين نكته را بايد در نظر گرفت كه متقابلا خط لوله بزرگ استراتژیک دیگری که واشنگتن مشوق آن است بخت اندکی براي تحقق دارد. این خط لوله که قرار بود در مسیر ترکمنستان-افغانستان- پاکستان- هند ساخته شود، همان خط لوله مشهوری است که ایالات متحده در نیمه دوم سال های 1990 می خواست به وسیله شرکت نفتی امریکایی یونوکال با طالبان بکشد. پرفسور «اجای کومار پاتنیک» کارشناس روسیه و آسیای میانه در دانشگاه جواهر لعل نهرو در دهلی نو عقیده دارد که از دیدگاه امنیتی با بازگشت طالبان به افغانستان این طرح نارسايی های فراوانی در بر دارد. از سوی دیگر بسیاری از خبرگان بر آنند که حجم منابع ترکمنستان به درستی ارزیابی نشده است..

واشنگتن طرفدار کشیدن خط لوله ترکمنستان- افغانستان- پاکستان ـ هند بود تا هم ایران را در انزوا بگذارد و هم روسیه را در آسیای میانه تضعیف کند. شرايط منطقه به گونه‌اي است كه امریکا در اين فکر هم هست که افغانستان را به همسایگی خویش بپیوندد و در همان حال سوختی را که برای گرم کردن مردم و راه اندازی اقتصاد خود نیاز دارد به وی عرضه کند و از اين طريق تضمینی برای ثبات جايگاه خود در اين کشور بيابد. با این هدف وزارت خارجه امریکا در سال 2005 تقسیم بندی خود از آسیای جنوبی را مجددا سامان داد و كوشيد با ایجاد مناسباتی در همه سطوح، گستره ای ايجاد كند که آن را «آسیای میان کلان» نامیده است. انرژی از عوامل بنیادین روابط داخلی در این ناحیه است. از این رو شماری از طرح های نیروگاه های آبی مولد برق مثلا در تاجیکستان، به برق رسانی به شمال افغانستان اختصاص یافته است. اما مفهوم کلی «ادغام جغرافیایی» چنگی به دل نمی زند. مشخصا دهلی نو که خود را دور از آسیای میانه می یابد در پیوستن به طرح احداث خط لوله ترکمنستان ـ پاکستان ـ افغانستان ـ هند تردید دارد. این کشور طرح پیشنهادی ایران برای ایجاد خط لوله گاز ایران- پاکستان - هند را دلرباتر می یابد. هر چند مصوبه قانونی ایالات متحده در باره مجازات ها علیه ایران و لیبی که واشنگتن به وسیله آن هر شرکتی را که در صنایع نفت و گاز دو كشور سرمایه گذاری کند، تنبیه می کند، اين كشور را از برداشتن گامی در این جهت برحذر می دارد.

«محمد رضا جلیلی»، کارشناس روابط بین الملل آسیای میانه تصدیق کرده که ایران بازنده بزرگِ «بازی بزرگ» است. اين طرح نه فقط خطوط لوله نفتی ايران را دور می زند بلکه هیچکس نمی تواند در ایران سرمایه گذاری کند. آن هم در شرايطي كه ايران درست به همین سرمایه‌گذاري‌ها نياز دارد. تاسیسات نفتی کشور در دهه 1970 ساخته شده و کهنگی آنها دولت را وادار کرده است 40% مصرف بنزین کشور را وارد کند. ایران نتوانسته است به کاوش در بخش‌هاي متعلق به خود در درياي خزر بپردازد و نیز از ظرفیت هنگفت گازی بالقوه خود بهره برداری بهینه ای کند. در حالی که تولید کنندگان مواد سوختی آسیای میانه آرزوی ایجاد مسیری را در سر می پرورانند که از جنوب بگذرد. تعارضی در کنار گذاردن تهران از بازی بزرگ به چشم می خورد. «آرنو بروئیاک» مدیر اروپای مرکزی و آسیای قاره ای شرکت «توتال» تشریح می کند که «چنین مسیری می تواند اقتصادی تر و از لحاظ فنی بسیار ساده باشد. ما پیرو کوتاه کردن راه های اقتصادی خویش هستیم. در این چهارچوب ما مسیر جنوب را برگزیده‌ایم. بیشتر از آن رو که نزدیک ترین منطقه مصرف به دریای خزر، شمال ایران است».به این دلیل، به عقیده جلیلی، نزدیک شدن به سازمان همکاری شانگهای در چنین زمینه ای، نمودار «کمربند نجات سیاست ایران در آسیای میانه است. تهران بدین وسیله می تواند رشته های پیوندی با آسیا و مشخصا با چین به وجود آورد و در زورآزمایی با ایالات متحده پر توان تر به میدان آید».

«تری کلنر» کارشناس چین و آسیای مرکزی تشریح می کند که در این «بازی بزرگ» چین هم سه هدف را دنبال می کند». نخست، تامین امنیت خود به خصوص در استان ترک زبان «گزینژ یانگ» که با آسیای میانه هم مرز است. دوم، همکاری با همسایگانش به قصد جلوگیری از اهمیت یافتن زیاد قدرت بزرگ دیگری در فضای آسیای میانه و بالاخره، تضمین عرضه مواد انرژی‌زا. از چند سال پیش، پکن، درباره خرید دارايي‌هاي نفتی از آسیای میانه بسیار قلمفرسایی کرده است. چین حتی در دسامبر 2005 یک خط لوله نفتی را افتتاح کرد که «آتاسوو» در قزاقستان را به «آلاشانکو» در «گزینزیانک» می پیوندد. کلنر خاطر نشان می سازد که «نخستین قرارداد نفتی در آسیای مرکزی را پکن در سال 1997 امضا کرد. چین در برنامه های خود چشم انداز بلند مدتی دارد. این کشور توانسته است بنیادهای استواری را در آسیای میانه بر پا سازد که امروز ثمره آن را دریافت می کند».

