|
|
|
|
|
دوستان سلام
آدرس وبلاگ جديد من : |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 8:16 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 8:13 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | اودگؤن, ۲۳-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۲:۵۶ | فارسجا, تورکجه, شعر نشريات دانشجوئي ترك در سراسر ايران، شاخه مستقل و ويژه اي را در تاريخ مطبوعات ترك در ايران و آذربايجان جنوبي تشكيل مي دهند. اين نشريات علاوه بر آنكه به عنوان محفلهاي ادبي مطبوعه، نقش بسيار مهمي در تربيت نسلي از جوانان تركي نويس و تركي خوان دارند، همچنين خلا ان.جي. او و نهادهاي مدني و سياسي مستقل غيردولتي–كه در ايران وجود ندارند و نهادينه نشده اند- را به درجه معيني پر مي كنند. از ديگر عملكردهاي بسيار ارزشمند نشريات دانشجوئي ترك، ايجاد رابطه و پيوند با گروههاي ترك پراكنده بومي در شهرهائي كه در آنها انتشار مي يابند بويژه در خارج جغرافياي آزربايجان جنوبي، و يا به عبارت ديگر دياسپوراي تركان آزربايجاني در خارج آزربايجان جنوبي و فارسستان است. اين نشريات همزمان با آشنا كردن تركان بومي اين مناطق با وطن مادري آزربايجان و فرهنگ و زبان تركي و مسائل آنها، مي توانند به پلاتفورمي بسيار مساعد براي انعكاس صداي اين تركان فراموش شده و دور افتاده از وطن تبديل شوند. گله جك، نام يكي از اين نشريات دانشجوئي ترك در كرمان-فارسستان است. در شماره اول سال اول اين نشريه شعري تركي از شاعر ترك آقاي حمزه حمزه اي (حمزه لو) اصلا از ايل افشار درج شده است. در زير اين شعر هم با رسم الخط چاپ شده در اين نشريه و هم به تركي استاندارد در داخل كروشه آورده مي شود. پس از شعر نيز اطلاعات كوتاهي در باره ايل افشار و بخش ترك نشين ارزوئيه در شهرستان بافت استان كرمان-فارسستان داده شده است. قوشار (شاعر): حمزه حمزه اي، اوروزييه (ارزوئيه)- كيرمان- فارسيستان آته دن گلديم آنه يه [آتادان گلديم آنايا] ظولمتتن گلديم دونيايه [ظولمتدن گلديم دونيايا] اؤنده اوخدئم كلام [اؤنده اوخودوم كلام] ايگيرمي اولدوم دلي [ايگيرمي اولدوم دلي] ائله كي قيرخه يئتيشديم [ائله كي قيرخا يئتيشديم] الليسينده دوردو عئينيم [الليسينده دوردو عئينيم] ائله كي آلتميشه يئتيرديم [ائله كي آلتميشا يئتيرديم] يئتميشده كيچ ائله ديم [يئتميشده كؤچ ائيله ديم] ايزينده (١٠٠) گتيرين آتيم [يوزونده گتيرين آتيم] ياريمنان كينارا توتم [ياريمدان كنارا دوردوم؟] استخانه لر خرد اولدولر [سوموكلر خورد اولدولار] قايناق-منبع: نشريه گله جك ارزوئيه: ارزوئيه از توابع شهرستان بافت با جمعيتي بالغ بر ۱۸۰۰۰ نفر در فاصله ۲۵۰ كيلومتري جنوب غربي شهر كرمان فارسستان واقع شده است (همچنين محلي به همين نام در استان اردبيل آزربايجان وجود دارد). شهرستان بافت كه يکي از قطبهاي مهم کشاورزي استان کرمان ميباشد شامل سه دهستان به نامهاي صوغان (سوغان)- وکيل آباد و ارزوئيه به مرکزيت شاهماران ميباشد. اقتصاد اين منطقه بر پايه كشاورزي و دامپروري قرار گرفته است. محصولات كشاورزي منطقه عبارتند از خرما، پنبه، انواع غلات شامل گندم - ذرت و انواع صيفي جات. ايل افشار: طوائف ساكن در استان كرمان فارسستان اساسا ترك بوده و به زبان تركى سخن ميگويندּ ايل افشار يكي از بزرگترين ايلات تشكيل دهنده توده ترك در اين استانند. ايل ترك و آزربايجاني افشار، در بخش جنوبي منطقه وسيعي كه از جنوب غربي رفسنجان در جهت جنوب شرقي تا بزرگراه كرمان - بم امتداد دارد زندگي مي كنند. قشلاق زمستانى آنها بلوك ارزويه و يايلاق تابستانى آنها بلوك اقطاعى استּ مركز تجارى و داد و ستد تركان افشار، شهر بافت است. دامدارى فعاليت اصلى تركان افشاري را تشكيل ميدهدּ آنها همچنين به صنايع دستى ميپردازندּ محصولات دستى ايل افشار داراى كيفيت بسيار بالايى بوده و در تمام ايران شهره اندּ محصولاتى نظير قالى٬ بافته هاى تزئينى ججيم٬ گليم٬ خورجين٬ چنته٬ شيركى٬ نمكدان٬ قاشقدان و ديگر لوازم ضرورى خانه كه توسط مردان و زنان طائفه توليد ميشود منبع درآمد قابل ملاحظه اى براى آنان استּ پشم نرمى كه از گوسفندان آنها بدست ميآيد يكى از بهترينها بوده و داراى شهرت جهانى استּ اسامي طويف ايل ترك و آزربايجاني افشار در كرمان به نظر نامه نگار از اين قرار است: علي قرلو، اشرفلو، قاسملو، پير مرادلو، ره درازلو، حيدر محمد شاهلو، آمويي، ميرجاني، جان قلي اشاقي، فارسي مران، صفي قلي اولادي، ساربانּ محمدعلي خان سديد السلطنه در سفرنامه خود طوايف افشار را چنين ثبت كرده است: حمزه لو، قاسم اولادي، جلاللو، آل كسوا، زرگر، صفي قلي اولادي. طبق همين نويسنده تيره هاي مستقل ايل افشار از اين قرارند: پورممشالو، پيرمرادلو، آقاجان لو، وليپور، قرايي، ميرحسيني، فارسي مدان، ميرجاني، قره قويونلو، قره گزلو حمزه خاني، برآوردي، عمويي، غنچه اي، صادقي، راييني، شهسواري، جامعه بزرگي، مرادي، ساوندر، خبري. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 9:32 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
صادق نجفی رئیس سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی با اعلام اين مطلب گفت: اگر فقط به بازارهای هدف فعلی اكتفا كنیم نخواهیم توانست در بازارهای سایر كشورها جایگاهی داشته باشیم و با حضور رقبای جدید حضور مان در بازارهای موجود كمرنگ خواهد شد.
نجفی اظهار داشت: تجار، باید علاوه بر صدور كالاهای سنتی به فكر كالاهای جدید با تجارت مدرن باشند چرا كه سلیقه مشتریان و نیازهای بازار امری نیست كه بتوان به سادگی از آن چشم پوشی كرد. وی تصریح كرد: مرغوبیت كالاها نیز در این میان بالاخص در مورد كالاهای همانند خكشبار و مواد غذایی اثرگذار است. رئیس سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی همچنین با اشاره به صدور 350 فقره گواهینامه صادراتی در شهرستان مراغه از این شهرستان به عنوان قطب تولید و صدور خشكبار كشور یاد كرد و گفت: پتانسیلهای موجود در مراغه در خصوص تولید و صدور خشكبار توان نیارهای بازارهای هدف بسیاری از كشورهای جهان را دارد. وی از تجار مراغهای خواست صادرات خود را از گمرك مراغه انجام دهند كه متاسفانه كالاهای خود را در سال جاری اكثراً از سایر گمركات ارسال كردهاند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 9:25 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
در بين مرداني که براي دفاع از مشروطيت و حقوق ملت دست به شمشير برده و آنرا پس از استبداد صغير دو مرتبه بازگردانيدند، ستارخان سردار ملي مقام اول را دارد؛ بحق او قهرمان مشروطيت ايران است.
ستارخان پيش از مشروطيت از لوطيان تبريز بود. لوطيان تبريز از قديم طبقه خاصي را تشکيل ميدادند و اخلاق و عادات بخصوصي داشتند. با حکومت و مأمورين دولت هميشه مخالفت مي نمودند؛ چنانکه در عصر شاه طهماسب صفوي عده اي از آنان در عصيان طغيان نمودند و به مجازات رسيدند. پس از بروز اختلاف بين متشرعه و شيخيه، لوطي ها نيز دو دسته شدند و به مخالفت همديگر برخاستند. اعمال و رفتار آنان مورد توجه طبقات مردم بود. محمدامين خياباني ديواني به زبان ترکي درباره وقايع لوطي هاي تبريز سروده که در عهد نادرميرزا مؤلف "تاريخ تبريز" با وصف چند دفعه چاپ کمياب بوده است. ستارخان از لوطيان بومي نبود، بلکه اصل او از قراجه داغ و از ايل محمدخانلو بود. خود به شيخيه اعتقاد داشت و روزگاري در اطراف شهر به سر مي برد. پنهاني به مشهد رفته و برگشته بود.
پس از آنکه قشون روس وارد تبريز گرديد، وي به شهبندري عثماني (قونسولخانه) پناه برد و بالاخره به طهران رهسپار شد. در پايتخت مشروطه پذيرايي گرم و باشکوه از وي به عمل آمد. ستارخان با شاه و نايب السلطنه در يک کالسکه نشسته، با جلال تمام وارد شهر گشت و در باغ اتابک منزل گرفت.
اين بود تاريخ زندگاني پرحادثه مردي که مشروطيت ايران را نجات داده است. در يک خانواده کوچک به دنيا آمد، در يک محيط فاسد تربيت شد، در يک ساعت بحراني دست به اسلحه برد. چون مدافع مشروطيت بود او از يک حرکت مترقي دفاع کرد و نامش جاويدان شد. دو برادر و يک برادرزاده او را سالداتهاي روس به دار زده اند، يعني در راه مشروطيت قرباني داده است؛ بنابراين سزاوار احترام است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 18:40 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
تروريستهاي «پ.ک.ک» که اکنون بازي را در صحنه اصلي نبرد با ترکيه باختهاند، به لحاظ روابط با برخي کردهاي مهاجر و مقيم اروپا، اکنون بازي خود با ترکها را به خيابانهاي اروپا کشانده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 18:20 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
نماينده مراغه در مجلس، چندي پيش در مراسمي که به مناسبت بازگشايي هتل درياي مراغه برگزار شده بود، از فروش دندان انسان ماقبل تاريخ که به تازگي در مناطق غني فسيلي اين شهر يافت شده، خبر داده است. به گزارش خبرنگار «تابناك» از مراغه، اين خبر در حالي اعلام شده که موج بيتوجهيها نسبت به ميراث غني فرهنگي کشور در اين شهر رو به افزايش است؛ ساخت خياباني در منطقه باستاني مراغه که منجر به تخريب چندين بناي ثبتشده تاريخي شده و ساختوسازهاي بدون مجوز در کنار مقبره «هلاکو خان» ـ که چندي پيش نيز با واکنش شديد رسانهها روبهرو و موجب توقيف پروژه شد ـ بخشي از روند نگرانکننده رو به رشد تخريب آثار باستاني در اين شهر به شمار ميرود. سيدمصطفي سيدهاشمي، نماينده مردم مراغه، در مراسم افتتاح هتل درياي مراغه، با دفاع از احداث پروژههايي در كنار گنبد استوانهاي و کبود، اظهار داشت: بخش خصوصي، آمده اين جا کار ميکند، حريم ميراث فرهنگي حفظ شده است، اگر دولتها ميخواستند کاري کنند، تا حالا ميبايست ميکردند. سيدهاشمي به اعتبارات ميراث فرهنگي اشاره کرده و اظهار داشت: پارسال پنجاه ميليون تومان براي خريد منازل اطراف معبد مهر اختصاص داديم که جذب شد، امسال يکصد ميليون تومان اعتبار داديم تا راه براي مسافت به اطراف «غار کبوتر» باز شود. وي به مشخصات غار کبوتر اشاره کرده و افزود: در دنيا دو غار کبوتر وجود دارد؛ يکي در کاليفرنيا و ديگري در مراغه. سيدهاشمي به امکانات و توانهاي بالقوه مراغه اشاره کرده و اظهار داشت: مراغه بهشت فسيلشناسهاست و ما رسما موزه ملي مراغه را با نام فسيلشناسي داير کردهايم. جالب است بدانيد ما سه دندان انسان ماقبل تاريخ را در مراغه پيدا کردهايم که يکي از اين دندانها را به قيمت يک ميليون يورو به فرانسه فروختيم و اينک به نام مراغه در موزه «لوور» نگهداري ميشود. سيدهاشمي به مراکز تحقيقات در مراغه اشاره کرد و افزود: به حمدالله مراغه شهر تحقيقاتي شده و ما الآن مرکز تحقيقات فسيلشناسي، مرکز تحقيقات نجوم و اختر فيزيک، مرکز تحقيقات دايم را داريم که مرکزي فراملي است. لازم به ذکر است که مطابق قانون مجازات اسلامي، هرگونه اقدام به فروش آثار تاريخي، جرم به شمار آمده و مجازات حبس از يک تا سه سال را موجب ميگردد. گفتني است، چندي پيش مهندس بهشتي، رئيس اسبق سازمان ميراث فرهنگي، با اظهار تأسف شديد از بيتوجهي نسبت به بافتهاي سنتي و ميراث فرهنگي، اظهار كرده بود: اگر خودكشي حرمت شرعي نداشت، خود را از يكي از ميدانهاي تهران به پايين پرتاب ميكردم. توضيحات سيد هاشمي سيد هاشمي نماينده مراغه در توضيحي كه به تابناك ارسال شده آورده است: خبر مدرج در خصوص حراج آثار ميراث فرهنگي و افتخار به آن از زبان اينجانب كاملا تكذيب ميشود، زيرا كه مطالب مطروحه با يك ايده خاص گزينش شده است و در خيلي از موارد تحريف گرديده است و به قول معروف «لا تقربوا الصلوه» را گفتهاند «انتم سكاري» را نگفتهاند، مستدعي است در تكذيب آن اقدام لازم مبذول فرماييد. سيد هاشمي نماينده نماينده مردم مراغه و عجبشير |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 18:11 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
اولو تانري نين آدي ايله اولو سردار شهيد ستارخانين ايل دؤنومو پنج شنبه گونو 24 آبان او سردارين مزاري اوستونده قوتلاناجاقدير به نام خدا ظلمت صريح با تو سخن گفت پس توهم با او به استعاره و ايما سخن مگو
با حضور قاطع خويش در مراسم بزرگداشت سردار بزرگ آذربايجان شهيد ستارخان بار ديگر مثل هميشه از حقوق حقه ملت شريف خود سخن خواهيم گفت. از قاطبه فرزندان غيور آذربايجان دعوت ميشود جاي خالي همسنگران مبارز خود را در اين مراسم پر کنند.