برای چینی ها سرمایه گذاری در آسیای میانه شیوه ای برای رخنه کردن در امور منطقه نیز هست تا آن جا که خود می گویند مايلند سهمی در تضمین امنیت داشته باشند. پکن در سازمان همکاری شانگهای خود را متعهد ساخته است تا کشور های عضو را بر محور مسايلي گرد آورد که برایش ارزش فراوانی دارند؛ مسائلي مانند نبرد علیه تروریسم یا همکاری در زمینه های اقتصادی و انرژی. علاوه برآن، این سازمان مجموعه بهم پیوسته ای را پدید آورده که در صورت بی ثباتی منطقه و یا نفوذ احتمالي ایالت متحده و تبديل شدن آن به عنوان تهدیدی برای قدرت های مستقر، بتواند همبستگی استواری را به نمایش بگذارد. بدین سان موج انقلاب های رنگین که از سال 2003 در فضای شوروی پیشین به راه افتاده، سازمان مزبور را در موضعی قرار داده است که بطور مشخص تری علیه واشنگتن موضع گیری کند. برای نمونه در ماه ژوئیه 2005 شش عضو این سازمان از تاشکند پشتیبانی کردند که در تعطيلي پایگاه هوایی نظامی امریکا در «کارشی خان آباد» که در چهارچوب عملیات افغانستان گشوده شده بود اصرار می ورزید. دیگر هیچ تفنگ دار آمریکایی عملا در خاک ازبکستان وجود ندارد.

در حقیقت «بازی بزرگ» به کار جمهوری های آسیای میانه و قفقاز رونق بخشیده است آن هم از طریق ایجاد رقابت میان قدرت های بزرگ. این جمهوری ها در این بازی همانقدر که بتوانند به این یا آن قدرت «نه» بگویند، اندکی بر استقلال خویش می افزایند. بدین سان هنگامی که قزاقستان دروازه های اقتصاد خود را به روی جهان می گشاید، ازبکستان دست به عصا عمل مي كند و در حالی که گرجستان تا به آخر با ورق آمریکا بازی می کند، ترکمنستان عمیقا به واشنگتن بد گمان است. فراسوی همه این اختلاف ها «بازی بزرگ» راهی پیش پای این جمهوری ها می گذارد تا کمتر ناگزیر از پیمودن مسیری باشند که یکی از قدرت های مسلط ناچارشان می کند. مثلا چنان چه بحث و گفتگو های دموکراتیک غرب مایه گزندی به منافع رهبران آسیای میانه و قفقاز باشد، آنها می توانند همواره به این مسائل پشت کنند بویژه آن که پکن یا مسکو که در این باره چندان سخت‌گیر نیستند دم دست اند….

نا گفته نماند واشنگتن یا بروکسل هم، همیشه سخت نمی گیرند. غالبا ملزومات استراتژیک آنها را به سمتی می‌راند که حقوق بشر را به رده دوم عقب رانند، امری که ارزش های معروف به «غربی» را بسیار از اعتبار می اندازد؛ همان ارزش هائی که قدرت های منطقه ای آنها را به چیزی جز یک سلاح عقیدتی نمی گیرند. رهبران این جمهوری ها از سال 2003 ماه های پیاپی، هر یک برای خاموش ساختن منتقدان، شيوه‌اي «شرقی» برای بر پا داشتن دموکراسی درکشور خویش ارائه مي دهند. البته تا اين شيوه‌ها به ثمر بنشیند، فساد همچنان بر «بازی‌بزرگ» فرمان می‌راند. و اين چنين، بخش عمده گنجینه نفت و گاز که ثروت ملی به شمار می رود، از دسترسی و نظارت دموکراتیک مردم این کشورها دور مي‌ماند.

برگردان: مهین صمدی
iras
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 16:36  توسط آراز  | 

بای بک | آنناآخشامي, ۴-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۰:۴۴ | خبرلر, فارسجا

ساوالان سسی.بنابر گزارشات رسیده از زندان اردبیل موج جدید فشار ها علیه زندانیان سیاسی آذربایجانی همچنان ادامه دارد و هر روز به نوعی علیه آنها به اجرا گذاشته می شود.

براساس اخبار موثقی که از زندان اردبیل دریافت کرده ایم عباس لیساني، فعال مدني، و زندانی سیاسی آذربایحانی درحال حاضر بصورت خطرناکی با چهار قاتل و سه معتاد مبتلا به بیماریهای مختلف هم بند است.

لیساني، در ماه هاي گذشته تحت شديدترين فشارها و آزار و اذيت قرار گرفته است. مسئولان زندان بصورت بسيار تحقيرآميزي با آقای لیسانی رفتار مي کنند. وضعیت او طاقت فرسا و مشقت بار است.