مکان: شهرري، صحن طوطي زمان: پنج شنبه، 24 آبان، ساعت 15
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 10:37 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
شهريار : تورکون ديلی
توركون ديلي تك سوگلي؛ايستكلي ديل اولماز |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 10:32 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
توضیح ضروری: متنی که در ذیل مطالعه خواهید کرد بخشی از دست نوشته های مرحوم میرزا ابوالقاسم امین الشرع خوئی در باب جنایات، خیانات وتهاجمات ارامنه، آسوریها و اکراد و مستبدین غرب مملکت آذربایجان، به رهبری جلادانی چون مارشیمون، آندرانیک و سیمیتقو و همچنین ستمگری همانند اقبال السلطنه علیه اهالی مسلمان، تورک و مظلوم منطقه است که به کوشش بی دریغ و صمیمی جمعی از فعالین مدنی آذربایجان تهیه، اسکن، تایپ و ادیت شده است. با توجه به اینکه کتاب حاضر در اواخر عهد امپراطوری قاجار نوشته شده لذا بهتر آن بود که همراه با تصحیحات و تحشیات لازم منتشر گردد، اما متاسفانه کمبود وقت مانع از انجام این مهم گردید. امید است که این کتاب ارزشمند بعنوان مجموعه ای از اسناد متقن و شواهد مستند، بصورت شایسته ای مورد توجه مورخین و محقیقن قرار گیرد و چراغی شود برای روشن کردن تاریخ خاموش ملتی که به رغم مظلومیت های هولناکش عموما در آماج تبلیغات مسموم تاریخ نگاران بیگانه وبیمایه قرار گرفته است! علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند:
مجموعه مجلدات میراث اسلامی، به کوشش رسول جعفریان، جلد دهم،( بخش تاريخ تهاجمات و جنايات ارامنه، اسماعيل سيميتقو و سردار ماكو در آذربايجان، تالیف ميرزا ابوالقاسم امين الشرع خويي، به كوشش علي صدرايي خويي)، قم، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ق)، از صفحه 13 تا صفحه 80 فرزاد صمدلی4/2/1385
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 10:4 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش کيهان٫ يک مخترع آذربايجاني براي نخستين بار موفق به ايجاد شرايط لازم براي بتن ريزي فضايي شد. «حسين زماني»، مجري اين طرح به خبرنگاران گفت: اقدامات صورت گرفته در اين كار، اولين گام براي بتن ريزي در شرايط هواي خارج از جو زمين است و اين اختراع، مراحل ثبت جهاني خود را مي گذراند. وي كه موفق به تهيه نوع جديد سيمان براي بتن ريزي تا دماي ۱۸ درجه سانتي گراد زير صفر شده است، تصريح كرد: اين نوع سيمان، با استفاده از چند عنصر، غني شده است و دستيابي به فن آوري توليد آن، امكان بتن ريزي در مناطق بسيار سردسير و كوهستاني را فراهم مي سازد. زماني با تاكيد بر اين كه سيمان هاي كنوني، دردماي بيش از ۱۶ درجه قابل بتن ريزي است و قابل استفاده در فصل سرما نيستند افزود: سيمان جديد، اجراي طرحهاي عمراني در شرايط كوهستاني و سخت آب وهوايي سردسيري را امكان پذير مي سازد، وي تاكيد كرد: سيمان جديد داراي مقاومت بالا در مقابل سايش و يخبندان است و مقاومت سايشي آن در مقايسه با بتن هاي كنوني، تا ۲.۵ برابر، افزايش يافته است. به گفته وي، مقاومت بتن ها معمولا ظرف ۲۸ روز بدست مي آيد و مقاوم مي شود ولي اين نوع سيمان غني شده مقاومت خود را در ۱۴ روز، بدست خواهد آورد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 10:1 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
مبتكر اروميه اي جارو برقي دمنده با كنترل به صورت دستي ساخت. به گزارش واحد مركزي خبر حسين صالحي سازنده اين جارو برقي مي گويد: اين جارو برقي برخلاف جارو برقي هاي موجود كه با مكش هوا كار مي كنند با خارج كردن هوا و تنظيم فشار ، زباله ها را جمع آوري مي كند. وي افزود: اين دستگاه در مساحتهاي بزرگ با سرعت و به آساني كار مي كند و از آن مي توان بعنوان شارژر باطري خودرو نيز استفاده كرد. كاهش 50درصدي مصرف برق، صرفه جويي در زمان، ده برابر بودن ظرفيت كيسه زباله نسبت به ديگر جاروبرقي ها و كنترل قدرت بصورت دستي از ديگر مزاياي اين دستگاه است. وي اين دستگاه را در مدت يك سال با 800هزار ريال هزينه طراحي و ساخته است. اين مبتكر كه در مقطع ابتدايي و راهنمايي تدريس مي كند مشكلات سرايداران مدارس در هنگام نظافت مدرسه بخصوص مدارس دو نوبته را انگيزه اصلي خود براي ساخت اين نوع جارو برقي بيان كرد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:54 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | سؤتگؤن, ۲۰-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۹:۰۲ | فارسجا, مقاله دستگری فعالان سیاسی، حقوق بشری، دانشجویئ و در کل مدافعان بی دفاع آذربایجان در تهران با شدت و حدت ادامه دارد و با گذشت چندین ماه از دستگیریهای گسترده فعالان حقوق بشری و سیاسی در زنجان دولت فارسگرای تهران بدون توجه به حقوق بشر فعالان ملی آذربایجان در تهران را به حبس می برد و حق گرفتن وکیل و داشتن دادگاه عادلانه را هم از آنها می گیرد. اولین یورش ماموران امنیتی به فعالان ملی در تهران از اواسط تابستان با دستگیر وکیل صالح کامرانی در کرج صورت گرفت و بعد از آن فعالان ملی آذربایجان به صورت سریالی یکی بعد از دیگری به محبس برده شده اند عبدالله عباسی جوان، دکتر محمد علی حیدری، یعقوب سالکی نیا (ایلقار مرندلی)، محمد نصرتی، سید قاسم سیدین زاده از جمله افرادی هستند که توسط توسط نیروهای امنیتی به صورت غیر قانونی دستگیر شده و به زندان اوین برده شده اند و تابحال هیچ کدام از این افراد نتوانسته اند برای خود وکیل بگیرند و بعضی از این افراد هم نتوانسته اند با خانواده خویش ملاقات داشته باشند. اولین دستگری گسترده ترکها در تهران به اردیبهشت سال ۱۳۸۳ بر می گردد که با یورش نیروهای امنیتی به خانه یکی از فعالان ملی با دستگیری ابراهیم جعفرزاده و جمعی دیگر از فعالان ملی و همچنین دستگیر تعدادی از فعالان ملی به همراه فرزاد صمدلی در روز ۲۴ آوریل ۱۳۸۳ در جلو کلیسای سرکیس صورت گرفت که در آن زمان طوفانی به پا کرد و اخبار دستگیری گسترده ترکها در تهران در صدر اخبار قرار گرفت و افزوده شدن مساله ترک-فارس-ارمنی به این مساله هم جاذبه خاصی داده بود فضای نسبتا باز آن روز موجب شد که افکار عمومی به این دستگیریها عکس العمل نشان دهد و دولت مجبور شد که هر چه زودتر فعالان ملی را که بیش از ۱۰ نفر بودند آزاد کند این نوع دستگیری ها حکومت های بلوک شرق را در ذهن تداعی می کند که نیروهای امنیتی آن حکومتها با دستگیری یک نفر تمامی دوستان و فامیل آن فرد را در مدت زمان کوتاهی دستگیر می کرد تا اطلاعاتی از آنها بگیرد و این دستیگریها به هیچ قانونی مبتنی نبود بسیاری از مواقع دیده می شد که افرادی را دستیگر کرده اند که هیچ خبری از ماجرا نداشته و سالها بدون اینکه تفهیم اتهام شود در زندان می ماند بعدا بدون اینکه عذری خواسته شود فرد یا افراد را آزاد می کردند این بی قانونی و بی احترامی به نوع انسان یادگار این حکومتهای کمونیستی و فاشیستی است که امروزه در جمهوری اسلامی هم بکار گرفته شده است. قصد حاکمیت از این دستیگریها هرچه باشد ولی حرکت ملی نشان داده است که بیدی نیست با این بادها بلرزد و حاکمیت هرچقدر فشار غیر قانونی و نامشروع خویش را بر فعالان ملی در تهران زیاد کند حرکت ملی قویتر و جهانی تر می شود، گسترش حرکت ملی از بطن آذربایجان به تهران و دیگر استانهای ممالک محروسه نشان از رشد فزاینده افکار ملی در میان ترکهای ساکن در جغرافیای ممالک محروسه دارد در این مساله اگر امروزه تهران برای فعالان سیاسی ترک نا امن شده ولی یک برگ موفقیت برای حرکت ملی و فعالان ملی است چرا که حرکت ملی جنگ را از خانه خویش به خانه دشمن آورده است در خانه حریف به مبارزه با دشمن می پردازد این یکی از تاکتیکهای مبارزاتی است که فعالان ملی به صورت سیال، مبارزه را از بطن آذربایجان به حاشیه ها برده وحریف را در این مراکز مشغول کرده است، این سیاست باید ادامه داشته باشد از سویوق بولاق (مهاباد)، قزوین گرفته تا ساوه و انزلی و رشت هم به این مساله باید بپیوندند و حاکمیت از جاهای مختلف باید تحت فشار قرار گیرد و در جاهای متعدد باید مشغول شود دیگر نباید ما در خانه خویش با حریف مبارزه کنیم و انرژی خویش را تحلیل ببریم باید نقاط مختلف مبارزاتی فعال شوند. از جمله قشقایستان هم برای این مساله دارای پتانسیل زیادی است باید این نقطه را هم فعال کرد و به جمع مبارزات ترکها پبوند زد در هر شهری که ترکها زندگی می کنند باید فعالیت ملی زیادتر شود و سیالیت مبارزه حریف را خسته کند نا امن شدن تهران برای فعالان ملی نباید ما را بترساند در عوض باید فعالیت در این نقطه را زیادتر کرد و حومه تهران و مراکز ترک نشین اطراف تهران را هم باید به میدان مبارزاتی فعالان ملی تبدیل شود اگر بیداری ملی را در این مناطق تقویت کنیم حاکمیت مجبور خواهد شد واقعیت حرکت ملی را به عنوان یک واقعیت سیاسی بپذیرد و قبول این واقعیت شکستی بر حاکمیت تلقی خواهد شد و حرکت ملی یکی یکی خاکریزها را فتح خواهد کرد و سنگر به سنگر پافارسیستها را عقب خواهد راند چگونه که تابحال فعالان ملی با حرکت مدنی خویش توانسته اند حاکمیت را عقب برانند و ورقهای زرینی بر مبارزات ملی خویش بیافزایند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:54 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | سؤتگؤن, ۲۰-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۲:۴۰ | فارسجا, مقاله حرکت ملي آذربايجان جنوبي به عنوان يک جنبش اجتماعي- سياسي خاورميانه از جايگاه ويژه اي برخوردار است. اين جنبش اجتماعي-سياسي در تعاملات امنيتي و استراتژيک جغرافيايي منطقه کاملاً قابل ارزيابي است. شاخصه هاي که وزن اين جنبش را نشان مي دهد به قرار ذيل مي باشد: ۱- گستردگي و يکپارچه گي سرزميني: تورکهاي ايران اگرچه در گستره سرزميني ايران حضور عيني دارند ولي ۵ استان تورک زبان (آذربايجانشرقي، آذربايجانغربي، اردبيل، زنجان، همدان و بخشهايي از تهران و قزوين) در يک گستره جغرافيايي واحد و يکپارچه قرار گفته اند که در صورت هرگونه تحرک سياسي-امنيتي ، منطقه از توزيع قدرت مرکز خارج مي شود.(البته بايد در نظر داشت که مناطق تاريخا تورک نبايستي فراموش شوند. مناطقي که در محدوده استاني کردستان يا گيلان قرار گرفته اند٫ يا استانهايي که به شدت تمام سعي شده است سابقه تورک بودن و تعلق آنها به آذربايجان از آنها گرفته شود نظير قوم به هيچ عنوان نبايستي جدا از آذربايجان تلقي شوند. تمامي اين مناطق جزئي جدايي ناپذير از آذربايجان ميباشند و سرنوشت آتي ملت تورک آذربايجان بستگي مستقيم به تمامي مناطق تورک دارد. باي بک) ۲- تراکم جمعيتي: طبق بسياري از آمارهاي معتبر بين المللي و حتي داخلي ( آمارهاي داخلي به صورت رسمي منتشر نمي شود بلکه در مقالات معتبر پژوهشکده مربوط به وزارت اطلاعات مي توان يافت) جمعيت تورکهاي ايران بيش از ۳۰ مليون نفر مي باشد. هر چند بخش عظيمي از اين جمعيت در استانهاي فارس زبان ساکن هستند، ولي در ۵ استان کشور اکثريت قريب به اتفاق يکدست تورک زبان هستند. هرگونه حرکت سياسي اين جمعيت معادلات سياسي – امنيتي و فرهنگي کل سرزمين ايران را با بحران مواجه مي سازد. اهميت تحرکات سياسي – ملي استانهاي تورک، زماني که با تحرکات سياسي تورکهاي تهران (در تهران نزديک به ۷ مليون نفر تورک زندگي مي کنند) هماهنگ شود تاثير مستقيم و بدون واسطه را بر ساختارهاي نظام سياسي ايران که در تهران متمرکز است ، مي گذارد. تراکم جمعيت تورکها از چند جهت ديگر هم براي حرکت ملي آذربايجان مفيد است که عبارتند از: از نظر نيروي توليد، از نظر نيروي رزمنده که در شرايط حاضر به صورت مسالمت آميز فعالند، از نظر راي دهنده، سهولت اطلاع رساني، کاهش نفوذ رقيب در استانهاي تورک زبان و در نهايت سهولت بسيج مردم.بای بک ۳- مجاورت جغرافيايي: يکي از وجوه بارز جنبش ملي آذربايجان اين است که با دو کشور تورک زبان يعني تورکيه و جمهوري آذربايجان شمالي هم مرز است که عمق استراتژيک آذربايجان جنوبي را بسيار تقويت مي نمايد و علاوه بر دو کشور هم مرز به طور کلي کشورهاي تورک زبان آسياي مرکزي هم مي تواند به عنوان الگوهاي موفقي مطرح بشود که بر مبناي قوميت خويش (دولت – ملت) کشور تشکيل داده اند. کشورهاي تورک همسايه به عنوان پشتيبان معنوي مي تواند در مواقع مقتضي مساله جنبش ملي آذربايجان را در دنيا مطرح کند. ۴- مداومت تاريخي: از نظر تاريخي سرزمين آذربايجان مشحون و مملو ار مبارزات قهرماناني است که بخاطر حق و عدالت بزرگترين حماسه هاي بشري را خلق کرده اند. ۲۳ سال مبارزه قهرمانانه بابک خرم دين در مقابل اشغالگران عرب، نمونه اي از اين حماسه هاست. آگاهي ملت آذربايجان از گذشته خويش روحيه مقاومت ملي و حماسي را در آنها تقويت مي نمايد. ۵- منابع غني سرزميني: سرزمين آذربايجان علاوه بر اينکه استعداد بالايي در کشاورزي دارد، سلسله اي از معادن غني از مواد مختلف از جمله مس، طلا،… و ميدان هاي نفتي را داراست که دولت هاي فارس زبان حاکم در تهران به علل ملاحظات استراتژيک هيچ سرمايه گذاري در اين مناطق ننموده و حتي سعي بر اين دارند که ملت آذربايجان را نسبت به منابع غني سرزمين خويش ناآگاه نگه دارند تا مردم همواره در جستجوي کار به مهاجرت گسترده دست بزنند.بای بک ۶- پيشينه مبارزات ملي و قومي: جنبش ملي آذربايجان در ۱۰۰ سال اخير بدون انقطاع به مسير خود ادامه داده است. هرچند که فراز و نشيب هاي مختلفي را پشت سرگذارده است ولي از مسير اصلي خود منصرف و منحرف نشده است. البته اين جنبش در هر مرحله اي بر طبق نيازهاي ملت آذربايجان مطالباتش را مطرح کرده است. به عنوان مثال در دوره قيام ستارخان ، قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي در قانون اساسي ايران گنجانده شد. اين در حالي است که در قيام شيخ محمد خياباني بر پررنگ شدن مرزهاي آذربايجان با عنوان آزاديستان تاکيد مي شود. در قيام پيشه وري بر تشکيل دولت ملي ، به عنوان مطالبات تاريخي آذربايجانيان صحه گذاشته شد و در قيام شريعتمداري با توجه به شرايط سياسي حاکم بر ايران ، منطقه و جهان ، بر ملت آذربايجان به عنوان منبع قدرت ساز براي کل ايران تاکيد و هژموني قدرت آذربايجانيان بر ايران مي باشد. و در دوره حاضر هم جنبش ملي آذربايجان که با عنوان “حرکت ملي آذربايجان” همان مسير صد ساله را ادامه مي دهد، با استراتژي حق تعيين سرنوشت صفحه و جبهه اي ديگر از مبارزه با حاکميت شوونيزم فارس را آغاز کرده است. ۷- رهبران خردمند؛ يکي از ويژگي هاي جنبش ملي آذربايجان وجود رهبران خردمند در حرکت است. رهبري جنبش ملي آذربايجان در شرايط حاضر به صورت شورايي است . هرچند برخي از رهبران قدرت و نفوذ قابل توجهي دارند ولي بخاطر اينکه در حرکت ملي آذربايجان (برخلاف جريان هاي قومي کردي که بين رهبر و بدنه جريان فاصله زياد است) افراد زيادي وجود دارد که قابليت رهبري دارند و از طرفي در بدنه جنبش نخبگان فکري و دانشگاهي کثيري فعال هستند. به همين دليل تسامح و تساهل قابل توجهي بين رهبران و بدنه جنبش وجود دارد. در بين رهبران جنبش آذربايجان برسر مسائل جزئي اختلاف سليقه هايي وجود دارد ولي در مسائل استراتژيک مربوط به آذربايجان يکدست و يکصدا هستند. به عنوان مثال هرچند شبکه تلوزيوني گوناذ تي وي از منتقدان دکتر محمودعلي چهرقانلي است ، ولي در شرايط حساس قيام خرداد ماه سال ۱۳۸۵، همکاري مسئولانه اي را با چهرقانلي و ساير پيشروان جنبش نمود. به طور کلي مي توان گفت که رهبران جنبش ملي آذربايجان به چنين درايت و عقلانييتي رسيده اند که در صورت ضرورت مي توانند فرد يا گروهي را به عنوان رهبر فصل الخطاب جنبش معرفي نمايند(بصورت دموکراتيک). ۸- همسويي مطالبات ملي جنبش آذربايجان با گفتمان مسلط بين المللي؛ جنبش ملي آذربايجان در ۱۰۰ سال اخير از راههاي مسالمت آميز جهت رسيدن به اهدافش استفاده کرده است و تمام خواسته هايش را بر طبق و در چارچوب قوانين و کنوانسيونهاي بين المللي مطرح نموده است. علاوه بر آن گفتمان حاکم بر جنبش ملي آذربايجان به محوريت حقوق بشر، تاکيد بر صلح، کرامت انساني، دموکراسي و … بوده است که با گفتمان مسلط بين المللي همخواني قوي دارد. و از طرفي “حق تعيين سرنوشت ” که از مطالبات جدي جنبش ملي آذربايجان است از منطق حقوق بين الملل نشات گرفته است.بای بک ۹- ميزان فاصله با مرکز؛ جنبش ملي آذربايجان مرکز جغرافيايي فعاليتش را در شهر تبريز قرار داده و استانهاي تورک نشين همجوار را پوشش مي دهد. اين جنبش مشارکت در قدرت مرکزي را نه به عنوان تاکتيک و نه به عنوان استراتژي قبول ندارد. با توجه به فاصله اي که بين شهر تبريز به عنوان کانون قدرت جنبش ملي آذربايجان و شهر تهران و اصفهان به عنوان کانون قدرت قوم فارس وجود دارد، مرکز نمي تواند بر جنبش ملي آذربايجان با عناوين پوششي، مطالبات صنفي، قشري، و حاشيه نشيني سرپوش بگذارد. به همين جهت هرگونه تحرک در شهر تبريز و استانهاي مربوطه ، در رديف و حتي زيرمجموعه جنبش ملي آذربايجان ثبت مي شود. ۱۰– قابليت بسيج پذيري: در مناطق تورک نشين (آذربايجان) بيش از ساير ملت هاي ساکن در ايران قابليت بسيج پذيري وجود دارد. بطوري که در سالروز تولد بابک خرم دين با وجود فشارهاي غيرقابل تحمل دولت فارس ، هر ساله بيش از يک مليون نفر در قلعه بابک واقع در شهرستان کليبر شرکت مي کردند. و در قيام خرداد ماه ۱۳۸۵، ۳۵ شهر آذربايجان در اثر تصرف خيابانهاي شهر توسط ملت ، بطور رسمي از کنترل حکومت خارج شده بود. اين جنبش در شرايط مقتضي قدرت بسيج پذيري در هر سطحي را دارد. البته لازم به ذکر است که جنبش ملي آذربايجان در کنار شاخص هاي قدرت ساز، با برخي از موانع و مشکلاتي روبروست که ضريب قدرت جنبش را کاهش مي دهد که به جند مورد از آنها اشاره مي کنيم: ۱- نظام سياسي ايران (دولت) در اختيار قوم فارس است، که ايدئولوژي شوونيزم فارس بر آن چيره شده است. اين دولت تمام قدرت سياسي، اقتصادي، اطلاعاتي، فرهنگي و نظامي اش را براي نابودي جنبش ملي آذربايجان بسيج نموده است. امروزه پروژه هاي قوي براي اخنلاف انداختن بين نيروهاي فعال جنبش از طرف دولت اجرا مي شود. دولت مي خواهد شاخص هايي را که به صورت استاندارد مبين يک جنبش مي باشد را در جنبش آذربايجان از بين ببرد يا خدشه دار سازد، تا بتواند جنبش ملي آذربايجان را با اصطلاحات شورشي، تجزيه طلبان و اخلال گران همرديف سازد. ۲- دولت ايران به وسيله تطميع و تهديد ، حمايت حاميان بين المللي جنبش ملي آذربايجان را خنثي ميکند.بای بک ۳- با ظهور قدرت اسلامگرا در تورکيه ، برخي از فرصتهايي که جنبش مي توانست با استفاده از امکانات تورکيه عملياتي سازد، ناممکن شده است. به عنوان مثال جلوگيري از پخش برنامه هاي تنها تلوزيون آذربايجان جنوبي، گوناذ، از ماهواره تورک ست و يا ديپورت چهرقانلي از اين کشور و دهها مورد ديگر که مي توان مرتبط با ظهور اسلامگراها در تورکيه دانست. ۴- بن بست در حل مناقشه قره باغ و بطور کلي اشغال ۲۰٪ از اراضي آذربايجان توسط ارمنستان و بهره برداري دولت تهران از اين فضاي حاکم بر آذربايجان شمالي ۵- عدم وجود رسانه هاي ارتباط جمعي کافي جهت اطلاع رساني: جنبش ملي آذربايجان به علت نداشتن وسايل اطلاع رساني از نوع تلوزيون ، راديو، روزنامه و … شديداً متحمل خسارت هاي گسترده اي مي شود. امروزه اکثريت ملت آذربايجان به اينترنت دسترسي ندارند، تمامي نشريات و روزنامه هاي مربوط به جنبش آذربايجان توقيف شده اند. شبکه تلوزيوني گوناذ که به مديريت احمد اوبالي از آمريکا پخش مي شود با محدوديت هاي مالي و فني(ماهواره اي) مواجه است. به هر حال جنبش ملي آذربايجان مقدورات و معذورات خاص خودش را دارد. ولي آنچه واقعيت دارد منابع قدرت ساز در آذربايجان بسيار قابل توجه است و کنش گري اين جنبش را در آينده بسيار نمايان خواهد ساخت. اين کنش گري جنبش آذربايجان با تضعيف قدرت دولت تهران بر اثر فشارهاي داخلي و خارجي قدرتمندتر خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:48 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | سؤتگؤن, ۲۰-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۲:۲۸ | فارسجا, خبرلر در صورتي که وزارت صنايع و معادن مجوز تمديد بهره برداري از معدن نمک چهره آباد زنجان را امضاء کند،قربانگاه مردان نمکي تا 10 سال آينده مورد بهره برداري قرار ميگيرد.اكنون تنها کمتر از يک ماه به زمان تمديد قرار داد مانده اما براي جلوگيري از تمديد قرارداد هنوز نتيجه مطلوبي به دست نيامده است. در حالي که سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان زنجان تلاش مي کند تا معدن نمک چهره آباد پس از پايان قرار داد بهره برداري دوباره تمديدي نشود، اداره صنايع و معادن استان زنجان قصد تمديد بهره برداري از اين معدن باستاني را تا 10 سال آينده دارد. “فرهنگ فرخي”، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان زنجان دراين باره به ميراث خبر گفت: « تا کنون 10 نامه براي جلوگيري از تمديد معدن نمک چهره آباد به سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري کل کشور و همچنين استانداري زنجان ارسال شده است اما هنوز نتيجه مطلوبي دريافت نشده است.» اين در حالي است که مسئول اداره صنايع ومعادن در يک گفتگوي راديويي اعلام کرده است که اين سازمان قصد دارد تا به مدت 10 سال آينده معدن نمک چهره آباد را به مالک فعلي جهت بهره برداري نمک صنعتي اجاره دهد. فرخي دراين باره به ميراث خبر گفت: «از آن جايي که مالک فعلي به تمام تعهدات خود طي 14 سال پيش پايبند بوده است، قانون نيز وزارت صنايع و معادن را مکلف مي کند تا با تمديد اجاره معدن موافقت کند.» اين درحالي است که معدن نمک چهره آباد که امروزه به خاطر کشف موميايي هاي نمکي انسان در آن به يک سايت جهاني بدل شده است. از سوي ديگر معدن نمک چهره آباد از دوره پيش از هخامنشيان مورد استفاده بوده و به همين علت از نظر باستان شناسي بسيار اهميت دارد. فرخي به CHN گفت: «پيگيري ها ادامه دارد و ما اميدواريم پيش از نيمه اول آذر که مدت قرار داد قبلي تمام مي شود بتوانيم جلوي تمديد قرار داد را بگيريم.» خلا هاي قانوني از جمله مشکلاتي است که معدن نمک چهره آباد با آن دست به گريبان است. تا کنون و طي 14 سال فعاليت بهره برداري نمک، بخش اعظمي از اين معدن تخريب شده است و تعدادي از موميايي هاي نمکي به علت فعاليت بولدوزرها تخريب شده است. تا کنون 5 مرد نمکي در اين معدن يافت شده که ششمين نمکي نيز در زير خاک مدفون شده است. گمان مي رود که تعداد اين موميايي ها بيش از آن چه که تا کنون کشف شده است باشد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:45 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | سؤتگؤن, ۲۰-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۰:۴۴ | فارسجا, بیلدیریش هفته گذشته، مأموران جمهوری اسلامی مسجد جوادیه بجنورد در شرق ترکمن صحرا را با خاک یکسان کردند.