شورای انضباطی زندان اردبیل طی جلسه ای به تاریخ ۸۶/۴/۱۹ آقای عباس لیسانی را به مدت یکماه ممنوع الملاقات می کند. مسئولان زندان به هر بهانه ای لیسانی را تحت فشار قرار می دهند. مدتی است که پای عباس لیسانی در ورزش صبحگاهی شکسته و این امر سبب سلب حرکت از وی شده است. به رغم این موضوع زندانبانان او را موظف می دانند تا در ورزش صبحگاهی حاضر شود!

عدم حضور لیسانی در ورزش صبحگاهی سبب مجازات وی شده است. براساس سندی که از زندان به دست آمده لسانی به مدت یک ماه از ملاقات محروم شده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 16:33  توسط آراز  | 

بای بک | اودگؤن, ۳-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۸:۱۵ | خبرلر, تورکجه
تبريزده و باشقا شهرلرده موبايل قيسسا بيلديريلري ايله دولاشان بير خبر واردي: نصف راه يوخ٫ ستارخان و آبرسان يوخ٫ باقرخان

اؤزگورلوق قياملاري و مشروطه دؤنمينده ياشانان ده يرلي ساواشلاري تاريخده يازماق اؤچون و همده آذربايجانين ايکي ايگيدينين آدلاريني فارس شوونيسمي وسيله سي ايله سيلينمه دن قوروماق اؤچون٫ تبريزده ايکي آنا مئيدانين آدي ده ييشيلدي.

نصف راه مئيداني ستارخان و آبرسان مئيداني باقرخان آدي ايله آدلانديلار.

بو مدني ايشلرين دوامي بيزيم ميللي استقلال حرکتيميزه گؤج وئره جک.

بوراسي تبريز٫ دانيشير آذربايجان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 16:27  توسط آراز  | 

روابط عمومي: بيش از يك ميليارد ريال اعتبار به مساجد و اجراي طرحهاي فرهنگي و عام‌المنفعه ۱۴ روستاي شهرستان خدابنده اختصاص يافته است. فرماندار خدابنده در جلسه ستاد احياي زكات اين شهرستان بااعلام مطلب فوق گفت: با توجه به اينكه شهرستان خدابنده در پرداخت زكات رتبه اول كشوري را كسب كرده است در راستاي تشويق و ترغيب اين عمل خداپسندانه خيرين و مومنين منطقه در قبال پرداخت مبلغ يك ميليارد و ۹۰ ميليون ريال زكات از سوي ساكنان ۱۴ روستاي تابعه شهرستان (۱۴ روستاي يک شهرستان کوچک در آذربايجان قدرت پرداخت نزديک به ۱۵ ميليارد ريال را دارند٫ ولي وقتي سخن از منافع ملي است!! کسي يک شاهي ندارد) به همان ميزان اعتبار از محل شهرداريها و دهياريهاي كشور براي صرف امور مساجد و اجراي طرحهاي فرهنگي و عام‌المنفعه ۱۴ روستاي فوق اختصاص يافته است. خالقي اطلاع‌رساني و ايجاد بستر لازم و شفاف با برگزاري جلسات منظم در بخشها و مراكز دهستانها براي احياي فرهنگ زكات و جلب اعتماد مردم تأكيد كرد. حجت‌الاسلام طهماسبي، امام جمعه خدابنده زكات را يك موهبت الهي عنوان كرد و گفت: ثمرات و دستاوردهاي زكات زدودن آثار فقر و محروميت، اجراي پروژه‌هاي عام‌المنفعه و عمومي و نهادينه كردن اين امر الهي است و افزود: تشويقات ستاد احياي زكات براي ترويج بيشتر اين فريضه مهم سرلوحه كارها قرار گيرد. در پايان پس از ارائه نظرات حاضران و بحث و تبادل‌نظر تصميمات لازم اتخاذ گرديد.مردم نو (تيتر از باي بک) بايد اين باورها را به سوي محافظت از منافع ملي هدايت نمائيم و از قدرت خارق العاده ملت خود در راه استقلال آنايوردوموز استفاده نمائيم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 16:24  توسط آراز  | 

اولــدي کـؤنلوم يـئنه بيــر زولف چليپا دليسي
دوشدي زنجيره نه خوش يئرده بو سودا دليسي

عور و عريان باش آچيق اوز چؤووروب صحرايه
قــويـدي مجنوني يـاري يولدا بو صخرا دليسي

عــاشق ســوخته دور بولبول شيدا کي دگيل
کي اولوبدور ديه سن بير گول حمرا دليسي

رب ارني ديلنين ذيکري دؤنوب موسايه
دشت ايمنده اولوب نور تجلي دليسي

چوخلاري مست قيبيب ساقي ميخانه عشق
گؤرمدي کيمسه منيم تک بدله رسوا دليسي

دئمه فرهاد اذله مجنون دلي دير بير بري باخ
بيري شيرين دليسيدر بيري ليلي دليسي

کنج وحدتده تباه اولي عزيز عؤمروم حئييف
اولمادي يار منه بير بت زيبا دليسي

خوشليبدير گؤره سن هانسي مزارستاني
ديون اول زاهده اي بير کوکه خلوا دليسي

گول اياغينده سحر وقتي ييخيلميشديم مست
بيري سسلندي کي اي بو گول رعنا دليسي

بير آييل گؤر کي نباتي نئجه اوراد ائله ر
نه ياتيبسان بئله اي بير گؤز شهلا دليسي

حکیم ابوالقاسم نباتی


+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 16:59  توسط آراز  | 

بای بک | آراگؤن, ۲-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۱۹ | خبرلر, تورکجه
يعني فعاليتيميز چوخ اولماليدير کي، گرک دونيادا پارلامئنتلره، او بيري دياسپورالارا تاثيريميز اولسون. ائرمنيلر کازينولاردا، بيزنئسده و سايرده چوخ قوووتليديرلر. آما علمي يئرلرده بيزيم قدر جيدي دئييللر. من فخر ائديرم کي، آذربايجانليلارين هر اؤلکه ده اينتئللئکتوال و ضياليلاري چوخدور.

- آما ضيالليار گولجو اولسالار دا، فردي شکيلده او گوجلري اؤزلري اوچون قالماماليدير. اؤزلري اوچون ايستيفاده اولونماماليدير. يني عومومي جمعيت نامينه، ميلت نامينه، ميلتچيليک نامينه، او ايدئيالار نامينه صرف اولونسا، بو، اؤز بحره سيني وئرر. دياسپوراميزي بونا يؤنلده بيله جگيکمي؟ ائرمنيلر بو باخيمدان هانسي سيياستدن ايستيفاده ائدير؟ بيز اونلاردان اؤيرنه بيلريکمي؟
--------------------------------------------------------------------------------
(يازي اؤزل اولاراق باي بک اؤچون لاتيندن کؤچورولوب)دونيا آذربايجانليلاري کنگره سي نين (د.ا.ک) سدري غلامرضا صبري تبريزي: «ميللي صاحيبکارلار کؤمک ائتسه لر، دياسپورا چوخ گوجلنر»

- سيزين د.ا.ک-آ سدرليگينيز هانسي دييشيکليکلرله نتيجلنه جک؟ چونکي بو، ديقتين يؤنلديگي اساس سواللاردان بيريدير.

- ده ييشيکليک يوخدور. يني تشکيلاتدا دموکراسی و اونون چوخ گوجلو شکيلده داعوامي اولاجاق. قاباقلار سئچيملري قورولتاي سئچيردي. ايندي ايسه ايداره هئيتي سئچيلير. ايداره هئيتي ده رياستي سئچير. بو، او دئمکدير کي، او ايداره هئيتينه چوخلو ضياليلار، عاليملر و دونيانين اؤلکه لرينده گزميش و گؤرموش آداملار ييغيشيب. من دئيه بيلرم کي، بو دفعه بو دياسپورانين سئچيمي ايله بيز موترققي، اوميدئديجي ايشلر گؤره بيلريک. يني هر شئيي بيردن باشلاماق اولمور. بو تشکيلاتين ۱۰ ايل عؤمرو وار. ايشلر گؤرولوب و گؤروله جک. منيم فيکريم بودور کي، بيز بو دياسپوراني و آذربايجاني دونيايا چيخاراق. دياسپوراميز باره ده، خالقيميزين باشينا گلنلر باره ده خالقيميز بيلير. آما بيز بونلاري دونيانين نظرينه چاتديرماليييق. بیلی یورد لرده سئمينارلار قورماليييق، عاليملري چاغيرماليييق. اونلارين فيکيرلريني اؤيرنمه ليگيک. منيم مقصديم بيرينجي، او اولاجاق کي، د.ا.ک-اي گئنيشلنديرک. خاريجده گؤسته رک کي، آذربايجانين مووففقيتلري ندير، پروبلئملري ندير. بونو گئنيش شکيلده گؤستره جگيک. بير ده هر شئي پلان اوستونده اولماليدير. پلانلي اولسا، مسئله داها آسان اولار. ايداره هئيتي نين فيکيرلري ۱۷ نفرين فيکيرلريدير. ۱۷ نفر فيکيرلريني اوست-اوسته قويور، سدر ده اونو ايجرا ائدير.

- بيلديرميسينيز کي، ايقتيدار و موخاليفت مسئله سينه دياسپورا سيياستينده يئر يوخدور. دياسپورادا ايقتيدار-موخاليفت داعواسي وارمي؟ عوموميتله، فيکير آيريليقلاري هانسي پرينسيپلر اساسيندادير؟

- دياسپورادا گرک وطنيميزي بير گؤرک. وطنيميزين ايستيقلاليني، دؤولتچيليگيني دونيايا گؤسته رک. موخاليفت - ايقتيدار ايچريده اولان مسئله دير. بونو چؤله چيخارا بيلمريک. بيز ايجازه وئرمريک کي، يني دياسپورا ايمکان وئرممه ليدير کي، موخاليفت و ايقتيدارين کونفليکتلري، نظر فيکيرلري چؤله چيخسين.

- بيزيم دياسپورادا بئله بير فيکير آيريليغي وارمي؟

- قاباقلار واردي. شوکور آللاها کي، ايندي بئله پروبلئم يوخدور. يني دئمک اولار کي، يوخدور. هامي ايسته يير کي، آذربايجاني بير گؤسترسين. ايندي دياسپورادا آنلاشما چوخدور، چوخلو همکارليق وار. دياسپورا گوجله نيب. دياسپورا بير اولماليدير و مقصد ده بير اولماليدير.