به گفته اهالی بجنورد، ترکمنهای این شهر در سال 1383 جهت اقامه نماز و آموزش قرآن کریم تصمیم به احداث این مسجد در محله جوادیه گرفتند. تمامی امور اداری ساخت مسجد از طرف هیأت امنای آن در مشهد انجام شده و تنها امضای یکی از روحانیون شیعه حکومتی باقی مانده بود. هیأت امنای مسجد به رغم چندین ماه پیگیری، با کارشکنی ها مواجه شدند. با توجه به اهمیت احداث عبادتگاه، اهالی محل تصمیم به بنای مسجد می کنند. بعد از احداث مسجد، نمازهای یومیه به جماعت اقامه می شود و کودکان ترکمن برای آموزش قرآن و نماز به مسجد می روند. دستور تخریب این مسجد از سوی وزارت اطلاعات و امور روحانیون آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی صادر می شود. بعد از این دستور، مأموران از نمازگزاران ترکمن می خواهند که رأسا نسبت به تخریب مسجد اقدام کنند! با عدم قبول تخریب مسجد از سوی ترکمن ها، نیروهای امنیتی – انتظامی جمهوری اسلامی با یورش به محله، امام جماعت و برخی از نمازگزاران را دستگیر می کنند و در یک شب، مسجد اهل سنت را با خاک یکسان می کنند. ساکنین محله جوادیه صبح که از خواب بر می خیزند، بجای مسجد با یک فضای خالی مواجه می شوند. این یک ننگ برای جمهوری اسلامی است که ادعای اسلام و دین را دارد. رژیمی که از اسلام تنها یک پوست باقی گذارده و به بهانه اسلام، می کشد، شکنجه می کند و دست به ناامنی در سطح منطقه و جهان می زند. اولین بار نیست که این رژیم دست به تخریب مسجد می زند. قبلا نیز، مسجد فیض ترکمنها و اهل سنت در شهر مشهد به دست عمال رژیم در عرض یک شب تخریب شده بود. مسجدی که برای ترکمنها و اهل سنت بسیار مقدس بود به طوری که آنان، قبل از رفتن به حج، آنجا احرام می بستند. آیا اسلام ادعایی جمهوری اسلامی این است؟ در کجای آئین اسلام آمده است که مساجد باید تخریب شوند؟ رژیمی که دم از وحدت اسلامی می زند، در عمل، زندگی را برای جمعیت 25 درصدی اهل سنت در ایران غیرممکن ساخته است. ترور امام جمعه اهل سنت کرمانشاه تنها به دلیل انتقاد از یک سریال تلویزیونی، ترور مولوی خطیب اولین دکترای حدیث از دانشگاه عربستان در بندر عباس، ترور بسیاری از رهبران اهل سنت بلوچ، عدم اجازه نشر کتب به علمای اهل سنت وتولید سریالهایی که سرشار از اهانت به علما و بزرگان دینی اهل سنت است گوشه هایی از فشار و ظلمی است که این رژیم به اسم اسلام بر اهل سنت وارد می کند. بعد از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی فشارها بر اهل سنت به طور بی سابقه ای افزایش یافته است. در منابر علنا خلفای راشدین سب و لعن می شوند. سریالهای توهین آمیز توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساخته می شوند. برای شیعه کردن اهل سنت میلیاردها خرج می شود، در حالی که مردم کشور در فقر و بدبختی به سر می برند. حال با تخریب مساجد اهل سنت و ترکمنها، جمهوری اسلامی فاز دیگری از مبارزه با عقاید متفاوت از عقیده رسمی را آغاز کرده است. همان گونه که تخریب مسجد جوادیه ترکمنهای بجنورد اولین سند جنایت این رژیم نبوده است، به یقین آخرین آن نیز نخواهد بود. زندگی در سایه این رژیم برای اهل سنت غیرممکن شده است. اهل سنت ایران اعم از فارس، بلوچ، بندری، تالشی و ترکمن و… کارد به استخوانشان رسیده است. جمهوری اسلامی تمامی راههای مشروع برای ادامه حیات آنها را بسته است. به جمهوری اسلامی هشدار می دهیم که از وقایع افغانستان، عراق و پاکستان درس بگیرد چرا که اهل سنت بر سر عقاید خود معامله نخواهد کرد. چرا که اگر آتش در نیستان بیفتد، خشک و تر باهم خواهند سوخت. اهل سنت باکی از مرگ بر سر عقاید خود نخواهند داشت. به عنوان سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا، خواستار آزادی بی قید و شرط دستگیرشدگان ترکمن و عذرخواهی رسمی جمهوری اسلامی از ملت ترکمن و امت اهل سنت هستیم و از عموم سازمانها و ارگانهای حقوق بشری می خواهیم از محکومیت این عمل غیرانسانی و مغایر با حقوق آزادی عقیده دریغ نکنند. از سازمانها و احزاب ترکمن نیز می خواهیم با وحدت عمل، یک صدا و قاطعانه این اقدام ضدبشری را محکوم کنند و از هر اقدامی برای بازستاندن حقوق ملت ترکمن دریغ نکنند. سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:44 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
رئیس جمهور سطح فهم مخالفان خود را کمتر از بزغاله دانست. محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ايران در جریان سفر اخیر خود به استان خراسان جنوبی (شانزدهم آبان) در جمع مردم بیرجند، در سخنانی که بخشی از آن توسط خبرگزاری های رسمی منتشر نشد، به شدت به کسانی با روشنفکری از شیوه های مردمی دولت و رئیس جمهور را تمسخر می کنند”، انتقاد کرد. احمدی نژاد در بخشی از این سخنان، فهم این افراد را کمتر از “بزغاله” توصیف کرد! این برای اولین بار است که محمود احمدی نژاد با چنین لحن و ادبیاتی، منتقدان سفرهای استانی و رویکردهای دولت نهم را مورد خطاب قرار می دهد. گفتنی است در سفر اخیر رئیس جمهور ايران به خراسان جنوبی، یکی از مداحان مشهور کشور هم جزو هیات همراه احمدی نژاد بود و بنا بر شنیده های خبرنگار «فردا»، قرار است وی بطور ثابت، در سفرهای استانی دولت در مرحله دوم رئیس جمهور را جهت برگزاری مراسمات مذهبی همراهی نماید. خبرگزاري فردا |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:43 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | يئلگؤن, ۱۹-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۳:۵۸ | فارسجا, بیلدیریش ملت آذربایجان، از الگوهای مقاومت جهان است. ۱۹ آبان ماه سال ۱۳۸۶، پنجمین سالروز درگذشت دلیرمرد حلقه چنلی بئل، سرباز رشید فرقه دمکرات آذربایجان، سرمشق پارتیزانها و گریلاهای مردمی تورک و اسطوره مقاومت مبارزان و زندانیان سیاسی جهان، ” صفرخان، ساوونار ملی” است. اگرچه “نلسون ماندلا” با ۲۷ سال سابقه حبس، شناخته شده ترین زندانی سیاسی جهان محسوب می شود، اما صفرخان با تحمل بیش از ۳۲ سال حبس توام با تحقیر و شکنجه و علاوه بر آن، مقاومت در برابر عفوهای مشروط و تحمیلی رژیم فاشیست پهلوی، بی تردید مقاومترین و صبورترین چهره در میان زندانیان سیاسی جهان خواهد بود. طبعا همسر وفادار ساوونار ملی، “بانو ملوک باقر پور” نیز شایسته تقدیر و تکریمی گسترده است. در واقع اگر صفرخان در درون سیاهچال پهلوی در زنجیر بود، همسر وی نیز همزمان با صفرخان، در اندرون شکنجه گاه نا امنی، فقر و بی یاوری، رها شده بود. شاید به همین دلیل است که شمع حیات ملوک در ۴۱ سالگی و در حین سفر به تبعیدگاه همسرش در برازجان، در بیمارستانی در تهران خاموش شد. بی شک این زن صبور و باوفا، خاتون مبارز ملت آذربایجان است. اگرچه بیان نام، ذکر عملکرد و شرح مقاومت صفرخان ساوونار ملی، هم از سوی رژیم پهلوی دوم و هم از جانب رژیم جمهوری اسلامی، در رسانه های گروهی ممنوع الذکر بوده و است و اساسا تلاشهای هر دو رژیم بر امحاء نام و یاد این مبارز سرشناس جهان تمرکز یافته است، اما عموم ملل و اقوام مقیم مرزهای ایران و بخصوص ملت پیشروی آذربایجان، کوشیده اند به رغم حاکمیت سنگین استبداد، در هر زمان مقتضی، از قهرمان ملی خود تجلیل کنند. صفرخان، از روز سوم آبان سال ۱۳۵۷ که مردم موفق به تسخیر زندان قصر تهران و آزاد سازی او و دیگر یاران دربندش از سیاهچال پهلوی بر شانه های نیم میلیون انسان شدند، به رغم خاموشی اجباری اش در رسانه ها، تا لحظه مرگ با مردم و برای آنان بود. اگر رژیم پهلوی صفرخان را جهت جدا کردن از ملت به حبس ابد محکوم کرد، در مقابل رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز کوشید تا وی را طعمه قتلهای زنجیره ای در پاییز ۱۳۷۷ شمسی کند. اما صفرخان به رغم همه زجرها و سوء قصدها زنده ماند و سرانجام در ۱۹ آبانماه در تهران درگذشت و تابوت وی در مشایعت هزاران تن از دوستداران رهسپار خانه ابدیش گردید. در این میان همایشهای سالگرد درگذشت وی نیز، تبدیل به صحنه اعتراضات مردمی علیه رژیم مرتجع و مستبد جمهوری اسلامی گردیده است.بای بک اکنون اگرچه خان و خاتون ملت آذربایجان به ابدیت پیوسته اند، اما هستند دهها خان و خاتون هویت طلب و تورکی که امروزه در سراسر شهرهای آذربایجان جنوبی از تهران تا همدان و از زنجان تا بازرگان، اسیر زندانها و شکنجه گران جمهوری اسلامی شده اند.براساس اخبار نگران کننده ای که از آذربایجان جنوبی رسیده است در حال حاضر دهها تن از فرزندان تورک آذربایجان، فقط و فقط به دلیل تلاش مدنی برای آزاد سازی فرهنگ، تاریخ، زبان و هویت در زنجیر خود، در زندانهای رژیم فاشیست جمهوری اسلامی تحت بازداشت و عموما زیر شکنجه های سنگین روحی و جسمی قرار دارند. بسیاری از این هویت طلبان (اعم از اساتید دانشگاه، معلمان، خبرنگاران، وکلای دادگستری، نویسندگان، شعرا، هنرمندان، دانشجویان، کارمندان و از دیگر اصناف و اقشار زحمتکش اجتماع) به حبس، اسامی برخی از این هویت طلبان اسیر یا محکوم که از جانب نهادهای مدافع حقوق بشر آذربایجان طی یک سال اخیر شناسایی شده و نام این عزیزان در برخی از بیانیه های بین المللی نیز درج شده عبارتند از: …اسفندیاری- جلال، ایل غمی- رامین، باقری- پرویز، بخشی- رامین، برزگر- فرید، بزاز قدیم- افشین، جاملو- مجتبی، جعفری-محمد ، حیدر پور- مهراد، دوست محمدی - ابوالفضل، زلفی –ابراهیم، سلمانزاده- رضا، سلیمانی- رضا، سلیمانی- مهدی، سیفی -امید، شکری- مرتضی، صفرنیا- حسین، طهماسبی- انوشیروان، عوض- حسن پور سرقینی، قانع - پرویز، کارگر- کریم، ابراهیم زاده- طیب، اکبر زاده- عسکر، ایلقار- مرندلی، بالایی- حسن، بنایی کاظمی- امیر عباس، بهرام نژاد- رامین، پاشایی- رضا، توسلی – سیامک، جدی- منصور، حاج محمدی- علی،حاجیلو- شیرزاد، حسن پور- جواد، حسین زاده- محسن، حمیدی- هادی، حیدری- لیلا، حیدری- محمدعلی، خاکپور-؟