- بونا نئجه نايل اولاجاقسينيز؟

- دياسپورانين واسيطه سيله بيز وطنيميزين ايستيقلالي، گوجلو هؤکومتي و دموکراسی نين ترققي يولونا گئتمه سيني گؤسترمه ليگيک. دياسپورا بير اؤلکه نين نوماينده سيدير. دياسپوراني دئمک اولار کي، ايکي قيسمه بؤلمک اولار، بير وار بيزيم ايستيقلاليميزدان قاباق واردي. بعضي اؤلکه لرده جنوبدان گلنلرين بير جمعيتلري وار ايدي. پراکنده صورتده ايدي. آما ايستيقلالدان سونرا، رحمتليک حیدر اليئوين بريتانييايا گلمه سي، آبش-آ گلمه سي و اؤلکه نين موستقيلليگي دياسپورايا بير جان وئردي، حرکت وئردي. د.ا.ک موهوم بير قورومدور. دونيا آذربايجانليلاري نين هوقوقلاريني، وارليغيني دونيادا تانيتديرير.

- آما ندنسه بيزيم دياسپوراميز ائرمنيلرين دياسپورالاري ايله موقاييسه ده هر هانسي بير اؤلکه نين پارلامئنتينده بير قرار قبول ائتديره جک، او قرارين قبول ائتديريلمه سينه تاثير گؤستره جک بير گوجده دئييل. بيزيم دياسپورادا نه چاتمير؟

- بو مسئله چاتماماقدا دئييل. بيزيم تشکيلاتين عؤمرو آزدير. ائرمنيلر ايسه ۱۵۰ ايلدير بو فعاليتله مشغولدورلار. بيز قبول ائديريک کي، چوخ ايشلمه ليگيک. يعني فعاليتيميز چوخ اولماليدير کي، گرک دونيادا پارلامئنتلره، او بيري دياسپورالارا تاثيريميز اولسون. ائرمنيلر کازينولاردا، بيزنئسده و سايرده چوخ قوووتليديرلر. آما علمي يئرلرده بيزيم قدر جيدي دئييللر. من فخر ائديرم کي، آذربايجانليلارين هر اؤلکه ده اينتئللئکتوال و ضياليلاري چوخدور.

- آما ضيالليار گولجو اولسالار دا، فردي شکيلده او گوجلري اؤزلري اوچون قالماماليدير. اؤزلري اوچون ايستيفاده اولونماماليدير. يني عومومي جمعيت نامينه، ميلت نامينه، ميلتچيليک نامينه، او ايدئيالار نامينه صرف اولونسا، بو، اؤز بحره سيني وئرر. دياسپوراميزي بونا يؤنلده بيله جگيکمي؟ ائرمنيلر بو باخيمدان هانسي سيياستدن ايستيفاده ائدير؟ بيز اونلاردان اؤيرنه بيلريکمي؟

- بيز چوخ شئيلري اؤيرنه بيلريک. مثلن يهودي ايجماعلاري و ائرمنيلر بير-بيرلرينه چوخ دستک ائديرلر. دستک اولورلار. بيزده بير زيفليک وار کي، بيري سدر اولور، او بيري ايسته يير اونون يئريني توتسون. بو، پاخيلليقلار وار. بيزيم ائله دؤولتليلريميز وار کي، اللري جيبلرينه گئتمير. دياسپورا پولسوز اولماز. ائرمنيلر ميليونلارلا پول خرجله ييرلر، آما بيزيمکيلر تأسوفلر اولسون کي، بئله ائتمير. دياسپورا دا پولسوز، يارديمسيز اولماز. بيز بيرليکده، بير-بيريميزي دستکله مکده بير آز زيفيک. او پروبلئم هله ده قالير.

- ماليييه منبعلرينيز اساسن نه لر اولور؟

- بيزيم دؤولت کوميته سي وار، اونو دؤولت ماليييلشديرير. د.ا.ک-اي دئمک اولار کي، شخصي آداملار، غئيري-هؤکومت تشکيلاتلاري دستکليير. گله جکده اوميدوارام کي، دوزه لر. منيم فيکريمدير کي، ميللي صاحيبکارلار بو ايشه قوشولسونلار. اگر اونلار بو ايشه کؤمک ائتسه لر، دياسپورا چوخ گوجلنر، آياق توتار.

- گلن ايل قاراباغ حاديثه لري نين ۲۰ ايلي تامام اولور. د.ا.ک بؤيوک بير تشکيلاتدير. هانسي تدبيرلر گؤروله جک کي، ائففئکتلي اولسون؟

- بيز دواملي اولاراق گرک قاراباغ حاديثه لري باره ده دانيشاق. هفته لرله، آيلارلا بو ايش دوام ائتمه ليدير، دواملي اولماليدير.

- بو تبليغاتين دواملي اولماسي اوچون دؤورو متبواتدان سيتيفاده ائتمک پلانلاشديريليبمي؟ يعني، قزئتلر چيخسين، تله کانال اولسون، دايم تبليغات آپارسين. بو، نظرده توتولوبمو؟

- طبیعی. ايندي بير نئچه ديلده قزئتيميز وار. آما هر شئي دواملي اولماليدير. بيز بونلاري دوام ائتديرمه ليگيک. بيزيم تلویزیونوموز اولماليدير. آما بيزيم اؤزوموزون خوصوصيله جنوبي آذربايجاندا، يا دونيانين باشقا يئرلرينده تئلئويزيياميز اولماليدير. تئلئويزييا دياسپورانين دونيايا چيخماسي اوچون ان ياخشي واسيطه دير. بونا دا پول لازيمدير. هم دؤولت طرفيندن، هم آيري-آيري شخصلر طرفيندن. هر شئيي دؤولت ائتمز کي. بيزيم آداملاريميز، صاحيبکارلاريميز وار کي، ميليونلارا صاحيبديرلر. اونلار گرک بو مسئله يه قاريشسينلار. آما بو دا ياواش-ياواش دوزه لير. اون ايل اول هانسي صاحيبکاردان سوروشسايدين کي، دياسپورا ندير، بيلمزدي. ايندي اؤزلري قورولتايلاردا ايشتيراک ائديرلر.نس
(يازي اؤزل اولاراق باي بک اؤچون لاتيندن کؤچورولوب)
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 16:52  توسط آراز  | 