، سلطانی- مسعود، سعادتی- ودود، سیدین زاده- میر قاسم، شادی- علی، صادقی اصل- رامین، صفری- بهروز، عباسی جوان- عبدالله، عوض پور- محمد علی، علیزاده- بهروز، غنی لو- جلیل، کامرانی - صالح، لسانی – عباس، متین پور- سعید، متین پور- علیرضا، نصیری - محمد، معینی – ابراهیم، مهری- حبیب، میدان نورد- مصطفی، نصرتی- محمد، نوری- ائلمان، یکانلی- ائلیاز، فرامرزی - محسن، کرددریلو - جلال، قلیزاده - بهبود ، آقازاده - امیر، ظهرابی- ولی الله ، سلطانی- علی، حسنی- شاهین، محمد زاده- مهناز، اسدی- قربان، آذریون- ولی،غلامی-شهناز، محمد پور- مهدی، …بای بک اما این بازداشتها بصورت حیرت انگیزی بعضا در قالب بازداشتهای خانوادگی صورت می گیرد. بعنوان مثال؛دستگیری بهروز صفری و همسرش لیلا حیدری، ولی الله ظهرابی همراه با پدر سالخورده اش، سعید متین پور و بردارش علیرضا متین پور، محمد نصرتی و همسرش شهرزاد آزرمی… از این جمله اند. بازداشت و شکنجه رقت آمیز کودکان معصوم نیز در جمهوری اسلامی رواج دارد. بعنوان مثال؛ محمدرضا عوض پور دانش آموز ۱۶ ساله تبریزی روز سه شنبه ۲۹ خرداد ماه سال ۱۳۸۶ توسط نیروهای بسیجی رژیم مجددا دستگیر و پس از حدود ۴۰ روز بازداشت از زندان تبریز آزاد گردید. گفته می شود دلیل بازداشت محمدرضا توهین به رهبر جمهوری اسلامی بوده است. او قبلاْ هم به همراه دو برادر بزرگتر خود مصطفی و مرتضی چندین بار بازداشت شده بود. محمدرضا، بار اول در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۸۵ به جرم نوشتن جمله “من تورک هستم و زبان من تورکی است” به روی دیواری در مدرسه اش دستگیر شد و طی مدت دستگیری بارها بصورت معکوس از سقف زندان آویزان گردید. محمد رضا همچنین برای هفته ها از مدرسه دور نگه داشته شد. همچنین شهناز غلامی و دختر هشت ساله اش حسنی در مورخه ۲۹/۰۵/۱۳۸۶ در تبریز از سوی نیروهای اطلاعاتی رژیم با یورش به خانه دستگیر شدند و پس از دست کم دو هفته حبس آزاد گردیدند. آنچه که ذکر شد تنها برخی از اسامی و بخشی از شرح حال کسانی است که در حال حاضر در زندان های اردبیل، اورمیه، تهران، زنجان، ماکو، سراب، قوشاچای،… بسر می برند. لازم به تذکر است که براساس ماحصل مجموعه ای از اخبار متفرقه و قابل اعتنایی که توسط فعالین حرکت ملی آذربایجان در جریان سلسله قیامهای ضد آپارتاید ملت آذربایجان در سال ۱۳۸۵ منتشر شده است عمدتا در طی دو هفته نخست قیام و نیز ماههای بعد از آن، نزدیک به ۱۰ هزار نفر از هویت طلبان زن و مرد آذربایجانی در پی حمله نیروهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم راهی زندانها شدند که در مواردی به دلیل شوک ناشی از این حملات وحشیانه به خانواده ها، کودکان و افراد مسن حاضر در خانه، دچار ناراحتی های شدید روحی و جسمی شده اند. این حملات وحشیانه در سال ۱۳۸۶ نیز علیه اشیانه امن خانواده ها ادامه داشت و حداقل در یک مورد منجر به شهادت یکی از اعضای خانواده گردید. بعنوان مثال؛ شیهد بانو سیاره رشتبری، ۵۳ ساله، در روز ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۶، به هنگام حمله وحشیانه مامورین اطلاعاتی و امنیتی به منزل، جهت تفتیش وسایل شخصی فرزندش حسین یوسفی، دانشجوی هویت طلب تبریزی، در معرض وحشت و شوک شدید قرار گرفته، درحال دچار سکته مغزی و ورود به حالت کما و در نهایت نائلیت به مرتبت شهادت می شود . یک روز قبل از این حادثه دانشجو حسین یوسفی به دلیل توزیع اعلامیه فراخوان تجمع در تبریز، در نخستین سالروز قیام سراسری و ضد آپارتاید ملت آذربایجان در سال ۱۳۸۵ بازداشت شده بود.بای بک شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی معتقد است: حرکت ملی آذربایجان شالوده ای کاملا؛ این حرکت ضمن احترام عمیق خود به همه ملل، اقوام، ادیان و مذاهب جهان بخصوص همسایه، دشمن سرسخت دیکتاتوری های سیاسی، شوونیزم قومی و فاشیزم مذهبی است. شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی براین باور است: حرکت ملی آذربایجان، حرکتی دینامیک و توده ای است. این حرکت به رغم سرکوب شدید رژیم جمهوری اسلامی و بایکوت و حتی مساعدت شرم آور نیروهای پان آریانیست جهت سرکوب آن تحت نام و در واقع بهانه ایران گرایی، به مثابه اساسی ترین حرکت در میان ملت آذربایجان و بی تردید در مرتبه برترین جنبش مردمی در سراسر ایران است.بای بک برگزاری دستکم 5 قورولتای چند صد هزار نفری مردمی در قلعه بابک ، طراحی و اجرایی کردن سلسله قیامهای میلیونی ضد اپارتاید ملت آذربایجان در دهها شهر در طی اردیبشهت ماه و خرداد ماه سال ۱۳۸۵ و همچنین برگزاری دهها گردهمایی بزرگ در دانشگاهها و نیز بر سر مزار شرفائی چون شهید ستارخان، شهید باقرخان، صفرخان، شهید خیابانی، شهدای ۲۱ آذر، شهید پروفسور ذهتابی، ایت الله شریعتمداری، طغرل سلجوقی و همچنین برگزاری تجمعات اعتراض آمیز خیابانی در اول مهرماه روز باز گشایی مدارس، در ۲۱ فوریه سالروز جهانی زبان مادری و نیز ۲۶ فوریه سالروز قتل عام خونین اهالی خوجالی آذربایجان … بخوبی حکایت از هوشیاری بسیار عمیق و وسیع ملی در میان بیش از سی میلیون شهروند آذربایجان جنوبی دارد. شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی بر این امر توجه دارد: اگرچه آذربایجان جنوبی با قلمروی وسیعی قریب به ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع، شامل شهرهای استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، تهران، زنجان، گیلان، قزوین، قم، مرکزی، همدان و نیز محال بیجار، یاسو کند، قوروه، سونقور،… می باشد اما حرکت ملی آذربایجان جدای از حرکت ملی میلیونها تورک در؛ تورکمنستان جنوبی، نیست و می کوشد تا با ایجاد زمینه های مشترک همکاری، مساعی متمرکز و واحده ای را در دفاع از حقوق تورکان اسیر در حدود ایران آپارتاید به منصه ظهور رسانده در احقاق حقوق ملی آنان و همچنین دیگر ملل تحت ستم ایران محل تاثیر باشد. شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی بر این مقوله اصرار دارد: حرکت ملی آذربایجان، حرکتی جوشیده از بطن ملت و خروشیده از متن تاریخ بوده حرکتی همسو با اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقها و دیگر کنوانسیونهای بین المللی مرتبط با حقوق بشر است. این حرکت فریادی علیه ستم رژیمهای سلطنتی و ولایتی بیش از هشتاد سال اخیر است. اینکه کل ملل و اقوام ساکن در ایران تحت ستم این رژیمهای ضد انسانی بوده و هستند امری مسلم است اما اینکه ملت آذربایجان و دیگر ملل تحت ستم جغرافیای کنونی ایران به دلیل غیر فارس بودن تحت هجوم وحشیانه فاشیزم قرار گرفته اند حقیقتی کاملا غیر قابل انکار است. شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی در خصوص تنگتر شدن زنجیر فاشیزم اعلام می دارد: طی ماههای اخیر آذربایجان جنوبی علاوه بر فرمول “اقتصاد، هویت و شخصیت سوخته” ای که از بدو حاکمیت پان آریانیستها در ایران علیه تورکها اعمال می شود با؛ ایران شمالی نامیده شدن جمهوری آذربایجان از طرف نماینده سید علی حسینی خامنه ای در نشریه حکومتی کیهان،بای بک به نظر می رسد هدف رژیم دیکتاتوری حاکم بر ایران از بازداشتها و توقیفهای فله ای و غیر قانونی اخیر، اقدام سریع جهت پیشگیری از وقوع قیامهای جدید مردمی در سراسر آذربایجان جنوبی است. به همین دلیل است که طی ماههای اخیر ملت آذربایجان جنوبی به دفعات شاهد تمرین و مانور نیروهای ضد شورش در خیابانها بوده اند. براساس اطلاعات ارسالی فعالین تورک؛ هزاران تن از هویت طلبان آذربایجانی، بصورت دائم در معرض تهدیدات تلفنی، احضار، ضرب و شتم و ربایشهای کوتاه مدت قرار گرفته اند، شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی بر این حقیقت مسلم ایمان دارد: اگرچه تاکنون جمع کثیری از مبارزان هویت طلب ملت آذربایجان طی دو سال گذشته به رغم شرکت در اعتراضات مدنی سلسله قیامهای اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۵ و نیز سالگرد آن در اول خرداد سال ۱۳۸۶ در شهرهای تبریز، مشکین شهر، اورمیه و سولدوز به شرف عظمای شهادت نائل آمده اند، صدها تن دچار معلولیتهای جسمی گردیده اند، هزاران تن در معرض شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته اند و خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی تحت تهدیدات بسیار شدید امنیتی قرار گرفته اند،بای بک فرزندان دلاور و جسور تومروس، بابک، طغرل، کوراغلو، شاه اسماعیل، ستارخان، زینب پاشا، صفرخان، پیشه وری، زهتابی،… غول یخی رژیم آپارتاید را در کانون عدسی اراده تزلزل ناپذیر خود درسیاهچالهای فاشیزم قرار داده و ذوب خواهند کرد و دستیابی به حق تعیین سرنوشت را بعنوان برترین، اساسی ترین و مترقی ترین حق ملتهای جهان، برای ملت مظلوم و دربند آذربایجان جنوبی در دسترس قرار خواهند داد. کمیته رهبری ۱۰ نوامبر ۲۰۰۷ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:41 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام شخصي با نام عليرضا - نور آباد فارس به وبلاگ مراجعه و در يك روز 32 نظر ابراز داشته است. اولا از اينكه به مطالب نوشته شده و مطالبي كه از نويسندگان ديگر نقل قول شده است نظر خويش را ابراز كرده ايد ممنون و سپاسگزاري مي نمايم و اما جوابيه خيلي مختصر و مفيد: آقايي كه نام خود را عليرضا عنوان كرده به خود شهامت نداده ايميل و يا وبلاگي را آدرس بدهد تا جوابيه به نام خود ايشان ارسال شود ولي با توجه به فرهنگ گفتمان حقير تمامي 32 نظري را كه ارسال كرده اند را تاييد مي نمايم تا مردم خود بخوانند و قضاوت كنند حق كيست و حقيقت چيست؟ البته اين متون را قبلا آماده كرده و به فردي به نام توران فرستادهاند و اينك با كپي و پست كردن به وبلاگ حقير ارسال كردهاند. اينجانب جوابدهي جزء به جزء را نياز نمي دانم چون ايشان خودشان با گفتار در هم و برهم خودشان را لو داده اند و با اين جملات تروريست بودن خود، پ.ك.ك و پژاك را به اثبات رسانده اند. فقط ذكر نكته اي لازم است و آن اينكه كردها در طول تاريخ اصلا رفتار مدني از خود نشان ندادهاند بلكه براي احقاق حق خود (آنكه ادعا ميكنند) و البته تجاوز به حقوق ديگران هميشه دست به سلاح گرم و سرد برده و سربريده و تن دريدهاند ولي تركان هميشه رفتار دموكراتيك از خود نشان دادهاند به همين علت هم كردها تا كنون نتوانستهاند به حقوق قانوني خودشان دست پيدا كنند. در نهايت ايشان و بقيه تروريست هاي كرد بدانند اينجا آذربايجان است و كردنشين شدن آذربايجان و به ويژه تبريز دلاورخيز خوابي است كه تعبيري ندارد و آرزويي است كه به گور خواهند برد. يكشنبه 20 آذر 86- آراز حيدربابا مرد اوغوللار دوغگونان نامردلرين بوروننارون اوغگونان |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 16:2 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | اودگؤن, ۱۶-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۵:۲۸ | فارسجا, مقاله سرزمین ایران از روزگاران گذشته به منطقه های کوچکی تقسیم شده است . اساس این تقسیم بندی ها از اول مسائل زبانی و قومی بوده است . هر منطقه ی زبانی دارای اقلیم یگانه ای نیز بوده است . یگانگی زبان و اقلیم در هر منطقه باعث شده مردم ساکن در هر یک از این منطقه ها از نظر ذهنیت تاریخی ، نگرش به هستی و حتی قیافه و خیالبافی از مردم مناطق دیگر متفاوت باشند . چنین تفاوتی باعث پدید آمدن نام های مختلفی هم شده است . مناطق گوناگون ایران با نام های یگانه ی خراسان ، سیستان ، بلوچستان ، فارس ، خوزستان ، لرستان ، ایلام ، کردستان ، آذربایجان ، گیلان ، مازندران ، ترکمن صحرا ، اصفهان و کویر مرکزی شناخته می شوند . هر یک از این مناطق نیز در گذر زمان ، خود به واحدهای کوچکی تقسیم شده است . کویر به واحدهای کرمان ، یزد و سمنان تقسیم شده است . برخورد مردم مناطق کویر و زاگرس در پارس مرکز ایران هم منطقه ی اصفهان را شکل داده است . آنچنان که می دانیم گزارشگران هواشناسی ناچار هستند برای گزارش هوای ایران از واژه های شمال ، جنوب ، مشرق و مغرب و فاصله ی بین این جهت های اصلی استفاده کنند . این جهت ها برای هواشناسان مناسب هستند زیرا با چنین کلی گویی احتمال نادرست بودن گزارش را در محدوده ی یک منطقه ی خاص در نظر می گیرند . اما استفاده از این واژگان هواشناسی برای نام بردن مناطق جغرافیایی طبیعی نادرست و پرسش برانگیز است . از اوایل دهه ی هفتاد خورشیدی استفاده از واژه ی شمالغرب کشور به جای آذربایجان در تلویزیون ایران ، برخی از نهادهای دولتی ، چند موسسه ی خصوصی و تعدادی از مطبوعات بومی رایج شد . این در حالی است که قرینه های این واژه ، یعنی شمال شرق ، جنوب غرب و جنوب شرق به جای خراسان ، خوزستان و سیستان و بلوچستان هرگز استفاده نشد و نمی شود . واژه ی شمالغرب کشور به طور مشخص به منطقه ای گفته می شود که به شکل دقیق همان آذربایجان است . آذربایجان منطقه ای جغرافیایی به شمار می رود که به دلایل سیاسی به استانهای آذربایجان غربی ، آذربایجان شرقی ، اردبیل ، زنجان ، قزوین وهمدان تقسیم شده است . معیار قرار گرفتن شهرها در درون آذربایجان ، زبان یکسان مردم ساکن در آن شهرهاست . چندی است تغییر نام نواحی درون آذربایجان نیز رایج شده است . امروزه برای نامگذاری مکان های آذربایجان از نام های بیگانه با این منطقه استفاده می شود . به طور مثال در سال ۱۳۸۶، شورای نامگذاری استان نام قورو گول را به نام بی معنی صدرا تغییر داد . این تغییرات بر نگرش سیاسی و غیرعلمی نادرستی اشاره دارند . تغییر نام آذربایجان به شمالغرب ایران تنها به آشفتگی ذهنیت تاریخی مردمان ساکن آن از موقعیت مکان و در نتیجه مفهوم زمان می انجامد و آشفتگی دریافت ، پاسخ های آشوب گرانه ای را بر می انگیزد . آذربایجان نام جغرافیایی منطقه ای کوهستانی است که مردم ساکن در آن به زبان ترکی صحبت می کنند و نویسندگان بزرگ آذربایجان در حوزه های سفرنامه ( زین الهابدین مراغه ای ) ، تفسیر قرآن ( محمد حسین طباطبایی ) ، ادبیات ( صمد بهرنگی ) ، شعر ( استاد شهریار ) ، داستان ( غلامحسین ساعدی ) ، نقد ادبی ( رضا براهنی ) و هجو ( کریمی مراغه ای ) از قله های این علوم در تاریخ هستند و در کتاب های خود از این منطقه با نام آذربایجان یاد کرده اند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 7:38 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | يئلگؤن, ۱۲-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۲:۰۱ | فارسجا, بیلدیریش برنامه تلویزیونی با نام سفر به آسمان از طرف گروه اجتماعی شبکه سه سیما به نویسندگی و تهیه کنندگی رضا قربان نژاد از شبکه سه صدا و سیمای ایران پخش گردیده است که به اتفاقات و تحولات آذربایجان غربی در گذر زمان اشاره می کند. در تمام تصاویر تلویزیونی این برنامه از ارومیه و سایر شهرستانهای استان با ماهیت کورد به نمایش در می آید و گویا مردمان آذربایجان غربی جز به لباس کوردی با لباس دیگری در معابر و مراکز عمومی شهر تردد ندارند و جملگی مردمان این استان کورد هستند. سپس نوبت به مثلا مبارزان و بزرگان استان رسید تا بر همگان بفهمانند که آذربایجان غربی به اشتباه چنین نام گرفته است و منطقه ای کورد نشین بوده و متعلق به خاک کوردستان می باشد. بخش هایی از برنامه سفر به آسمان را برای آگاهی عموم ملت بازگو می کنیم: رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی در رابطه با لباس ها، کت و شلوار را لباس عمومی برای همگان معرفی کرده و راجع به لباس کوردی با چپیه ای که از رخت آویز آویزان شده بود چنین نظر داد که این جامه را در جنگ به تن داشتیم که چپیه کنار آن نشان دهنده کورد بسیجی می باشد. وی افزود: اگر کورد نبود اکنون مرزی ایران نداشت و مرزبانی را مدیون کوردها می باشیم. (نکته قابل توجه اینکه رحیم قربانی تورک زاده کورد بوده و لباس کوردی به تن می کند. منظور از مرزبانی کوردها همان کشتار نظامیان و مردمان بی دفاع و مظلوم تورک باتی آذربایجان (غربي) است که حتی رژیم را نیز عاصی کرده اند تا در مرز حاج عمران از دست عملیات تروریستی کوردها مجبور به کشیدن دیوار شوند). سردار کرمی فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان غربی: هیچگونه جنگ خونین ما بین کورد و سایر اقوام رخ نداده است. (سوال اینجاست که نسل کشی طوایف تورک مقدم مراغه ای و افشار در سولدوز قدیم و فتنه اسماعیل سیمیتکو و یا قتل عام مردم شریف تورک سولدوز در ۳۱ فروردین ۱۳۵۸ و خون هزاران مفقود الاثر و شهدای تورک که بدست تروریستهای کورد ریخته شده است از دیدگاه سردار کرمی جنگ خونین و جنایت بحساب نمی آید.) نصرالله اسدالهی مسئول هماهنگی ارومیه: یکدلی و یک زبانی ایران باعث پیروزی انقلاب گردید. (پس به همان خاطر تمام تلاش جمهوری اسلامی ایران در یکسان سازی زبانی و فرهنگی است و بدنبال زبان مشترک و واحد برای قوم آریایی فارس زبان در ایران هستند.) جانباز جلیل فتحعلی زاده با اشاره به مقابله کوردها با اشرار و دشمن بعثی گفت: صد بار بکشند و خورد بکنند ما در جمهوری اسلامی هستیم. (به یقین چنین است و آنان در جمهوری اسلامی هستند تا بهمراه برادران فارس خود به اهداف مشترکشان یعنی تورک ستیزی و اشغال اراضی آذربایجان دست یابند.) مصطفی سلطانی همرزم صیاد شیرازی: عشایر کورد در خدمت رژیم و نظام هستند. (وی باید اشاره ای هم به حمایت های مادی و معنوی عشایر کورد از گروهک های تروریستی کورد نیز می کرد. البته چنان اشتباهی هم صورت نپذیرفته است چرا که آنان شاخه های کوچکی از نظام و رژیم آپارتاید ایران هستند.) خورشید خورشیدی: ضد انقلابیون به ارومیه حمله کرده بودند و دکتر چمران که در هیکل همانند سردار جنگل بود در مقابل آنان ایستاد. ( شایان ذکر هستیم که همان ضد انقلابیون قریب به اتفاق در ارومیه سکنی گزیدند و از حمایت های جمهوری اسلامی برخوردارند و نمایندگانی در سطح شوراهای شهر و مجلس کشور نیز دارند تا دستمزد جنایات و حقوق شهروندیشان پایمال نگردد.) ربط: در زمان پهلوی اکراد و بارزانی های عراق را در خاک آذربایجان سکنی دادند. و در آخر٫ خضر کاک درویشی فرماندار سردشت: ۷۲ بار سردشت بمباران شد و دزفول آذربایجان نام دارد. وی در ادامه مطلب افزود: اکراد از طریق سپاه و ژاندارمری وقت مسلح شدند. (اینها اعترافات آشکار عمال رژیم فاشیستی است مبنی بر حمایت های شئونیزم فارس از اکراد که با همان سلاح ها خون ملت بزرگ تورک در سرزمین مادریشان ریخته شده و میشود.) جنبش دانشجویی آذربایجان - سولدوز |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 7:37 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه خواننده وبلاگ: متاسفانه اگرچه نام شوراي اتحاد ملي ... نامي مقدس و عزيز است اما افکار نويسنده بسيار سردرگم و پراکنده... بايد پرسيد : در شرايط بسيار وخيم آذربايجان آيا بسيج نيروهاي قوميت هاي مختلف عليه آذربايجان مظلوم بر آورده ساختن آرزوي دشمنان مشترکمان نيست؟
جوابيه: 1- از اينكه خواننده گرامي نظر خويش را بيان كرده است سپاسگزارم. بايد نوشت و اظهار نظر كرد حتي برخلاف نظر طرف مقابل كه اين الفباي دموكراسي است. 2- اينكه عنوان نموده ايد كه ترك هستيد متاسفانه بايد بگويم كه دروغ ميگوييد. اولا شما يك كلمه تركي ننوشته ايد و اين بيانگر اين است كه تركي بلد نيستيد و ثانيا شما در مورد دو مقاله كه پيرامون كردها نوشته شده اظهار نظر كرده ايد و عليرغم اينكه خواسته ايد كرد بودنتان آشكار نشود ولي خودتان را لو داده ايد. 3- اينكه نوشته ايد شرايط آذربايجان وخيم است با كدام مدرك اين نظر را بيان كرده ايد در حالي كه وضعيت كردها خيلي وخيم تر از ان است كه بيان شود . گذرگاههاي مرزي تركيه و ايران عليه كردها بسته شده است و شرايط اقتصادي نامساعدي بر كردستان عراق حاكم شده است و اين به خاطر اعمال تروريستي كردهاي پ.ك.ك و پژاك است. من حساب كردها و تروريست ها را جدا مي دانم. با اينكه آذربايجان به لحاظ حقوق شهروندي مورد ظلم واقع شده است ولي تا كنون كارهاي تروريستي انجام نداده است در حالي كه كردها مبارزه مدني را تا كنون نه ياد گرفته اند ونه خواهان اين كار هستند. در طول تاريخ هم ثابت شده است.از زمان اسماعيل سيميتقو و بعدها ملا مصطفي بارزاني و اينك هم مسعود بارزاني و جلال طالباني از گروههاي تروريستي پ.ك.ك و پژاك حمايت مي كنند. 4- در اظهاراتتان عليرغم اينكه خود را يك شخصي مدافع اقوام ايراني قلمداد كرده ايد ولي با نوشتن مطالبي مثل «حتي همين کرد ها که يک تار موي آنها را به 1000 تن لش مشهدي يا قمي نميدهم» خودتان را مخالف ساير اقوام به ثبوت رسانده ايد. 5- عنوان نموده ايد كه «در حالي که بعد از قيام ملت اردبيل تيرهاي زهرآگين مواد مخدر نه از جانب پ ک ک که مستقيما از دفتر مقام عظماي ولايت ، جوانان غيور و غير خمار ! اردبيل را هدف قرار داده است ، آيا شايسته است شمشير به روي اقوام مظلوم ديگر کشيد؟» من و ساير فعالان حركت ملي آذربايجان زخم هاي زيادي از حكومت ديكتاتور خميني و ايادي آن ديده ايم ولي اينكه با مقصر جلوه دادن حكومت مي خواهيد جنايات پ.ك.