بای بک | يئلگؤن, ۳۰-ي قوراپيشيرن , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۸:۴۳ | بیلدیریش, تورکجه

گزدیم قاریـش ـ قاریـش مئشه، پارانی
دولاشــدیم کند به کند داغـی، آرانی
سوروشدوم بو یئرین «جاوانی» هانی؟
دئدیـــلر بو دوران عاشیق «حسن» دیر

اؤلکه‌میزین دونیا شهرتلی عاشیغی، سسی‌ایله، سازی‌ایله وطنیمیزین توی- دویونلرینی بزه‌ین، آذربایجان خلقی‌نین معنوی گوزه‌للیک‌لرینی دنیا خلقلارینا چاتدیران، عاشیق «حسین جوان»،‌ «عاشیق قشم» یولونون لیاقتلی دوامچیسی عاشیق «حسن اسکندری» آرتیق ۶۰ یاشینا چاتمیشدیر.

او، عؤمرونون ۴۰ ایلیندن چوخونو، خلق نغمه‌کاری کیمی یاشامیشدیر و صنعتی و شخصیتی‌ایله دینله‌ییجی‌لرده وطنپرورلیک، انسان‌سئورلیک کیمی نجیب انسانی دویغولاری اویاداراق ، آزادلیق و عدالت جارچیسی کیمی ائلدن – ائله، اؤلکه‌دن- اؤلکه‌یه گزه- گزه آد قازانمیشدیر.

معنالی و شرفلی عؤمرونو، خلقین سعادتی و آزادلیغینا حصر ائدن ۶۰ یاشلی استاد عاشیق حسن اسکندری‌نی آغیرلاماق اوچون، موسیقی انجمن‌لری، ادبی، مدنی انجمن‌لر، آنا دیللی مجله‌لرین امکداشلاری، آذربایجان ضیالی‌لاری، و موسیقی‌سئورلری‌نین ایش بیرلیگی‌ایله گؤرکملی عاشیغیمیزین دوغوم گونو اؤلکه‌میز ایران مقیاسیندا تهرانین مدنیت سارای‌لاری‌نین بیرینده طنطنه‌لی شکیلده کئچیریله‌جک‌دیر.

حؤرمتلی قلم صاحب‌لری، ‌دیرلی موسیقی‌شناس عالم‌لر و عاشیق صنعتی‌نین آراشدیریجی‌لارینا بؤیوک ممنونیتله اوز توتاراق، اونلاردان خواهش ائدیریک کی، سئویملی عاشیغین صنعتی و شخصیتی ایله باغلی مقاله‌لر، آراشدیرمالار، خاطره یازی‌لاری و…. وارسا «۳۰/۰۴/۱۳۸۶» تاریخینه‌جن مراسمین دبیرخاناسینا گؤندرسینلر.

بو یازیلار علمی هئیت طرفیندن سئچیلیب و مراسیمده ارائه اولوناجاق. باشقا یازی‌لارایسه مراسمین آرایشی‌ایله بیرگه خاطره کتابی شکلینده چاپ اولوناجاق. اؤز کمکینیزی بیزدن اسیرگه‌مه‌یین. ساغ اولون.

ائلی‌نین یوردونون دردی غمینه
اورکدن یانانین قاداسین آلیم.

عاشیق حسن اسکندری نین آغیرلاما مراسمینین آپاریجی هئیتی
[1] Ashiqhasan60@y…

دبیرخانه:
تهران
سعادت‌آباد میدان کاج- خیابان سرو غربی- چهارراه شهرداری ساختمان اداری تجاری سرو٫ طبقه‌ی ۷ واحد ۲
دفتر مجله آذری
تلفن: ۲۲۰۹۴۹۰۰-۰۲۱

تبریز
خیابان آزادی- انتهای غربی پل ابوریحان- پاساژ آذربایجان طبقه‌ی دوم ـ واحد ۲
دفتر انجمن صنفی موسیقی آذربایجان تلفن: ۴۷۸۳۲۹۴-۰۴۱۱ و ۴۷۸۳۲۹۷-۰۴۱۱

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 8:33  توسط آراز  | 

بای بک | سؤتگؤن, ۳۱-ي قوراپيشيرن , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۳:۱۴ | خبرلر, فارسجا

. در سالهای گذشته نیز گروهک های تروریستی کورد چندین بار صاحبان مراکز تولیدی و زنبورداران تورک منطقه قرار هدف حمله و تهدید قرار داده بوده و از آنان خواسته بودند که منطقه را ترک کنند.

این حملات تروریستی که می تواند در آینده وسعت بیشتری به بگیرد زنگ خطری برای همه مردم تورک غرب آذربایجان خصوصا صاحبان کارخانجات، کارگاه های تولیدی و مرغداری ها و باغداران می باشد که به طمع نیروی کار ارزان، اکراد مهاجر را در مراکز تولیدی خود مستقر کرده و بعداز مدتی آنان را ساکن دائمی منطقه می کنند.
--------------------------------------------------------------------------------
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان.ساعت ۰۱:۳۱ دقیقه نصف شب روز شنبه ۳۰/۰۴/۱۳۸۶ کارخانه تولید آب معدنی اورمیه بنام” شرکت آب معدنی سیلوانا” که در کنار روستای سیلوانا در ۴۵ کیلومتری اورمیه واقع است هدف افراد مسلح وابسته به گروهگ تروریستی پ.ژ.ا.ک قرار گرفت.

به دلیل تعطیلی کارخانه٫ در این حمله تروریستی به کسی آسیسب نرسیده است به ولی چندین دستگاه بسته بندی و کمپرسور کارخانه آسب جدی وارد آمده که منجر به تعطیلی چندین هفته ای کارخانه خواهد شد.

بر پایه همین گزارش٫ عناصر تروریست برای ایجاد رعب و وحشت درب کارخانه را به رگبار بسته اند. نگهبان این کارخانه اشاره کرده است که بعد از شنیدن صدای رگبار گلوله ها مجبور به اختفا در محوطه کارخانه شده است. وي دليل اين احتياط را تنهائي در زمان حمله ذکر کرده است.

مهندس رحیمی صاحب این کارخانه که اهل اورمیه و تورک است به نیروی انتظامی و ماموران اداره اطلاعات که در محل حضور پیدا کرده بودند گفته است که چندین بار از سوی جوانان روستای سیلوانا مورد تهدید قرار گرفته است. وي افزوده است به نظر او تنها هدف تروریست ها ایجاد فضای ناامن برای صاحبان تورک کارگاه های تولیدی مستقر در منطقه می باشد.

لازم به توضیح است که روستای سیلوانا در ۴۵ کیلومتری شهر اورمیه واقع شده است. جمعیت این روستای کوچک و کرد نشین بعد از روان شدن سیل فراریان جنگ عراق با اکراد ساکن در شمال عراق٫ به یکباره چندین برابر شده که با ایجاد اردوگاه های آوارگان جنگ عراق رفته رفته به جمعیت این روستای کوچک افزوده شده است. بعد از پایان جنگ نيز بسیاری از این مهمانان ناخوانده بصورت دائمی در منطقه ساکن شده اند. این منطقه از جمله مراکز عمده حضور گروهک های تروریستی کورد در غرب آذربایجان می باشد. در سالهای گذشته نیز گروهک های تروریستی کورد چندین بار صاحبان مراکز تولیدی و زنبورداران تورک منطقه قرار هدف حمله و تهدید قرار داده بوده و از آنان خواسته بودند که منطقه را ترک کنند.

این حملات تروریستی که می تواند در آینده وسعت بیشتری به بگیرد زنگ خطری برای همه مردم تورک غرب آذربایجان خصوصا صاحبان کارخانجات، کارگاه های تولیدی و مرغداری ها و باغداران می باشد که به طمع نیروی کار ارزان، اکراد مهاجر را در مراکز تولیدی خود مستقر کرده و بعداز مدتی آنان را ساکن دائمی منطقه می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 8:28  توسط آراز  | 

بای بک | دوزگؤن, ۱-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۱:۱۵ | خبرلر, مقاله, فارسجا

. چون ارامنه و کردها به عنوان سدي در مقابل دادخواهي آذربايجانيان مورد استفاده دارند. اين دو گروه که توسط دولت ايران مسلح و حمايت ميشوند هر روز با اشغال سرزمينهاي آذربايجان به نيات پليد رژيم و نيز آرزوهاي خيالي خود جامه عمل ميپوشانند.

در کشوري که زبان٫ دين و مليت جرم است و قابل تعقيب٫ ارامنه مراسم مذهبي-سياسي خود را با بودجه دولتي و حمايتهاي رسمي کشورهاي خارجي برگزار ميکنند.

به خبر زير توجه نمائيد. مراسم ارامنه در آذربايجان برگزار شده است٫ سرزميني که صاحبانش قادر به برگزاري مراسم خود نيستند:


--------------------------------------------------------------------------------

باي بک.هنوز زمان زيادي از ممنوعيت برگزاري گردهمائي قلعه باي بک نگذشته است. اين مراسم که همه ساله در کليبر آذربايجان و با حضور گسترده ملت تورک برگزار ميشود امسال نيز با اعلام حکومت نظامي غيررسمي و نيز انجام مانورهاي رعب آور در منطقه مختل شده و تعداد بيشماري از جوانان و فعالان آذربايجاني دستگير شده اند. دستگير شدگان تحت وحشيانه ترين شکنجه هاي قرار دارند و حتي اقدامات اعتراف گيري از آنها در زندانهاي تبريز و تهران در جريان است.

تنها دليلي که رژيم ارائه ميکند دخالت کشورهاي بيگانه در امور داخلي است. رژيم تهران سعي دارد تورکهاي آذربايجان را بيگانه و فعالان آذربايجاني را مزدوران خارجي (ترکيه٫ آذربايجان٫ اسرائيل و آمريکا) معرفي نمايد.

ولي در کفه ديگر ترازوي ناعدالتي رژيم اسلامي٫ ارمنه قرار دارند.
ارامنه بدون اغراق از مرفه ترين ساکنان ايران هستند. امکانات گسترده اي که به صورت رايگان در اختيار سازمانهاي ديني و فرهنگي ارمني قرار گرفته است باعث قدرتمندتر شدن شاخه هاي نظامي و اقتصادي ارامنه نيز شده است. ارامنه از سازمان يافته ترين گروههاي نظامي-سياسي هيتند که به صورت قانوني در داخل رژيم اسلامي ايران فعاليت ميکنند. چرا؟

چون ارامنه و کردها به عنوان سدي در مقابل دادخواهي آذربايجانيان مورد استفاده دارند. اين دو گروه که توسط دولت ايران مسلح و حمايت ميشوند هر روز با اشغال سرزمينهاي آذربايجان به نيات پليد رژيم و نيز آرزوهاي خيالي خود جامه عمل ميپوشانند.