ك را پاك كنيد را نيز جايز نمي دانم. 6- به اعراب خوزستان و بلوچ هاي سيستان اشاره كرده ايد. قضيه آنها با آذربايجان و كردستان تفاوت اساسي دارد و آن حدود و صغور مناطق آنهاست. حدود سيستان و خوزستان مشخص است ولي كردها و به ويژه تروريستهاي پژاك به حقوق خود قانع نيستند و قصد تصرف بي سرو صداي آذربايجان و اطلاق نام كردستان را دارند (آرزويي كه به همت گرگان آذربايجان به گور خواهند برد) به عنوان مثال قوشاچاي كه كردها نام مياندوآب را برآن گذارده اند سرزمين آذربايجان است يا سولدوز (نقده) خانا (پيرانشهر) اروميه (ماكيان؟؟) جزو سرزمين آذربايجان است نه كردستان. در عراق هم همينطور است. مزدوران مسعود بارزاني قصد كرد نشين كردن كركوك و اربيل ترك نشين را دارند. بنابراين اشاره اي كه كرده ايد و قياسي كه انجام داده ايد قياس مع الفارق است. چهارشنبه 16 آبان 1386- آراز حيدربابا مرد اوغوللار دوغگونان نامردلرين بوروننارون اوغگونان |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 7:30 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | يئلگؤن, ۱۲-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۲:۰۱ | فارسجا, بیلدیریش (توضيح: ۱۹ آبان سالروز تولد ستارخان نيز ميباشد. بهتر است دانشجويان عزيز آذربايجاني هر دو مورد مهم تاريخي را مطالعه نموده و بيانيه خود را تصحيح نمايند.باي بک) آذربایجان در طول تاریخ مهد مردان و زنان بزرگ و مبارزی بوده است که برای احقاق حقوق ملت مظلوم آذربایجان و دفاع از شرف و ناموس این ملت، در طول تاریخ در مقابل دشمنان و استبداد و استعمار مبارزه کرده اند. تومروس(شیر زن آذربایجانی که کوروش را معدوم ساخت) ، بابک، کور اوغلو، نیگار خانیم ، نبی، حجر، زینب پاشا، ستارخان، خیابانی، پیشه وری، صفر خان، آیت الله شریعتمداری و… مردان و زنان قهرمانی هستند که برای دفاع از خاک و ناموس وشرف آذربایجان نقد عمر و جان باخته اند. امروز فرزندان خلف این انسانهای بزرگ و نستوه مقاوم در مقابل تضییق حقوق ملت مظلوم آذربایجان و صیانت از کیان و ناموس وطن در مقابل استعمار و شوونیسم فارس راه آنان را ادامه می دهند . شوونیزم فارس در ادامه تضییع حقوق حقه ملت آذربایجان برای خفه کردن صدای این ملت مظلوم در صدد بریدن زبان نخبگان ملی بر آمده است ، لذا برای تحقق این استراتژی اقدام به دستگیری و زندانی کردن نخبگان فعال فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آذربایجان نموده است. تحولات اخیر منطقه و در گیری ترکیه و متحد استراتژیک آن جمهوری آذربایجان، با گروه تروریستی PKK و زد و بندهای سیاسی بین برخی از کشورهای منطقه، بر سر این مساله فضا را برای اعمال فشار بیشتر از سوی شوونیسم فارس، بر فعالان ملی و سیاسی آذربایجان فراهم نموده است. لذا دستگیری و زندانی نمودن نخبگان آذربایجانی، با بازداشت آقایان دکتر محمد علی حیدری و ایلقار مرندلی شدت یافته و وارد فاز جدید خود شده است. در همین راستا، ما جمعی از دانشجویان و دانشگاهیان آذربایجانی با توجه به دستگیریهای گسترده فعالین و نخبگان آذربایجانی و به خصوص دستگیریهای اخیر ، جامعه دانشگاهی و فعالین سیاسی رابه شکستن سکوت در قبال این مساله دعوت می نماییم و از آنان می خواهیم از روز ۱۹ آبان (سالروز وفات بزرگ قهرمان مبارزه با استبداد٫ استعمار و شوونیسم فارس، صفر خان قهرمانیان؛ که ۳۲ سال از عمر خود را در زندانهای سیاه فاشیزم آریایی و فارس سپری نمود) به عنوان روز ملی زندانیان سیاسی آذربایجان جنوبی به مدت یک هفته به هر طریق ممکن، صدای مظلومیت آنان را بگوش جهانیان و ملت شریف آذربایجان تلاش نمایند . در همینجا ضروری است که از تمامی سایتها، وبلاگها و مدیاهای آذربایجانی بخواهیم با توجه به اهمیت مساله اطلاع رسانی و فعالیت های خبری خود را در این زمینه متمرکز نمایند. با امید به آزادی تمامی زندانیان سیاسی آذربایجان جنوبي جمعی از دانشجویان دانشگاههاي: |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 16:53 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | يئلگؤن, ۱۲-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۰:۵۲ | فارسجا, خبرلر در حالي خبر از اتمام کاوش در منطقه ماقبل تارخي گلابر زنجان ميرسد که هنوز باستانشناسان به درستي از وضعيت ان مطلع نيستند. سازمان ميراث فرهنگي با همکاري وزارت اطلاعات و سازمانهاي مختلف براي ساخت و ساز اقدام به ناديده گرفتن حقوق تاريخي و علمي منطقه نموده و با اعلام اتمام کاوش در منطقه٫ اجازه آبگيري سد گلابر را صادر نموده است. با زير آب رفتن اين منطقه باارزش٫ بار ديگر واقعيات متعلق به تورکها در منطقه مخفي شدند و شوونيسم فارس توانست با اجراي سياستهاي پاکسازي نشانه هاي تمدن تورکها در منطقه و مخصوصا در آذربايجان به نيات کوتاه مدت خود جامه عمل بپوشاند. هنوز دهها سد در منطقه زنجان در دست ساخت هستند که اکثرا در نواحي تمدنهاي ماقبل تاريخ قرار گرفته اند. قانون طبيعت ظهور تمدن را در کنار رودخانه ها و مناطق سرسبز ميسر ساخته است. تمدنهاي موفق منطقه که اکثرا به دست تورکها ايجاد شده اند يک به يک گواه اين واقعيت هستند. تورکها اکثرا در مناطق سرسبز و حاصلخيز زندگي کرده و شهرسازي آغاز نموده اند. برعکس تورکها٫ فارسها هميشه در مناطق خشک و حاره اي به زندگي بدوي خود ادامه داده و با غارت شهرنشينان متمدن امرار معاش نموده اند. ماجراي جلوگيري از احداث سد و راه آهن و مترو در فارسستان يادتان هست؟ خبري از سايت سازمان ميراث فرهنگي: |پژوهشهاي باستانشناسي در پشت سد گلابر زنجان در حالي به پايان رسيده است كه 12 سد ديگر در اين استان ساخته ميشود و همه آنها به بررسيها و كاوشهاي باستانشناسي احتياج دارند. “فرهنگ فرخي”، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان زنجان با اعلام اين خبر گفت:«12 سد ديگر در استان ساخته ميشود كه تمامي آنها مورد كاوش باستانشناسي قرار ميگيرد.» وي افزود :«هدف ما اين است كه هيچ سدي بدون مطاله باستانشناسي و نجات بخشي آبگيري نشود.» فرخي ادامه داد:«تابستان امسال موفق شديم پس از 4 ماه تلاش محدوده آبگيري سد گلابر را كاوش كنيم كه يافتههاي ارزشمندي نيز بدست آمد.» كاوشهاي باستانشناسي پرده از راز 8 هزار سال سكونت انسان در پشت سد گلابر برداشت. اين كاوشها منجر به كشف يك محوطه دوره كلكلوتيك، 3 محوطه دوره عصر آهن و محوطه دوره اشكاني و اسلامي شد.| |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 16:51 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | آننا, ۱۱-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۳:۴۱ | فارسجا, بیلدیریش زمان دفاع قاطع از امنیت، صلح، دمکراسی و حقوق بشر در منطقه فرا رسیده است به دنبال تشدید شبیخونهای تروریستی حزب کارگران کردستان تورکیه (پ.ک.ک) و شاخه ایرانی آن موسوم به پژاک، به ملت بی دفاع آذربایجان جنوبی، شهروندان تورکیه و اهالی تورکمن شمال عراق، کاسه صبر دولت تورکیه و ملتهای تورک منطقه لبریز شده است. در واقع طی ماه گذشته، متعاقب تشدید حملات وحشیانه، کور و خونین تروریستهای پ ک ک و پژاک و شهادت دهها تن از غیر نظامیان و نظامیان در مناطق جنوب شرقی تورکیه، شمال عراق و نیز آذربایجان جنوبی، عزم و اراده آهنینی در سراسر این حوزه، برای مبارزه با تروریستهای جنایت پیشه به منصه ظهور رسیده است. بخصوص اینکه بعد از شهادت ۱۲ سرباز تورک در چهار کیلومتری مرز عراق، در ناحیه “داغلیجا” واقع در استان حکاری، دهها میلیون تن از مردم سراسر تورکیه، اعم از تورک و کرد دست در دست هم، با شرکت در راهپیمائی های مردمی، بر یکپارچگی ارضی و همبستگی ملی خود تاکید کرده و از تروریسم پ ک ک و پشتیبانان خارجی آن ابراز انزجار و نفرت نموده اند. شدت و تعدد این تظاهراتهای مردمی در روز ۲۹ اکتبر برابر با ۸۴-مین سالگرد تاسیس جمهوریت در تورکیه به حد اعلای خود رسید. همچنین به دنبال وقوع حملات ضد انسانی از سوی تروریستهای پژاک و پ.ک.ک علیه ملت آذربایجان جنوبی و تورکمنهای شمال عراق، تاکنون صدها تن از بومیان تورک این مناطق به شهادت رسیده اند. امروزه در یکسو مردم شهرهای بازرگان، سلماس، اورمو، ماکو، سولدوز، سویوق بولاق،…در آذربایجان جنوبی و در دیگر سو اهالی شهرهای کرکوک، موصل، توزخورماتو، کیفری، دوهوک و… در شمال عراق تحت مخاطره تروریستهای پ.ژ.ا.ک و پ.ک.ک به سر می برند. در چنین شرایطی و با توجه به اینکه؛ حزب کارگران کردستان تورکیه از قریب به سی سال پیش خط مشی مسلحانه را با هدف ایجاد ناامنی اجتماعی و گسترش تهدیدات امنیتی علیه ملت و دولت تورکیه در پیش گرفته و دنباله های تروریستی آن هم در آذربایجان جنوبی و هم در شمال عراق، تورکها و تورکمنها را از دهها سال پیش در سیبل عملیات تروریستی خود قرار داده و بارها کمر به قتل عام مردم بی دفاع این مناطق بسته اند، لذا؛ شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی معتقد است: جهت اعاده امنیت، تثبیت صلح، صیانت از دمکراسی و حمایت از حقوق بشر، هیچ راهی جز مبارزه قاطع با تروریستها چه در داخل و چه در خارج از مرزهای تورکیه باقی نمانده است و دولت و ملت تورکیه و حتی دیگر ملل تحت هدف منطقه حق دارند، به دلیل تداوم عملیاتهای تروریستی، به خاطر اظهار عجز مقامات بغداد در مهار تروریستهای مستقر در نوار مرزی عراق با تورکیه و نیز استمرار حمایتهای بیگانگان از تروریستها، متوسل به حملات برون مرزی شود. شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی امیدوار است: حملات احتمالی ارتش تورکیه علیه مواضع تروریستهای پ ک ک در صورت وقوع، همانند دفعات قبل، در نهایت دقت اعمال شود تا به این ترتیب از هرگونه آسیب جانی و مالی به افراد غیر نظامی جلوگیری گردد. شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی همچنین با مخاطب قرار دادن همه دولتها و نهادهای بین المللی اظهار می دارد: متاسفانه در سالهای اخیر گروهی از افراطیون وابسته به برخی از احزاب کرد زبان، جهت تحقق نقشه های رویای خود، اقدامات تروریستی بسیار مخاطره آمیزی را بر علیه امنیت و منافع ملل و اقوام همسایه به مورد اجرا گذاشته اند که در صورت عدم توجه و امعان نظر دولتها و نهادهای بین المللی ذی نظر و موثر، ممکن است منطقه، خصوص اراضی تورک نشین غرب آذربایجان جنوبی و نواحی تورکمن نشین شمال عراق ، درآینده ای نه چندان دور، در معرض کشتارهای مجدد و حتی تکرار نسل کشی های هولناک از جانب افراطیون و تروریستهای مسلح وابسته به تشکیلات منزوی و غیر مردمی کرد زبان قرار گیرند. کمیته رهبری |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 16:50 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
بای بک | آننا, ۱۱-ي قيرو , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۶:۴۰ | تورکجه, خبرلر دوکتور جواد هئيت-ين شخصي کيتابخاناسيندان هديه ائتديگي مينلرله جيلد کيتاب، تبريز ميللي کيتابخاناسيندان اطلاعات طرفيندن موصاديره اولونوب. تبريزدن آلديغيميز معلوماتلارا اساسن، مشهور پروفئسسور، اورک جراحي و تورکولوق، دوکتور جواد هئيت اؤز شخصي کيتابخاناسيندان مينلرله نوسخه قييمتلي کيتابلاري آذربايجان تورکلري نين معاريفلنمه سي اوچون تبريز کيتابخاناسينا باغيشلاديغي بيلديريلير. لاکين بو گونه قدر او کيتابلاردان هئچ بيري اوخوجولارين ايستيفاده سينه وئريلمه ييب. اساسن تاريخ، ادبيات، ديل، موسيقي، مدنيت و علمي تدقيقي کيتابلاردان عيبارت اولان بو کيتابلار ايران تهلوکه سيزليک نازيرليگي طرفيندن موصاديره اولوناراق گؤتورولوب. حديييه اولموش کيتابلارين هارادا اولدوغو هئچ کيمه بللي دئييل. خاطيرلاداق کي، ۱۹۸۱-اينجي ايلده تبريزده ارک قالاسي نين يانيندا يئرلشن تبريز ميللي کيتابخاناسي و اينجه سنت مرکزي فارس شووينيستلري طرفيندن داغيديلاراق، اورادا اولان چوخلو سايدا اليازمالار، عصرلردن بري آذربايجان مدنيتيني و تاريخيني اؤزونده عکس ائتديرن او کيتابلارين بو گونه قدر هارادا اولدوغو هله ده بللي دئييل. تبريزين ميللي کيتابخاناسي شرقده ان زنگين کيتابخانالاردان بيري حساب اولونوردو. ايلک چاپ و متبوعات مرکزي اولان تبريز شهري دفعه لرله ياغي دوشمنلر طرفيندن هوجوما معروض قالسا دا لاکين، تبريزين کيتابخاناسينا و يا علم اوجاقلارينا هئچ بير ضرر وئريلمه ميشدير. شووينيست موللا حاکيميتي ايراني ايشغال ائتديکدن سونرا گونئي آذربايجان تورکلريني ميللي و تاريخي سروتي اولان آبيده لري، کيتابخانالاري و مدنيت مرکزلريني داغيتماغا و تخريب ائتمه يه داعوام ائتديرير. مينلر نوسخه قييمتلي کيتابلاري موصاديره ائدن شووينيست فارس نؤکرلري اولان اطلاعات ايداره سي هانسي سببدن بو کيتابلاري موصاديره ائتديگيني بيان ائتمکدن بويون قاچيرير |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 16:49 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
اکتبر سال 1923 هشتاد و چهارمين سالگرد اعلان جمهوريت در توركيه به قيادت مصطفي کمال آتاتورک بر جهان تورک مبارک باد آتاتورک: حاكميت بدون قيد و شرط از آن ملت است Egemenlik, kayıtsız, şartsız milletindir |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 16:35 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر محمدعلی حيدري استاد علوم سياسی دانشگاه تبريز دستگير شد میللی شورا- یک شنبه 6 ابان: در حالی هنوز فعالین دستگیر شده حرکت ملی آذربایجان که مدت زمانی نزدیک به 6 ماه را بلاتکلیف و مغایر با مراحل قانونی جمهوری اسلامی ایران(عدم اجازه اخذ وکیل، بدون ملاقات و حتی تماس تلفنی و بدون تفهیم اتهام، درسلولهای انفرادی و ...)در زندان به سرمی برند در چند روز اخیر رژیم با افزایش فشار خود که علایم وحشت در آن دیده می شود بسیاری از فعالین را تهدید و با استفاده از قویه قهریه خود آنها را به از طرق مختلف مورد آزار قرار داده و یا به اداره های اطلاعات خود احظار می کند. در همین راستا عصر دیروز مورخه 86/8/5 دکتر محمدعلی حیدری (دکتر روابط بین الملل از دانشگاه تهران و استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز) را در تهران دستگیر کرد. نیروهای اطلاعاتی دیروز بامراجعه به محل کار وی ایشان را به مکان نامعلومی انتقال داده اند. لازم به ذکر است دکتر حیدری اهل شهرستانمرند و ساکن تهران بوده و از کارمندان ارشد وزارت تعاون، استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز می باشند که در دوران دانشجویی مدیر مسئول نشریه"دوزگون خبر" بودند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 16:28 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
اينروزها با اذعان بعضي از روشنفكران چپ عضو تشكيلاتهاي سراسري و انعكاس نظرات آنها مبني بر رسميت داشتن اصل حق تعيين سرنوشت ملي در ايران و نشر آن نكته نظرها از سوي سايت اخبار روز موجب رنجش خاطر مدعيان دروغين آزادي و دمكراسي گرديده است. تشكيلاتهايي كه به ظاهر مبنا را بر محترم بودن حقوق انساني گذاشته و از اين منظر سعي در تبليغ ايدئولوژي خويش دارند، وقتيكه به مسئله ملي در ايران مي رسند في الواقع ماهيت دروني خويش را به نمايش مي گذارند. آنها با چشم پوشيدن بر مسئله ملل تحت ستم در ايران و تبعيضات بي شمار زباني، فرهنگي، سياسي-اجتماعي و اقتصادي عليه آنها، با اينكه عنوان اوپوزيسيون را يدك مي كشند، حتي حاضرند دست در دست احمدي نژاد و خامنه اي و همنوا با پان فارسيست ها براي جلوگيري از همه گير شدن مطالبات بحق ملي اتحادي استراتژيك بر ضد آنها و به ويژه ملت تورك آذربايجان تشكيل دهند. اين دسته از روشنفكران با چشم پوشيدن به تعاريف و مفاهيم نويني از ملت-دولت كه در قالب اتحادي داوطلبانه تحقق مي يابد، بهر قيمت ممكن و حتي به زور خواهان برپا نگهداشتن زندان پوسيده ملل تحت ستم ايران هستند. آنهائي كه با كت و شلوار و كرواتهاي رنگارنگ در خيابانهاي اروپا قدم زده و پوز روشنفكري مي دهند، اولويت اصلي شان نه تنها انسان و سعادت نوع بشر نيست، بلكه بر عكس تعصبات كوركورانه شان استفاده از هر روشي براي تحقق اولويتشان كه همانا حفظ ايران است، را مباح مي شمارد. تصادفي نيست كه تابحال هيچ يك از اين مدعيان روشنفكري حتي كلمه اي از زندانيان ملي گراي آذربايجان كه بجرم دفاع از زبان مادريشان در سلولهاي انفرادي روزگار سپري مي كنند، ننوشته و نگفته اند. اين دسته از روشنفكران شايد دلشان براي همجنسگرايان بيشتر بسوزد تا براي خانم حيدري كه بهنگام رفتن به ملاقات همسرش بهروز صفري توسط اداره اطلاعات زنجان بازداشت مي شود و همراه شوهرش تنها بجرم دوست داشتن زبان مادريش زنداني مي شود. دمكراسي و آزادي بي شك بدون لحاظ اصل حق تعيين سرنوشت پشيزي ارزش ندارد. اگر اصل حق تعيين سرنوشت خوبست براي همه ملل در هر كجاي دنيا خوبست. بعضي از اين مدعيان آزادي و دمكراسي تنها آزادي را براي خلق فارس و آنهم توده زحمت كش مي دانند و بس. دامنه تاختن و اعتراضات به روشنفكران آذربايجاني كه تا ديروز رفيق قديمي و دست در دست آنها داشتند ولي امروز به حقوق ملي ملل تحت ستم و بويژه توركها پي برده و حتي تا اصل حق تعيين سرنوشت نيز حمايت و دفاع مي كنند، بسيار گسترده و جدي شده است. آنهائيكه اولويت اصلي شان حفظ ايران است، بطور صريح اعلام نمايند به چه قيمتي حاضر به حفظ اولويتشان هستند. آيا حاضرند جوانان ملل تحت ستم به اتهام مبارزات ضد تبعيض زباني شكنجه و شهيد شوند؟ از نظر ما مبارزات ملي ملل تحت ستم در ايران و به ويژه توركهاي آذربايجان مبارزه اي مقدس براي درهم شكستن ستونها و بنيانهاي تبعيض نژادي در ايران بوده و با تمسك به روشهائي مدني تا محقق شدن زمينه واقعي اصل حق تعيين سرنوشت ادامه خواهد داشت. اينكه ملل تحت ستم و من جمله آذربايجان به چارچوب فعلي ايران، نظام فدراتيو–كنفدراتيو و يا استقلال راي خواهد داد يا نه، به خود ملت آذربايجان مربوط بوده و كسي حق ندارد بجاي آحاد ملت آذربايجان تصميم بگيرد. ملت آذربايجان تنها با حضور در صندوقهاي راي و با رفرندومي كه تحت نظارت سازمانهاي بين المللي صورت خواهد گرفت، نظر قطعي خود را در مورد ماندن و يا كنده شدن از بدنه ايران ارائه خواهد نمود. اين روشنفكران مدعي آزادي چه بخواهند و چه نخواهند ملت آذربايجان در آينده اي نه چندان دور نقشي بسيار جدي در معادلات منطقه ايفا خواهد نمود. تبريز با تكيه دادن به قلعه ارك و با الهام از ستارخان، باقرخان، خياباني و پيشه وري پروژه ناتمام ملي در ايران را به سرمنزل مقصود خواهد رساند. و اين نكته اي است كه دير يا زود همه مجبور به پذيرش آن خواهند بود. هر گونه رفتار غير اخلاقي، غير مدني و تحقير و توهين امكان هر نوع زندگي مسالمت آميز در آينده را نيز با مشكل مواجه خواهد نمود. بنظر ميرسد روشنفكران واقعي ملت فارس بايستي خود دست بكار شده و زمينه شكل گيري افكار عمومي براي پذيرش هر نوع تغيير و تحولات واقعا دمكراتيك را آماده نمايند. ملت فارس و روشنفكران آنها بايستي ترسي از پذيرش دمكراسي واقعي نداشته باشند، اگرچه اين دمكراسي مطلوب آنها نباشد. متاسفانه تبعيضات صد ساله اخير و برخورد محترمانه و توام با شفقت و دوستي ملل تحت ستم در ايران و به ويژه توركهاي آذربايجان باعث سو تفاهمات جدي براي بعضي از روشنفكران فارس و حتي ايجاد حق نسخه پيچي براي آنها نموده است. روشنفكران فارس بايستي با احترام گذاشتن به مبارزات مدني ملل تحت ستم زمينه ايجاد حكومتي دمكراتيك در ايران را فراهم آورند تا در چنين جامعه اي هركس بتواند بر اساس خواسته خود و با احترام به حقوق سايرين زندگي كند. روشنفكران فارس بايستي هر شب اين جمله را قبل از خواب زمزمه كنند كه: الفباي آزادي و دمكراسي مي آموزد كه هر ملتي در هر كجاي دنيا حق دارد سرنوشت ملي خود را تعيين كند، خواه اين ملت در ايران باشد خواه در جاي ديگري از كره خاكي. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 16:2 توسط آراز
|
|
||
|
|
|
|
|
حدود ۱۵-۲۰ سال قبل برخي مراکز وابسته به ارگانهاي وزارت خارجه کشورهاي ثالث عمدا مرتکيب اشتباهاتي شده بودند. اين اشتباهات انتشار نقشه هاي گوناگون براي منطقه خاور ميانه بود. به اينصورت که٫ يک سازمان, اراضي آذربايجان را متعلق به کردستان و سازماني ديگر خاک کردستان را متعلق به اعراب معرفي کرده اند. امروز بنا به نيازهاي کشورهاي ثالث٫ نقشه اي مورد استفاده قرار ميگيرد که در آن خاک آذربايجان ضميمه کردستان خيالي شده است! برخي مراکز آموزشي در کشورهاي اروپائي و غربي در نقشه هاي مشکوکي که ارائه داده اند به صورت آشکار مناطق غرب آذربايجان را شهرهاي و روستاهائي کردنشين طراحي کرده اند. اين طراحيها که امروز مورد استفاده و استناد تروريسم کرد قرار گرفته اند يکي از تهديدات بالقوه براي تماميت ارضي آذربايجان به حساب ميروند. يکي از مؤثرترين اقدامات براي بي اثر ساختن اين توطئه شوم٫ اعتراض رسمي تشکلات سياسي آذربايجان به صورت متحد ميباشد. به اين صورت که تمامي احزاب٫ اجتماعات و تشکلات فعال در زمينه حقوق ملي و بشري آذربايجان در درخواستي قطعي از سازمان ملل٫ با استناد به مدارک بيشمار تاريخي و نيز با جمع آوري امضاهاي معتبر٫ اقدام به تصحيح اين تحريف بنمايند و به اين صورت از گسترش و سنديت يافتن آن جلوگيري نمايند. امروزه ديگر بر همگان روشن است که تروريسم وحشي و بي افسار کرد بدون منطق اقدام به اشغال اراضي آذربايجان خواهد نمود. و نيز همه ميدانيم که به خاطر عدم تسليح به موقع و آمادگي رزمي در آذربايجان٫ شکست ما تا حدي قطعي به نظر ميرسد. براي جلوگيري از اقدامات اين اشغالگران حرفه اي٫ بهتر است امروز را به فردا نسپاريم. در يکي از آخرين برنامه هاي پخش شده در رسانه پر بيننده نيويورک تاميز آمريکا٫ اراضي آذربايجان کردنشين و پ.ژ.ا.ک مخالف رژيم جمهوري اسلامي معرفي ميشوند. يعني٫ از هر دو سو نفع آمريکا در نظر گرفته شده است. رژيم تبهکار اسلامي نيز با انتشار نقشه هاي تحريف شده آذربايجان٫ در حال تحريک تروريستهاي تا دندان مسلح و داراي پشتيبان کرد بر عليه مات تورک ميباشد. راه ديگري در پيش نيست٫ يا جنگ زود هنگام مسلحانه و شکست٫ و يا جنگ سياسي و مسلح شدن به موقع براي حفظ خاک و ملت آذربايجان. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 15:42 توسط آراز
|
|
||