در کشوري که زبان٫ دين و مليت جرم است و قابل تعقيب٫ ارامنه مراسم مذهبي-سياسي خود را با بودجه دولتي و حمايتهاي رسمي کشورهاي خارجي برگزار ميکنند.

به خبر زير توجه نمائيد. مراسم ارامنه در آذربايجان برگزار شده است٫ سرزميني که صاحبانش قادر به برگزاري مراسم خود نيستند:

قدردانی خلیفه کل ارامنه آذربایجان از مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران

ارومیه - خبرگزاری مهر: خلیفه کل ارامنه آذربایجان از مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران به خاطر همکاری در برگزاری مراسم امسال “سورب باداراک” در قره کلیسای چالدران قدردانی کرد. (همه ساله برگزار ميشود٫ امسال نيز و سال ديگر .. شايد آذربايجانيها بيدار شوند)

“اسقف نشان توپوزیان” شامگاه یکشنبه در دیدار با جمعی از مسئولان اجرائی آذربایجان غربی با دعا برای سلامتی مقام معظم رهبری و دیگر مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران گفت: مسیحیان ایران سالهاست که زیر پرچم این نظام زندگی مسالمت آمیزی با هموطنان مسلمان خود دارند و کمک به برگزاری با شکوه مراسم معنوی قره کلیسا نمونه ای از توجه مسئولان کشورمان به پیروان ادیان الهی است.

مدیر کل سیاسی-انتظامی استانداری آذربایجان غربی نیز در این دیدار با اشاره به نامگذاری امسال با عنوان اتحاد ملی و انسجام اسلامی اظهار کرد: برپایی چنین مراسمی در کشور یکی از مهم ترین راه های تقویت اتحاد ملی در بین ایرانیان است که دشمنان این سرزمین را همچون گذشته مایوس و ناامید خواهد کرد. (نه اتحاد ملي و نه انسجام اسلامي شامل حال ارامنه ميشود٫ ولي خوب٫ اينجا کشور فارسها محسوب ميشود و قدرت در دست آنهاست)

فخرعلی نیکبخت افزود: تقویت پایه های خدا پرستی در بین آحاد مختلف مردم به خصوص جوانان در قالب برنامه های مذهبی زمینه تربیت انسان های کامل در جوامع بشری را فراهم کرده و دولت و مردم جمهوری اسلامی از مراسم مذهبی و معنوی خود و دیگر پیروان ادیان الهی استقبال می کنند.

محرم رضایی فرماندار چالدران نیز در این دیدار گفت: با همدلی مسئولان محلی امکان بهره مندی هموطنان ارامنه از این مراسم معنوی فراهم شد که در سال های آینده نیز این روند ادامه خواهد یافت. (مزدوران محلي يا مانقوردهاي فارس شده)

همه ساله در تابستان، هموطنان ارمنی با اجتماع در قره‌کلیسا و با ذبح قربانی و شرکت در مراسم خاص مذهبی” آیین باداراک” را برگزار می‌کنند که امسال نیز آیین مذهبی مسیحیان شامگاه روز شنبه در کلیسای تاریخی قره‌کلیسا (تاتائوس مقدس) در شهرستان چالدران برگزار شد.

در این آیین مذهبی و اجتماعی هموطنان مسیحی (ارامنه) از سراسر کشور و مسیحیان برخی از کشورهای جهان شرکت می کنند.

همه ساله در این مراسم ، مسیحیانی از شهرستان های تهران، اصفهان، تبریز، ارومیه و سلماس، همچنین ارامنه‌ای از کشورهای لبنان، انگلیس، کانادا و فرانسه در آیین مذهبی مسیحیان در قره‌کلیسا حضورمی یابند.

در این آیین مقام های مذهبی مسیحیان کشور و اسقف اعظم کلیسای ارامنه برای شرکت‌کنندگان سخنرانی کرده و آیین‌های دعا و سپاسگزاری و غسل تعمید را انجام می‌دهند.

قره‌کلیسا در ‪ ۱۵‬کیلومتری شمال شرقی چالدران در کنار روستای کلیساکندی واقع است که در آن تاتائوس مقدس یکی از حواریون حضرت مسیح (ع) و مبشرین دین مسیحیت مدفون است. (اشاره اي به واقع شدن اين مناطق در آذربايجان نشد!!)

این کلیسا نزد مسیحیان جهان به خصوص ارامنه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. تاریخ ساخت این کلیسا به اوایل دوره مسیحیت باز می‌گردد که بعد از زلزله اوایل قرن چهاردهم میلادی ویران شده است.

در سال ‪ ۱۳۱۹‬قمری ساختمان فعلی قره‌کلیسا بازسازی شده و در زمان حکومت عباس میرزا ساختمان سفیدرنگ به بنای قدیمی (سیاه رنگ) الحاق شده است. مدارک و اسناد این اثر تاریخی جهت ثبت در ردیف آثار جهانی به سازمان جهانی یونسکو ارسال شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 8:24  توسط آراز  |